TV Comedy Series And Cinema of Comedy - برای یک طنز نویس - مسعود مرعشی عزیز
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

دوشنبه 6 اردیبهشت 1389-08:58 ق.ظ



برای مسعود مرعشی عزیز

نوشته مهرداد نعیمی

با سلام به دوستان عزیز

از اونجا که با مسعود مرعشی عزیز هم کلاسی شده ام ، همینجوری تصمیم گرفتم ازش یه قدردانی کوچولو بکنم .

مسعود مرعشی همون نویسنده جوون و باحالیه که توی شب نامه اعتماد ملی ، مطالبی با عنوان های نوبت شما به سبک ایرانی ، تفسیر و واکاوی ترانه ها ، طرح زوج و فرد در باشگاه پرسپولیس ، زندگی ات را قورت بده ، بیا با هم بریم سفر چالوس ، جیگیلی جیگیلی اخماتو وا کن ، میهمانی انگور در ضیافت اصلاح طلبان ، اندر احوالات مطربی بریتنی برای موسوی و کروبی ، زنگ تفریح ، اندر احوالات زیارت رفتن اصلاح طلبان ، ای قشنگ تر از پریا   تنها تو کوچه نریا ، من و مخمل و وبلاگ نویسی ، گربه های چپ دست ، راه راست ، توی سرما هم بی کاپشنی تو مانکن بی ساکشنی ، خوش به حال تکه سنگ و  .......  رو می نوشت و از نویسندگان خوب چل چراغ ، گل آقا و چل چراغ هم حساب میشه .

مسعود به فیلمنامه نویسی هم علاقه داره و چندی پیش در کلاسهای آقا سروش هم شرکت می کرده . اون تو مجله چل چراغ بخش محرمانه رو خیلی خوب می نوشت، صفحه ای که به قول بعضی ها با گرایش خاله زنکی اش(!) برایمان هر هفته از اتفاقات درون تحریریه باز زبانی طنز روایت می کرد. می توان گفت تصور اینکه محرمانه ها را از چلچراغ حذف کنیم برابر با حذف تمام آن احساسی باشد که از آن به چلچراغی بودن تعبیر می کنیم .

مسعود مرعشی در زندگی روزمره هم به شدت شوخ است و خود من كمتر اونو كاملا جدی دیده ام . من مطمئنم در سالهای نه چندان دور ، مرعشی رو در پشت صحنه طنزهای تلویزیونی و یا سینمای كمدی هم خواهیم دید .

مطالب زیر رو هم از سایت چل چراغ و برای آقای مرعشی انتخاب کردم : .
وقتی که جلال سعیدی محرمانه را کنار گداشت دوران آوارگی این صفحه آغاز شد, ژوله آمد و سبکی جدید در پیش گرفت و بعد ناراحت شد که چرا به محرمانه هایش اعتراض می شود. بعد از آن محرمانه به صورت نوبتی دست همه نویسنده ها افتاد تا باز هم نوبت به اولین سکاندارش رسید که دو باره این صفحه را از نو خلق کند. ولی رها هم چندان موفق نبود و دوام زیادی نیاورد.
.
بعد از رها یک نام نه چندان آشنا بالای محرمانه ها پیدا شد..."مسعود مرعشی"....مرعشی با وجود اینکه از قبلیها کم تجربه تر بود ولی تلاش ملموسی را برای بازیابی این صفحه در پیش گرفت که تا حدودی هم موفق شد. مرعشی هم توانسته بود آن سنت روایت از دورن تحریریه را حفظ کند هم کمی از زرد بودن این صفحه بکاهد. قالبهای حاضر و آماده ایی که او برای محرمانه هایش استفاده میکرد شاید از بارزترین نقاط قوت این صفحه به حساب می آمد که البته پافشاری اش برای استفاده همیشگی و هر هفته از هر کدام از این بخشها باعث می شد که در موارد معدودی اثری از طنز در مطالبش نباشد. یکی دیگر از خصوصیات محرمانه های او نوشته های تلگرافی و کوتاهش بود که بعضی وقتها حتی به یک جمله کوتاه هم برای هر بخش اکتفا میکرد که این موضوع نیز برای صفحه ایی چون محرمانه اتفاتق جدیدی به حساب می آمد./ (مهدی کریمی)

محرمانه شماره 232:"…ابی خان دیگر نمیخواهد محرمانه بنویسد.نگاهی به من می اندازد.قرار میشود محرمانه این هفته را من بنویسم.بدجوری نسبت به او احساس استاد و شاگردی میکنم.میدانم که نوشتن محرمانه بعد از او سیل نامه های محبت آمیز بالای 18 سال شما را به مجله سرازیر میکند.اما چه باک که ما متعلق به شماییم و حاضریم به خاطر شما و ابی خان هزینه های سنگین تر از این را هم بپردازیم."
نمیدونم اینا یادتون هست یا نه.یه فلاش بک کافیه محرمانه رو جلال سعیدی ول کرد بعد گردشی شد بعد رها راهش کرد.یه جورایی همه مون باورمون شده بود که محرمانه بیچاره مون طلسم شده.چرا و چگونه اش هم مهم نبود.بعد محرمانه واگذار شد به آقای مرعشی.تو شماره های اول خیلی هامون یه کم غریبی کردیم اما خیلی زودتر از اونی که فکرشو بکنیم پاسخگوی سلیقه ی خیلیامون شد(قابل ملاحظه یعنی هنوز عده ای در آه و حسرت بودند و شاید هنوزم هستن.گاهی بی انصافی میکردن و گهگاهی هم انتقاد)خلاصه حالا اگه بخوام راجع به محرمانه ی حال حاضر نظر بدم نظرم خیلی مثبته یعنی باید بگم خیلی مثبته شاید چون من به سخت بودن محرمانه نوشتن فکر میکنم و حجم زیاد مخاطباش و توقعات اون ها ازاین صفحه.(اگه برای هر ستون و صفحه ای تو چلچراغ مخاطبی باشه تمام اونا مخاطب این صفحه هم هستن ) به سخت بودن طنز نوشتن برا چلچراغ(با تمام طنزنویسای خوبش)هم فکر کنم؟!حتی اگه به اینا هم فکر نکنم محرمانه موفق بوده./(سارا)

ایده استفاده از تست و پاورقی تو محرمانه باعث شد محرمانه یه تكون اساسی به خودش بده و از فرم همیشگی كه بهش عادت كرده بودیم در بیاد. من محرمانه های مرعشی رو به محرمانه های قبلی ترجیح می دم چون هم چارچوب محرمانه رو حفظ كرده بود(دوربین مخفی از درون تحریریه) هم به بحث های همیشگی دیركرد حقوق و نون و پنیر عصرانه پایان داد. مرعشی كارشو بلده. به جان خودم!/ (یاسمین نیکرو)

از محرمانه های جدید خسته شده بودم.

مگه میشه کسی دیگه ای بتونه؟

هیچ کس هم نمی تونه به محرمانه نگاه چب بکنه!

جرات بستن این صفحه رو هم کسی نداشت!

این صفحه مثل دفاع در برابر جادوی سیاه شده بود!

یک عده می گفتن طلسم شده!

ولی مسعود مرعشی این صفحه رو زنده کرد.

از طولانی نویسی پرهیز کرد.

کوتاه نوشت و خوب!

پاورقی هاش حرف نداره!

نسبت به اوایل هم بسیار پیشرفت کرد.

به نظر من بعد از ابراهیم رها، محرمانه های مرعشی از بقیه بهتره!

نظر دیگه...چرا می زنید؟!

افسوس که... (فرید عطاراده)

وقتی که آقای مرعشی شروع به نوشتن محرمانه کردن من خودم از مخالفین بودم و اصلا" دوست نداشتم که ایشون به محرمانه نویسی ادامه بدند . دلیلش هم شاید این بودش که تا اون موقع کمتر آقای مرعشی خودشون رو نشون داده بودن.و شاید هم اینکه نمیتونستم تغییر رو پذیرا باشم و به روش قبلی عادت کرده بودم.اما کم کم خوشم اومدش. تفاوتی که این محرمانه با محرمانه های دیگه داشتش اینه که ایده های جدیدی درش وارد شده.نمونه هاش رو هم همه دیدیم . طنز هفته، نیکوکاری هفته...هفته...هفته..هفته و جالبتر از همه تست هفته بودش که تا جایی که یادمه کسی این کار رو با اسامی بچه های 40 انجام نداده.. پانویس ها رو هم نباید فراموش کردش( هر چند که بعضی ها(!!!) باعث شدن که پانویسهای آقای مرعشی متوقف بشه)در کل ، محرمانه های آقای مرعشی رو دوست دارم و خوشم میادش و دلم می خوادش که ادامه پیدا کنن)./ پپری(پریا

------------------------

بحث محرمانه های مرعشی در گروههای یاهو و کلوب نیز دنبال می شد که بد ندیدیم برخی از نظرات یاهو گروپ را هم اینجا بیارم :

زمان ابی خان و جلال بیشتر به دل می چسبید.انگار كه اونا مثل دوربین مخفی بودن. اما الان زیاد به دل نمی شینه.اما هنوز سوتی گرفتنا و لو دادن هاشون باحاله. در كل من عاشق این صفحه هستم (مریاس-خ)

البته این یك نظر شخصیه و می تونه جای مخالفت داشته باشه. ولی من فكر می كنم محرمانه بر خلاف خیلی از صفحات چلچراغ كه روز به روز بهتر شد، افت زیادی داشت. این محرمانه دیگه اون محرمانه ای نیست كه رها می نوشت و قبل از هر صفحه دیگه ای خونده می شد. این محرمانه دیگه اون صمیمیت و جذابیت قبل رو نداره.(اسپیرینگ وایولت)

من از مهر 83 چلچراغ خریدم. تازه اونجوری نبود كه هر هفته بگیرم ولی همیشه محرمانه هاشو می خوندم. نویسنده هاش رو هم نمی شناختم. از چند ماه پیش كه جدی تر چلچراغو دنبال می كنم، محرمانه بعد از كمیك استریپ های بزرگمهر حسین پور دومین گزینمه. شاید قدرت طنز نویسی مسعود مثل قدیمیا نباشه (اینطور كه شماها می گین) ولی یادتون باشه مسعود همش 24 سالشه و خیلی جا برای پیشرفت داره.(ر-سا)
خوب هركی یه سبكی داره.نمی شه از مسعود مرعشی بخوایم مثل رها یا ژوله بنویسه. به نظر من كه كارش خوبه(مریم)

به نظر من محرمانه های مسعود مرعشی خیلی قشنگه. درسته كه رها و جلال سعیدی قشنگ می نوشتن، ولی من از سبكه نوشتن مرعشی هم خیلی خوشم میاد(سهند)
به نظر من هم محرمانه های مسعود مرعشی خوب و جالبه. پیشرفتش هم خوب بوده (گلبرگ آزاد)

من معتقدم محرمانه دیگه مثل قبل نیست. قبلا شاید اولین صفحه ای بود كه می خوندم اما الان شاید آخرین مطلبی باشه كه می خونم (مهسا)

به نظر من محرمانه الان خیلی هم خوبه و مسعود هم خیلی خوب می نویسه. درسته محرمانه های رها و جلال سعیدی هم خیلی خوب بودن اما دیگه داشت تكراری و لوس می شدو باید عوضش می كردن. ژوله كه اومد دوباره نوشت به نظرم معركه بود.حیف كه دیگه ادامه نداد. حالا هم كه مسعود مرعشی می نویسه و به نظرم خوبه. و هر دفعه هم از دفعه قبل بهتر می شه.(نازی)

آقا مسعود ، خسته نباشی

به کارت ادامه بده .... مهرداد نعیمی


تاریخ آخرین ویرایش:- -




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات