تبلیغات
TV Comedy Series And Cinema of Comedy - قضیه فرمول عشق (شماره 4 ) – نوشته مهرداد نعیمی
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

پنجشنبه 28 مهر 1390-11:24 ب.ظ



قضیه فرمول عشق (شماره 4 ) نوشته مهرداد نعیمی

 

كتابهای زیادی كه خوندم، به من ثابت كرده كه عشق ورزی از سخت ترین كارهای دنیاست. كسانی كه می گن عشق وجود نداره، خیلی هم حرف اشتباهی نمی زنن اما ایراد كار اینجاست كه عشق وجود داره اما افراد بسیار كمی در دنیا، به عشق واقعی مبتلا هستند. خیلی ها فكر می كنن لازمه عاشق بودن وجود معشوقه، اما واقعیت اینه كه عشق یك استعداد درونیه، یك توانایی برای روح، نشانه بارز عشق، عمق ارتباط متقابله. نكاتی كه در این متن خواهم آورد، تمامش نیاز به تفكر داره، هیچ كدوم رو از خودم نساختم، به همه این موارد ایمان دارم، بنابراین امیدوارم كه درصدی هرچند ناچیز، در دیدگاه شما تغییر بوجود بیاره. در ادامه، ده جنبه اصلی عشق رو ذكر می كنم. هر نوع رابطه ای كه حتی یكی از این ده مورد رو همراهش نداره، اسمش عشق نیست. احتمالا یكی رابطه دوستی، محبت، مهرورزی، جاذبه جسمانی، جاذبه روحانی، هوس و یا حتی ترس از تنهایی است، اما هر چی هست، عشق نیست:

1 . عشق و رنج :

عشق و رنج دو مقوله جدایی ناپذیرند، آدم چیزی رو دوست داره كه برای به دست آوردنش رنج برده باشه، مشخصا، چیزی كه راحت به دست بیاد، راحت هم از دست می ره، آدما نمی تونن چیزی رو كه به سختی و با رنج به دست آوردن، راحت از دست بدن، عشق به شكلی است كه شخص، بدون وجود معشوق، نمی تونه به زندگی ادامه بده، بنابراین، با كوچكترین مشكلی كه در معشوق یا ارتباط بوجود بیاد، دچار رنج میشه، ارتباطی كه رنج نداره، عشق نیست!

2 . عشق و دلسوزی و توجه:

از این لحاظ می شه عشق رو با رابطه مادر و كودك تصویرسازی كرد، توجهی كه مادر به كودكش داره، به تندرستی، به خواب و بیداری، به غذا، به همه چیز كودك اهمیت خاصی می ده، مادر با كوچكترین صدای گریه كودكش از خواب بیدار می شه، درحالیكه صداهایی خیلی بلندتر، اهمیتی برای اون نداره، در هر ارتباطی كه دو شخص، بی وقفه و بدون انتظار، به هم دلسوزی و توجه ندارند، عشق وجود نداره.

3 . عشق و احترام :

اگر بین دو طرف عشق، احترام متقابل وجود نداشته باشه، عشق به سلطه جویی و یا میل به تملك دیگری سقوط می كنه، منظور از احترام، توانایی درك طرف مقابل، آنچنان كه هست، و قبول آن و دوست داشتن آن است. احترام مهمترین تفاوت عشق و هوس است، هر نوع رابطه ای كه در اون، احترام وجود نداره، وجود عشق غیرممكنه.

4 . عشق و آزادی:

عشق فرزند آزادیه، عشق یعنی بخواهی طرف مقابلت، در راه خودش به شكوفایی كامل برسه، عاشق به هیچ عنوان معشوق رو محدود نمی كنه، لازمه این كار اعتماد كامل به معشوقه، بنابراین هر نوع ارتباطی كه در اون، دو طرف شروع به ایجاد محدودیت و وضع قانون می كنن، اثری از عشق وجود نداره، این نكته به خوبی دلیل همه جدایی ها، شكست ها و طلاق ها رو نشون می ده، چون بشخصه كمترین ارتباطی رو دیدم كه در اون، دو طرف بطور كامل همدیگر رو آزاد بزارن!!

5 . عشق و شادی:

در تمامی عشق ها، شادی وجود داره، اساسا عشق با خودش شادی فراوانی میاره، دو طرف از همه چیز حتی از رنج عشق هم شاد می شن، عشقی صحیح هست كه هر دو طرف اون، از لحظه لحظه ارتباط شاد باشن و لذت فراوانی نصیبشون بشه! لازمه كه اینو هم بگم كه عشق برای سرگرمی و تفنن نیست، باید در برابر عشق، احساس مسئولیت داشت. عاشق از محبت كردن شاد می شه نه از توجه گرفتن و مورد محبت قرار گرفتن!!!!!

6 . عشق و صبر :  

برای آموختن هر هنری، صبر فراوانی لازمه، برای یادگیری یك ویولون، سالها نیاز به تمرین هست، عشق از همه هنرها، به صبر و تحمل بیشتری نیاز داره، عشق آرام به وجود میاد، عشقی كه به سرعت بوجود بیاد حتما یه نقصی داره، آموختن عشق، عاشق شدن و ابراز عشق، همه نیاز به بردباری فراوانی دارن.

در ضمن، در عشق به جای حرف زدن، باید شنید، در دنیای امروز، آدما بدون اینكه به كسی گوش بدهند، شروع به نصیحت كردن هم می كنند، عشق نیاز به شنیدن و بردباری داره!

7 . عشق و شباهت :

عاشق، معشوق رو شبیه به خود می بینه، ممكه دو طرف تفاوتهای فاحشی داشته باشند، شباهت ها اولین دلایل جذب شدن دو آدم بهم دیگر هستند اما خیلی زود، سر و كله تفاوتها پیدا می شه، اما وقتی عشق بوجود میاد، بدون اینكه تغییری در شخصیت دو طرف بوجود بیاد، دیگه تفاوتی دیده نمی شه، عاشق باید مرتبا خود و شخصیت خود رو تجزیه و تحلیل كنه، اساسی ترین شرط عشق اینه كه برخود فریفتگی پیروز بشیم. مهمترین سرمایه هر آدم و محكم ترین پایه قدرت هر آدم، چیزی جزء شخصیت اون آدم نیست، انسان واقعی هیچ وقت، شخصیت خود رو نمی فروشه، عاشق واقعی، هیچ وقت سعی نمی كنه شخصیت طرف مقابل خود را متلاشی كنه یا تغییری بده.

8 . عشق و تنهایی:

برای یادگیری عشق، نیاز به تمركز فراوانی هست، برای یادگیری تمركز، نیاز به تنهایی و سكوت هست، تنهایی و سكوتی كه ازش لذت ببرید، بگذارید اینجوری بگم، اگر عشق شما به این شكل باشه كه از سر تنهایی، به كسی وابستگی پیدا كنید، در واقع عشق نیست، فقط كسی توانایی عاشقی داره كه توانایی لذت بردن از تنهایی رو داشته باشه، اون شیفتگی و علاقه ابتدایی كه دو طرف بهم نشون می دن، در واقع میزان دلخوری اونها از تنهایی سابقشون رو نشون می ده، این اصل بسیار پیچیده و مهمیه!!

9 . عشق و خرد:

عشق واقعی نیاز به خرد داره، خرد همون واقع بینی در فكر كردن و اندیشیدنهف مثلا فروتنی یكی از نشانه های خرد هست، خود شیفتگی نشانه دقیق بی خردیست، راستگویی یكی دیگه از نشانه های واقعی خرد حساب می شه، به نظر من، بخش مهمی از هنر عشق، واقع بینی و راستگویی است، هر وقت ارتباطی دیدید كه دو آدم بی خرد، با بی خردی تمام، جذب همدیگر شده اند، بدونید عشقی بین اونا برقرار نیست و هر چی هست، یك حماقت و یا یك نمایش ابلهانه اس( و یا هر دو).

10 . عشق و ایمان :

عشق نیاز به ایمان داره، ایمان به اینكه همه زیبایی ها در معشوق وجود داره، ایمان به اینكه كاملا بیدار و فعال هستید، ایمان به اینكه شرط تكامل انسان، عشق ورزی و همبستگی با دیگرانه، ایمان به تنهایی فلسفی همه انسانها، ایمان به اینكه در وجود معشوق میشه همه دنیا رو دید، با دوست داشتن معشوق میشه همه رو دوست داشت، با دوست داشتن معشوق می شه خودت رو هم دوست داشته باشی، به قول اریش فروم : "در حین عشق ورزدین و نثار كردن خود، و در حین نفوذ در شخص مقابل است كه خود را می یابم و كشف می كنم."

 

موخره 1 : نیچه می گه بشر رو می شه از ظرفیتی كه برای قول دادن داره، شناخت!!

موخره 2 : اریش فروم می گه دوست داشتن حالتی است كه انسان خود رو بدون هیچ ضمانتی، بطور كامل تسلیم معشوق كنه، فقط و فقط به این امید كه شاید عشق او، در معشوق ایجاد عشق متقابل كنه!!!

موخره 3 : تابحال برای هیچ متنی این قدر وقت نگذاشتم، برای این متن، بیش از چهل كتاب رو خوندم و چندین مقاله رو ورق زدم، به متنی كه نوشتم اعتماد كامل دارم، بنابراین از شما توقع دارم كه نظر واقعی خودتون رو به من بگید.

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -