تبلیغات
TV Comedy Series And Cinema of Comedy - توی ده شلمرود، مهرداد دیگه تنها نبود – نوشته نعیمی
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

پنجشنبه 14 مهر 1390-11:51 ب.ظ



توی ده شلمرود، مهرداد دیگه تنها نبود نوشته نعیمی

 

توی ده شلمرود، مهرداد تك و تنها بود.
مهرداد نگو، دیوونه بگو، خل و چل بگو، روانی بگو، عاشق پاپتی بگو،
موی جفنگ، روی ملنگ، متنهای جفنگ، حرفهای مشنگ، احوال دونگ،
نه فلفلی نه قلقلی، نه مرد زشت آملی، نه دخترای اُملی، هیشكی باهاش رفیق نبود. 
تنها روی سه پایه، نشسته بود تو سایه، واسه خودش دپرس بود، توی زندگی طلسم بود.  
دوستش می گفت: مهرداد میای پارتی بریم؟ نه نمیام، نه نمیام.

میای یه كم شادی كنیم؟ نه نمی خوام، نه نمی خوام.

همش روی زبونش، نمیشه بود و نیستش.  

یكی از روزا، کره الاغ کدخدا، كه شاد بود و هم باصفا، مهرداد رو دید تو كوچه ها،
مهرداد گفت، الاغه چرا تو شادی؟ مگه نمی ری بار بیاری، مگه كتكت نمی زنن؟ مگه گیساتو نمی كشن؟ به چه امیدی تو شادی؟
الاغه یهو دپرس شد، علف تو دهنش پشگل شد، نشست و فكر كرد خیلی خوب، بارشو ول كرد توی جوب.

چند روز اول بد نبود، اما سیاهی خیلی زود، اومد سراغش مثل نور، چون غذا نبود دیگه جور.    
یه وقتهایی پا می شد، بره دوباره سر كار، می گفت آخه می خوام چی كار، مرده نمی خواد دار و ندار

مهرداد می گفت، الاغ خوب و نازنین، سر در هوا سم بر زمین، تموم روز اینجا بشین، از همین یه جا دنیا رو ببین.

چند روز بعدش یه اردك، شاد و شنگول چو كودك، شنا می كرد تو استخر، شنا كنان مثل خر.
افتاد به تور مهرداد، افسرده شد چون فرهاد، بعد از دوری شیرین، خسته از روز دیرین.

مهرداد می گفت، تو اردکی یا غازی؟

 - من غاز خوش زبانم
 -  پس چرا دم درازی؟

 -  نه جانم

 به ساز دنیا نرقص، از اوسكول بودن بترس. آخه واسه چی، صبح تا غروب، میون آب کنار جو، هی می ری اون ور جوب، برمی گردی سر جات؟ تو اوسكولی یا اردك؟
     -  من غازم،

-        بمون مثال كودك،

-        می بازم
دنیا كه باخت نداره، بساز و بساخت نداره، پایان خوش نداره، روزهای خوش نداره.

خلاصه، اردكه هم پلاسه، از صبح توی یه كاسه، بدون امید و تاسه. همش با خر می لاسه.

 

در وا شد و یه جوجه، اومد و اومد تو کوچه، جیک جیک زنان، گردش كنان، اومدو اومد پیش داش مهرداد، بازی می كرد خوشحال و شاد.

مهرداد كه بامرام بود، خیلی هم باصفا بود، با جوجه كاری نداشت، گل ناشادی نمی كاشت،  اما این دفعه آقا خره، رفت جلو عین فرفره، جوجه رو نا امید كرد، دلمرده و دلسرد.

مادرش اومد قدقدقدا، آهای خر عوضی، مگه داری مرضی؟ جوجه من باحال بود، كیفش كوك و خوشحال بود، برو خونتون تو رو به خدا، به درك چی هست، هستی دنیا.
اردكه اومد سراغ مرغه، با دو تا جمله، اونم خرش كرد، یعنی عینهو همون خره كرد، به جایی رسید كه مرغه، می داد كلاس فلسفه، همه و همه افسرده بودن، جلو بقیه شرمنده بودن.

 

الاغ و خروس، جوجه و موش، غاز و ببعی، اردك و خرگوش. با فلفلی، با قلقلی، با مرد زشت آملی،  با مرغ زرد کاکلی، با دخترای اُملی، همه و همه، كارشون گریه، كارشون زاری، همش نداری، همش بی حال، همش غم، همش غصه همش سم.
الاغه می گفت : گرسنه ام، خروسه می گفت: قوقولی قوقو قوقولی قوقو، دلم می خواد یه ذره كوكو.
 
مرغه می‌گفت حالم بده، حالم بده، اردك می‌گفت: از این دنیا شدم زده.
دنیا عوض شده بود، ، زود زود زود، زود زود زود، توی ده شلمرود، مهرداد دیگه تنها نبود.

 

موخره 1 : توی شعر گفتن زیادی بچه ام

موخره 2 : باعث شرمندگیه

موخره 3 : حالا چرا عصبانی می شی ؟

موخره 4 : باور كنید بهم الهام شده بود، یه هفته بود، ولم نمی كرد.

موخره 5 : تازه باید اجرای با موزیكش رو بشنوید، غوغائیه

موخره 6 : همین كارهارو كردم كه آقای مرعشی دیگه هیچ كدوم از متنامو نمی خونه دیگه

موخره 7 :  خوب چرا اینجوری نگاه می كنی، لااقل پیام اخلاقی كه داشت.

موخره 8 : ایشالا از خجالتتون در میام.

موخره 9 : حالا شعر رو بی خیال، چه خبر ؟

موخره 10: واه و واه و واه .




تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 15 مهر 1390 04:50 ب.ظ