تبلیغات
TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب دی 1388
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

دوشنبه 21 دی 1388-03:41 ب.ظ



شادی چیه ؟

نوشته مهرداد نعیمی

همه به من میگن بی غم

یه آدم شاد ، با غم خیلی کم

شاید چون نیشم همیشه وازه

شاید چون گلوم پر از آوازه

شاید چون یه بند همش می رقصم

شاید چون اونا ندیدن کمرمو خم

اما ...... اما ....

فکرشم نمی تونی بکنی چه رنجی می برم

چون من دردامو پنهون کرده ام

نمی دونی که خونه ام توی خاکه

نمی دونی که حسابم پاکه پاکه

برای من سالها پشت هم می یاد و می ره

یه پاپاسی هم دستمو نمی گیره

با اینكه  جوونم ، دلم پیره

آخه همیشه دلم می گیره

واسه من همه چی همیشه دیره

خیلی بده آدم از زندگی سیره

خوب دیگه ، اصلا به كی دارم می گم

به كی چه كه چشمام بارون داره نم نم

آره ببم جان ، دنیای منم نارنجیه

خنده کجاست،آخه شادی چی چیه ؟




تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 21 بهمن 1389 03:46 ب.ظ
دوشنبه 7 دی 1388-04:56 ب.ظ



رویا

مهرداد نعیمی

 

خواستم بگم كه .....

یه روزی بود که ...

رویاهام گم نشده بود .

البته حالا دیگه بگی نگی

اصلا  رویایی ندارم ....

اما اون وقتها ......

یعنی همین چند سال پیش .....

 رویاهام درست اونجا بود :

جلو روم ..

شبها هم مث روز برق می زد.

چپ و راست جلوچشام بود .

اما حالا ، چی بگم ....

جزء گشنه هام ،جزء نا امیدها

جزء دیوونه هام ، جزء افسرده ها

هیچی ندارم که وصله شیکمم کنم .

جایی ندارم کپمو بذارم .

رویاهام همه پنهون شدن ...

رفتن تو سایه

یه سایه مه گرفته....

یه سایه تاریك و سیاه

می خوام این سایه رو درب و داغون کنم .

تا ازش یه عالمه ....

 پره آفتاب درآرم .

خدا ، خدا یعنی میشه

من نمی گم رویاهامو براورده کنی .

فقط می خوام رویاهامو دوباره داشته باشم .

 

مهرداد نعیمی

زمستان 1385

با الهام از لنگستون هیوز




تاریخ آخرین ویرایش:- -