TV Comedy Series And Cinema of Comedy - من و وودی آلن – قسمت دوم – نوشته مهرداد نعیمی
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

سه شنبه 19 بهمن 1389-11:06 ب.ظ



من و وودی آلن قسمت دوم

نوشته مهرداد نعیمی

خوب عزیزان من ، تا كجا گفته بودیم ؟ ....... آهان ، داشتیم می گفتیم كه این وودی آلن از ایده های بنده فقیر بی بضاعت سوء استفاده می كرد و به نام خودش قالب می كرد . غرض از این شفاف سازی ان نبود كه مثلا بگوییم "ما هم برای خودمان گهی بوده ایم" یا بخواهیم بگوییم "زنده باد خودم" ، خواستیم بگوییم كه آقا ، خیلی از این موجودات آب زیركاه كه این روزها شق و شق عرض اندام می كنند و زرت و زرت  اثر از خود بیادگار می گذارند ، رازشان همینی است كه ما می گوییم  . اهل دیكتاتوری هم نیستیم ، ما یك چیزی گفتیم شما هم قبول كنید چون اگر چنین نكنید ، می زنیم پدرتان را می سوزانیم . بعدشم ، اساسا شهرت جذبه ای برای ما ندارد كه بخواهیم برویم دنبالش ، وقتی آدم مشهور می شود ، هر كجا كه می رود همه اول تنشان سیخ می شود و گاه زهره هم می تركانند و بعضا یادشان می افتد كه شعار بدهند :" پول ایستیرم ، پول ایستیرم "

ما كه زبانشان را نمی فهمیم و بروی خودمان نمی آوریم اما مشكل در همین موضوع خلاصه نمی شود . هر جا می روی باید الدرم بلدرم بكنی و قربان صدقه بروی و هیچ وقت هم قافیه را نبازی .... گاه آنقدر بزرگت می كنند كه قسم می خورند كه هیچ گاه در طی شبانه روز كار و بارت به سوی اتاقك تخلیه خانه نمی افتد و گاه برعكس ، اسامی متبركه ای از همان محل تخلیه را برایت انتخاب می كنند . همیشه هم یك دسته بادمجان دور قاب چین و دلقك مآب دست به سینه دوره ات می كنند .

راستی ما بد وودی آلن را گفتیم ، خوبش را هم بگوییم . وودی آلن قربانش بروم درویش بودی و دموكرات مسلك و همچین سوسیالیسم و چند تای دیگر از این ایسم های خوب هم بود . در برخوردهای فیس تو فیس كه با هم داشتیم هم شیرین بیان و شكر كلام می نمود . مثلا وقتی همین پارسال بهار تخم و تركه را جمع كرده بودیم و به زیارت رفته بودیم ، آقا وودی برای پابوسی ما آمد ، اطرافیانم قند توی دلشان آب شده بود و شكر حضرت باری تعالی بجا می آوردند اما ما ككمان هم نگزید . وودی خودش را برای ما لوس كرد كه خداوند رحیم و كریم است و بیا و از گناه ما بگذر و ما را ببخشای ....

ما هم كه می دانید حساسیم و بخشیدیمش و بعد رو به خدا كردیم و گفتیم " خدایا ، تو خود آگاهی از آنچه ما می گوییم ، این جرثومه از خود راضی افاضات ما را قبول دارد اما راضی نمی شود جلوی دیگران هم شفاف سازی كند ...... .

پیش تر ها ، یكبار گذرمان به منهتن افتاده بود ، صبح به صبح جارچی می آمد و داد می زد كه چه نشسته اید كه وودی آلن امروز چنان را كرد و چنان را نكرد  . ما هم كه تابحال از روی باد هوا حرفی نزده ایم ، یكبار طرف را سر بزنگاه بیخ توالت تور كردیم و بهش گفتیم :« برادر ، چرا همه ما تصمیم گرفته ایم چشمانمان را همیشه بروی حقایق ببندیم ؟ ...... باری ، از این حیوان ناطق كه درونش از كوكاكولا هم تاریك تر است ، هر چه بگویید بر می آید .... »

ادامه دارد .   




تاریخ آخرین ویرایش:- -




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic