TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب بهمن 1389
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

شنبه 9 بهمن 1389-12:09 ق.ظ



كاری كه امروز باید انجام می دادم / با عباس كیارستمی

نوشته مهرداد نعیمی

هنوز خواب بودم ، صداهای پیاپی زنگ موبایل ، عاقبت بیدارم كرد . عباس كیارستمی بود ...

گفت مگه قرار نبود امروز بیای بریم سر مزار صادق هدایت ؟ .... راست می گفت ، پاك یادم رفته بود ...

گفتم چند دقیقه جلوی هتل وایسه زرتی آماده می شم ...

تا برسیم پرلاشز ، كلی با هم درباره شباهت های سینمای خودمون بهم صحبت كردیم ، عباس می گفت فیلم چهل من شباهتهای زیادی به فیلم ده اون داره ..... ته دلم خیلی خوشحال بودم كه عباس اینجوری فكر می كرد ... خواستم اعتراف كنم كه ده باعث ساخت چهل شده كه رسیدیم به مزار صادق ...

روی مزار صادق یه دسته گل تازه ایرونی بود ، با خنده به عباس نگاه كردم ، دیدم بهمن ، محمود كلاری و جعفر پناهی هم كنارش وایسادن و یه دوربین دست كلاری بود ..... عباس تمام مدت داشت فیلمم می كرد .  




تاریخ آخرین ویرایش:- -
چهارشنبه 6 بهمن 1389-01:55 ب.ظ



اندر احوالات بازیگران سینمای ایران

قسمت اول

شیخه کبیره گل شیفته فراهانی (دامت برکات)

دیروز که به محل کار نیومدم (چون تعطیل رسمی بود)مشغول بررسی ومرتب کردن آرشیو فیلم هام بودم که دیدم اااااااااا خانم      گل شیفته فراهانی (د.ب) نزدیک به دو ساله که رفته و مارو بی خبر گذاشته این بی خبری باعث شد که با خودم تصمیم گرفتم یک مطلب توپ در احوالت این بازگر خوب بنویسم .

گلشیفته فراهانی (زاده ۱۹ تیر ۱۳۶۲ در تهران) بازیگر و نوازنده ایرانی است. او فرزند بهزاد فراهانی و فهیمه رحیم‌نیا و خواهر شقایق فراهانی بازیگران سینما و تلویزیون است.

وقتی برای تهیه شناسنامه او که متولد سال ۱۹۸۳ می‌باشد نام گلشیفته را ارائه کردند اداره مربوطه با این نام مخالفت کرد و بناچار نام شناسنامه‌ای او با نام شناخته شده او تفاوت دارد («رهاورد» نامی است که در شناسنامه او درج شده‌است) گلشیفته فراهانی دانشجوی رشته موسیقی در دانشگاه جامع علمی کاربردی است. بازی در سینما را در سال ۱۳۷۶ با فیلم درخت گلابی به کارگردانی داریوش مهرجویی آغاز کرد.

در فیلم‌های درخت گلابی، زمانه، بوتیک، اشک سرما، به نام پدر، میم مثل مادر، گیس بریده و سنتوری به ایفای نقش پرداخته‌است. او جوان‌ترین بازیگری است که سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را دریافت کرده‌است .درخت گلابی جایزه بهترین بازیگر نقش اول بخش بین‌الملل جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۷۶ را در سن ۱۴ سالگی برایش به ارمغان آورد. برای فیلم اشک سرما برنده تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن از هشتمین دوره جشن خانه سینما شد و برای فیلم بوتیک جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره بزرگ سه قاره (در نانت فرانسه) را بدست آورد.

یک مشت دروغ آخرین فیلمی است که او در آن به ایفای نقش پرداخته‌است. در نخستین پوستر رسمی این فیلم هالیوودی که از سوی کمپانی برادران وارنر منتشر شد، نام گلشیفته فراهانی در فهرست بازیگران فیلم در مقام چهارم و به عنوان نخستین بازیگر زن فیلم به چشم می‌خورد. لئوناردو دی کاپریو، راسل کرو و مارک استرانگ، بازیگرانی هستند که نام‌هایشان پیش از فراهانی در پوستر فیلم قرار دارد.

ممنوعیت خروج از کشور

در مرداد سال ۱۳۸۷ به دنبال ایفای نقش در فیلم یک مشت دروغ خبر ممنوع الخروج شدن گلشیفته فراهانی اعلام شد. و بعد از مدتی خبری مبنی بر سفر او به آمریکا در خبرگزاری‌ها پخش شد. او در تیزر فیلم مجموعه دروغ‌ها در کنار لئوناردو دی‌کاپریو بدون حجاب دیده می‌شود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که کنترل فیلم‌ها را انجام می‌دهد اعلام کرده‌است که مسئول ممنوع الخروج کردن افراد نیست. البته گل شیفته فراهانی بخاطر بازی در فیلم هالیوودی تذکر دریافت کرده بود. پس از این که شایعه‌هایی مبنی بر پیش آمدن مشکلاتی برای وی در ایران رواج پیدا کرد، ریدلی اسکات کوشش کرده بود با تغییراتی در فیلمنامه شرایطی را بر اساس قوانین ایران رعایت کند تا فیلم مشکلی برای گل شیفته فراهانی ایجاد نکند.

در تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۰۸ میلادی، گل‌شیفته فراهانی در مصاحبه با روزنامه آمریکایی دیلی نیوز گفت: «این فیلم برای من دردسرهای زیادی ایجاد کرد. گذرنامه من را توقیف کردند و چندین بار از طرف وزارت اطلاعات بازجویی شدم. نهایتا قاضی دادگاه انقلاب اعلام کرد که باید ابتدا فیلم را ببیند تا نهایتا حکم قضایی را برایم صادر کند».

مراسم اکران یک مشت دروغ در هالیوود

گلشیفته فراهانی در مراسم اکران فیلم یک مشت دروغ بدون حجاب اسلامی مرسوم در جمهوری اسلامی و با لباسی که دست‌ها، پاها و موی سر او را نپوشانده بود، بر روی فرش قرمز حضور یافت. این حضور موجب واکنش‌هایی در مجامع مختلف گردید. همچنین ویدئویی از شرکت وی در این مراسم و مصاحبه‌ای با این بازیگر در وبسایت یوتیوب قرار گرفت که هم اکنون قابل بازدید است.

پس از انتخابات بحث برانگیز خرداد ۱۳۸۸ و انتشار آخ (آلبوم) محسن نامجو گلشیفته فراهانی نیز در تنظیم ، نواختن پیانو و همخوانی همکاری نمود.

در سال ۲۰۱۰ و در شصت وسومین دوره جشنواره فیلم لوکارنو ،گلشیفته فراهانی به عنوان عضو هیئت داوران این جشنواره انتخاب شد.

جایزه‌ها

 نویسنده:احسان نقیبیان




تاریخ آخرین ویرایش:- -
چهارشنبه 6 بهمن 1389-10:19 ق.ظ




تاریخچه ای بر سینمای کمدی

فیلم کمدی جزو اولین گونه های سینمایی بود که شکل گرفت و به خوبی تداوم پیدا کرد. در واقع فیلم سازان اولیه سینما ، بعد از آنکه در تجربه های اولیه شان ، فیلم های مستند و واقعی از زندگی مردم ارائه دادند ، در تجربه های بعدی به سراغ خنداندن مردم رفتند ، زیرا از طرفی نمایش های خنده دار در بین مردم بسیار پر طرفدار بود و ثانیا ، از آنجا که آنها به دنبال بازیگران تئاتر می رفتند تا در فیلم هایشان بازی کنند ، کمدین و شخصیت های خنده دار بین آنها بسیار بود. بسیاری از آنها از فیزیک مناسبی برخوردار نبودند ، برای مثال بسیار چاق بودند و یا بسیار کوتاه و یا ... . و همین ویژگی ها بود که آنها را به سمت اجرای نمایش های کمدی و بعدا فیلم های کمدی کشاند. درواقع این شخصیت ها ، کمدین های روی صحنه بودند و حال می خواستند کمدین های عرصه سینما باشند. به این ترتیب ، فیلم های کمدی اولیه ، بر اساس بازیگرانشان شکل می گرفتند و آنها بودند که به فیلم هایشان هویت می بخشیدند ، این روشی است که بسیاری از فیلم های کمدی بر اساس آن ساخته شده اند ، اینکه بازیگرانی تنها در کار کمدی هستند و نام مشخصی دارند که در تمام فیلم هایشان آن را حفظ می کنند و در واقع فیلم هایشان بیش از آنکه نام خود را داشته باشند ، بر اساس نام کمدینشان شناخته شده هستند.


بسیاری ماکس لندر (
Max Linder ) فرانسوی را ، اولین کمدین بزرگ تاریخ سینما می دانند. لندر کار خود را از کمپانی پاته ( Pathe ) در فرانسه آغاز کرد ، که مهم ترین کمپانی فیلم سازی در فرانسه و یکی از مهم ترین ها در جهان تا پیش از جنگ جهانی اول بود. ماکس لندر در این کمپانی بیش از چهارصد فیلم ساخت ، که نویسنده ، کارگردان و بازیگر همه آنها خودش بود. او در عمده این فیلم ها شخصیت ظریف مردی شیک پوش و خوش برخورد را که بسیار بد شانس است را ، بازی کرد و با همین نقش به شهرتی جهانی دست یافت. تاثیر لندر بر کمدی های مک سنت ( Mack Sennett ) و چارلی چاپلین تردید ناپذیر است.


مهم ترین پایه گذار سینمای کمدی صامت در آمریکا ، مک سنت بود. مک سنت که در بسیاری از فیلم هایی که گریفیث برای کمپانی بیوگراف ساخته بود ، بازی کرده بود ، به دقت از گریفیث فیلم سازی را آموخت. مک سنت بعد از مدتی کار برای کمپانی های مختلف ، سرانجام کمپانی خود را با همکاری چند تن دیگر ، به نام کی استون فیلم (
Keystone Film Company ) تاسیس کرد و در بین سال های 1913 تا 1935 ، هزاران فیلم کوتاه و بیش از صد فیلم بلند ساخت. مک سنت موفق شد یک گونه سینمایی برای خود خلق کند ، کمدی اسلپ استیک. این گونه سینمایی از سیرک ، نمایش های کمدی ، پانتومیم ، فیلم های تعقیب و گریز کمدین فرانسوی ، یعنی ماکس لندر و ... مایه گرفته بود. مک سنت در این نوع کمدی ها ، جهانی پر هرج و مرج را خلق می کرد ، متشکل از پرتاب های خامه و شیرینی ، آویزان شدن از پرتگاه ها ، تقیب و گریز اتومبیل ها ، ضرب و شتم های پر سر و صدا و ... . فضایی که او خلق می کرد سرشار از تحرک بود و همه چیز در آن به شوخی گرفته می شد. این سبک کمدی با ظهور چهره های مطرح و نامداری چون چارلی چاپلین ، باستر کیتن ( Buster Keaton ) ، هری لنگدون ( Harry Langdon ) و هرولد لوید ( Harold Lioyd ) ، توسعه یافت. هر یک از این چهره ها شخصیتی خاص را از خود به نمایش گذاشتند و سینمای کمدی را بسیار ارتقاء دادند و به این ترتیب عصر طلایی کمدی شکل گرفت.
به این جهان آکنده از بی نظمی و سردرگمی ، قهرمان زن کمدی هم افزوده شد و خط داستانی فیلم ها را به سوی فیلم های عاشقانه کمدی کشاند. پانتومیم به یک جزء اصلی سینمای کمدی بدل گشت و هر یک از این هنرمندان که در بالا اشاره شد ، از مهارت های بدنیشان برای خلق فضای شاد و کمیک ، سود جستند.


با ورود صدا به سینما ، سینمای کمدی دستخوش دگرگونی اساسی شد. کماکان شوخی تصویری وجود داشت ، اما شوخی های کلامی بعد تازه ای به سینمای کمدی بخشیده بود. برخی کمدین ها توانستند خود را با این تحول جدید وفق دهند و برخی نیز نتوانستند. در این میان لورل و هاردی (
Stan Laurel & Oliver Hardy ) بسیار موفق بودند. اما شاید موفق ترین کمدین های این دوران برادران مارکس (Marx Brothers ) باشند. برادران مارکس ، چهار کاراکتر بودند به نام های هارپو ، گرچو ، زپو و چیکو که فیلم های آنها علاوه بر برخورداری از صحنه های کمیک ناشی از هرج و مرج و بی نظمی ، سرشاز از دیالوگ های احمقانه و بی سر و ته و در عین حال بسیار طنز آمیز بود. از جمله فیلم های مطرح برادران مارکس می توان به سوپ اردک ( 1933- Duck Soup ) و شبی در اپرا ( 1935- A Night at the Opera ) اشاره کرد.

در دهه 1930 نوع دیگری از کمدی نیز مطرح شد. این کمدی به آثار تئاتری شباهت داشت ، رئالیستی بود ، به مسائل روز اجتماعی می پرداخت ، ساختار نمایشی داشت و هوشمندانه بود. این کمدی ها به دیالوگ های طنز آمیز تکیه زیادی می کردند و از طرفی مورد علاقه تماشاگران هوشمندی بودند که به تازگی به سینما روی آورده بودند. از جمله این کمدی ها می توان به درد سر در بهشت ( 1932-
Trouble in Paradise ) ، ساخته ارنست لوبیچ ( Ernst Lubitsch ) ، در یک شب اتفاق افتاد ( 1934- It Happened One Night ) ، ساخته فرانک کاپرا ( Frank Capra ) و بزرگ کردن بچه ( 1938- Bringing Up Baby ) ، ساخته هاوارد هاکس ( Howard Hawsk ) اشاره کرد.

در دهه 1940 و به ویژه ، در سال های اوج جنگ جهانی دوم و سال های جنگ سرد ، دیگر جای زیادی برای کمدی و شوخ طبعی وجود نداشت. در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 ، چند فیلم کمدی ساخته شدند ، ولی آشکارا نازل و بسیار سطحی بودند. در همین دوران بیلی وایلدر (
Billy Wilder ) ، فیلم ساز بزرگ و مطرح آمریکایی چند فیلم درخشان با مایه های کمیک ساخت که از میان آنها دو فیلم ، بعضی ها داغش رو دوست دارند ( 1959- Some Like It Hot ) و آپارتمان ( 1960- Apartment ) ، جزو بهترین فیلم های کمدی تاریخ سینما هستند. این دو فیلم وایلدر ، بهره مند از نوع خاص طنزپردازی او بودند و اکنده از شوخی های کلامی درخشان.


دهه پنجاه همچنین ، شاهد ظهور جری لوئیس (
Jerry Lewis ) بود. فیلم های اولیه جری لوئیس ، آثاری پر تحرک بودند و یادآور فیلم های قدیمی کمدی. اوج فعالیت جری لوئیس در دهه شصت و هفتاد بود.

به این ترتیب سینمای کمدی که شروعی قدرتمند و دوران اوج نسبتا طولانی را پشت سر گذاشت ، اما در ادامه رکود چشمگیری داشت. زیرا از طرفی تماشاگران دیگر روی خوش به کمدی های سبک نشان نمی دادند و خواهان عمق و ظرافت بیشتر در فیلم های کمدی بودند ، و از طرف دیگر ، ستاره های بزرگی در عرصه کمدی مانند سابق ظهور پیدا نکردند. همه این عوامل موجب شد که رویکرد جدیدی در عرصه کمدی را شاهد باشیم ، اینکه فیلم های این ژانر ، بیش از آنکه خنده دار باشند ، تلخ و درد آور بودند. این نوع کمدی را اصطلاحا کمدی سیاه می نامند. در جناح مثبت ، باید به فیلم های خوش بینانه مل بروکس (
Mel Brooks ) اشاره کرد و در جناح مقابل به فیلم های ظریف و حساس وودی آلن ( Woody Allen ). وودی آلن موفق به خلق یک نوع کمدی خاص خود شد که آمیزه ای بود از هجو ، فارس و شوخی های کلامی و بهره مند از اندیشه ای خاص که نظام اجتماعی و سیاسی را زیر سوال می برد. در ضمن باید اشاره ای هم کرد به کمدی های هجو گونه استنلی کوبریک ، به ویژه فیلم دکتر استرنج لاو ( 1964- Dr. Strangelove ) که هجویه ای بود بر جنگ طلبی سردمداران آمریکا و برخی آثار مایک نیکولز ( Mike Nichols ) به ویژه فیلم کچ 22 ( Catch -22 ) ، که آن هم هجویه ای بود بر جنگ و اهداف پنهان در پشت آن.

در انتها باید گفت ، اگر چه سینمای کمدی دوران اوج خود را پشت سر گذاشته ، اما کماکان فیلم های درخشانی در این حوزه ساخته می شوند و همچنان چهره های مطرحی را در این عرصه شاهد هستیم که نوع خاص کمدی خود را عرضه می کنند ، چهره هایی همچون استیو مارتین (
Steve Martin ) و جیم کری ( Jim Carry ).

نکته دیگری که باید گفت ، این است که امروزه ، در فیلم های کمدی سعی می شود بیش از آنکه بر روی شخصیت های کمدی تکیه داشته باشند بر موضوعات و محتوایی کمیک دست بگذارند.

 سید احسان نقیبیان




تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 6 بهمن 1389 12:42 ب.ظ
سه شنبه 5 بهمن 1389-07:09 ب.ظ



سلام آقا جان




دیروز این مشتی قاسم خودمون آمده بود دفتر وبلاگ و قسم می خورد كه " آقا بهزاد ، دروغ چرا ، تا قبر آ آ آ آ ، داشتیم تو سایتی كه این دادا ماموت توش عضوه قدم می زدیم و با یه پسره سبیل كلفت چت می كردیم كه اگه قیافه شو ببینید  عنقریب قلبتون می یاد تو دهنتون ، پسره ناغافل گفت تو اون سایت سین صات هم می نویسه و همه پسرهای اونجا رو با عكس یه خواننده تركیه ای خوشگل سر كار گذاشته ، خلاصه ما دیدیم طرف پالانش كجه ..."
هر چی به این مش قاسم می گم ، تا مطمئن نشدی چیزی نگو ، قسم می خوره و تكرار می كنه ، دروغ چرا ، تا قبر آآآآ ،
حالا من از دو جهت خیلی نگرانم ، اول اینكه یه وقت این یارو ، سگ حسن دله رو نفرسته پی مش قاسم و بلا ملا سرش بیاره ، آخه بعد از رفتن آقاجان ناپلئون ، به جزء ما یار و یاوری نداره ... ( گرچه به حرفهای این مشتی قاسم خیلی هم نمی شه اعتماد كرد )
جهت دوم هم اینه كه می ترسم این مهرداد خودمان ، زیر بار این بدبختی ، قلبش مثل پشگل ماچه الاغ سفت بشه و بگیره و روم به دیوار منتقل بشه به تخته مرده شور خانه ...
خلاصه اینكه برادران و دوستان تا آنجا كه می شود حواستان باشد مهرداد بویی از این قضیه نبرد .     




تاریخ آخرین ویرایش:- -




  • تعداد صفحات :10
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات