TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب بهمن 1389
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

جمعه 15 بهمن 1389-09:53 ب.ظ



كار مهم امروز / من و وودی آلن قسمت اول

نوشته مهرداد نعیمی

تعریف از خود نباشد ، اما همین وودی آلن كه حالا این همه كارش گرفته است از من الهام می گرفت .

اگر باورتان نمی شود بروید از پیر و پاتال ترهایتان حقیقتش را پرس و جو كنید ...... این دیگه چیزی نیست كه من از تو تنبانم درآورده باشم ، عالم و آدم می دانند كه در زمان شاه سابق ، توی همین میدون توپخانه ، هر سال چهارشنبه سوری تا سیزده بدر ، مهرداد نعیمی بود و انبوه جمعیت . تا چشم كار می كرد آدم جمع می شد تا من براشون جوك و لطیفه تعریف كنم و بخندانمشان . به جان یك دانه مادرم كه می خوام دنیاش نباشه ، جا نبود برای سوزن انداختن . از شانس بد ما هم كلی از این بیوه های نروك و مخدرات یائسه و خاله شلخته ها اون جلوها رو اشغال می كردن و دخیل به لنگ و پاچه ما می زدند . یادم می آید همشیره همین وودی آقا دو تا گوش داشت چهار تای دیگر هم قرض می كرد و هی ما را می پائید و هی سر می جنباند و هی چیزهایی یادداشت می كرد ...

یادش بخیر ، آن موقع ها این همه نویسنده از سر و كول آدم بالا نمی رفت ، در كل این ولایت تهران ، یكی ما بودیم و یكی این صمد آقای صیاد . معقول هنوز نوشتن آدابی داشت و نویسنده ارج و قربی ...

هنوز زهوار بعضی چیزها تا این اندازه در نرفته بود . هر خشكه پشگلی هم مفهومی داشت برای خودش .

بله عزیزم ، این وودی آقا كه الان نابغه ای شده برای خودش ، پاك از من ایده می گرفت . دروغ برای چه بگویم ، عاقبتش قرار است تو دو وجب زمین بخوابیم دیگر ، به قول مش قاسم خودمان دروغ چرا، تا قبر آآآآ.

از شما چه پنهان كه نویسنده واقعی آنی هال هم خود ما بودیم . همیشه بساط ما پر و پیمان بود از انواع طنزهای نو و بكر ، یكی از یكی بهتر ، هیچ كدوم هم مبتذل نبود ، درش از آزادی و آبادی و انسانیت هم پیدا می شد . اگر هم می شد به قول صادق خان هدایت که همیشه الگوی ما بوده ، به رجاله بازیهای رجال محترم هم سیخونكی می زدیم .

البته بنده حقیر نابغه سراپا اشتباه عظیم الشان همیشه نالان در گمنامی ماندم و وودی آقا هی معروف و معروفتر شد . اما یك چیز را خوب می دانم ، بعدها دنیا قدرم را خواهد فهمید و برای فقدانم ننه من غریبم ها راه خواهند انداخت و انواع دلبركان خوش بر و رو روی سنگ قبرم ولو خواهند شد و گل لاله عباسی خواهند كرد پر پر ....

ادامه دارد J

      




تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 20 بهمن 1389 01:25 ب.ظ
پنجشنبه 14 بهمن 1389-09:01 ق.ظ



این شعر چرت و پرت رو حدود 7 سال پیش نوشتم . شعر بدیه ولی از این جهت برام مهمه كه این اولین بار بود كه یكی از نوشته هامو می زاشتم جلوی یه استاد و حسابی بهم توهین می شد . اون موقع ها می رفتم كلاس شعر و ادب .

علاقه ای هم نداشتم ولی كلاساش مجانی بود و زمانش هم خوب بود . یه روز استادمون كه از شاعران معروف بود ، ازمون خواست كه واسه جلسه بعد شعری بنویسیم كه زندگی روزمره مون توش وول بخوره . منم یخورده فكر كردم و اینارو سر هم كردم . وقتی تو كلاس خوندمش ، استاد عزیز از كلاس بیرونم كرد و بعد كه كلاس تموم شد نزدیك 20 دقیقه بهم فحش داد و بهم توهین كرد . داشت گریه ام در میومد . اما الان برام خاطره شیرینی شده واسه خودش .

در ضمن ، اخطار می كنم اگه هنوز هجده سالتون نشده یا حملات قبلی دارید یا مرض قند و اوره و چربی دارید ... یا چه می دونم ، آدم حساسی هستید لطفا بی خیال خوندن این معر بشید . از من گفتن بود ....





ادامه مطلب را مطالعه فرمایید

تاریخ آخرین ویرایش:- -
پنجشنبه 14 بهمن 1389-08:13 ق.ظ



همیشه همینطوره

نوشته مهرداد نعیمی

 اینجانب مهرداد نعیمی از عنفوان كودكی هی هی هی داستان می نوشتم . داستانی كه در ادامه می یارم یكی از اولین داستانامه كه تایپش كرده بودم . الان كه بهش نگاه می كنم می بینم كه خیلی مسخره و پر ایراده اما برام یه عالمه خاطرات جالب زنده كرد . قشنگی نوشتن همینه دیگه . آدم لغاتی رو می بینه كه یه روزی براش مهم بودن و با دقت اونا رو كنار هم می گذاشته ...

در زیر داستان رو می یارم تا اینجا بیادگار باقی بمونه :

در زندگی زخمهایی هست كه مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد ....

 این دردها را عموما نمی شود به كسی اظهار كرد ، چون عموما آن قدر واضح و مبرهن است كه با گفتنش بیشتر از آنچه فكر كنی ضایع و ضایع تر می شوی .

یك سال پیش در یك روز بهاری آفتابی از ساختمان نوزده طبقه ای خارج می شدم كه خانمی بلندبالا محكم به مردی كه تنها یك قدم از من جلوتر بود برخورد كرد
ادامه مطلب را مطالعه فرمایید

تاریخ آخرین ویرایش:- -
سه شنبه 12 بهمن 1389-08:08 ب.ظ



كاری كه امروز باید انجام می دادم / سختكوش مثل امیر نادری

نوشته مهرداد نعیمی

همیشه گفته ام ، اگر بخواهیم در تمام دنیا ، یه كارگردان گردن كلفت سختكوش پوست كرگدنی پیدا كنیم ، اون شخص قطعا امیر نادریه ..... یعنی این طور بگم ، اگه قرار باشه یه نفر طلسم قهرمانی ایران توی جام جهانی رو بشكنه ، امیر نادریه ...... اگه یه نفر پیدا شد كه بعد از 12 فیلم توقیف شده ، با انرژی سیزدهمی رو كلید زد ، امیر نادریه ...... اگه یه نفر بهروز و فردین رو حتی همین حالا بیاره توی یك فیلم ، اون آدم امیر نادریه .... اگه یه نفر تو دنیا به فیلم تنگسیر فحش ناموس بده ، امیر نادریه .... اگه كوبریك خدا بیامرز ، از سالون سینما خارج بشه تا واسه یكی یه بلیط سینما بخره ، اون آدم امیر نادریه و خلاصه اگه یه روز دیدید كه یه نفر داره واقعا روی ماه راه می ره ، شك نكنید كه اون آدم امیر نادریه !!!! 

یادمه سال اولی كه اومده بود نیویورك ، هر بعد از ظهر می دیدمش  ...... مونده بودم كه با این زندگی سخت ، اینهمه انرژی رو از كجا می یاره ..... همه جور كاری می كردو در عین اینكه بی ادعا بود ، كار خودشو به شدت جدی می گرفت و براش مهم بود ......  یه روز طرفای عصر رفتم خونه اش ، تازه منهتن از روی شماره رو ساخته بود .... دستمو گرفت و گفت " بشین " .......  نشستم .

گفت "یه فیلمنامه دارم به اسم ماه كه قطعا سینما رو می تركونه ... "

یه نگاه به سر تا پاش انداختم و مثل همیشه جدیت رو توی چهره اش دیدم و گفتم فیلمنامه رو نخونده ، شرط می بندم كه سینما رو می تركونی

از فرداش ، به عشق این فیلم بعد از این ، سالهای سال ، رمز ایمیلم ، رمز كامپیوترم و حتی اسم بولوتوث موبایلم رو گذاشتم Mah .

اما زمان گذشت و گذشت و متاسفانه ماه در نیومد ، آخه خرجش زیاد بود و ساختنش خیلی سخت.

تو این مدت ، امیر 2 تا فیلم دیگه هم ساخت كه خاص و عجیب بودند ، اولی اش دیوار صوتی بود كه درباره یه پسر كر بود و دومی اسمش كات بود كه داستان یه كارگردان ژاپنی فلك زده بود كه فیلمش نمی فروشه و كلی به یاكوزا بدهكار میشه و مجبور میشه قراردادی با یاكوزا ببنده كه به ازای هر یك مشتی كه اونا موقع عصبانیت بهش بزنن ، 10 دلار از بدهی اش كم بشه ..............

اما امیر جان ، اینو می خواستم بگم ، دادا جون ، اگه یه روزی ، دنیا بیاد ، شخصیت واقعی ات رو كشف كنه و مولكولها و اتم های وجودت رو كنار هم آنالیز كنه ، در اثر یه جرقه كوچك ، سینما كه چه عرض كنم ، می زنی كل دنیا رو یه جا می تركونی ................   




تاریخ آخرین ویرایش:- -




  • تعداد صفحات :10
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic