تبلیغات
TV Comedy Series And Cinema of Comedy - هفته خاكستری مهرداد – نوشته نعیمی
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

پنجشنبه 17 شهریور 1390-12:23 ق.ظ



هفته خاكستری مهرداد نوشته نعیمی

شنبه : منم و خیال یاری، غم و نوحه و فغانی :

امروز تصمیم گرفتم یه مطلب بنویسم با اسم هفته خاكستری، اما از این ترسیدم كه ترانه ماندگار فرهاد مهراد رو به اون منجلابی كه توانایی شو دارم بكشونم، بنابراین منصرف شدم. این انصراف خیلی هم عجیب نبود، به قول ارسطو، نمی شد نقش شانس، طبیعت، عقل، اجبار، عادت، عشق و تمایل رو نادیده گرفت. دیگه همه می دونن كه هیچ  چیز، می تونه همه چیز هم باشه، پس سعی كنید جملاتم رو بخونید، بخصوص اونایی رو كه جا انداختم، شاید این حرفام عجیب باشه، اما حتی ساعتی كه كار نمی كنه هم دو بار در روز، ساعت دقیق رو نشون می ده.

یكشنبه : رخ قبله ام كجا شد، كه نماز من قضا شد؟:

خیلی بی حوصله بودم، دوست داشتم برم به جایی كه كسی نباشه، فقط خدا باشه و تنهایی، خیلی بده وقتی كه دور و ورت رو نگاه كنی و ببینی، سهمی از دنیای اونا نداری، به دنیا كه نگاه می كنم، حتی چیزی واسه فكر كردن، احساس كردن، گفتن و یا حتی عمل كردن نمی بینم، گرچه همیشه دلیلی برای سپاس گزاری از خدا هست! اما دیگه می خوام دور از هیاهو، دور از همه بمونم، می خوام فقط برای دل خودم بخونم، دنبال یه تنهایی ام، یه خلوت، یه سایبون، یه نیمكت، می خوام تنها بمونم، تنهای تنها و دور از جماعت، متاسفانه خیلی طول كشید كه بفهمم كه تنها چیزی در این دنیا كه بدون تلاش هم به دست می یاد، شكسته!

دوشنبه : گر به من بنگری، به ستاره می رسی، من همان میخكم، كه شكسته ام بسی :

پدرم همیشه می گفت، وقتی یه آدم سر تر از خودتون دیدید، مغزتون رو تعطیل كنید تا با اون برابر بشید، من همیشه این كارو می كردم، نتیجه این شد كه مغزم رو خاك گرفت، اینجا بود كه فهمیدم كه هیچ وقت نمی فهمید، چی به چه اندازه كافیه، مگر اینكه بفهمید به چه اندازه باشه، بیشتر از كافیه!، اما حتما نیازی نیست كه آنفولانزا بگیرید، تا یادتون بیفته كه زندگی گندی دارید و تصمیم بگیرید خوب بشید و بتونید بهبودش بدید، همیشه می شه این كارو شروع كرد. ولی این دروغه كه می گن هیچ وقت دیر نیست.

سه شنبه : چو مرا نماند مایه، منم و حدیث سایه :

سه شنبه ها برای من روز سینماست و علی رغم تصور شما، هیچ ارتباطی به نیم بها بودن بلیط ها نداره، اون فقط یه بهانه كوچیكه، از همین سینما بود كه یاد گرفتم انتهای هیچ چیزی افسردگی نداره، یه ضرب المثل ایتالیایی می گه : وقتی شطرنج تموم میشه، برنده و بازنده، شاه و پیاده، همه برمی گردن تو جعبه، البته همین سینما به من یاد داد كه همه چیز نسبیه، همون قدری كه می شه دنیا رو به شطرنج تشبیه كرد، همون قدر هم نمی شه این كار رو كرد، و باز همین سینما به من یاد داد كه آدما وقتی سرشون خیلی شلوغه، وقتی حتی فرصت سر خاروندن ندارن، بازم برای دروغ گفتن به اندازه كافی فرصت دارن.

چهارشنبه :  ز هجر یار، كردم گریه بسیار:

دختری بود كه از كمالاتش خیلی خوشم اومده بود، كم كم داشتم با خودم خیال می كردم كه این همون لحظه اس كه فرهاد می گفت:« روز خوشبختی ما، روز گندیدن من، روز جون سختی ما» .... اما مائی وجود نداشت، اون قسمتی از یه آدم دیگه بود، یه آدم دیگه كه فرسنگ ها با من متفاوت بود. حتی یه لحظه هم به من فكر نكرده بود، یه روزگاری بود كه همیشه می گفتم:« تنها كاری كه حتما باید توی این دنیا انجام بدی، عاشق شدنه»، اما روزهایی كه بدجور افسرده می شم، جمله رو عوض می كنم و می گم:« فقط كارهایی رو باید حتما انجام داد، كه تو ذهنمون فكر می كنیم توانایی انجام دادنشو نداریم، در واقع با این حرف به خودم روحیه می دم، تا حدی كه گاهی كارهای عجیبی ازم سر می زنه، چه جورش بماند!

پنج شنبه : خدایا در زمین جایم ندادی، لب آبی ز دریایم ندادی :

امروز، طرفهای ظهر تصمیم گرفتم خودكشی كنم، مثل همه دفعات قبل، شروع به خیال پردازی درباره نحوه این مرگ كردم كه یهو با عطسه همكار كناریم، یادم افتاد كه امروز حسابی سالم هستم و هیچ ناراحتی خاصی ندارم، بنابراین تصمیم گرفتم خودكشی رو بندازم واسه یه روز دیگه، روزی از همین تلخ و شیرین روزها، بعلاوه اینكه توی یكی از مطالب قدیمی خودم خوندم كه زندگی مثل آدامس می مونه، به شما هیچی نمی ده اما بهونه ای است برای باز و بسته كردن دهان، واقعا كه چه مزخرفاتی، همین مونده بود كه زندگی با این همه وسعت رو با یه آدامس مقایسه كنم!

جمعه : یه روزی گله كردم، من از عالم هستی، تو هم به دل گرفتی، دل ما رو شكستی :

جمعه حرف تازه ای برام نداشت، هر چی بود، پیش تر از اینها گفته بود!

 




تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 17 شهریور 1390 11:48 ق.ظ