TV Comedy Series And Cinema of Comedy - یه روز خوب می یاد !؟ - مهرداد نعیمی
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

جمعه 1 بهمن 1389-12:21 ق.ظ



درود بر هم میهنان عزیزم

اینجانب مهرداد نعیمی فرزند کوچک این وبلاگ ، در بیانیه قبل شکایت خودم رو از همه کسان و ناکسانی که می شناسم اعلام کردم . اما این دوستان بی خیال ماجراهای انتخاباتی نشدند و همچنان آن قدر دارند رای می آورند که ما عملا قادر به اعلام پایان زمان انتخابات نیستیم . اما این بیانیه رو ننوشتم که از این قضیه شکایت کنم . بنده می خوام اعتراف کنم که طرح و پیشنهاد بیانیه پریروز دوستم حامد هدایی رو خودم به ایشون دادم و دلیلش هم اینه که می خوام از این بلاتکلیفی دربیام . ما یک خواستگاری کردیم و متاسفانه نه جواب منفی شنیدیم نه مثبت و از بخت بد ، خانم اقبالی حتی 4 تا فحش درست حسابی استخون دار هم حروم بنده نکردند تا دلم خوش باشه به اینکه ما هم شکست عشقی داشته ایم .

بنده از ایشان می خوام که دست از این سکوت آزار دهنده بردارند و تکلیف منو روشن کنند . آخه منم می خوام واسه زندگیم برنامه ریزی کنم . درست نیست که منو اینجور تو آسمون آلاخون والاخون نگه داشته اند . به خدا منم همچین بی سر و صاحاب نیستم ،  صد تا خواستگار دارم یکی  بهتر از اون یکی ،  خانم دکتر ، خانم مهندس ، خانم بازیگر و حتی خانم روزنامه نگار ... خدا رو خوش نمی یاد با پسر مردم اینجوری رفتار می کنید . منم یه آسمونی دارم پر از ستاره ، خورشید نازنین و هلال ماهی داره .....

بعلاوه ، من همچنین توقعی هم ندارم ، نه شیربها نه مهریه و نه حتی جهاز و خونه و زندگی . همین که خودتون باشین کافیه .... ما از اونجا که به کل نسل به فنا رفته لقب گرفته ایم ، سطح توقعاتمون هم پایین اومده . همین که یک سقفی بالا سرمون باشه و اسمی رومون، برامون کافیه ....

اما خدا نکنه اون روز برسه که شما بی وفایی کنید و ما رو در این اجتماع پر از گرگ رها کنید . بخصوص که الان اسمتون رو من مونده و دامنم لکه دار شده و جلوی در وهمسایه بی آبرو و بی اعتبار شده ام .

نکنید این کارو ، لحظه ای تصور کنید که با برادر و پدر شما هم چنین برخوردی بشود . آخر خدا را خوش می آید ؟ ........... ،   خیال نكنید كه این دل از عاشقی به دوره ، خیال نكنید كه این دل محله عبوره .

بعدشم من اصلا نمی خواستم این ماجرا رو علنی دنبال کنم . خودتونم می دونید اما تو این مدت 4 تا ایمیل بهتون دادم و شما جواب ندادید . آخه این که نشد حرف  که به من می گید تا 3 شرط شما رو براورده نکنم حرفی نمی زنید . به والله که این کار راحتی نیست اصلا . یخورده اهل گفتگوی مدنی باشید ممنونم از همه دوستان و کاربران عزیز

 مهرداد نعیمی


تاریخ آخرین ویرایش:- -




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات