TV Comedy Series And Cinema of Comedy - تذكره شیخ رضا طهماسب - حفظه الله الیه ( قسمت اول ) – نوشته مهرداد نعیمی
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

جمعه 23 مهر 1389-12:21 ق.ظ



تذكره شیخ رضا طهماسب - حفظه الله الیه ( قسمت اول ) نوشته مهرداد نعیمی

 

آن لیسانس عمران آزاد قزوین

در حالت نورمال ، تنها و غمگین

 

آن تا یك سال سیاهپوش ژوكر

نابلد همیشگی حكم و شلم و پوكر

 

آن رقیب اصلی نعیمی در اخراج

آنكه تنها به یك نفر می دهد باج

 

آن متنفر از آدمهای دست به دماغ

دارنده یك نامزد ، نه لاغر نه چاق

 

آن از بابت قضیه ازدواج نالان

شیفته اكثر فیلمهای كریستوفر نولان

 

آن سراپا شده پاشنه آشیل

كمیك تر در لحظات پر قال و قیل

 

آن در مهندسی بسان ژان والژان

صاحب تئوری كار با وجدان

 

میراث دار داستانهای خانه پدری

در دقت و محاسبه مشابه مهندس حیدری

 

آن دوست قدیمی فلفلی و قلقلی

همكار نعیمی در فیلم  درباره قلی

 

آن مخالف آدمهای دروغگو و هیز

جناب آقای رضا طهماسب عزیز

متنفر از چاخان بودی و خیلی شیك و مامان بودی و متولد ماه آبان بودی و با این همه مهندس عمران بودی !

 

گویند كه نعیمی و طهماسب دو برادر بودند از مادر سوا و از پدر جدا و این از عجایب آن ملك است كه چنین سببی ، نسب ساز گردد .

نقل است كه حاج رضا به وقت كودكی ، تصمیم خود گرفته بود كه روزی آدم شود لیكن پس از مواجهه با اولین آدم ( چشمه كور و دنده نرم ) به زمین نشست و شروع به گریستن نمود و آنقدر به این كار ادامه داد كه هم سیخ بسوخت و هم كباب و هم سنگ .

به وقت نوجوانی چون دگر هم سالان خویش ، پی تحصیل دانش شد و لیك تنها به علم اكتفا ننمود و كوشید تا اگر جامع العلوم نمی گردد لا اقل جامع الحماق گردد و در این درگه از نعیمی بسیار آموخت و پا به پای او پیش تاخت .

و به مدد شاگرد اولی های همیشگی اش ، به وقت فراغت از تحصیل ، چون همراهان دیگرش ، از بهر لقمه ای نان ، كاسه چه كنم چه كنم در دست گرفت و بیكار ماند و رفت پی الواتی .

اما چرخ روزگار سرنوشت دیگری بر پیشانیش نبشته بود و روزی بر طریق تصادف ، راهش به مجتمع فنی تهران شد

و آنجا بود كه شیخ قدیمی او را به سوی طراحیت و محاسبات رهنمون نمود و از آنجا كه شیخ ما از فنون كشتی تنها بارانداز را بیاموخته بود ، پیوسته به دنبال بارانداز نمودن كتب طراحی بود .

و در جوانی بود كه سلسله جبال ترقی را چند قله یكی فتح بكردی و پیش برفتی و چنان بكردی كه در اول قدم ، عضو تیم كنترل كانون بشدی و در دوم قدم كتاب طراحی سازه های فولادی خویشتن را منتشر نمودی و همه اینها از شایستگی و پشتكار خویش به كف آورد .

و دیگر حكایت كنند كه آن روز كه پیر ما « رضا » به بزرگیت و طراحیت رسید ، از آسمان سنگ باریدن گرفت ، درشت ، یكی این قدر !

لیك شیخ ما « رضا » ( انشاء الله عمره بسان كلاغ دراز ) نظری بكرد و ساعتها در گریبان خویش تامل نمود و سپس به فراست بگفت :« دارند سنگ اندازی می كنند »

پس یاران چون اینگونه شنیدند ، نعره ها بزدند و دستها به گریبان بردند تا بدرند جامه هایشان را .

در اخبار است كه به وقت جوانی چونان همسالان خویش ، چشمش در پی زیبارویان روانه بودی و تا اینكه تخمكان چشمش به جمال زیبایی نامزدش روشن شد و آن سبب بشد كه از كنكاش دست برداشته و پیرهن جوانی بر میخ آویزان نمود .  اما از آنجا كه پدر گرامش با این وصلت مخالفت نموده بود پیوسته حیران و عاشق باقی بماند .

شیخ رضا طهماسب رضی الله عنه روایت بكردی كه روزی بابا را دیدم كه 48 ساعت به گوشه عزلت و انزوا برفتی و لام تا كام حرف نزدیی ، پس شجاعت نموده و وی را بگفتم :« بابا ، بابایی ، چرا سكوت كرده و حرف همی نزنی ؟ » ......... پس بابا مرا بگفتی :« رضا ، برو و با بنده حرف همی نزن ! » ......... پس بابا را بگفتم :« اگر با من علت سكوت خویش نگویی ، شال و كلاه همی كرده و بر سبیل قهر به خیابان همی بروم ! ........... پس بابا الهی قربونش ، تسلیم بشدی و سكوت بكردی و سكوت بكردی و من لا جرم به خیابان همی برفتمی و باز نگشتمی .

هم اوست كه شیخ كیوان قدیمی كه از اوتاد و بزرگان زمانه خویش بودی ، در وصف جگر گوشه اش بگفتی : «رضا را پسری باشد كه اگر در یك لحظه در كنار نعیمی قرار بگیرد و یاسر تركی نیز بدانها افزوده شود ؛ همچین قهوه ای می زنند به تمام روح و اعصاب و احوالاتت . »

روزی شیخ را بپرسیدندی كه یا رضا ، مانی را چگونه بیافتی ؟ ........ پس شیخ ما فالفور پاسخ بداد :« مگر مانی گم بگشتی كه همی بیافتمی ! »

نقل است كه روی سنگ قبر وی هیچ ننگاشتند از  این رو كه جماعتی منتظر كه آن روز كی رسد كه وی جهان به حال خویش واگذارد و خودی های خویشتن دریابد !

 

 


تاریخ آخرین ویرایش:- -




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات