تبلیغات
TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مونترآل، شهر عشق و آرامش - نوشته مهرداد نعیمی
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

شنبه 12 فروردین 1391-11:15 ب.ظ



مهرداد نعیمی: من اوایل پائیز سال 2010 ( اواخر سپتامبر) به کانادا رفتم، روزی که به مونترآل رسیدم، هوا بسیار سرد بود. مونترال در جنوب شرقی کانادا قرار دارد و معروف است به نزدیک ترین و شبیه ترین شهر به نیویورک. فرودگاه مونترآل، کهنه و عجیب، با کاشی های رنگ پریده و دیوارهای کثیف و قدیمی بود.
برخلاف فرودگاه کیپ تاون یا ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی که بسیار شیک و مجهز است. فضای بی روح و نسبتا خالی از سکنه خارج از فرودگاه، مرا به یاد جاده مخصوص کرج خودمان انداخت! فرودگاه بیست کیلومتر با شهر فاصله داشت و اتوبان پر از چاله و دست انداز بود، راننده ون توضیح می داد که سرمای بیست درجه زیر صفر شهر باعث این همه چاله شده است و شهرداری آن قدر پول ندارد که هر ماه خیابانها را دوباره آسفالت کند. گرچه راننده تاکسی سیاه پوستی که فوق لیسانس اقتصاد هم داشت، نیویورک را مثال می زد و می گفت، زمستانهای نیویورک همین قدر سرد است ولی خیابانهایش استاندارد و صاف است.  


باوجودیکه مونترال شهری دوزبانه است، همه اصرار عجیبی دارند که فرانسوی حرف بزنند. از تابلوی مغازه ها بگیرید تا صحبت فروشنده ها، نام اکثر خیابانها هم فرانسوی است. اگر اصلا فرانسه ندانید، کارتان زار است. با وجودیکه بیشتر جمعیت مونترآل فرانسوی هستند اما جالب اینست که هیچ کسی به اندازه فرانسوی ها آنها را مسخره نمی کند. گویا لهجه فرانسوی های مونترآل مشابه روستائی های دویست سال پیش فرانسه بوده و این موضوع آنها را تبدیل به جوک کرده است.
ایرانی های مونترآل :
مونترآل حدود 200 هزار ایرانی دارد که بصورت قانونی در کانادا هستند. جمعیت واقعی ایرانی حدود 1.5 برابر این مقدار است. نکته جالب اینکه، اکثر ایرانی هایی که ما ملاقات کردیم خودشون رو کانادایی می دونستن. کانادایی های فرانسوی الاصل دل خوشی از اقلیت های خارجی ندارند، گویا چند سال پیش، رفراندومی برگذار شد که در آن، اقلیت ها به جدایی ایالت کبک از کانادا رای مثبت ندادند و سر این موضوع، فرانسوی الاصل ها هنوز هم ناراحت هستند. بازار بزرگ مونترآل که مرکز شهر قرار دارد، حتی یک مغازه ایرانی هم ندارد، اگر دنبال جنس ایرانی هستید، باید حتما سری به فروشگاه بزرگ برادران اخوان بزنید. در این فروشگاه، هر جور مواد غذایی، فرهنگی، هنری و تجاری ایرانی که بخواهید، پیدا می شود. از تنبک و تار گرفته تا رب انار! فروشگاهی  به مساحت 500 متر مربع و ارتفاع 430 سانت، با دیواره های سبز و سرخ و نارنجی، با طعم زیتون و انار و با بوی خورشت قیمه و با صدای تنبک و تار. انتهای فروشگاه هم مردی حضور دارد که داروهای سنتی ایرانی تجویز می کند. اکثر ایرانی های شهر، برای موفقیت برادران اخوان، نظر خاص خودشان را دارند اما تا جایی که ما دیدیم، برادران اخوان چندین نسل است که در این کار هستند و بخوبی می دانند که از کجا جنس تهیه کنند و چگونه بازاریابی کنند. مغازه همیشه شلوغ بود، بجزء ایرانی ها، از کانادا هم افراد زیادی برای خرید زرشک و پسته می آمدند. از یکی شنیدیم که چند سال پیش، پلیس مونترآل به برادران اخوان هشدار داده بود که حق ندارند تخت چوبی و منقل کباب را در پیاده رو قرار دهند.
کافه بیبلوس نیز از معروف ترین مناطق مونترآل بوده و صاحب آن خانومی ایرانی به نام پورافضل است. داخل کافه با نماهای ایرانی (کاشی، دیزی سفالی، کشکول، سماور و یک کتابخانه با طاقچه های چوبی) تزیین شده است. این کافه پاتوق نویسندگان و دوست داران سینماست. قوانین کافه مشابه خانه های مسکونی است. حتی خودتان باید ظرفتان را بشورید. خانم پورافضل راز موفقیت کافه را زیرنویس منوی کافه می داند: سس محبت!
نکات شهری :
مونترآل به دو قسمت غربی(انگلیسی زبان) و شرقی(فرانسوی زبان) تقسیم شده است که یک خیابان باریک، آنها را از هم جدا می کند. منطقه فرانسوی، کوچه ها، کافی شاپ ها و ساختمانهای زیباتری دارد اما فقیر نشین تر از منطقه انگلیسی است. سعی کرده اند که بخش فرانسوی شبیه پاریس باشد. ساختمانهایی زیبا و البته کوتاه(سه یا چهار طبقه)، شیروانی های رنگی، راه پله های طولانی و مارپیچ و جمعیت کم. به دلیل وجود خیابانها و بلوک های وسیع، حتما باید با ماشین رفت و آمد کرد. فرهنگ مردم این دو منطقه هم با هم متفاوت است، مردم بخش انگلیسی شبیه آمریکایی ها هستند و مردم بخش فرانسوی تحت تاثیر اروپا. این تفاوت را در همه چیز می توانید ببینید. حتی قهوه های قسمت فرانسوی مزه خوبی دارند اما قهوه های بخش انگلیسی غیر قابل تحمل است. دانشگاه معروف مونترآل که مقصد ما در آن چند روز بود، در قسمت غربی شهر است. جایی باصفا که در و دیواری قدیمی و سنتی دارد و تا حدی شبیه بیمارستانهای ایران است. یک قهوه خانه با محیطی بسیار مدرن داردکه میزهای بتنی و قهوه های خواب پرون مخصوص شب امتحانش مشهور است. کتابخانه های مونترال، شلوغ و پر سروصدا هستند، بچه ها با انبوهی از اسباب بازی ها مشغول بوده و بزرگترها هم به راحتی با هم حرف می زنند. عده ای چای یا قهوه می نوشند و عده ای ساندویچ گاز می زنند.
در خانه اکثر کانادایی ها، حیوانات زیادی دیده می شود، از سگ و گربه بگیرید تا راکون و سنجاب و انواع پرندگان. در خیابانها و پارکها هم حیوانات زیادی مشغول زندگی هستند. حیواناتی مانند اردک، کلاغ، راسو، سنجاب، خرگوش، غاز وحشی و مرغ عشق. بعضی از این پرنده ها و حیوانات به صورت فصلی در شهرهای مختلف کانادا زندگی می کنند.   راکون ها معمولا در روز آشغال (که معمولا یک روز در هفته است) سر و کله شان پیدا می شود و سلامی به سطل های آشغال می رسانند. پرنده جالبی هم هست که مرغ مگسخوار Hummingbird نام دارد. یکی دیگر از پرندگان بسیار جالب Scarlet (پرنده سرخ!) است که سرخی پرهای این پرنده، آن را بسیار زیبا کرده است. در کانادا بسیاری از مردم از سیستمهای حمل و نقل شهری مانند اتوبوس و مترو استفاده می کنند و استفاده از ماشین شخصی بسیار کمتر از ایران رواج دارد. رانندگی بد مونترآلی ها آدم را یاد تهران و حتی مشهد می اندازد.
در خیابانهای مونترآل به سختی می توانید تاکسی گیر بیاورید. اکثر تاکسی ها تلفنی است که آنها هم همان مشکل اصرار بر فرانسوی حرف زدن را دارند.
بیشتر رستورانهای مونترآل، کیفیت و ظاهر مناسبی ندارند. رستورانهایی با نمای شیشه ای، با چراغهای نئون و قیمتهای ترسناک. غذا اکثرا مزه خوبی ندارد. مثلاً، اگر شما یک باقالی پلو با ماهیچه سفارش دهید، با یک بشقاب برنج سبز با سبزی خشک مواجه می شوید که داخلش چند باقالی بزرگ می توانید پیدا کنید به اضافه نمک فراوان، و البته به محض اینکه توانستید به زحمت نصف بشقاب را تمام کنید، 20دلار آمریکا از جیبتان رفته است. تقریبا در بیشتر مبادلات، از دلار آمریکا استفاده می شد، از خریدن یک روزنامه گرفته تا خرید آپارتمان.
خرید کردن در مونترال:
در فروشگاه های مونترال، خبری از پیشخوان و قفسه و کارمند نیست، مشتری ها همراه خود کیسه آورده و لوازمی را که می خواهند، انتخاب می کنند. اما خبری از دزدی نیست، شاید به این دلیل که آن قدر دوربین های مداربسته زیاد است که  صاحبان فروشگاه ها ترجیح می دهند، حقوق چند کارمند اضافه تر را ندهند و هم اینکه مزاحم خریداران خود نشوند. در کانادا به راحتی می توانید اجناسی را که از خرید آنها ناراضی هستید، پس بدهید، اجناس دارای تنوع سرسام آوری از لحاظ مارک  و قیمت هستند. در فروشگاه های زنجیره ای غیرتخصصی نظیر وال مارت و زلرز که همه نوع جنسی در آن ها پیدا می شود، چندان نمی توان از کسی برای انتخاب یک گزینه مناسب راهنمایی گرفت اما در مورد لوازم الکترونیکی، افرادی برای راهنمایی و کمک به خریدار حضور فعال دارند. در واقع، تنها مشکلی که وجود دارد مالیات است که 13.5 در صد است اما در واقع از مشتری مبلغ بیشتری دریافت می شود. تقریبا در همه موارد، برای خرید از کارتهای اعتباری استفاده می شود وخبری از خرید نقدی نیست. در ضمن زیاد پیش می آید که فروشنده ها در جمع زدن قیمتها اشتباه کنند. بنابراین پیشنهاد می کنم که در هنگام خرید دقت کنید و به قول معروف مو را از ماست بکشید! نکته جالب اینکه در صورتی که شما متوجه اشتباه آنها بشوید، جنس را بصورت رایگان به شما می دهند.
نکات جالب:
1 . یک چیز جالب درباره مونترآل، گورستان آن است که حدود دویست سال پیش، اولین جایی بوده که به دست مهاجران فرانسوی ساخته شده و هنوز هم مشغول به کار است.
2 . شاید عجیب باشد که در خود کانادا اثری از کانادا درای نیست! شاید به سختی بتوانید نوشابه ای به رنگ نارنجی پیدا کنید.  گویا کانادا درای نیز، مثل هنر، فقط نزد ایرانیان است و بس! شربت های گازدار نیز یا طعم لیمو می دهد یا زنجبیل و یا یک چیزی شبیه زهر مار!
3 . برای زیباسازی شهر، گلدانهای بزرگی را به تیرهای برق آویزان کرده اند.
4 . در مونترال، ماشینها پلاک نمره جلو نداشتند و فقط عقب آنها شماره دارد.
5 . خیابانی وجود دارد به نام  old Montreal  که همه چیز مانند دویست سال پیش است و مردم کالسکه سواری می کنند.
6 . از همه جای دنیا مهاجر به مونترال آمده است بطوریکه ساکنین این شهر به ۱۶۹ گویش و لهجه و زبان مختلف صحبت می کنند!
7 . کانادا کشور مناسبی برای زنان است، در این کشور، عدالت و حقوق قانونی زنان بخوبی رعایت شده و حفاظت از آنان در برابر خشونت ها، وضعیت سلامت، سطح تحصیلات، وضعیت اشتغال و دستمزد و جایگاه سیاسی و اجتماعی صورت می گیرد.
8 . امنیت خوبی در همه جای کانادا برقرار است. هیچ کس از پلیس نمی ترسد، پلیس بسیار منطقی و مهربان رفتار می کند و در واقع برای کمک به مردم حضور دارد. اما اگر مجرم بودید، هرگز رشوه ندهید، چون فقط کار خود را سخت تر می کنید.
9 . در این کشور، برای دانشجوها همه جور تخفیف وجود دارد، بعنوان مثال، قیمت بلیط سینما برای یک شخص معمولی 15 دلار است اما یک دانشجو تنها 7 دلار برای بلیط سینما می پردازد. همینطور در مراکز بیلیارد، هاکی، بولینگ، موزه ها، اسکیت، پارک آبی و سایر مناطق تفریحاتی، انواع تخفیف وجود دارد.
10 . یکی از نقاط بسیار دیدنی ، دریاچه مورین در پارک ملی بنف است که بزرگترین آبشار دنیا(آبشار نیاگارا) در آن قرار دارد و یک دهکده رویایی و بسیار زیبا نیز به همین نام در کنار آن است. نایگِرا، ترکیبی از دو آبشار بسیار بزرگ و یک آبشار کوچک‌تر است که بر رودخانه نیاگارا واقع است.
11 . کانادا به همه مهاجران، کلیه حقوق شهروندی از جمله حق برخورداری از امکانات آموزشی و بهداشتی را می دهد. برای مهاجرین لازم است که از همان ابتدا، گستره اطلاعات تاریخی، جغرافیایی، هنری، سیاسی و اجتماعی خود را افزایش دهند. با توجه به اینکه بیش از 90 درصد مردم کانادا جزء مهاجرین هستند و تنها اسکیمو ها و سرخپوستها جزء افراد بومی و اصیلند.

منبع : مهرداد نعیمی/ مجله پارسوما




تاریخ آخرین ویرایش:- -