تبلیغات
TV Comedy Series And Cinema of Comedy - در باب مانور ها - نوشته مهرداد نعیمی
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

چهارشنبه 2 آذر 1390-10:41 ق.ظ



در باب مانور ها - نوشته مهرداد نعیمی

عرض شود خدمت خاطر خطیر شما که امروز تو یه سایتی خوندم که : «در یک اقدام مناسب و درخور توجه، یکی از بهترین مانورهای مقابله با زلزله با مشارکت آبفای استان های تهران، سمنان، گلستان، مازندران و خراسان شمالی برگزار شد. در این مانور ارزشمند، برای هر یک از شرکتهای حاضر، سناریوهای پیچیده و مختلفی تعیین شده بود که با دقت و ظرافت به اجرا در آمده و گروه ها به نتایج خوب و درخشانی رسیدند. نتایجی همچون اصول کار تیمی، شناخت نهادهای مرتبط، شناخت تصمیم گیران و نفرات کلیدی، آشنایی با محل، آشنایی با تبعات یک زلزله و ایجاد هماهنگی بین سازمانها.»

اما از این اتاق خبر که بیایم بیرون، انتهای راهرو سمت چپ، داستان رو اینجوری میشه تعریف کرد:

اجرای مانور در همه کشورهای دنیا، اهمیت زیادی داره، بخصوص برای یک کشور زلزله خیز مثل ایران، از مهمترین برنامه های فاز آماده سازی حساب میشه، اما از اونجا که ما ایرانیها، تخصص غریبی در خراب سازی همه چیزهای این دنیا داریم، به خوبی توانسته ایم در زمینه برگزاری مانور هم به ایده ها و راهکارهای احمقانه درخشانی برسیم. بطور کلی نحوه راه اندازی یک مانور در ایران به این صورته :

یه آقای مدیر، با درک بعضی ضعف های وحشتناک مجموعه اش، همه زیر دستاش رو جمع می کنه و از انتهای حنجره، فریادهای تپلی نثار اونا می کنه و ازشون می خواد تا دنبال راه هایی برای پول درآوردن بگردن وگر نه خیلی زود همشون دچار تعدیل نیرو خواهند شد. در این میان، یکی از معاونان که از بقیه تیزتره، فر می کنه و فکر می کنه و بدو بدو خدمت آقای رئیس می رسه و می گه؛ چه نشسته اید که یک راه خوب واسه درآمدزایی پیدا کردم، این آقا معاون متوجه شده که با توجه به اینکه مدیران دولتی خبر دارن که اگه یه زلزله بیاد، هممون به فنای عظمی خواهیم رفت، قبول می کنن که واسه این امور سرمایه گذاری کنن. به شرطی که برای خودشون هم، یه چیزی بمونه و تبلیغاتی هم صورت بگیره. بنابراین هر دو شروع به نوشتن نامه ای رسمی می کنن و برای جلب رضایت مقامات، ابعادی از سوانح احتمالی رو شرح می دن.

توجه به این نکته الزامیست که در این مرحله، اصلا اهمیتی نداره که منطقه مورد نظر شما زلزله خیز هست یا نه، گسل داره یا نه، سابقه لرزه خیزی چگونه بوده و تحلیل خطر شده یا نه، این مسائل بی اهمیت رو رها کنید. همچنین اصلا اهمیتی نداره که ابعاد حادثه ای رو که تشریح می کنید، خودتون هم واقعا درک و باور داشته باشید، بازم همچنین هیچ اهمیتی نداره که اهدافی که برای مانور تعیین میشه تا چه حد با واقعیت و منطق منطبق هست و تا چه حد مورد ارزیابی قرار می گیره. تنها این اهمیت داره که بتونین اداره کل رو راضی به سرمایه گذاری و مشارکت قابل توجهی در مانور خود کنید.

پس از دستیابی به این مسئله، لازمه که انواع گروه ها و سازمانهای حتی الامکان دولتی استان خودتون و استانهای اطرافتون رو وارد بازی کنید. همه سازمانهای خطری رو حتما دعوت کنید، در غیر اینصورت همانها مانع برگزاری مانور خواهند شد. برای فرم ها، سناریوها و دستورالعمل ها لازم نیست نیروی متخصص جذب کنید و بشینید فسفر بسوزونید، فقط کافیه بمقدار خوبی از استعداد کپی برداری بهره مند باشید.

مرحله بعدی بزرگنمایی مانوره اما این بزرگنمایی هیچ ارتباطی به دقت در کار، تحلیل و افزایش سطح کیفی مانور نداره. فقط باید ابعاد کمی مد نظر قرار بگیره. تا می تونید، نمودارها رو انگولک کنید تا چیزی که خودتون می خواید تصویر سازی بشه. حتما با دعوت از صدا و سیما، رادیوهای بین المللی تا محلی، استان دار، فرماندار، شهر دار، روستا دار، کدخدا و بقیه نیروهای مخلص، وسعت کمی حادثه رو افزایش بدید و تبلیغات خوبی صورت بدید. در حین برگزاری مانور، تنها به اشخاصی خدمات خوب ارائه بدید که ارزش خبری داشته باشن، برای آدمهایی که قرار نیست صدایی به جایی برسونن، پول بی خود خرج نکنین. بازم تکرار می کنم، اصلا سعی نکنید که یک بحران واقعی رو شبیه سازی کنید. اصلا دلیلی نداره خودتون رو با پیچیده کردن ماجرا خسته کنید. فقط سعی کنید بهتون خوش بگذره، والا، مگه دنیا چند روزه؟ دو روزه که یه روزش هم تموم شده دیگه، حالا زلزله رو کی داده؟ کی گرفته؟ کی دیده؟ کی شنیده؟ به قول ایرونیها جاست فان، اصلا هیچ مسئله ای رو بحرانی و پیچیده نکنید. به جوجه مهندسان دانشگاهی هم اجازه انتقاد و اظهار نظر ندید، هوای کسانی رو داشته باشید که می تونن شما رو توی دردسر بندازن.

توجه داشته باشید که نتایج مانور و یافته ها و موفقیت ها، از روز اول هم قابل نوشتنه، قرار نیست اتفاق خاص، ویژه یا جدیدی بیفته. اصلا قرار نیست کسی دچار سردرگمی، شوک یا شگفتی بشه، یا به قول ایرونیها سورپرایز بشید. همه چیز از قبل مشخص خواهد بود و همه چیز مطابق برنامه پیش خواهد رفت.

نکته مهم دیگه اینکه، برگزاری یک اختتامیه باشکوه و با حضور همه مسئولان دولتی و نیمه دولتی از اهم موارده.

حالا از همه این مسائل که بگذریم، باید بگم که بدجوری سرما خوردم، طبیعیه که کسی حرف منو نفهمه، مرده زنده خواب و بیدار نفهمه این چرت و پرت ها رو. درد ما رو در و دیوار نفهمه. اصلا یه چیزی، شما که سواد داری، واسه هر سوال، هزار و یک جواب داری، رتبه داری، مقام داری، سیکل داری، دیپلم داری، تو کله تون پر از حساب و هندسه اس، حواستون همش تو درس و مدرسه اس، جون من بگو، من کم دارم؟ مرگ من بگو، من تب دارم؟ پس چرا تنم داره می خاره، حرصمو داره در میاره؟ پس چرا می سوزه تنم؟ گر افتاده تو پیرهنم ؟

راستی، کی موافقه که سقوط من در خودمه، سقوط ما مثل منه، مرگ روزای بچگی، از صبح به شب رسیدنه، اومدنی رفتنیه؟        

 

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -