تبلیغات
TV Comedy Series And Cinema of Comedy - زندگی، جزء به کل – نوشته مهرداد نعیمی
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

سه شنبه 13 دی 1390-10:56 ب.ظ



زندگی، جزء به کل نوشته مهرداد نعیمی

1 . زندگی بدون عشق مزخرف و بی فایده اس، اما زندگی با عشق، یه عالم درد و رنج داره، اگه درد و بدبختی نمی خواهید عاشق نشید، اما اگه عاشق نشید، احساس خوشبختی سراغتون نمیاد، اما عشق دقیقا همون رنجه، یعنی رنج می برید که رنج برده باشید و عاشق می شید که عاشق شده باشید و عشق این مدلی هیچ فرقی با بدبختی نداره، یعنی بدبخت نشید، رنج نمی برید و خوشبخت نشید، رنج می برید و عشق سراغتون نمیاد، تا رنج نبرید خوشحال نمی شید و تا خوشحال نشید عاشق نمی شید. در واقع تا زندگیتون خوب نباشه عاشق نشید و وقتی عاشق شدید زندگیتون خوب نمی شه، وقتی خوشحال می شید از خوشحالی خودتون رنج می برید و وقتی گریه می کنید حسابی از زندگی راضی هستید، پس خوشحال بشید تا عاشق نشید و رنج ببرید تا بدبخت نشید، اما از اونجا که درد و رنج باعث می شه از زندگی ناراضی باشید، پس ناراضی نباشید تا راضی نباشید، با عشق می تونید از زندگیتون ناراضی بشید و با رنج می تونید از زندگیتون رضایت داشته باشید، رنج زیاد باعث شادی خیلی زیاد و در نتیجه غم و اندوه و بدبختی می شه و شادی زیاد باعث رنج و در نتیجه عشق و خوشبختی میشه، بنابراین به این نكته توجه داشته باشید كه اگه به این نكته ها توجه كنید، آخرش می فهمید كه این نكته ها اصلا ارزش توجه ندارند.

2 . عشق هم مثل زندگی می مونه، یه سقوط افقیه، همه ما دنبال عشق واقعی می گردیم. که خودش طنز درجاست. به قول وودی آلن، عشق واقعی مثل روح می مونه، کسی تا حالا ندیدتش اما همه در موردش حرف می زنن!  پاملا اندرسون هم که وصف کمالاتش شهره همه جای دنیاست، گفته" ما به مردها برای یک رابطه عاشقانه نیاز نداریم. ما به مردهایی نیاز داریم که اگه توالتمون خراب شد بتونن تعمیرش کنن" در واقع عشق و زندگی مصداق بارز پنجاه پنجاه هستن جفتشون، و از اونجا که هر وقت به دست آوردن یه چیزی پنجاه پنجاه باشه، به احتمال 90 درصد به دستتون نمی رسه، پس احتمال خوشبختی در دنیا ده درصده، و حتی کمتر. به قول داگلاس آدامز، زندگی در زندگیه که تلف می شه!

3 .  من تو زندگیم خیلی مدیون پدر و مادرم هستم، به ویژه مادرم  و بخصوص پدرم! مادرم بر عکس من خیلی نا امید بود و بابام برعکس من خیلی  نسبت به زندگی خوش بین بود. مثلا می گفت:"باید همیشه خوشبین باشید، اونقدر كه حتی اگه دارید از برج میلاد سقوط می كنید، اون وسطها بگید: تا اینجاش كه جالب بوده!" یا می گفت:"احمق که آدم کودنی نیست، احمق کسیه که استعداد عجیبی در حماقت داره. بعدشم به قول یه آقای معروفی، احمق باشی خیلی بهتره تا اینکه  احمق باشی و الکی ادای آدمای باهوش و منطقی رو در بیاری." به نظر من اینقدر تعداد احمق ها زیاده که نمی شه پیداشون کرد! بخصوص که شهرت و قدرت مهمترین چیزهایی هستند که آدم رو خنگ می كنند و این موضوع، اصلا هم پدیده ای منحصر بفرد نیست. کار دنیا خیلی باحال تر از اونیه که فکرشو می کنید. اگه باحال نبود،  اینجوری نمی شد که بهترین رپر دنیا سفید پوست باشه و بهترین گلف باز دنیا سیاه پوست، یا قد بلندترین بسکتبالیست آمریکا چینی باشه! و باهوش ترین آدم دنیا هفت ساله باشه، یا پول توی زندگی از آب و اکسیژن هم مهمتر بشه، یا بامزه ترین آدمای دنیا سیاست مدارا باشن و گریه آورترین آدم واسه هر کس، همسرش! و زندگی با این همه هزینه و دردسر، محبوب ترین چیز دنیا باشه. و عشق یه جنون موقت باشه که با ازدواج درمان بشه،  اگه بخوام زندگی رو در یک کلمه خلاصه کنم، می گم : مرگ، اگه بخوام زندگی رو در دو کلمه خلاصه کنم می گم: اومدنی رفتنیه! و اگه بخوام تو سه کلمه خلاصه اش کنم می گم: هیچ چیز نمی مونه! با این احتساب، کی می تونه بگه اون چیه كه با وجود پنج شش روز خون ریزی، باز هم از پا در نمیاد و نمی میره و به زندگی در روزهای اوج ادامه می ده؟

4 . بیل واترستون فیزیكدان معروف گفته: "مطمئن ترین نشانه وجود حیات در سایر سیاره ها اینه كه اونها تا حالا تلاشی برای تماس با ما نكرده اند." همه ما می دونیم چی بیشتر حال ما رو می گیره، مثلا من وقتهایی كه جواب یه چیزی رو می دونم اما هیشكی ازم سوالی نمی كنه، خیلی حرص می خورم! بعد یادم میفته که یه حکیمی بر اساس نظریات خیام گفته بود"اگه فردا قراره بدتر باشه، پس امروز بخند"، واسه همین آروم و بی خیال می شم. زندگی رو نباس سخت گرفت، دیگه فكر كنم الان همه چیز زندگی معلومه جزء اینكه زندگی چیه و چطور باید زندگی كرد! زندگی اونقدرا هم بد نیست اگه یه عالمه پول داشته باشید، خوش تیپ و سالم باشید و در حدی تصور نكردنی خوشبخت باشید، دیگه زندگی کاری نداره! زندگی در واقع اینجوریه كه شما یه كاری كه نمی دونم چیه می كنید و بعد یخورده عصبانی و ناراحت و اینا می شید و بعد هیچی دیگه، همه چیز تموم میشه و می میرید. به همین راحتی. چیزی كه مشخصا ما از زندگی یاد می گیریم اینه كه با زندگی كردن حتما نحوه چگونه مردن رو می فهمیم. در واقع مردن جزء معدود توانایی هاییست كه از باهوش ترین آدمها تا مونگل تریناشون هم راحت یاد می گیرن. مرگ خیلی چیز بدی نیست. به نظرم مرگ یکی از بهترین خبرایی است که به سالخوردگان مریض احوال می شه داد. فقط بدی مرگ اینه که یه كم كسل كننده اس! حواستون باشه که معمولا اگه آدما به اندازه کافی عمر کنن، به یه سری از اهدافشون می رسن. پس بهتره که توی زندگی هدفهای مهمی داشته باشید. مثلا مشكل من این بود كه فقط می خواستم كسی باشم. در حالیكه الان می بینم كه باید هدفهای بزرگتری برای خودم در نظر می گرفتم.

5 . می دونید من توی این دنیا، بیشتر از همه عاشق چیم ؟ عاشق این هستم كه این دروغ احمقانه ای كه درباره سال 2012 گفته می شه، راست باشه و واقعا در این سال دنیا به پایان برسه. چی می تونه از این بهتر باشه؟ كی دوست داره دوستانش یا پدر و مادرش بمیره و بره سر خاك اونا؟ كی دوست داره پیر و از كار افتاده و زشت و فرسوده بشه ؟ كی دوست نداره بچه آخرالزمان باشه؟ واقعا چی از این بهتر؟

من موندم این آدمایی كه از سال 2012 می ترسن واقعا چه جور اوسكول هایی هستند؟ من از بچگی دوست داشتم در دوره ای از دنیا زندگی كنم كه دنیا به پایان می رسه و همه چیز تموم می شه، اینجوری دیگه اتفاق مهمی نمی افته كه شما ندونید. هیچ دربی ای انجام نمی شه كه شما نتیجه اش رو ندونید. هیچی فیلم جدیدی ساخته نمی شه كه شما نبینید. همه شما و همه كسانی كه شما می شناسید، درجا خلاص می شید. نه گریه كن نیاز دارید، نه قبر و كفن و دفن، نه هیچ چیز دیگه، جا داره امشب عاجزانه از خدا بخواهیم كه واقعا سال 2012  دنیا به پایان برسه.

 

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -