تبلیغات
TV Comedy Series And Cinema of Comedy - امید پژمرده – مهرداد نعیمی
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

جمعه 7 بهمن 1390-01:25 ق.ظ



امید پژمرده مهرداد نعیمی

 

از گذشته که، هر چی هست کینه دارم.

فکر اون ظلمت و شب، که بهش بدهکارم!

 

در تمنای سراب، جوونیم فشرده شد.

گل امید دلم، خار هم نشد، پژمرده شد.

 

ما که احوالمون و حالمون و ستاره مون

جزء جفای زندگی، چی اومد تو پیالمون!

 

توی یه بیابون و بدون کفش، پاها تو گل

نطفه ام ضایع بود و منزل و ماوایم تو گل

 

حرف حق گنجی بود که عمری توی چاه افتاده

نور روزنه دل ما، نیومده از پا افتاده

 

وقتش بود آیینه ای، چشم و دلی پر نور کنه

هی دریغ از یه سراب، تا دلخوری رو کور کنه

 

زندگی عذاب شد و پناه به مرگ سرخوشی شد

زندگی ادامه یافت، منجر به این خودکشی شد.

 

زرق و برق زندگی، به درک هر چه که بود!  

بخت گمراه الاغ،  مهر دل که را ربود؟  

 

 

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -