TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب خرداد 1390
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

سه شنبه 31 خرداد 1390-10:23 ق.ظ



بهناز جعفری و سروش صحت در نمایش جدید داود رشیدی

بهناز جعفری و سروش صحت به نمایش جدید داود رشیدی «آقای اشمیت کیه» پیوستند.

رشیدی این روزها مشغول تمرین جدیدترین نمایش خود است که قرار است از نیمه دوم تیرماه در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به صحنه برود.

پیش از این حضور رضا بابک به عنوان یکی از بازیگران اصلی این نمایش قطعی شده بود و بهناز جعفری، سروش صحت و اشکان خیل‌نژاد دیگر بازیگرانی هستند که در «آقای اشمیت کیه» به ایفای نقش می‌پردازند.

این نمایش که نوشته سباستین تیری نویسنده فرانسوی است، مایه‌هایی از کمدی‌های ابزورد را در خود دارد و قدری هم به گروتسک پهلو می‌زند. «آقای اشمیت کیه» را شهلا حائری ترجمه کرده است.

در این اثر نمایشی ایرج رامین‌فر به عنوان طراح صحنه، لباس، پوستر و بروشور، رشیدی را همراهی می‌کند. همچنین محمدرضا اصلی دستیار کارگردان و امین عظیمی مشاور رسانه‌ای هستند.

داستان این نمایش درباره زن و مردی است که در سکوت شب در خانه‌شان شام می‌خورند، تلفن به صدا درمی‌آید و آنها از وحشت خشک می‌شوند.

داود رشیدی پارسال نمایش «منهای دو» را در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر به صحنه برد.




تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 30 خرداد 1390-03:00 ب.ظ



اولویتی به نام سریال طنز

محمود گبرلو معتقد است: در حال حاضر تلویزیون نسبت به پتانسیل، تعداد شبكه‌ها و مخاطبان گسترده‌اش در سطح كشور، فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی كمدی كمی تولید می‌كند.

یك منتقد سینما و تلویزیون در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس تلویزیون خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، عنوان كرد: اگر بخواهیم برنامه‌های كمدی تلویزیون را بررسی كنیم، باید به ظرفیت تلویزیون و پتانسیل آن برای جذب مخاطب توجه كنیم. تلویزیون بر خلاف سینما یك وسیله‌ی سرگرمی برای اعضای خانواده است. طبیعتا وقتی همه اعضای خانواده در كنار هم پای تلویزیون می‌نشینند، نوع برنامه‌ها باید به گونه‌ای باشد كه تمام مخاطبان لذت ببرند و از یك برنامه تلویزیونی راضی باشند.

وی ادامه داد: به همین دلیل تلویزیون با یك فیلم سینمایی كه برای قشر خاصی ساخته می‌شود، متفاوت است. وقتی همه‌ی اعضای خانواده یك برنامه تلویزیونی را در كنار هم می‌بینند نوع ساختار این برنامه بسیار متفاوت با یك فیلم سینمایی است؛ بنابراین در قضاوت‌هایمان ابتدا باید ببینیم چه چارچوب‌هایی را برای كمدی تلویزیونی قائل هستیم، سپس بر اساس آن تحلیل و ارزیابی كنیم.

این كارشناس سینما و تلویزیون با اعتقاد بر اینكه تلویزیون آثار كمدی كمی تولید می‌كند، افزود: مردم در شرایطی هستند كه با خستگی روزمره وارد خانه می‌شوند و دوست دارند كمی استراحت كنند. طبیعتا برنامه‌های طنز تلویزیون می‌تواند به رفع خستگی مردم كمك كند و در كنار آن بتواند برخی مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی جامعه را هم از این طریق منتقل كند.

گبرلو ادامه داد: نكته‌ی مهمی كه به عنوان آفت در این میان وجود دارد، این است كه برخی سازندگان سریال‌های‌ كمدی، دور از شأن سینما و حتی خودشان گام برمی‌دارند و آثاری را خلق می‌كنند كه سطحی و ضعیف هستند. این اشكال جدی به خود سازندگان برمی‌گردد.

وی تاكید كرد: این اشكال به مدیران تلویزیون برنمی‌گردد، این مدیران به برخی از برنامه‌سازان بر اساس سابقه‌ای كه دارند اطمینان می‌كنند و سوژه‌ای را پس از تصویب در اختیارشان قرار می‌دهند اما آنها متاسفانه سعی نمی‌كنند تلاش جدی انجام دهند تا یك طنز موثر و حرفه‌یی را ارائه دهند. به همین دلیل گاهی اوقات شاهد سریال‌های طنز بسیار سطحی و سخیف در تلویزیون هستیم.

این كارشناس سینما و تلویزیون در ادامه اظهار كرد: معتقدم تعداد خیلی كمی سریال‌ساز طنز در تلویزیون داریم. هر كسی نمی‌تواند كار طنز انجام دهد. چون تعداد كارگردان‌ها و برنامه‌سازهای ما محدود است، تلویزیون هم این ریسك را نمی‌كند كه سرمایه‌اش را در اختیار كارگردانانی قرار دهد كه تا به حال سابقه كار طنز نداشته‌اند.

وی بار دیگر تاكید كرد: چون تعداد سازندگان و كارگردان‌های سریال طنز در ایران محدود است، تلویزیون مجبور است به آنها بسنده كند. این افراد گاهی در یك اثر موفق می‌شوند و گاه در یك اثر موفق نمی‌شوند. در این جا در وهله‌ی اول مدیران تلویزیون را مقصر نمی‌دانم. البته اگر ما بتوانیم كارگردان‌های حرفه‌یی سینما و تلویزیون را به سمت كارهای كمدی طنز تشویق كنیم، خیلی خوب است، اما چون بضاعتمان كم است مجبوریم به همین تعداد بسنده كنیم.

گبرلو در پایان به این نكته اشاره كرد كه برای یك مدیر ریسك بسیار خطرناكی است كه سوژه و سرمایه‌ای را در اختیار یك كارگردان قرار دهد كه تا به حال كار طنز انجام نداده است.




تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 30 خرداد 1390-11:57 ق.ظ



  تاملی کوتاه در باب کمدی و روش‌های ایجاد فضای کمیک

درباره طنز، فکاهی و کمدی بسیار گفته و نوشته اند. متأسفانه در فرهنگ ما پرداختن به مسایل تئوریک زیاد جدی گرفته نشده، و همین امر موجب شده است تا ما در این عرصه، بیش تر مصرف کننده آرا و فرضیات محققان دیگر کشورها درباره مبانی فرهنگی خودمان باشیم.
این بنده در طرح این مقال، قصد آن دارد تا درحد مقدمات و ایجاد زمینه برای طرح بحث، نکاتی را یادآور شود تا شاید زمانی اهل قلمی با فراغتی و سوادی بایسته تر و شایسته تر آن را پی گیرد.
می گویند مرحوم غلامحسین خان درویش، نوازنده زبردست تار، غالباً در مجالس و محافل، دست به ساز نمی برد. دوستان او برای تحریکش به نواختن، ترفندی اندیشیده بودند: در حضور او، تار را به دست نوازنده ناواردی می دادند تا بنوازد. درویش خان که نمی توانست این بدنوازی و غلط نوازی را تحمل کند، برمی خاست، تار را از فرد ناوارد می گرفت و می گفت، «این طور باید زد!» و خودش بنا می کرد به نواختن!
امیدواریم بدنوازی و غلط نوازی ما نیز موجب تحریک استادان عرصه فرهنگ و ادب و هنر شود!

تعاریف
شوخ طبعی در فرهنگ و ادب فارسی، سابقه ی دیرینه دارد و نمونه های مطایبه را در متون کهن فارسی نظیر «درخت آسوریک» نیز می توان دید. پیش از این در جایی دیگر، تعریف خود را از شوخ طبعی و شاخه های منشعب از آن به تفصیل آورده ام و در این مقال، مجال ذکر مجدد آن همه نیست.
با قدری تسامح و به اجمال، می توان گفت که شوخ طبعی به چهار شکل در شعر و نثر، ظهور پیدا می کند: هزل، هجو، فکاهه و طنز.
هزل سخن بیهوده ای است که از آن اراده جد کنند و به تعبیر «ابن رشیق قیروانی»، ابوالهلال عسکری و تفتازانی: «چنین است که چیزی به حسب ظاهر بر سبیل لعب و مطایبه ذکر شود و به حسب حقیقت، غرض از آن امر صحیحی باشد.»
هجو در کلام عرب، به معنی دشنام دادن، بد گفتن، سرزنش کردن و زشت شمردن. لازم به ذکر است که بعضاً هجو را زیرمجموعه شوخ طبعی نمی دانند، مع هذا بدان جهت که در این شیوه، بسیاری از شگردهای طیبت آمیز مورد استفاده قرار می گیرد، برخی دیگر معتقدند که هجو نیز زیرمجموعه شوخ طبعی است.
فکاهه، رایج ترین شاخه شوخ طبعی است. غالب لطایف در تعریف فکاهه می گنجند. فکاهه عبارتی است از شوخی، مزاح، خوش مزگی و یا هر کلام دیگری که صرفاً موجب خنده شنونده یا خواننده و انبساط خاطر او شود.
طنز بیان انتقاد تلخ به زبان شیرین، کنایی و نشاط آور است که در آن عفت و انصاف رعایت شود. متأسفانه امروزه تمامی شاخه ها و زیرمجموعه های شوخ طبعی را به نام طنز می شناسند و معرفی می کنند و همین امر موجب شده است تا مخاطبان طنز در بازشناسی آن از دیگر شاخه های شوخ طبعی دچار سردرگمی شوند.
شاید این سؤال پیش بیاید که تعاریف فوق در عرصه ادب نوشتاری، اعم از نظم یا نثر، کاربرد دارد. ارتباط این تعاریف با هنر کمدی در چیست؟ در جواب عرض می کنیم که یکی از راه های بازشناسی انواع کمدی ازهم، آشنایی با تعاریفی است که از هزل، هجو، فکاهه و طنز ارائه شد.
به اجمال می توان گفت که کمدی از واژه یونانی komodia ریشه گرفته و این واژه، ظاهراً شکل تغییر یافته کوموس komos است، جشنی که در مراسم کهن دیونوسی همراه با آوازهای شادی بخش و عیش و نوش اجرا می شده است.

ارسطو در«فن شعر»، کمدی را نقطه مقابل تراژدی می داند و می گوید: «کمدی تقلید اطوار شرم آوری است که موجب ریش خند و استهزا می شود.»
با بازشناسی اولین متون کمدی و تحقیق در موضوعاتی که کمدی آن روزگار بدان ها می پرداخته، می توان دریافت که کمدی های اولیه، پا از دایره هزل و هجو بیرون نمی گذاشته اند و صرفاً انگیزه تفریح و خنده و لودگی داشته اند.
کمدی در سیر تکاملی خود، براساس نوع اجرا، موضوع، توالی تاریخی، موقعیت جغرافیایی، شیوه بیان و نوع نگاه به تقسیمات مختلف رسیده و امروزه قریب به صد نوع کمدی شناخته شده در جهان وجود دارد. (برای آشنایی بیش تر با انواع کمدی رک به: فرهنگواره داستان و نمایش، دکتر ابوالقاسم رادفر، انتشارات اطلاعات، چاپ اول 1366، صص 239 تا 246 ، همچنین: فرهنگ اصطلاحات ادبی، سیما داد، مروارید، چاپ دوم 1375، صص 244 تا 250.)
همان طور که قبلاً‌ گفتیم کمدی در بدو پیدایش غالباً در لودگی و تمسخر افراد فرادست و فرودست اجتماع خلاصه می شود و به همین جهت علی رغم اقبال عمومی از آن، معمولاً کسی مقوله کمدی را جدی نمی گرفت. فیلسوفانی مانند«سیسرو»( Cicero ) تلاش فراوان کردند تا به این نمایش که در آن زمان به شکل نفس گیری مشمئزکننده بود، معنا ببخشند و برای آن اعتباری کسب کنند. به همین جهت اعلام کردند که کمدی درواقع پرمعناتر از آن است که به نظر می رسد و از نظر ارزشی با تراژدی برابری می کند. به نظر آن ها، از زمان نمایش های «آریستوفان»، نقش کلاسیک کمدی عبارت بوده است از: «اصلاح کارهای غیرمنطقی و غیراخلاقی نادانان.»
با عنایت به شیوه دفاع فلاسفه ای نظیر «سیسرو» از کمدی، می توان دریافت که ایشان از نوعی از کمدی دفاع می کرده اند که تا حدود زیادی دربردارنده ابعاد انتقادی و اصلاح جویانه طنز بوده اند.

خنده
خنده عبارت است از واکنش، انبساط و رها شدگی ناشی از رضایت یا عدم رضایت جسم، در برابر عوامل فیزیکی، شیمیایی، فکری و عصبی.
ما در بخش آتی این نوشته، به معرفی علل خنده و راه های بهره گیری از آنها در ایجاد فضای کمیک خواهیم پرداخت.


 


ادامه مطلب

تاریخ آخرین ویرایش:- -
یکشنبه 29 خرداد 1390-04:18 ب.ظ



به گزارش وب سایت _dooorbin.com

ساختمان پزشکان» به کارگردانی سروش صحت که این روزها از شبکه سوم سیما پخش می‌شود، توانسته جای خودش را میان مخاطبان باز کند.

ساختمان پزشكان

فیلمنامه مناسب نخستین گام برای ساخت یک کمدی تلویزیونی موفق است که درباره این سریال نشان داد می‌توان با راه‌هایی غیر از استفاده از

تکیه‌کلام‌های نخ نما و بازیگرانی که سال‌هاست در نقش‌هایشان تثبیت شده‌اند، هم مخاطب عام و هم تماشاگران سخت‌گیر را راضی نگه داشت.

برای همین در آخرین روزهای فیلمبرداری ساختمان پزشکان به سراغ پیمان قاسم‌خانی، سرپرست نویسندگان این سریال رفتیم تا از حال و هوای این طنز متفاوت شبانه بپرسیم.

امروز آخرین روز فیلمبرداری بود و دیشب تازه قسمت هفتم سریال پخش شد. این فاصله بین ضبط و پخش و عدم آگاهی از بازخورد‌های مردمی روی کیفیت متن تأثیری ندارد؟

این استفاده از بازخورد‌ها در کارهای روتین وجود دارد اما در کارهای قبلی‌ای که نوشتیم هم به این صورت پیش نمی‌رفتیم؛ یعنی همان موقعی که سریال را می‌نوشتیم سعی می‌کردیم کیفیت خوبی به متن‌ها بدهیم. بعد هم صبر می‌کردیم تا بازخورد تماشاچیان سریال را بگیریم. بازخورد تماشاچی‌ها قطعا تأثیراتی روی کیفیت کار دارد اما چیزی که سر ساختمان پزشکان جای خالی‌‌اش را خیلی حس کردم، روحیه‌ای بود که از پخش همزمان سریال می‌توانستیم بگیریم. در سریال‌هایی که فقط چند قسمت جلوتر از پخش حرکت می‌کردیم اگر چه فشار کاری بسیار بیشتر بود اما بچه‌ها با دیدن نقد و نظر‌های مردم، انرژی می‌گرفتند، ما هم متن‌هایمان را طبق موج و سلیقه مردم تصحیح می‌کردیم. چندین ماه است که از نتیجه مطمئن نیستیم و فرسایشی کار می‌کنیم. بعضی وقت‌ها سر یک صحنه قهقهه می‌زنیم اما نخستین دغدغه‌مان این است که نکند فقط خودمان داریم به این موقعیت می‌خندیم؛ نکند تماشاچی چنین واکنشی نداشته باشد.

 

سریال‌های طنز اخیر روی تکیه‌کلام به‌عنوان راهی برای مشخص شدن برد سریال خیلی حساب باز می‌کنند؛ خودتان هم در «پاورچین» تکیه‌کلام‌هایی را سر زبان‌ها انداختید اما چرا در ساختمان پزشکان از این تمهید استفاده نکردید؟
ما هیچ وقت در کارهایمان تکیه‌کلام ننوشتیم. اگر هم اتفاقی افتاده و دیالوگی شاخص شده است خود بازیگر‌ها این کار را کرده‌اند. حتی در همان سریال پاورچین ما یک بار برای جواد رضویان دیالوگ «من چیکاره بیدم» را نوشتیم و خودش با توجه به استقبال مردم این جمله را تکرار کرد. ما هیچ وقت جمله‌ای برای تکیه کلام شدن نمی‌نویسیم اما ممکن است بعضی‌ها واژه ها یا جمله ها این پتانسیل را داشته باشند و بازیگر از آنها استفاده کند.

خیلی‌ها اعتقاد دارند طنز ساختمان پزشکان یک طنز روشنفکری و بالای لیسانس است. نگران نبودید مخاطب عام کار را پس بزند؟

تیم ما یک جور نوشتن بلد است. همه نویسنده‌ها سبک کاری خودشان را دارند؛ مثلا قلم محسن طنابنده شیرینی خاصی دارد که من نمی‌توانم تقلیدش کنم. من اینطور می‌نویسم و نمی‌دانم این روش طنز لیسانس به بالا هست یا نه اما فکر هم نمی‌کنم که کمدی ساختمان پزشکان یک کمدی روشنفکرانه باشد. شاید چون آدم‌های اصلی این مجموعه طبقه تحصیل‌کرده جامعه هستند گویش‌هایشان مثل عوام نباشد اما داستان‌ها خیلی خانوادگی است و به جزئیات زندگی خانوادگی پرداخته‌ایم، نه مسائل پیچیده اجتماعی.

در بعضی قسمت‌ها، تعداد فلش‌بک‌ها خیلی زیاد است. آیا این فلش‌بک‌ها، به‌خاطر ضعف شخصیت‌پردازی است که باید یک جوری منطق داستان را درست از آب دربیاورید؟

این چیزی است که هر نویسنده برای خودش انتخاب می‌کند. مهراب قاسم‌خانی کشته مرده فلش‌بک است و به قول خودمان اگر ولش بکنید مدام فلش‌بک و فلش فوروارد می‌زند. ما یک شخصیت‌پردازی داشته‌ایم اما نحوه نشان دادن این شخصیت‌ها را نویسنده با رویکرد خودش انتخاب می‌کند. من هم یک تصحیح نهایی می‌کنم و اگر روند انتخابی نویسنده ‌آن قسمت، به درد کار خورد، متن را تحویل گروه کارگردانی می‌دهم.

سروش صحت خودش سال‌ها سابقه نویسندگی دارد. این باعث نمی‌شود که در حوزه کاری نویسنده‌ها اعمال نظر کند و به قول خودمان آشپز دو تا شود؟

او آدم منعطفی است. سر کار به هیچ عنوان حوزه‌هایمان با هم تداخل پیدا نمی‌کند. سروش کارگردان است و من سرپرست نویسندگان. من در کارگردانی او دخالت نمی‌کنم و سروش در متن‌ها دست نمی‌برد. نکته جالب اینکه خود سروش هم در گروه نویسندگان هست و‌ آن قسمت‌هایی که متن را خودش باید بنویسد سیناپس را صفحه به صفحه با من چک می‌کند و جاهایی که از او خواهش می‌کنم متن را تغییر دهد از همه نویسنده‌ها زودتر قبول می‌کند. تنها تفاوتی که برای سروش قائلم این است که چون می‌دانم متنی را که نوشته قبلا در مغزش بازسازی کرده است، به او می‌گویم این سکانس روی کاغذ با مزه نیست، اما اگر خودت آن را سکانس با مزه‌ای دیده‌ای مشکلی نیست.

این سؤال را باید از کارگردان بپرسم اما نظر خودتان را هم می‌خواهم بدانم؛ استفاده کردن از بازیگرانی که اغلبشان کمدین‌های تلویزیونی نیستند، شما را نگران نمی‌کرد؟

ما دوست داریم به هر وسیله‌ای که شده تماشاگر، کار را ببیند. اگر ببینیم برای بازیگر طنز تلویزیونی، نقش خوبی داریم و می‌توانیم با او شخصیتی جدید‌تر، جذاب‌تر و به دور از کلیشه‌های قبلی خود آن بازیگر نشان دهیم، حتما از او دعوت می‌کنیم، منتها می‌خواستیم کارمان یک کمی متفاوت باشد. نظر همه ما این بود که چهره‌های طنز تلویزیونی تکراری شده‌اند. بقیه بچه‌ها قبلا امتحان‌شان را پس داده بودند. خیلی‌ها به ما می‌گفتند که شاید بهنام تشکر برای نقش اول این مجموعه انتخاب خوبی نباشد اما الان که چند قسمت پخش شده و بازخوردهای مردمی را می‌بینیم، خیلی خوشحالیم که از همان ابتدا انتخاب درستی کرده‌ایم.

یک نکته در ساختمان پزشکان به چشم می‌خورد و آن شوخی با صداها و موسیقی کلام است؛ اتفاقی که در متن‌هایی که شما نوشته‌اید کمتر دیده‌ایم. در ساختمان پزشکان برای این نوع شوخی حساب جدایی باز کردید؟

من همیشه در فیلمنامه‌ها به صدا توجه می‌کنم؛ یعنی به غیر از شوخی با تصویر و دیالوگ، با صداهای خارج از کادر هم شوخی می‌کنم. این نگاهی نیست که من سر ساختمان پزشکان به آن رسیده باشم. همیشه مشغول سر و کله زدن با نویسنده‌ها هستم. بنابراین کمتر می‌رسم سر صحنه بروم برای همین خیلی از شوخی‌های صوتی تلف می‌شوند. بعضی از کارگردان‌ها به شوخی‌های صوتی توجه می‌کنند و برخی دیگر از کنار آن می‌گذرند. به غیر شوخی، موسیقی در دیالوگ‌ها برای من مهم است. بعضی وقت‌ها یک جمله را چندین بار می‌خوانم و کلمه‌ها را بالا و پایین می‌کنم تا خودم از شنیدن این جمله‌ها احساس خوبی داشته باشم. سر بعضی کارها، بازیگر با هدایت کارگردان هر چیزی که دلش می‌خواهد می‌گوید اما ریتم، اندازه و موسیقی دیالوگ همیشه برایم مهم است.

یکی از ویژگی‌های طنز‌های شبانه، استفاده از بازیگرهای مهمان برای متنوع کردن فضا و گفتن قصه‌های جدید است، اما در این چند قسمت بازیگر‌های مهمان با کارکرد ویژه‌ای دیده نشده اند
.

بودجه‌‌ این کار خیلی پایین است؛ حتی با سریال‌های آپارتمانی دیگر هم نمی‌توان مقایسه‌اش کرد. تعداد قسمت‌هایش هم 55تاست و با این برآورد، بضاعت اینکه از بازیگرهای مهمان بیشتری استفاده کنیم را نداشتیم. اگر می‌دانستیم دستمان از لحاظ مالی باز است، داستان‌های جالب تری با مهمان‌هایمان می‌ساختیم و حتی برای سایه‌ای که از پشت پنجره رد می‌شود برنامه‌ریزی می‌کردیم؛ اما نشد. البته چند بازیگر مهمان خوب و بامزه در راه هستند. همین تعداد مهمانی هم که داریم دوستانی هستند که به ما لطف داشتند و در دستمزدشان به ما تخفیف دادند.

بعد از اصلاحیه معاونت سیما و اجبار گروه به اضافه کردن یک پزشک اخلاق گرای نمادین، چطور این ایده را در دل کار هضم کردید تا از کار بیرون نزند؟ از آن مهم‌تر سیروس ابراهیم زاده چطور حاضر شد این نقش را بر عهده بگیرد؟

از ما خواستند که این اتفاق بیفتد. طبیعی است که آدم تا یک جایی مقاومت می‌کند و می‌گوید کار لطمه می‌خورد اما نمی‌شود با خودخواهی نتیجه زحمات همه را به هدر بدهی. تو نمی‌توانی الکی فشار بیاوری چون نهایتا کار پخش نمی‌شود. ما تلاشمان را کردیم تا این اصلاحات را به بهترین شکل وارد بکنیم. به‌نظر می‌آید سکانس معرفی دکتر هم سکانس بدی نشد. خود سیروس ابراهیم‌زاده هم آدمی نیست که یک نقش خنثی و تخت را قبول کند و ما در قسمت‌های بعدی، با همین دکتر خوب و باشخصیت هم شوخی‌هایی خواهیم کرد. البته آدم خوب، کمدی ندارد و ما یک شیطنت‌هایی کرده‌ایم که دکتر بامزه‌تر شود. نقش دکتر را طوری نوشته‌ام که خودم از شخصیتش خوشم بیاید وگرنه نمی‌توانستم وجودش را در متن تحمل کنم.

یک جایی بیژن بنفشه‌خواه می‌گوید: «رسانه ملی با این همه مخاطب!» لحن او به وضوح برداشتی کاملا برعکس را به مخاطب می‌دهد. این مین‌گذاری‌ها در لحن را چطور با کارگردان هماهنگ می‌کنید؟

این تکه مال خود سروش صحت است و مین‌گذاری‌های عمده را هم خودش انجام می‌دهد. قسمت‌های انتقادی‌تر و تند و تیز‌تر را خودش می‌نویسد. چیزی که من در همین 6-5 قسمت دیده‌ام این است که با ما باز، برخورد می‌شود و تلویزیون با ما کنار آمده است. یک سری شوخی‌هایی بود که فکر می‌کردم ممکن است مشکلی پیش بیاورد اما با ما مدارا شد و شوخی‌ها حذف نشدند.

همانطور که خودتان می‌گویید فضا باز‌تر است. اگر فاصله ضبط و پخش کم بود، از خوراک‌های خبری استفاده می‌کردید؟

الان که دارم فکر می‌کنم در این همه سال یادم نمی‌آید مباحث روز را داخل کرده باشیم. خشایار الوند این سبک را دوست دارد، اما من این‌طور کار نمی‌کنم و اگر پخش همزمان هم بود مطمئنا اتفاق خیلی عمده‌ای نمی‌افتاد و متن‌ها تغییر چندانی نمی‌کردند.

http://dooorbin.com/index.php/mosahebeh/328-peyman-ghasemkhani.html




تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 30 خرداد 1390 12:40 ب.ظ




  • تعداد صفحات :9
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات