TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب اردیبهشت 1390
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390-10:49 ق.ظ



کمدین بزرگی که با خنده بیگانه بود

بازی باورپذیر وی در فیلم «روشنایی‌های صحنه» تحسین برانگیز است. تا بدان جا که «چارلی چاپلین» ناچار شد برای حفظ برتری و شهرت خویش، بسیاری از نماهایی را که «کیتون» در آن بازی داشت، از فیلم حذف کند....

alt کمدی «اسلپ استیک» با آمدن صدا به عرصه سینما، به تدریج رنگ باخت و آزادی عمل را تا حدی، برای کمدین‌های سینما محدود کرد. پس از این اتفاق و به سبب به تصویر کشیدن موضوعات و سوژه‌های جدید، بازیگران بسیاری پا به عرصه سینمای کمدی گذاشتند. کمدین‌هایی چون «لورل و‌هاردی»، «سه کله پوک»، «برادران مارکس»، «ابوت و کاستلو» و... یکی از بازیگران مطرح دوره‌های نخست سینمای کمدی، «باستر کیتون» است که به سبب شیرین کاری‌ها، شوخ طبعی‌ها، بدل کاری‌ها و به ویژه چهره بی روح، سنگی و سردش به شهرت جهانی رسید. جشنواره فیلم لندن نیز امسال در مراسم بزرگداشتی از مقام سینمایی کیتون تجلیل می‌کند. به نوشته «فیلم کامنت»، «باستر کیتون» نخست در نمایش‌های موسیقایی و تئاتر نقش آفرینی داشت. بعدها نیز بیشتر با «روسس آربوکل»، ستاره استودیو «کی. استون» هم بازی بود. «کیتون» سال ۱۹۷۱ و در ۲۱ سالگی با ایفای نقش‌های مکمل، به عرصه فیلم سازی گام نهاد. پس از آن نیز شرکت فیلم سازی اش را تاسیس کرد. وی در بسیاری از ساخته‌هایش، به بازیگری و نقش آفرینی پرداخت. «باستر کیتون»، در برخی کشورهای جهان، هرگز به شهرت و محبوبیت «چارلی چاپلین» نرسید. این در حالی است که شخصیت و پرسونای کمدی وی، از تمامی ‌کمدین‌های سینمای صامت خنده آورتر، جذاب‌تر و دوست داشتنی‌تر بود. اما یک تفاوت بزرگ و اساسی، میان او و «چارلی چاپلین» وجود دارد. «کیتون» هیچ گاه درصدد انتقاد از شرایط و وضعیت اجتماعی- سیاسی، به سخره و نیشخند گرفتن طبقات مختلف جامعه و برانگیختن عواطف تماشاگرانش نیست. او سینمای کمدی را به عنوان راهی برای گذران زندگی انتخاب کرد و هدف اصلی این گونه سینمایی را، خنداندن تماشاگر می‌دانست. وی در فیلم‌هایش هرگز از داستان‌های رمانتیک و تراژدی بهره نگرفت. مضمون و دستمایه بیشتر آثار کیتون، در حد یک شوخی است. وی در فیلم‌هایش تلاش داشت رضایت و خشنودی مخاطب را کسب کند. به همین سبب در مواجهه با بدبیاری‌های عجیب، غریب و سرشار از خنده و شوخ طبعی اش، یک تنه مبارزه می‌کند. در نهایت نیز با توانایی‌هایی باورناپذیر، بر این بدبیاری‌ها پیروز می‌شود. منحصر به فردترین ویژگی فیلم‌های «کیتون»، شوخی‌های لحظه ای اوست. البته این شوخی‌ها هیچ گاه، ساز مخالف و جداگانه ای با کلیت اثر نمی‌زند. طنز موقعیت در آثارش هم چون قطعات یک پازل در ساختمان اصلی جای می‌گیرد. تا بدان حد که داستان را به تدریج پیش می‌برد تا شوخی اساسی فیلم را خلق کند. کمدی «اسلپ استیک» را به «کمدی بزن و بکوب» و «هرج و مرج طلبی» تفسیر و تعبیر کرده اند. اما بی تردید این مفهوم دست کم درباره سینمای «باستر کیتون» و سبک آثار وی، همخوانی چندانی ندارد. او همواره تلاش دارد وضعیتی پرآشوب را، به مرزی از ثبات و منطق برساند. «کیتون» در جهانی پرهرج و مرج، دقیق و موشکاف است. همیشه اصرار دارد مطابق منطق خودش رفتار کند. به عنوان مثال دو پایش را روی میز می‌گذارد و سپس به زمین می‌خورد. یا برای گرفتن قطار به سرقت رفته اش، در پی آن می‌دود. گاه نیز با گاری از میان یک مراسم رسمی، رژه می‌رود. یا با نارنجکی که به سمتش پرتاب می‌شود، سیگارش را روشن می‌کند. «کیتون» در فیلم «ازدواج از سر لجبازی» در نهایت شوخ طبعی بر دیوار خانه اش که نمی‌تواند از تخریب آن جلوگیری کند، تابلوی «به فروش می‌رسد» را نصب می‌کند. وی معتقد بود که در زندگی شخصی اش «یک بدبیار تمام عیار» است. بدبیاری‌هایش در زندگی، بی شباهت به یکی از صحنه‌های فیلمش نیست. در یکی از سکانس‌های فیلم «خانواده جونز در‌ هالیوود»، هنگام سفر با همسرش، خودرواش روی ریل قطار، خراب می‌شود. درست در همین زمان، صدای سوت قطار به گوش می‌رسد. «کیتون» با شتاب می‌گریزد اما ناگهان بازمی‌گردد و همسر و چمدان‌هایش را از خودرو خارج می‌کند. در همین لحظه نیز قطار سر می‌رسد اما از روی ریل کناری می‌گذرد. او و همسرش سالم می‌مانند و نفسی از سر راحتی می‌کشند. اما درست در همان لحظه، باز قطار دیگری از سمت مقابلش می‌آید. خودرو «کیتون» را زیر می‌گیرد و آن را خرد می‌کند. بازی باورپذیر وی در فیلم «روشنایی‌های صحنه» تحسین برانگیز است. تا بدان جا که «چارلی چاپلین» ناچار شد برای حفظ برتری و شهرت خویش، بسیاری از نماهایی را که «کیتون» در آن بازی داشت، از فیلم حذف کند. حضور «کیتون» در بیشتر آثارش، از جمله «یک هفته»، «ژنرال»، «سفر به غرب» و... خنده آور و سرشار از حس زندگی و شادی است. بدون آن که رنج‌های بزرگ زندگی اش را، در خاطر خود و تماشاگرانش زنده کند. چهره بی روح و سنگی «کیتون» با وجود تکیدگی سال‌های پایانی زندگی اش، هم چنان سرد و خشک بود. بیشتر منتقدان بر این باورند که «کیتون» تنها کمدین بزرگ و صاحب نامی ‌است که در تمام طول زندگی حرفه ای، حتی در فیلم‌هایش، هرگز نخندید. او بازیگری است که دیگران را می‌خنداند اما انگار خودش با خنده و خندیدن بیگانه بود. چین و چروک عمیقی که بر چهره وی نقش بسته بود، با حرکات خنده آورش در تضاد است. بیشتر کمدین‌های سینما به «کیتون» عنوان «ذره ای از هیچ» را داده اند. این عبارت ویژه افرادی است که به لحاظ شخصیتی به بلوغی خاص می‌رسند. بلوغی که نصیب هر بازیگری نمی‌شود. به گفته بیشتر کارگردانان، بازیگران و منتقدان سینمای کمدی، نمی‌توان «باستر کیتون» را توضیح داد یا او را توصیف کرد. زیرا جنس کمدی‌هایش به گونه ای نیست که بتوان مطابق برداشت‌ها، مفاهیم یا معانی رایج سینما درباره آن سخن گفت. چنان چه قرار است «کیتون» را درک کرد، باید هم چون خود او بود، تنها در این صورت می‌توان به این نتیجه رسید که برخی از حوادث مضحکی که برایش رخ می‌دهد، بارها در زندگی هر کدام از ما، به گونه و شکلی متفاوت اتفاق افتاده است. «باستر کیتون» در یادداشت‌های شخصی اش نوشته است: «هرگز سال‌های سخت و دشواری را که در زندگی پشت سر گذاشته ام، فراموش نمی‌کنم. می‌دانید! من آن گونه ای تربیت نشده ام که فکر کنم زندگی آسان است. همیشه برای به دست آوردن پول، به سختی کار کرده ام. یاد گرفته ام خواستار چیزی نباشم که استحقاق و شایستگی اش را ندارم. به باور من سال‌های دشوار و سخت زندگی کوتاه است. شاید فقط یک آدم نازک نارنجی و نازپرورده که طعم رنج را نچشیده ممکن است از دشواری‌های زندگی شکوه و شکایت کند. پزشکم می‌گوید می‌توانم صد سال زندگی کنم. خیال چنین کاری را هم دارم. چه کسی آرزو ندارد صد سال در جهانی زندگی کند که مردم بسیاری با قدرشناسی و احساس ناب انسانی، مردی کوچک با چهره ای سرد، سنگی و یخ زده به نام «باستر کیتون» را به خاطر می‌آورند. مردی که سال‌ها پیش وقتی جوان بودند، یک ذره آن‌ها را می‌خنداند اما خودش با خنده بیگانه بود و با آن میانه ای نداشت. همین برایم کافی است!» باستر کیتون در بیشتر سال‌های فعالیتش در عرصه سینمای کمدی، با شرایط بسیار دشوار و سختی دست و پنجه نرم کرد. اما اجازه نداد این تجربه‌های اندوهبار و تراژیک در آثارش بازتاب داشته باشد. بیشتر منتقدان به باستر کیتون عنوان «کمدین صورت سنگی» داده اند. زیرا تا پایان عمرش در زندگی و هیچ یک از فیلم‌هایش هرگز نخندید. «کیتون» نمی‌خندید چون به باور خودش دلیلی در جهان برای خندیدن نمی‌دید. به گفته «اورسن ولز» در چهره اش رازی پنهان بود که هرگز فاش نشد. بسیاری از منتقدان برجسته سینما، امروزه جایگاه «باستر کیتون» را در سینمای کمدی، فراتر از کمدین‌های مشهوری چون «برادران مارکس»، «هارولد لوید»، «چارلی چاپلین» و «لورل و‌هاردی» می‌دانند. فیلم‌های کوتاه و بلند به جا مانده از «باستر کیتون» حکم گنجینه‌هایی را دارند که با سپری شدن زمان، قدر و ارزش آن‌ها بیشتر آشکار می‌شود. «باستر کیتون» سال ۱۹۶۶ و در سن ۷۱ سالگی، بر اثر بیماری سرطان درگذشت.

منبع: khorasannews.com/ احمد صبریان




تاریخ آخرین ویرایش:- -
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390-10:48 ق.ظ



بازیگران کمدی امریکا - 1

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

altبا بازی در فیلم جالب و مجذوب کننده ای مانند «درخشش ابدی یک ذهن پاک» تجربه جدیدی را داشت و به همگان ثابت کرد که نه تنها در ژانر کمدی بهترین است بلکه.... 
 


بعضی از بازیگران هستند که در ابتدا با بازی در نقش‌های کمدی وارد سینما شدند ولی بعد‌ها و با پیشنهادهای بهتری که دریافت کردند، کاملا از نقش‌های کمدی دور شدند.
 
به نقل از مجله فرانسوی ستاره‌ها: بسیاری از بازیگران‌ هالیوودی هستند که با نقش‌های کمدی وارد سینما شده اند اما کمی‌بعد و با استعدادهایی که در بازیگری از خود نشان دادند به نقش‌های بهتری دعوت شدند و اکنون کاملا از نقش‌های اولیه شان فاصله گرفته اند و بیشتر در ژانرهای غیر کمدی بازی می‌کنند.
اکنون به معرفی این بازیگران می‌پردازیم:

رابین ویلیامز:
رابین ویلیامز، بازیگر و کمدین مشهوری است که در شیکاگو به دنیا آمد. او با بازی در فیلم مورک غریبه به اوج شهرت رسید.
 

 alt
او در تئاتر، سینما، تلویزیون بازی می‌کند. اما باید قبول کرد که فیلم‌های کمدی بسیار سخت و طاقت فرسا هستند زیرا خنداندن و فیلمی‌ که باعث خنده دیگران شود نیاز به بازی و حرکاتی فوق العاده دارد.
 
ژان دوژاردن:
ژان یک هنرمند فرانسوی است که با بازی در فیلم‌های کمدی فعالیت حرفه ای خود را آغاز کرد.
به عنوان مثال، عموم مردم فراسنه کمدی‌های مضحکی که با بازی ژان دوژاردن ساخته می‌شود را کمدی‌های واقعی فرانسه می‌نامند زیرا او بسیار در این نوع ژانر فیلم قابل می‌باشد. فیلم‌هایی مانند مرد برایسی، لوک خوش شانس، او اس اس 117.
 


اما در برابر این ژانر او به بازی در فیلم‌هایی مانند: "صدای جرینگ یخ" با بازی فوق العاده "ژان دوژاردن" که در قالب زندگی یه رمان نویس مشهور است که دچار بیماری سرطان می‌شود و به مشکلاتی که برای این نویسنده پیش می‌آید می‌پردازد.

بن استیلر:
بن، بازیگری امریکائی است که در فیلم‌های کمدی شناخته شده است. علاوه بر بازیگری، کارگردان و تهیه کننده فیلم‌های امریکایی نیز می‌باشد و تا کنون جوایز بسیاری مانند جایزه امی ‌را از آن خود کرده است.
با فیلم‌های مانند "تندر گرمسیری" "شب در موزه" و... مشهور شد اما با بازی در فیلم "پدربزرگ و من" به ژانر دیگری گروید.
 


جیم کری:
بازیگری کانادایی است که به عنوان یک کمدین مشهور شناخته می‌شود.
با بازی در فیلم "احمق و احمق تر" به شهرت بسیاری دست یافت. با بازی در فیلم جالب و مجذوب کننده ای مانند "درخشش ابدی یک ذهن پاک" تجربه جدیدی را داشت و به همگان ثابت کرد که نه تنها در ژانر کمدی بهترین است بلکه در سایر ژانر نیز می‌تواند به عنوان بهترین مطرح باشد.
 

    alt
جیم کری با دو چهره متفاوت یکی طنز و دیگری درام و ملو درام و حرکات مخصوصی که از خود نشان می‌دهد توانسته است به ستاره ای محبوب تبدیل شود و از او به عنوان ستاره ای محبوب یاد شود.

میشل لاروک:
میشل به بازی در ژانرهای کمدی شهرت بسیاری دارد، زیرا در ابتدا کار خود را با این سبک آغاز کرده بود.
در فیلم‌هایی مانند: پلاکارد، بحران و... به ایفای نقش پرداخته است اما امروز با نقشی که در ابتدا داشت و به کمک آن وارد سینما شده بود، فاصله نسبتا زیادی گرفته است.
 


استیو کارل:
کمدین، بازیگر، تهیه کننده، فیلمنامه نویس مشهور امریکائی است. استیو نیز کارش را با بازی در فیلم‌هایی کمدی آغاز کرد و به سمت فیلم‌هایی که متفاوت از ژانر اولیه بودند، پیش رفت.

alt
 
 

 جنیفر آنیستون:
جنیفر انیستون، که با بازی در مجموعه دوستان به شهرت رسید. او در فیلم‌هایی مانند: پولی و من، خانواده بسیار مدرن و... بازی کرده است و به عنوان یک بازیگر کمدین شناخته شده بود تا به فیلم‌هایی که ژانر متفاوتی از کمدی داشتند، دعوت شد.
 

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390-10:08 ق.ظ



او دوست دارد همیشه کارهای آبرومندی را بازی‌ کند تا فردا روزی، بتواند به پسرش (آیین) بگوید که در چه کارهایی بازی کرده است. کارنامه او در 2 بخش تلویزیون و سینما بررسی شده

نقش‌های تلویزیونی
گاهی شاد، گاهی غم
همه چیز باید دست به دست هم بدهد تا بازیگری بتواند از عرصه ای مثل تئاتر که مدت‌ها در آن حرف اول را می‌زده جدا شود تا ثابت کند یک بازیگر تئاتر فارغ از چهره و زیبایی‌های بصری می‌تواند خوب باشد و بشود امیر جعفری!
او دوست دارد همیشه کارهای آبرومندی را بازی‌ کند تا فردا روزی، بتواند به پسرش (آیین) بگوید که در چه کارهایی بازی کرده است. کارنامه او در 2 بخش تلویزیون و سینما بررسی شده که بخش اول مربوط به شاخص ترین کار‌های تلویزیونی اوست.

بدون شرح
مهدی مظلومی/ 1381
بدون شرح مجموعه ای کمدی بود که امیر جعفری در نقش فرید خیلی خوب توانست بدرخشد. تا می‌توانست بیننده را با بازی روانش جذب کرد و نوید یک بازیگر با استعداد و شاید کمدینی خوب را داد. در بدون شرح، فرید با داشتن مدرک علوم ارتباطات در یک هفته نامه زرد کار می‌کرد و تمام تلاشش را می‌کرد تا به قول آقای کاووسی (مدیر مسوول هفته نامه شهر قشنگ) این کشتی به گل نشسته را نجات دهد. روابط او با همسرش (لیلی رشیدی) هم بسیار خوب تعریف شده بود. بدون شرح اولین سکوی پرتاب جعفری در قاب تصویر بود. همین نقش هم باعث شد تا جعفری تن به تکرار چنین کاراکتری بدهد و بار دیگر نقشی کمدی را در سریالی دیگر و نه چندان موفق مهدی مظلومی با نام «کمربندها را ببندید» ایفا کرد که هرگز به محبوبیت فرید بدون شرح نرسید.



میوه ممنوعه
حسن فتحی/ 1386
جلال فتوحی،‌ پسری که با چرخاندن تسبیح در دستانش و نگاه نافذ و استفاده از کلمات سنگین، بسیار خوب توانست مخاطب را با خود همراه کند. جلال فتوحی کاراکتری منفی نبود، بلکه در موقعیتی قرار گرفته که مجبور است کارهای منفی را انجام دهد. جلال فتوحی پسر بزرگ خانواده فتوحی است و با پدرش (علی نصیریان) مشکل دارد. این نقش فرصت بزرگی را به جعفری داد تا طور دیگری خود را ثابت کند و یکی از کاراکترهای جدی و حتی خاکستری یک قصه را ایفا کند. ادای دیالوگ‌های بی‌نظیر علیرضا نادری در این سریال از زبان امیر جعفری حکم شنیدن یک رمان مصور و دیدنی را داشت. گرچه جعفری بازی خود را در این سریال متفاوت نمی‌داند و معتقد است در مقابل علی نصیریان مجبور به خوب بازی کردن شد.



چاردیواری
سیروس مقدم/1388
جعفری در این سریال نقش اصلی (نادر) را برعهده داشت. جوانی که به خاطر مشکلات مالی بی‌خیال کار کردن در رشته مربوط به درسش شده و در یک آشپزخانه کار می‌کند و حالا به خاطر ازدواج صوری با یک دختر دردسرهای زیادی سراغش آمده. غافل از این که عشق همه چیز را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. عشق نادر به «‌مریم خانم» دختر مرفه (بهنوش طباطبایی) و فرار از دست پدر خودش (آتیلا پسیانی) لحظاتی دیدنی از بازی امیر جعفری را رقم زده است. موفقیت در چاردیواری عامل بزرگی بود تا جعفری بتواند نقشی تلخ را در سریال زیر هشت برعهده بگیرد.



زیر هشت
سیروس مقدم/ 1389
این سریال را این شب‌ها از شبکه اول می‌بینید. تا به این جا و با گذشت این چند قسمت، ‌تلاش امیر جعفری برای ارائه بازی رئال و جدی بسیار مشهود است. عطا خان عمو نام نقشی است که او بر عهده دارد.
مردی که به خاطر عشق به دختر یک جواهر فروش با همکاری او از مغازه پدر دختر دزدی کرده و حالا به تاوان این اشتباه در زندان است و در زندان کلی اخبار بد می‌شنود و حتی انگشتان دست چپش را هم از دست می‌دهد! برای بازی او تا این قسمت سریال به او سه ستاره می‌دهیم و امیدواریم که بتواند تا آخر سریال هم این ستاره‌ها را حفظ کند.



نقش‌های سینمایی امیر جعفری
مسیر متفاوت
امیر جعفری در سینما مسیری کاملا متفاوت با تلویزیون در پیش گرفت. او با وسواس خاصی نقش‌های سینمایی اش را انتخاب کرد تا بدین شکل کارنامه ای یکدست در این حوزه از خود به جا بگذارد حتی فیلم‌هایی چون تردست و لج و لجبازی هم چندان نتوانسته این یک دستی را از بین ببرد.

نان و عشق و موتور هزار
ابوالحسن داودی 1380
اولین فیلم سینمایی موفق و پر فروشی که با حضور او بر پرده سینما رفت. او در این فیلم گرچه نقش چندان پررنگی نداشت اما برخلاف سریال بدون شرح که نقش مثبت و فردی دوست داشتنی اش را بازی می‌کرد، کاراکتری لمپن داشت. این فیلم در آن سال‌ها فروش بسیار قابل توجهی داشت.

قارچ سمی
رسول ملاقلی پور/ 1380
امیر جعفری قارچ سمی نقشی داشت که نمی‌توانست برای مخاطب محبوب باشد. او نقش یکی از کسانی را بازی می‌کرد که عقایدی مخالف کاراکتر اصلی داستان مهندس دومان قایمی داشت و یکی از عامل‌های اصلی سرنگون شدن مهندس قایمی بود. جعفری در این فیلم به خوبی توانست نقش فردی دگم را بازی کند و نشان دهد که هم می‌تواند کاراکتری کمدی داشته باشد و هم نقشی جدی!

پستچی، سه بار در نمی‌زند
حسن فتحی 1387
« پستچی...» در ژانر وحشت و با نگاه به سه دوره تاریخی ساخته شده بود. امیر جعفری و پانته آ بهرام یکی از داستان‌های این فیلم را روایت می‌کنند که شاید یکی از جذاب‌ترین دوره‌های زمانی برای مخاطبان باشد. لحظه‌های بازی او با بهرام همراه با دیالوگ‌های آهنگین و قدیمی بسیار دیدنی از آب درآمده. بازی امیر جعفری در نقش یک جاهل کلاه مخملی با دیالوگ گویی‌های زیبایی که دارد یکی از شیرین‌ترین کاراکترهای جاهلی را در سینمای ایران به ثبت رسانده است که قطعا نقطه عطفی در کارنامه حرفه ای خود او نیز محسوب می‌شود.



بی پولی
حمید نعمت الله 1387
کمدی متفاوتی از حمید نعمت الله،‌ در بی پولی امیر جعفری یکی از چندین دوست مفت‌خور دور و بر ایرج چیتچی (بهرام رادان) بود که نسبت دور خانوادگی هم با او داشت. جعفری در بی‌پولی رفیقی بود که به خاطر رسیدن به منافع شخصی، سنگ ایرج را به سینه می‌زد و حتی با ماشین او مسافر کشی می‌کرد و پولی را به ایرج می‌داد و در ازای این پورسانت می‌گرفت و تمام آن پورسانت را دود می‌کرد. حتما صحنه ای را که او گیر «شکوه» (لیلا حاتمی) افتاده بود را به خاطر دارید. حتی اگر او در بی پولی نقش موثر یا پررنگی نداشته باشد اما به هر حال این فیلم جزو یکی از فیلم‌های خوب در کارنامه کاری او محسوب می‌شود.



کیفر
حسن فتحی/ 1388
امیر جعفری نقش اصلی این کار نیست اما او مهره اصلی داستان محسوب می‌شود؛ مردی که همه قفل‌ها و گره‌های داستان به دست او باز می‌شود. جعغری که تغییر روند زندگی و بازیگری اش و متفاوت شدن نگاهش به زندگی را با حضور و همکاری در ساخته‌های حسن فتحی می‌داند، در آخرین همکاری‌اش با این کارگردان در نقش خلافکار به ظاهر توبه کرده ای ظاهر شده که در عطش انتقام از رفیقش که به او نارو زده می‌سوزد. ضد قهرمانی که با بازی درست جعفری تبدیل به کاراکتری می‌شود که در نهایت همدردی مخاطب را بر می‌انگیزد.


منبع: هفته نامه همشهری جوان/




تاریخ آخرین ویرایش:- -
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390-09:15 ق.ظ




پخش مجموعه تلویزیونی «توطئه فامیلی» ازتولیدات گروه مجموعه های تلویزیونی شبکه یک سیما، از 7خرداد ماه 90 آغاز می شود.
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از رسانه خبری شبکه یک سیما، این مجموعه تلویزیونی به تهیه کنندگی مجید اوجی و کارگردانی رامبد جوان در 15 قسمت 45 دقیقه ای تولید شده و ساعت 22:15 روزهای زوج برای پخش آن در نظر گرفته شده است.
«توطئه فامیلی»، ماجرای رحمانی، صاحب شرکتی را روایت می کند که در آستانه مرگ قرار گرفته است. وی تصمیم می گیرد نیمی از اموالش را، به پسر شریک سابقش بدهد اما اتفاقاتی مانع این اجرای تصمیم می شود. اما لادن نوه او و پوران عروس‌اش با تصمیم رحمانی مخالف هستند و می‌خواهند به هر نحو ممکن مانع محقق شدن خواسته رحمانی شوند و...
امیر جعفری، آناهیتا همتی، جمال اجلالی، مریم امیرجلالی، خسرو احمدی، سحر دولتشاهی و... در این سریال ایفای نقش کرده اند.
سایر عوامل این پروژه عبارتند از نویسنده: فلورا سام، مدیر تصویربرداری: محسن فلاحی، صدابردار: میرحسین رسولی، طراح گریم: کیان اولاد وطن، طراح صحنه و لباس: مهدی دیلمی، مدیر تولید: عباس دقاقی، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: رضا عاطفی و عکاس: فریال اوجی.





تاریخ آخرین ویرایش:- -




  • تعداد صفحات :6
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات