تبلیغات
TV Comedy Series And Cinema of Comedy - به چه امیدی؟ - نوشته مهرداد نعیمی
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

دوشنبه 28 شهریور 1390-09:52 ب.ظ



به چه امیدی؟ - نوشته مهرداد نعیمی

ده سال پیش، وقتی فیلم روشنایی های شهر، ساخته چارلی چاپلین رو تماشا می كردم، سر سكانس ازدواج چاپلین با اون دختر كور، به این فكر می كردم كه چاپلین با این زندگی سگی كه تابحال داشته، با چه امید و آرزویی تن به ازدواج با یك دختر كه متاسفانه بسیار فقیر تر از خود چاپلین هم هست، می ده؟ چطور می شه كه آدمی كه اصلا از زندگیش تابحال راضی نبوده، خیلی بی باك، خودش را وارد مرحله وحشتناك دیگه ای كنه؟

از همون موقع بود كه این سوال منو رها نكرد و تمام این سالها بهش فكر می كنم، می خوام بدونم كه آیا آدمی كه با فلسفه هستی مشكل داره و از رسم زمونه حسابی شاكیه، چطور راضی می شه دوباره بدون هیچ تمردی، به ساز این دنیا برقصه و هی جلوتر بره؟ برای من ازدواج به این مفهومه كه یه آدم تصمیم گرفته كه حداقل سی سال دیگه به زندگیش ادامه بده، در واقع وقتی كسی ازدواج می كنه، داره این مفهوم رو از خودش ساطع می كنه كه از زندگیش رضایت نسبی داره و تصمیم داره تا چند سال دیگه، با همین معیارها و قوانین، البته در فازی دشوارتر، به زندگی ادامه بده، چطور میشه كه یه آدم كه از 30 سال اول زندگیش رضایت نداره، قراردادش رو تمدید كنه و بدون تكمیل همون مرحله اول، مشغول شادی و تكثیر و زایش بشه؟، با درك این نكته كه زندگی، رویای دیرین عشقه.

در ضمن، من كاملا معتقدم كه ما آدمها در این دنیای بزرگ، نه تنها مهم نیستیم، بلكه در حد یك نقطه ناچیز در یك هستی بی نهایت هستیم، بنابراین، شكایت من از دنیا به این معنا نیست كه انتظار خاصی از دنیا دارم. فقط از وجود خودم، و نوع زندگی خودم رضایت ندارم و راه حل بهتری هم پیش روی خودم نمی بینم، آیا به نظر شما تفكر من مخصوص یه آدم خسته اس و یا زیاد از حد افسرده و ناراحت هستم و یا به كلی دارم چرت و پرت می گم؟




تاریخ آخرین ویرایش:- -