تبلیغات
TV Comedy Series And Cinema of Comedy - یه چیزی بگم !؟ - نوشته مهرداد نعیمی
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

شنبه 15 بهمن 1390-09:42 ق.ظ



یه چیزی بگم !؟ - نوشته مهرداد نعیمی

یه چیزی می گم، شما هم باور کنید، فاصله آدمها با هم خیلی کمه و شکل زندگی اکثر ما شبیه همه، همه ما آدمها، مشکلات شبیه هم داریم، نگاه به اسم ها نکنید، اینکه فلانی سوپراستاره، فلانی پزشکه یا فلانی گداست فرقی در ماجرا به وجود نمیاره! همه مون صبح که بیدار می شیم، قیافه شکسته داریم. وقتی خمیازه می کشیم، دهنمون رو تا بناگوش باز می کنیم. فاصله آدم نجیب ما و آدم خیانت کار ما یه قدمه، یکی رو می بینی، بهش احساسی پیدا می کنی و خیانت می کنی، فاصله قاتل و مقتول یه قدمه، خود شما ممکنه به دلیلی، همین فردا باعث مرگ کسی بشید، خود شما ممکنه یه سال دیگه این موقع، سوپر استار و مشهور باشید، به خدا فاصله ای بین بهترین و بدترین شدن نیست. برای همین لازمه که همیشه روی خودتون مسلط باشید و همیشه بیشترین تلاش رو انجام بدید. اگه هدفی در زندگی دارید، سعی کنید هر روز به هدف نزدیک تر بشید، اگه می خواهید کارگردان بشید، با همون موبایلتون فیلم بسازید، برید و از آدمهای مهم تقاضا کنید تو فیلمتون بازی کنن، از چی خجالت می کشی؟ باید به خودتون ثابت بشه که آیا واقعا استعدادش رو دارید یا خیر، اگه ندارید برید سراغ یه کار دیگه، به همین راحتی، تو رو خدا سعی کنید شما مثل پدر و مادراتون نشید که تو پیری بگید، "من اگه فلان موقع، فلان کارو کرده بودم، الان فلان کس شده بودم،" بسه تو رو خدا، اگه می خواهید نویسنده بشید، رو همون کاغذ باطله ها بنویسید، از همین حالا بنویسید، از همین آدمهای دور ورتون بنویسید، فقط با تلاش و تکرار فراوانه که آدم موفق میشه، به قول ناصر تقوایی که اولین معلم فیلمنامه ما بود، کار نیکو کردن از خیلی انجام دادنه که به دست میاد، همین و بس، تلاش بی وقفه، می خواهید مهندس بشید؟ از همین حالا حسابان و هندسه رو جدی بگیرید. فقط یه کم تلاش لازمه، چرا این قدر از اسم های بزرگ می ترسید؟ واقعا فکر می کنید اون آدمی که الان سمبل و الگوی شماست، از جنس دیگه ای ساخته شده؟ من خوشبختانه همیشه این فرصت رو داشتم که با خیلی از آدمهای مشهور، همکاری یا دوستی داشته باشم و اولین چیزی که متوجه شدم این بود که من هیچ تفاوتی با اونا ندارم. همه این آدمها روزی دو سه بار میرن توالت، همه شون بدن مشابه دارن، قد و وزن مشابه دارن، همه شون نیاز به آب و غذا و هوا و توالت دارن، همه هوش و استعداد تقریبا یکسانی دارن، یه کم بالا و پایین، همه ما مثل هم عاشق میشیم، می خندیم، گریه می کنیم. می خوابیم، بیدار میشیم، می شوریم، حمام می کنیم، واکنش همه ما به نتیجه دربی مثل همه، همه نسبت به شنیدن خبر جنگ، یجور واکنش داریم. همه ما وقتی چند ساعت به توالت دسترسی نداریم، شکممون باد می کنه، هر کدوم از ما وقتی یه سیلی بخوره، دردش می گیره اما بیشتر غرورش له می شه،  مامان بابای همه مون به طرز عجیبی شبیه همن، توصیه هاشون، نصیحت هاشون، دلخوری هاشون، توسری زدناشون، غر زدناشون، فحش دادناشون، نظران سیاسی و اجتماعی شون، آنچنان فرقی با هم ندارن، خود ما و استعدادهای ما خیلی به هم شبیهه، اکثر ما در چهار ساعت کنکور یه شرایط رو سپری کردیم. اکثر ما دوره دانشجویی مشابه هم داشته ایم. پاس کردن درس ها، پروژه ها، همه استادهای شبیه هم داشتیم، محاله که شما استادی نداشته بوده باشید که دلتون می خواسته خفه اش کنید، محاله که شما استاد خوب نداشته بوده باشین، آخرش هم همه تون یه جا می رید، همتون به دلیل یه جور بیماری یا تصادف می میرید و براتون قبری می کنن و چالتون می کنن، می خوای وودی آلن باش یا آلبری اینشتین، و یا اکبر آقا بقال، چرا همیشه فکر می کنید که شما شرایط وحشتناکی داشته اید که باعث شده شما هیچی نباشید و در عوض بقیه به خواسته هاشون برسن؟

این درست که یه سری دَدی پولدار دارن، یه سری بابای مشهور و محبوب دارن، یه سری صاحب میلیاردها دلار پولن، اما واقعیت اینه که همه اینا شر و وره، در اون معنای واقعی زندگی، پول و شهرت و قدرت پوچ و بی ارزشه، یه مشت مزخرفاته، اینارو یه آدمی داره به شما می گه که به معنای واقعی به پوچی رسیده، آدمی که هیچی شادش نمی کنه، آدمی که تا ته غم رو رفته و فهمیده که توش هیچی نیست و لذتش مشابه لذت شادیه!  اما این رو هم به خوبی می دونه که هر کدوم ما اگه بخواهیم و ایمان داشته باشیم که چیزی از بقیه کم نداریم، به راحتی به نقاطی که می خواهیم می رسیم. لطفا فقط سعی نکنید مبلغ دیگران باشید، سعی نکنید فقط خبرنگار باشید و از دیگران بگید و اونارو تحسین کنید، یا پیوسته با حسرت و آرزو، از زندگی فلان هنرمند یا دانشمند خبر بگید یا به دست بیارید، ارزش خودتون رو پایین نیارید، به فکر دزدی از دیگران هم نباشید، همه چی توی خودتونه، سعی کنید به جایگاهی برسید که دیگران در مورد شما صحبت کنن. سعی کنید شما خبر رو ایجاد کنید، سعی کنید دیگران شما رو الگوی خودشون کنن، واقعا چرا که نه؟ واقعا کجای کار مشکل داره که شما نتونید در دنیا با همین شرایط الان خودتون و کشورتون بهترین باشید؟

موخره: لطفا گیر ندید که اگه اینارو می گی چرا خودت رعایت نمی کنی، این سوالیه که خودم هم بارها و بارها از خودم پرسیدم و به دلیل مشخصی نرسیدم متاسفانه، منم یکی مثل خود شما، خسته، تنبل، تیریپ افسرده، کلی هدف و آرزو دارم و یک دهم اون، در راهشون تلاش نمی کنم. بعد توقع موفقیت و رسیدن به اونا رو هم دارم و بعد، به دلیل نرسیدن، افسرده هم می شم، خود این یه داستان طنز حسابیه.

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -