TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب بهمن 1389
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

دوشنبه 11 بهمن 1389-12:33 ب.ظ



1ـ فیلم نامه طرحی ساختاری برای فیلم است که هفت جزء اصلی دارد: داستان، طرح، صحنه، شخصیت، گفتگو، ماجرای عاطفی و ماجرای فیزیکی. .....
1ـ فیلم نامه طرحی ساختاری برای فیلم است که هفت جزء اصلی دارد: داستان، طرح، صحنه، شخصیت، گفتگو، ماجرای عاطفی و ماجرای فیزیکی.


2ـ فیلم هنری دسته جمعی متکی به مهارت هنرمندان و فن سالاران است، اما قدرت و استحکام هر فیلم به فیلم نامه اش بر می گردد.


3ـ از قبل هیچ زمان معینی را برای تکمیل بخش خاصی از روند فیلم نامه نویسی مشخص نکنید، زیرا پیش بینی زمان لازم برای تکمیل هر مرحله بسیار سخت است.

4ـ با آگاهی از پایان داستان خط سیر تکاملی خاصی در اختیار دارید، که از شروع تا گره گشایی را می توانید دنبال کنید. شما قبل از تعیین مقصدی در ذهن، همین طور سوار ماشین نمی شوید و بروید. این منطق در مورد داستان یا فیلم نامیه نویسی نیز صدق می کند.


5ـ هرچه بیشتر بنویسید راحت تر می نویسید. این در مورد تکامل فیلم نامه صادق است. تجربه باعث صیقل دادن و مهارت و حس غریزی شما می شود و اعتماد به نفس تان را تقویت می کند.


6ـ تا وقتی کاملاً آماده نشده اید شروع به نوشتن اولین دست نویس فیلم نامه نکنید. تا وقتی دست نویس فیلم نامه کامل نشده، برای پرداخت، تصیح و بازنویسی آن توقف نکنید.


7ـ یکی از هیجان انگیز ترین لحظات عمر یک نویسنده، کشف فکر اولیه داستان است. مرحله قبلی اغلب هفته ها یا ماه های پر دردسر و بی نتیجه ای بوده است. آنگاه نویسنده گام به گام و مرحله به مرحله جزئیاتش را می نویسد تا عناصر کلیدی مشخص شوند. در این مرحله عناصر کلیدی نه پرورش یافته اند و نه کاملاً مورد تشخیص قرار گرفته اند. وقتی مفهوم داستان شکل گرفت، روند خلاصه منحصر به فرد در سراشیبی می افتد و به تدریج سرعت می گیرد.


8ـ در پیروی از روش فیلم نامه نویسی یادتان باشد که تا وقتی از موضوعی مطئن نشده اید کار را شروع نکنید، آن وقت درک خاصی از روند کار نخواهید داشت. با پایبندی این مطالب می توانید تا رسیدن به هدف بر هر مانعی غلبه کنید.


9ـ پیش از آن که بتوانید خود را آماده نوشتن فیلم نامه کنید، باید موضوعی معین، یعنی یک ماجرا و یک شخصیت داشته باشید. پیش از آنکه فیلم نامه را شروع کنید باید موضوع را ـ یعنی آنچه فیلم نامه درباره ی آن است ـ بر حسب شخصیتی که مسیر ماجرای دراماتیک را طی می کند بشناسید.


10ـ نوشتن فیلمنامه مثل کوه پیمایی است . در حین صعود فقط سخره های پیش رو و صخره های پشت سرتان را می توانید ببینید. نمی توانید ببینید که از کجا آمده اید و به کجا می روید. این اصل هنگام نوشتن نیز صادق است .


11ـ شما درباره چه می نویسید؟ آنرا روی کاغذ بیاورید. ابتدا ممکن است چند صفحه شود.آنرا به چند جمله کاهش دهید. و بر موضوع ماجرا و شخصیت متمرکز شوید. شاید برای جدا کردن اجزای داستان چند روز فکر کردن لازم باشد. نگران مدت زمان آن نباشید فقط اینکار را انجام دهید.


12ـ ساختار مهمترین عنصر فیلمنامه است. نیرویی است که همه چیز را در کنار هم نگه می دارد. اسکلت، ستون فقرات و شالوده است، بدون ساختار داستان ندارید و بدون داستان فیلم نامه ای نخواهید داشت.


13ـ فیلم نامه خوب خط سیری قوی برای ماجرای دراماتیک دارد،روبه جایی دارد، به جلو حرکت می کند و گام به گام به سوی گره گشایی می رود .


14ـ ساختار دراماتیک عبارت است از : ترتیب خطی حوادث مرتبط، ماجراهای فرعی و وقایعی که به گره گشایی دراماتیک ختم می شود .


15ـ شخصیت خوب، قلب،روح و سیستم اعصاب فیلم نامه شماست . تماشاگر عواطف و احساسات را از طریق شخصیت های شما تجربه می کند.


16ـ وقتی شخصیت هایتان را خلق می کنید، باید درون و بیرون، آرزوها، ترسها و رویاها، چیزهای را که دوست دارند و چیزهایی را که دوست ندارند، پسزمینه و چگونگی عادات رفتاریشان را بشناسید.


17ـ چهار عنصر باعث ایجاد شخصیت خوب می شود. این چهار عنصر عبارتند از : نیاز دراماتیک، دیدگاه، تغییر ، طرز برخورد.


18ـ نیاز دراماتیک عبارت است از آنچه شخصیت طی فیلمنامه می خواهد به دست آورد، برنده شود ، از آن خود کند و به آن برسد.


19ـ دیدگاه یعنی شیوه ای که شخصیت دنیا را می بیند. یک شخصیت خوب همیشه یک دیدگاه معیین را ابراز می دارد. چنین شخصیتی فعال است و فقط واکنشی از خود نشان نمی دهد ، بلکه بر اساس دیدگاهش عمل می کند.


20ـ یک شخصیت موفق همیشه در طی داستان تغییر می کند .


21ـ آگاهی از طرز برخورد شخصیت به شما اجازه می دهد که به شخصیت ها بعد ببخشید. طرز برخورد شخصیت ممکن است که مثبت باشد یا منفی ، سلطه گر باشد یا سلطه پذیر، انتقادی یا خنثی ،در باره طرز برخورد شخصیت فکر کنید.


22ـ ساختار دراماتیک را می توان چنین تعریف کرد: ترتیب یافتن خطی رخدادهای مرتبط به هم، ماجراهای فرعی یا رویدادهایی که به گره گشایی دراماتیک منجر می شوند.


23ـ ماجرا چیزی است که در فیلمنامه اتفاق می افتد و شخصیت کسی است که ماجرا بر او واقع می شود .در تمام فیلمنامه ها این ماجرا و شخصیت ماجراست که بصورت نمایشی در می آیند. شما به عنوان نویسنده فیلمنامه باید بدانید که فیلم شما درباره چه کسی است و بر او چه رخ می دهد. این گام اولیه در نوشتن فیلمنامه است.


24ـ وقتی بتوانید موضوعتان را در یک یا چند جمله از نظر ماجرا و شخصیت بطور خلاصه بیان کنید، تازه شروع کرده اید به بسط و توسعه عناصر و شکل و ساختار در فیلمنامه‌تان .البته ممکن است که مجبور شوید صفحات زیادی درباره داستانتان بنویسید تا به توانید عناصر اساسی آن را پیدا کرده و داستان پیچیده‌تان را در یک یا چند جملهء ساده خلاصه کنید. ولی چندان نگران نباشید، فقط باید همچنان بنویسید تا بتوانید اندیشه اصلی داستانتان را به روشنی و خلاصگی بیان کنید.


25ـ موضوعتان می تواند ایده ای از مندرجات روزنامه، خبر تلوزیون یا واقعه ای باشد که ممکن است برای دوست یا فامیلی اتفاق افتاده باشد. وقتی به دنبال موضوعی می گردید موضوع هم به دنبال شما می گردد. در نهایت جایی و زمانی موضوع را خواهید یافت، اما احتمالاً موقعی که اصلاً انتظارش را ندارید.


26ـ بسیاری از اوقات اشخاص شروع به نوشتن فیلم نامه می کنند و خبر ندارند که به کجا می روند. ده دوازده صفحه را صرف پیدا کردن داستان می کنند. وبی آنکه بدانند اشکال از چیست، فیلم نامه {سست و خسته کننده} می نماید و به این ترتیب در چند صفحه اول گیج و سردرگم هستند.


27ـ چیزی که خواننده بر آن دقت می کند شیوه کنار هم گذاشتن کلمات بر کاغذ است: سبک نگارش، داستان در باره چیست و در باره کیست و آیا ماجرا و شخصیت ها در یک بطن دراماتیک قوی بنا شده اند یا خیر.


28ـ شما درباره چه می نویسید؟ آنرا روی کاغذ بیاورید. ابتدا ممکن است چند صفحه شود.آنرا به چند جمله کاهش دهید. و بر موضوع ماجرا و شخصیت متمرکز شوید. شاید برای جدا کردن اجزای داستان چند روز فکر کردن لازم باشد. نگران مدت زمان آن نباشید فقط اینکار را انجام دهید.


29ـ شما باید به نوشتن عادت کنید. این فرصت را به خود بدهید که چند صفحه بسیار بد بنویسید. خودتان مایل باشید که چیزهایی را امتحان کنید که به دردتان نمی خورد یا گفتگوهای خام دستانه، پر آب و تاب یا خسته کننده بنویسید. در این مرحله اصلاً مهم نیست. بنشینید و ده صفحه اول فیلم نامه را با تمرکز بر شخصیت اصلی ، فرضیه دراماتیک و موقعیت دراماتیک بنویسید. به یاد داشته باشید که طولانی ترین سفر ها با نخستین گام آغاز می شود.


30ـ به قسمت اول فیلمنامه شروع یا آغاز می گویند.در این قسمت نویسنده فرصت دارد تا داستان را خود بنا کند. در ابتدای فیلمنامه باید بلا درنگ خواننده تان را به موضوع جلب کنید. در ابتدای بخش اول فرصت دارید تا به خواننده بفهمانید شخصیت اصلی کیست؟ قضیه داستان چیست؟ و موقعیت چیست؟


31ـ در انتهای قسمت اول یک نقطه عطف وجود دارد. نقطه عطف،حادثه یا اتفاقی است که در داستان چنگ می اندازد و آن را به جهت دیگری پرتاب می کند.


32ـ قسمت دوم فیلمنامه را میان یا روبرو می گویند. حجم عمده داستان فیلمنامه در این بخش است. این قسمت به این دلیل روبرویی نام دارد که شالوده تمام درام ها را برخورد تشکیل می دهد. وقتی توانستید نیاز شخصیت خود را مشخص کنید، یعنی وقتی فهمیدید او در طول فیلمنامه چه می خواهد انجام دهد و هدفش چیست آن وقت می توانید در سر راه این نیاز مواقعی خلق کنید و با این کار بر خورد ایجاد کنید. در پایان قسمت دوم هم نقطه عطفی وجود دارد که باعث می شود داستان به گره گشایی برسد.


33ـ قسمت سوم فیلمنامه را گره گشایی می گویند. این قسمت پاسخی به این سوال هاست: داستان چگونه تمام می شود ؟ بر سر شخصیت اصلی چه می آید؟ یک پایان قوی ، داستان را چنان تمام می کند که به آن قابلیت درک و احساسی از تمام شدگی بدهد.


34ـ وقتی بتوانید اندیشه تان را به صورت موجزی از نظر شخصیت و ماجرا بیان کنید، وقتی بتوانید اندیشه تان را به صورت اسمی { داستان من درباره این شخص در این مکان که در حال انجام این کار است } بیان کنید، آن وقت شروع کردید به تهیه فیلم نامه تان. گام بعدی، بسط موضوع است. باید به ماجرا جسمیت بدهید و روی شخصیت داستان متمرکز بشوید تا خط داستانی گسترش یابدو جزئیات، مورد تاکید قرار گیرند. از هر راه که می توانید موضوعتان را گرد آوری کنید. این کار همیشه به نفع شماست.


35ـ تحقیق در فیلمنامه نویسی مطلقاً امری حیاتی است. هر نوشته ای مستلزم تحقیق است و تحقیق یعنی گرد آوری اطلاعات. یادتان باشد که دشوار ترین کار نوشتن این است که بدانید چه می نویسید. بسیاری فقط با یک اندیشه مبهم و نیم شکل یافته ، شروع به نوشتن می کنند. این وضع فقط سی صفحه دوام دارد و پس از آن نویسنده باز می ماند. زیرا بعدش نمی داند که چه خواهد کرد و کجا خواهد رفت، عصبانی می شود. سر خورده می شود و کار را رها می کند.


36ـ هر چه بیشتر بدانید بهتر می توانید ارتباط برقرار کنید. از این رو موقع اتخاذ تصمیم های خلاق، از پایگاه انتخاب و مسئولیت عمل خواهید کرد.


37ـ تحقیق کردن به شخص ایده می دهد، شخص را با آدمها و موقعیت ها و محیط آشنا می کند. با تحقیق می توان به چنان درجه ای از اتکا به نفس رسید که همیشه بر موضوعتان مسلط باشید و از روی انتخاب و نه اجبار یا ناآگاهی عمل کنید.

منبع :
http://filmnameh.persianblog.com



تاریخ آخرین ویرایش:- -
شنبه 9 بهمن 1389-11:52 ب.ظ



كاری كه باید امروز انجام می دادم/ غزل شهیار قنبری

نوشته مهرداد نعیمی

با شهیار قنبری زیاد شوخی دارم ، گرچه خودش خیلی اهل شوخی نیست .

اگه در یه جمله بخوام توصیفش كنم اون جمله اینه كه شهیار برعكس خیلی ها واقعا شاعره ... یعنی نوع حرف زدنش هم شكل بخصوصیه و با آدمایی كه افه شاعری می یان خیلی فرق داره .

همیشه به شهیار می گفتم كه می خوام یه بار بهترین ترانه ات رو انتخاب كنم و بالاخره امروز صبح همه دفتر شعرهاشو گذاشتم جلوم  . اولی رو كه باز كردم چشمام سیاهی رفت ، آخه آدم باورش نمی شه یه آدم بتونه این همه ترانه خوب بگه .... دیدم اینجوری نمی شه ، دفتر رو بستم و ترانه هاشو تو ذهنم مرور كردم .

اول از همه یاد یاور همیشه مومن افتادم ، به شهیار گفتم : یاور بهترین ترانه توئه ، گفت عزیزم ، تمام من ، غزلم ، امید زندگی ، گنبد سبز ، باغلوا ..... یاور كه ترانه من نیست مال ایرج جنتی عطایی ئه ...

گفتم برو بابا ، تو می دونی یا من ، خودم صداتو دارم كه ترانه رو دكلمه می كنی و بعد داریوش می خونه .

گفت چه ارتباطی داره نازنین ، ای یار ، ای سیل مصیبت وار ؟ ..... مثل اینه كه بعد از وقتی كه گل در نمی یاد بگی اومدنی رفتنیه .......

ساكت شدم و دوباره فكر كردم و بعد گفتم :« آها ، خورشید خانوم بهترین ترانه توئه »

همون لحظه رادیو ترانه با اینا زمستونو سر می كنم با صدای فرهاد رو پخش می كرد كه شعرش مال شهیار بود ..... دستامو آوردم بالا و گفتم تسلیم .... من نمی تونم انتخاب كنم .

شهیار هم ازم نا امید شد . گفتم عزیز مگه تقصیر منه ؟ .... می خواستی این قدر ترانه محشر نگی ...

گفت : می دونی ، به غزل رسیده ام ، رومی را چشیده ام ، لاله "شمس" نیست اما مرا به جانب درگاه گنبد سبز هل داده است ، مرا غزل پوش كرده است ...

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 8 بهمن 1389-11:12 ب.ظ



كاری كه امروز باید انجام می دادم / من و حامد بهداد و ناصر ملك مطیعی

نوشته مهرداد نعیمی

از صبح به سرم زده بود هر جور شده امروز فیلم مستندم درباره ناصر ملك مطیعی رو شروع كنم .

اول زنگ زدم از حامد بهداد آدرس بگیرم ، این دوست نازنین گیر داد كه دلم برات تنگ شده و باید بیای حضوری ببینمت و بعد آدرس بهت بدم و از این حرفها ...

 تا برسم خونه ی بهداد، ظهر شد ، در خونه رو كه زدم زرتی در رو باز كرد و با همون انرژی و هیجانی كه همیشه داره ، تند تند شروع كرد به صحبت ، دی وی دی فیلم آخری كه ساخته بودم هم دستش بود و با هیجان از فیلم صحبت می كرد ، كم كم منو هم به وجد آورد ....

بعد از اینكه نظرش رو درباره فیلمم گفت ، گفتم ناصر ... ، یاد روز بزرگداشت ناصر طهماسب افتاد و بعد یاد مارلون براندو افتاد و خلاصه نفهمیدم چی شد كه دو سه ساعتی رو به تماشای اتوبوسی به نام هوس نشستیم.

فیلم كه تموم شد دیدم حامد هنوز تو كف فیلمه ....... گفتم ناصر ....... یهو یاد ناصر تقوایی افتاد و با لحن سوزناكی گفت ، یعنی به نظرت ناصر می تونه بقیه چای تلخ رو بسازه ؟ ..... گفتم از من هر كمكی بر بیاد در خدمتم ....

گفت واسه فردا قرار بزاریم بریم پیش ناصر تقوایی ، گفتم پس ناصر ملك مطیعی چی میشه ؟ ، گفت فعلا رفته سفر ..... گفتم زبونم لال ، زبونم لال ، می ترسم دیر بشه ، چنان نگاه زهرآلودی كرد كه خودمم ترسیدم.  

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 8 بهمن 1389-11:11 ب.ظ



كاری كه امروز باید انجام می دادم / سایت عاشقان مهرداد نعیمی و ترانه علیدوستی

نوشته مهرداد نعیمی

صبح كه از خواب بیدار شدم ، كسی تو خونه نبود . نشستم پشت كامپیوتر تا ایمیل هامو چك كنم ، دیدم یه یارویی یه سایت راه انداخته به اسم سایت عاشقان مهرداد نعیمی و ترانه علیدوستی .

خیلی عصبی شدم ، كلی سرچ كردم ، ایمیل طرف رو پیدا كردم ، بهش یه ایمیل زدم و گفتم اگه بازم از اسم من بخواد سوء استفاده كنه ، ازش شكایت می كنم ...

نیم ساعت بعد جواب داد و گفت می خواد منو ببینه ، گفت تمام عصر رو تو پارك فرحزاد منتظر می مونه ...

تعجب كردم ، رفتم سر كار ولی تمام مدت كنجكاو بودم ببینم این دیگه چه جور آدمیه ...

وقتی رسیدم پارك ، ترانه علیدوستی رو دیدم كه یه گوشه وایساده بود و با موبایلش صحبت می كرد

باورم نمی شد ... یعنی خود ترانه این وبلاگ رو ساخته بود ؟ .... مگه میشه ؟ ... نشستم رو نیمكت و همینطور تو فكر بودم كه آخه قضیه چی می تونه باشه و چرا ترانه این كارو كرده ، كه یه دفعه یكی از كنار چند بار زد رو شونه ام .

برگشتم دیدم دو سه نفر از دوستان دوره لیسانسم جمع شده بودن و بهم می خندیدن و تعریف كردن كه سایت هم كار اوناست .

ترانه رو بهشون نشون دادم همه با تعجب زل زدن بهش و دویدن تا برن امضا بگیرن .... ترانه هم طفلكی وقتی حمله اونارو دید پا به فرار گذاشت ...  

                               

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -




  • تعداد صفحات :10
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic