TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب خرداد 1390
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

چهارشنبه 25 خرداد 1390-10:15 ق.ظ



این انتقادی است که سال‌هاست به من می‌شود و من نمی‌فهمم خانمی که کاملا معقول است، چه چیزی‌اش می‌تواند....


 بازیگر سریال «ساختمان پزشکان» حضور بازیگر‌ان تلویزیون و سینما در تئا‌تر را اتفاقی خوب می‌داند و از آن به عنوان یک جور کلاس درس یاد می‌کند.
شقایق دهقان که در کافه خبر حضور یافته بود درباره رویکرد مجموعه «ساختمان پزشکان» به زنان و این‌که بعضی‌ها اعتقاد دارند شخصیت‌های زن‌ این کار احمقند، گفت: «این انتقادی است که سال‌هاست به من می‌شود و من نمی‌فهمم خانمی که کاملا معقول است، چه چیزی‌اش می‌تواند کمدی باشد؟»
او همچنین یادآور شد: «کارهایی که ضبط و پخش همزمان دارد بازیگر‌ها، نویسنده‌ها و عوامل فنی می‌توانند در حین کار خودشان را روتوش کنند. در این کار این فرصت پیش نیامد و من الان که بازی خودم را می‌بینم، می‌گویم کاش اینجا را کمرنگ‌تر می‌کردم و فلان جا را پررنگ‌تر.»
او ادامه در عین حال درباره بازیگرانی که از تئاتر به این سریال آمده‌اند اعتقاد دارد: «من می‌خواستم بگویم این اتفاق خوبی است که بازیگر‌ها از تلویزیون و سینما به تئا‌تر می‌روند. چون یک جور کلاس درس است. بهتر است این فضا صمیمانه‌تر بشود. چون هم برای تئا‌تر خوب است و هم برای تلویزیون.»




تاریخ آخرین ویرایش:- -
سه شنبه 24 خرداد 1390-11:52 ق.ظ



پانصد روز با سارا(2)، نوشته مهرداد نعیمی

روز هفتم :

دستهای عاشق تو، منو از نو تازه ساخت، دل ناباور من جزء تو عشقی نشناخت.

سارا یه دختر بود با قد و وزن متوسط که از نظر همه معیارها، شبیه دخترای دیگه بود. اما در واقع اون مثل همه دخترهای دیگه نبود، محض اطلاع، کافی بود سر جلسه امتحان کنار دستت بشینه تا به کل بی خیال تقلب بشی و زل بزنی بهش و فکر کردنش رو تماشا کنی. سال 1375 توی دانشکده، یکی از شعرهای سهراب سپهری رو دکلمه کرد، بعد از اون همه این شعر رو نام سارا می دونستن و قبول نمی کردن که شاید سهراب اونو سروده باشه. یادمه فروش آلبوم دکلمه های سارا از آلبوم دهاتی شادمهر عقیلی هم بیشتر شد.

استخدام سارا توی یه باجه فروش بلیط تئاتر در دوره کارآموزیش با افزایش ناگهانی علاقمندان تئاتر به میزان 712 درصد همراه بود و باعث شد که برای دومین بار، تماشاچیان تئاتر از سینما بیشتر بشه. اگه توی یه جمعی همه درباره سیاست بحث می کردن، کافی بود سارا یه نظری بده تا راضی و ناراضی، همه هم نظر سارا بشن. اگه سارا تصمیم می گرفت بره اتیوپی به کودکان مالاریایی کمک کنه، یهو نظر کل دنیا به اتیوپی جلب می شد. تقریبا هر مرد بالغی در زندگیش آرزوی داشتن دختری مثل سارا رو داشت.

برای اینکه من اونو در شهری که 400 هزار شرکت و بیش از 100 هزار ساختمان تجاری و بیش از 10 میلیون نفر جمعیت داشت، پیدا کنم، فقط سه توضیح مناسبی می تونست داشته باشه: سرنوشت، سرنوشت و سرنوشت. حتما می تونید تصور کنید که یک مرد چه حسی خواهد داشت، اگه دختری مثل سارا بهش اظهار علاقه کنه. هر چند که موضوعی که بعدترها فهمیدم این بود که تمام این زن های زیبایی که در دنیا وجود دارن، بالاخره از یه مردی خوششون خواهد آمد که چه بسا، ده درجه هم از من بدتر باشن.

من خیلی زود عاشق سارا شدم، عاشق لبخندش بودم، عاشق موهای بافته شده اش بودم، عاشق خال گردنش بودم که شبیه قلب بود، عاشق لحن صداش بودم وقتی صدا می زد مهرداد، عاشق طرز نگاه کردنش بودم وقتی که کنجکاو می شد، عاشق حسادتش بودم وقتی که با زنهای دیگه حرف می زدم. عاشق روزایی بودم که با خودش هم لج می کرد و از من می خواست تنهاش بزارم.

روز چهارصد و نود و سوم :

صنما تو همچو شیری، من اسیر تو چو آهو، به جهان که دید صیدی، که بترسد از رهایی.

دیگه تموم شد، از سارا متنفرم، از همه چی سارا متنفرم، از دندونای کج و کوله اش، از مدل موهای دوران غارنشینی اش متنفرم، از خال گردنش که عینهو رتیل می مونه متنفرم، از صدای خنده هاش، از لحن حرف زدناش متنفرم، از وقتهایی که آدمو کنترل و مدیریت می کنه متنفرم، از مخفی کاری ها و دروغهایی که می گفت خسته شدم، برای اینکه من در شهری که 433 هزار شرکت، بیش از 111 هزار ساختمان تجاری و بیش از 11 میلیون جمعیت داره، گیر چنین نسناسی بیفتم، فقط سه توضیح مناسب می تونست وجود داشته باشه: بدبختی، بدشانسی و سرنوشت.  تقریبا تمام مردانی که واقعا به بلوغ فکری رسیدن آرزوی رهایی از چنین زنی رو دارن، از خداشونه که اون گورشو گم کنه بره اتیوپی تا از دستش آزاد بشن، بلکه همون جا یه مالاریای خوش طینت هم نیشش زد و بکل خلاص، بامزه اش اینجاست که امثال این دخترها توی همه چی هم نظر می دن، هر وقت یه جمعی با هم بحث سیاسی می کردن، این سارا بود که خودشو می انداخت وسط و نظرات ملانصرالدینی می داد، فقط یه علاف علف ول مثل سارا می تونست به همه مردها پا بده و باعث بشه که تماشاچیان تئاتر از سینما بیشتر بشه و فقط یه سارق ادبی مثل سارا می تونست شعر سهراب سپهری رو بنام خودش جا بزنه و حتی اونو دکلمه کنه و روانه بازار موسیقی کنه، فقط یه دختر پرمدعا و لوس مثل سارا بود که هیچ وقت به کناری اش اجازه تقلب نمی داد. سارا عاشق این بود که در هر جایی برای خودش سلطه راه بندازه. همون طور که گفتم، سارا یه دختر بود با قد و وزن متوسط که از همه معیارهای دیگه هم متوسط بود، اون یه دختر بود که هیچ فرقی با دخترهای دیگه نداشت.

 

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -
سه شنبه 24 خرداد 1390-10:17 ق.ظ



دفاع امیر جعفری از دستمزد میلیاردی در سینما
اگر یک خط به صورت محمدرضا گلزار بیفتد کارش تمام است

  امیر جعفری در گفت وگویی حرفهای جالبی درباره ماجرای دستمزد میلیاردی محمد رضا گلزار زده است. جعفری گفته : همه جا را پر می کنند كه محمد رضا گلزار یک میلیارد تومان دستمزد می گیرد ، خب بگیرد. یک میلیارد که پولی نیست . اگر خدایی نکرده برای او مشکلی پیش بیاید و یک خط در صورتش بیفتاد کارش تمام است ولی اگر به طور مثال برای یک حسابدار اتفاقی بیفتد او می رود و کارش را انجام می دهد.

 وی درادامه گفته : کسی که ماهی ۷۰۰هزار تومان حقوق می گیرد از کسی که سر یک پروژه یک میلیارد تومان دستمزد می گیرد اوضاع بهتری دارد.چون می داند ماهیانه این حقوق را می گیرد بیمه است بیمه بیکاری می گیرد بازنشسته می شود می تواند وام بگیرد....باید این دستمزدها را تقسیم به روزهای بیکاری بازیگر کرد آن وقت ببینند ماهیانه چه قدر می شود و کسی که این در آمدها را دارد چه خرجهایی راباید بکند چون مردم از او توقع دارند.

 
 
منبع : تماشا




تاریخ آخرین ویرایش:- -
یکشنبه 22 خرداد 1390-08:28 ق.ظ



 به نقل از وبسایت_dooorbin.com_تهمینه میلانی به او توصیه کرد در این کارها حضور پیدا نکند تا به درسش لطمه نخورد. به همین علت وقفه ای 12 ساله در بازیگری او تا فیلم «زن زیادی» رقم خورد که در این مورد و سایر وجوه بازیگری اش و همینطور مسائل مربوط به اکران «یکی از ما دو نفر» با او صحبت کردیم.

* دلیل این وقفه 12 ساله از هم از فیلم « كاكادو » تا « زن زیادی » ‌همین بود ؟

- بله و بعدش من قول خانم میلانی را فراموش كردم یا شاید به خودم گفتم در حد یه قول است! بعد نقش « صبا » كه نقش مكمل بود را به من پیشنهاد كردند كه فكر می كردم حتماً نقش كوتاهی است ولی وقتی خواندم و دیدم نقش طولانی است، تعجب كردم و به ایشان گفتم كه من نمی توانم. ایشان به من گفتند «بهم اعتماد كن ، من بهت میگم باید چیكار كنی.» روزهای اول برایم خیلی سخت بود به وی‍ژه به خاطر همان وقفه 12 ساله. اولین پلانی كه قرار بود از من بگیرند واقعاً بدنم می لرزید و نمی دانستم باید چه كار كنم؟ آن هم برای یک لانگ شات كه من و خانم زارعی داخل ماشین نشسته بودیم و آقای حیایی قرار بود ماشین را هل بدهند. همین. اما همین را نمی توانستم و حس می كردم دارم سكته می كنم. ولی تمرین های زیادی كه در پیش تولید داشتیم و به ویژه وقتی كه آقای پیروزفر برای تمرین با من گذاشتند خیلی به من كمك كرد. معمولاً در كارهای خانم میلانی تمرینات زیادی قبل از فیلمبرداری صورت می گیرد. بعد پیشنهادات دیگری به من شد و در كارهای خانم میلانی دستیارشان بودم. از ایشان خیلی یاد گرفتم ولی خب آن مقطعی كه من وارد دانشگاه شدم و رشته اصلی ام معماری بود، توجهی كه به سینما داشتم به قسمت كارگردانی اش بود و این بخش من را به خودش جذب می كرد. ولی خب پیشنهاداتی كه به من می شد خوشحالم می كرد و فكر می كردم رسیدن به آنها هم خودش می تواند راهی باشد برای رسیدن به هدف اصلی ام. بازیگری را هم دوست داشتم ولی كارگردانی در ذهنم برجسته تر بود.

*‌ فیلم كوتاه هم ساختید ؟

- بله، در زمان هایی كه سر پروژه ای نبودم و وقت داشتم فیلم كوتاه می ساختم و همه اینها برای این بود كه سینما و كارگردانی را بهتر بشناسم و معتقدم كارگردان باید از تمام جنبه های كار نظیر مونتاژ، بازیگری،‌ فیلمبرداری و ... شناخت و آگاهی داشته باشد. اگر این شناخت به صورت حرفه ای باشد كه چه بهتر. این شناخت باعث می شود تا بتواند از قابلیت های افراد نهایت استفاده را بكند و در صورت كمبود امكانات،‌ بهترین موارد را جایگزین كند. به همین خاطر من فیلمنامه هم نوشتم و بالاخره در «‌یكی از ما دو نفر» بعد از 9 سال نقش اصلی بازی كردم. البته در « تسویه حساب » هم نقشم مهم بود ولی اینجا بهتر دیده شدم. پیش از آن، در تله فیلم ها دو نقش اصلی بازی كرده بودم. الان هم كه بعد از سه سال فیلمنامه «وقتی مستی پرید»‌ در آستانه كسب پروانه ساخت قرار دارد. من خیلی روی این فیلمنامه كار كردم و آن را به افراد مختلف با تخصص ها و دنیاهای متفاوت دادم تا بخوانند و نظراتشان را به من بگویند. چون حس می كردم می توانند نظرات جالبی به من بدهند و بعد مراحل بازنویسی انجام شد تا الآن كه در مرحله پروانه ساخت قرار گرفته است.


* دیدگاه تهمینه میلانی در مورد زنان در نوشته های شما هم وجود دارد؟

- حتماً، ‌وقتی مطلبی درست باشد، چه عیبی دارد در نوشته های من هم وجود داشته باشد؟ به نظر من هر آدم منطقی باید خواستار حقوق مساوی زن و مرد باشد. من طرفدار چنین نگرشی هستم و به كسانی كه حقوقشان پایمال شده همواره توجه داشته ام ولی «‌وقتی مستی پرید» در مورد یك رابطه غلط است نه بحث تساوی حقوق زن و مرد. در این فیلمنامه گرچه پسر شخصیت منفی است ولی دختر هم كامل نیست و اصلاً به خاطر اشتباهاتش است كه در این مسیر باطل وارد می شود.

*‌ انگیزه شما از  نگارش فیلمنامه «‌وقتی مستی پرید » چیست و آیا امسال كلید خواهد خورد ؟

- فیلمنامه نگارش و بازنویسی اش به اتمام رسیده و در مرحله دریافت پروانه ساخت قرار دارد. سرمایه گذار هم پیدا كردیم اما عقد قرارداد موكول به دریافت پروانه شده که كارگردان كار را هم هنوز انتخاب نكرده ایم. ان شاء ا... اگر دوستان در وزارت ارشاد همكاری كنند و مجوز صادر شود امسال كار كلید خواهد خورد. من خیلی دوست داشتم كه نقش های مختلفی را بازی كنم. در «یكی از ما دو نفر» ‌كاراكتر مانیا برایم خیلی جالب بود. دخترهایی كه ما بیشتر در جامعه آنها را می بینیم. خیلی دوست دارم چنین نقشی را بازی كنم. كاراكتری كه در«وقتی مستی پرید»‌ برای خودم نوشتم شبیه به كاراكتر « مانیا » ست. دختری فاقد اعتماد به نفس كه وارد بازی هایی می شود كه نباید بشود.

* فیلم « یكی از ما دو نفر »‌ در هیاهوی «جدایی نادر از سیمین» و «اخراجی ها 3» گم شد ،‌ بازخورد مردم را در مورد فیلم و بازی تان چطور ارزیابی كردید؟

- فیلم ما در واقع بین این هیاهوها گم نشد. فیلم ما را گم كردند. یعنی كافی بود كه فقط تعداد سینمای مساوی داشتیم. آن موقع می شد یك رقابت، ولی وقتی فیلم ما یك چهارم «اخراجی ها 3» و یك سوم «جدایی نادر از سیمین» سالن دارد و تازه همین تعداد 10 سینما هم هیچ كدامشان سالن اصلی نبودند چه انتظاری می توانستیم داشته باشیم. من كاری به این ندارم كه آن دو فیلم ارزشمند هستند یا نه كه البته به نظر من یكی شان خیلی خوب است و دیگری شاید اصلاً  ویژگی خوبی ندارد اما، به نظرم برای كارگردانهای معتبر حداقل باید شرایطی فراهم شود كه بتوانند یک رقابت با سایر فیلم ها داشته باشند. اجحاف در حق فیلم ما در پخش تیزر تلویزیونی هم وجود داشت و اصلاً از قبل از جشنواره فیلم فجر شروع شد كه قرار بود فیلم در مهرماه اكران شود و اجازه ندادند. بعدش هم نمی خواستند كه فیلم در جشنواره دیده شود به همین خاطر بعد از كلی ماجرا، فیلممان را وارد بخش «نوعی نگاه» كردد كه فكر كنم معنی اش را باید فقط از خودشان پرسید. وقتی قرار است فیلم را نبینند چه فرقی دارد چگونه به نمایش درآید؟ چرا خودمون رو گول  بزنیم؟ این مسئله من را خیلی دلسرد كرد و نتوانستم به تماشای فیلم های دیگر هم بنشینم. نه اینكه بخل داشته باشم ولی مثل این است كه به فرزند شما اجازه تحصیل داده نشود و بعد به شما بگویند برای بچه های دیگر كه نمره 20 گرفتند دست بزنید و این واقعاً از من برنمی آمد. فقط كار آقای مهرجویی را دیدم. الآن این شكل اكران سومین ضربه را به فیلم زد و انگیزه من را برای ساخت فیلمنامه ام و بازی در آن بیشتر کرد.

*‌ در مورد بازی شما نظرات متفاوت بود. ولی بیشتر منتقدان بازی شما در «یكی از ما دو نفر» را ضعیف ارزیابی كردند. نظر شما در این مورد چیست؟

- واقعاً؟ خب نظرشان این بوده. هر كسی می تواند نظری داشته باشد ولی برای من مهم این است كه تمام تلاشم را كردم. شناخت من از این كاراكتر و نظرات كارگردان ما را به این نتیجه رساند كه « سارا » باید اینگونه باشد. استقبال مردم هم خیلی خوب بود. در كل خودم از بازی ام در این فیلم راضی هستم.

* ‌قبول دارید كه خوش شانس هم بودید؟ چون تجربه همكاری با کارگردانانی چون ابوالحسن داوودی یا همبازی شدن با خسرو شكیبایی را هم پیدا كردید ؟

- خوش شانس بودم؟ نه والله خوش شانس نبودم! مثلاً به من می گویند چرا كم كاری؟ دلیل كم كاری ام خب همین است برای اینكه خب دوست دارم با آقای داوودی كار كنم. دلم میخواهد با خانم میلانی كار كنم. دلم میخواهد به قول شما در فیلمی باشم كه خسرو شكیبایی هست و این دلیل كم كاری ام هست. اگر خوش شانس بودم مطمئناً پركارتر از این می شدم. شاید این راهی كه در 9 سال رفتم ،‌ توی مدت زمان كوتاه تری میتوانستم طی کنم. شاید فقط دو تا كار بوده كه رضایت كامل از آنها نداشتم ولی بعد از این تجربیاتی كه داشتم فكر كردم كه خوب بوده واقعاً آدم فیلمنامه ای را بازی كند كه دوستش دارد. چون اگر آن انرژی را برای فیلمنامه ای كه دوستش ندارم بگذارم،‌ نه آن انرژی واقعی می شود و نه كار من خوب می شود و نه مردم خوششان می آید و دیگر به شما اعتماد نمی كنند.

* ‌كدوم نقشی را كه بازی كردید بیشتر دوست دارید ؟

- «سارا» در «یكی از ما دو نفر» و در «‌ تسویه حساب »‌ هم مریم را خیلی دوست دارم.

* ‌نظرتان در مورد برنامه « هفت »‌ چیست؟

- برنامه « هفت »‌ را كه دیدم خیلی تعجب كردم چون فكر می كنم آقای فراستی فیلم را ندیده بودند. دانستن اسم كاراكترها حداقل احترامی است كه می شود به سازندگان یك فیلم گذاشت كه یعنی من فیلم را به دقت دیدم و شخصیت ها را كاملاً شناختم. وقتی كسی قصد نقد فیلمی را دارد، باید فیلم را دقیق دیده باشد و چیزی كه خیلی تعجب كردم این بود كه می گفتند كاراكتر «‌ سارا »  اصول ندارد!‌ هر كسی به تماشای این فیلم بنشیند انتهایش می گوید «این یه آدم با اصوله» ،‌ با پرنسیبه. وقتی كه شخصیت غرور دارد،  برای خودش ارزش قائل است. اصولی هست كه این آدم برای خودش تعریف كرده. البته برنامه جذاب بود به خاطر اینكه به نظر من خانم میلانی علاوه بر اینكه كارگردان خوبی هستند،  آرتیست خیلی خوبی هم هستند و همیشه حرف هایی كه می زنند دلنشین تر است، جذاب تر و مهمتر از سوالاتی است كه از ایشان می پرسند. فكر می كنم آقای فراستی یک جبهه گیری منفی برای خودشان درست كرده بودند. مردم هم در فیس بوك برای من كلی پیام گذاشتند و به نظرم اصلاً نقد درستی نبود. جملاتی هم كه آقای فراستی به كار می بردند خیلی شلخته بود و لبخندهای آقای جیرانی هم برایم عجیب بود و نمی دانستم به چه چیزی می خندند!

* در مجموع به نظرتان وجود برنامه « هفت »‌ به سینمای ایران كمك می كند؟

- به نظر من كمك می كند. برای فیلم هایی مثل فیلم ما كه هیچ امكاناتی برای تبلیغش نیست و هیچ حمایتی نمی شود، مفید است، حتی در طول كار قرار بود میراث فرهنگی به ما كمك كند ولی متأسفانه حمایتی نشد. چنین برنامه ای به این دلیل مفید است و خب خیلی ها كه علاقه مند و پیگیر شدید سینما نیستند نمی دانند كه فیلم جدیدی از خانم میلانی اكران شده و «هفت» می تواند مخاطبان بیشتری را به سینمای ایران جذب كند ولی با امكان 10 سالن، باز هم تفاوت چندانی نخواهد داشت.

*‌ به دنبال تحصیل آكادمیك در رشته كارگردانی هم هستید ؟

- من همزمان با تحصیل، مدرك معادل تئاتر دانشگاه تهران را هم گرفتم. كنكور نداشت ولی دوره هایی داشت كه مدرك معادل می دادند. البته آن جا تمركزم بیشتر روی بازیگری بود ولی الان كه كارشناسی ام در حال تمام شدن است، خیلی به این فكر افتادم كه برای فوق لیسانس بخواهم كارگردانی بخوانم. فكر می كنم می تواند خیلی به من كمك كند.

*  خواهرتان تمایل به بازیگری داره یا ایشان هم گرایشات كارگردانی دارد؟

-  خواهر من (الناز)‌ رشته اش كامپیوتر است و بازیگری را دوست دارد ولی خب چون بیشتر گرفتار كارش است و كارش هم ثابت است خیلی كمتر وقت می گذارد. ولی خب او هم به نقش خوب تمایل دارد.

* شما تجاربی هم در رشته «کاراته» دارید. گویا از آنها در بازیگری تان هم بهره می برید؟

- من رشته ورزشی اصلی ام كاراته است و از 14 سالگی سبك «كیوكوشین» را دنبال کردم و كمربند مشكی دارم. بعد از دو کار آخر بازیگری ام تصمیم گرفتم حرفه ای تر این رشته را دنبال كنم. چون خیلی دوست دارم نقش یك دختر دزد و كسی كه بتواند از كاراته اش استفاده بكند و اكشن باشد را بازی كنم. بازی كاراته من در «تسویه حساب» و‌«یكی از ما دو نفر» هر كدام مفهوم خاصی داشتند. در كاراكتر « مریم »‌ این كاراته بازی «پررویی» این شخصیت بود و جنبه نمایشی داشت ولی در  «‌یكی از ما دو نفر» نشان دهنده رابطه قدیمی با مهرداد بود یعنی انگار یك وصله ارتباطی دوست عمیق بین اینها بود كه برای پدر مهرداد شكل می گرفت.

منبع: سینمافا



* دلیل این وقفه 12 ساله از هم از فیلم « كاكادو » تا « زن زیادی » ‌همین بود ؟

- بله و بعدش من قول خانم میلانی را فراموش كردم یا شاید به خودم گفتم در حد یه قول است! بعد نقش « صبا » كه نقش مكمل بود را به من پیشنهاد كردند كه فكر می كردم حتماً نقش كوتاهی است ولی وقتی خواندم و دیدم نقش طولانی است، تعجب كردم و به ایشان گفتم كه من نمی توانم. ایشان به من گفتند «بهم اعتماد كن ، من بهت میگم باید چیكار كنی.» روزهای اول برایم خیلی سخت بود به وی‍ژه به خاطر همان وقفه 12 ساله. اولین پلانی كه قرار بود از من بگیرند واقعاً بدنم می لرزید و نمی دانستم باید چه كار كنم؟ آن هم برای یک لانگ شات كه من و خانم زارعی داخل ماشین نشسته بودیم و آقای حیایی قرار بود ماشین را هل بدهند. همین. اما همین را نمی توانستم و حس می كردم دارم سكته می كنم. ولی تمرین های زیادی كه در پیش تولید داشتیم و به ویژه وقتی كه آقای پیروزفر برای تمرین با من گذاشتند خیلی به من كمك كرد. معمولاً در كارهای خانم میلانی تمرینات زیادی قبل از فیلمبرداری صورت می گیرد. بعد پیشنهادات دیگری به من شد و در كارهای خانم میلانی دستیارشان بودم. از ایشان خیلی یاد گرفتم ولی خب آن مقطعی كه من وارد دانشگاه شدم و رشته اصلی ام معماری بود، توجهی كه به سینما داشتم به قسمت كارگردانی اش بود و این بخش من را به خودش جذب می كرد. ولی خب پیشنهاداتی كه به من می شد خوشحالم می كرد و فكر می كردم رسیدن به آنها هم خودش می تواند راهی باشد برای رسیدن به هدف اصلی ام. بازیگری را هم دوست داشتم ولی كارگردانی در ذهنم برجسته تر بود.

*‌ فیلم كوتاه هم ساختید ؟

- بله، در زمان هایی كه سر پروژه ای نبودم و وقت داشتم فیلم كوتاه می ساختم و همه اینها برای این بود كه سینما و كارگردانی را بهتر بشناسم و معتقدم كارگردان باید از تمام جنبه های كار نظیر مونتاژ، بازیگری،‌ فیلمبرداری و ... شناخت و آگاهی داشته باشد. اگر این شناخت به صورت حرفه ای باشد كه چه بهتر. این شناخت باعث می شود تا بتواند از قابلیت های افراد نهایت استفاده را بكند و در صورت كمبود امكانات،‌ بهترین موارد را جایگزین كند. به همین خاطر من فیلمنامه هم نوشتم و بالاخره در «‌یكی از ما دو نفر» بعد از 9 سال نقش اصلی بازی كردم. البته در « تسویه حساب » هم نقشم مهم بود ولی اینجا بهتر دیده شدم. پیش از آن، در تله فیلم ها دو نقش اصلی بازی كرده بودم. الان هم كه بعد از سه سال فیلمنامه «وقتی مستی پرید»‌ در آستانه كسب پروانه ساخت قرار دارد. من خیلی روی این فیلمنامه كار كردم و آن را به افراد مختلف با تخصص ها و دنیاهای متفاوت دادم تا بخوانند و نظراتشان را به من بگویند. چون حس می كردم می توانند نظرات جالبی به من بدهند و بعد مراحل بازنویسی انجام شد تا الآن كه در مرحله پروانه ساخت قرار گرفته است.


* دیدگاه تهمینه میلانی در مورد زنان در نوشته های شما هم وجود دارد؟

- حتماً، ‌وقتی مطلبی درست باشد، چه عیبی دارد در نوشته های من هم وجود داشته باشد؟ به نظر من هر آدم منطقی باید خواستار حقوق مساوی زن و مرد باشد. من طرفدار چنین نگرشی هستم و به كسانی كه حقوقشان پایمال شده همواره توجه داشته ام ولی «‌وقتی مستی پرید» در مورد یك رابطه غلط است نه بحث تساوی حقوق زن و مرد. در این فیلمنامه گرچه پسر شخصیت منفی است ولی دختر هم كامل نیست و اصلاً به خاطر اشتباهاتش است كه در این مسیر باطل وارد می شود.

*‌ انگیزه شما از  نگارش فیلمنامه «‌وقتی مستی پرید » چیست و آیا امسال كلید خواهد خورد ؟

- فیلمنامه نگارش و بازنویسی اش به اتمام رسیده و در مرحله دریافت پروانه ساخت قرار دارد. سرمایه گذار هم پیدا كردیم اما عقد قرارداد موكول به دریافت پروانه شده که كارگردان كار را هم هنوز انتخاب نكرده ایم. ان شاء ا... اگر دوستان در وزارت ارشاد همكاری كنند و مجوز صادر شود امسال كار كلید خواهد خورد. من خیلی دوست داشتم كه نقش های مختلفی را بازی كنم. در «یكی از ما دو نفر» ‌كاراكتر مانیا برایم خیلی جالب بود. دخترهایی كه ما بیشتر در جامعه آنها را می بینیم. خیلی دوست دارم چنین نقشی را بازی كنم. كاراكتری كه در«وقتی مستی پرید»‌ برای خودم نوشتم شبیه به كاراكتر « مانیا » ست. دختری فاقد اعتماد به نفس كه وارد بازی هایی می شود كه نباید بشود.

* فیلم « یكی از ما دو نفر »‌ در هیاهوی «جدایی نادر از سیمین» و «اخراجی ها 3» گم شد ،‌ بازخورد مردم را در مورد فیلم و بازی تان چطور ارزیابی كردید؟

- فیلم ما در واقع بین این هیاهوها گم نشد. فیلم ما را گم كردند. یعنی كافی بود كه فقط تعداد سینمای مساوی داشتیم. آن موقع می شد یك رقابت، ولی وقتی فیلم ما یك چهارم «اخراجی ها 3» و یك سوم «جدایی نادر از سیمین» سالن دارد و تازه همین تعداد 10 سینما هم هیچ كدامشان سالن اصلی نبودند چه انتظاری می توانستیم داشته باشیم. من كاری به این ندارم كه آن دو فیلم ارزشمند هستند یا نه كه البته به نظر من یكی شان خیلی خوب است و دیگری شاید اصلاً  ویژگی خوبی ندارد اما، به نظرم برای كارگردانهای معتبر حداقل باید شرایطی فراهم شود كه بتوانند یک رقابت با سایر فیلم ها داشته باشند. اجحاف در حق فیلم ما در پخش تیزر تلویزیونی هم وجود داشت و اصلاً از قبل از جشنواره فیلم فجر شروع شد كه قرار بود فیلم در مهرماه اكران شود و اجازه ندادند. بعدش هم نمی خواستند كه فیلم در جشنواره دیده شود به همین خاطر بعد از كلی ماجرا، فیلممان را وارد بخش «نوعی نگاه» كردد كه فكر كنم معنی اش را باید فقط از خودشان پرسید. وقتی قرار است فیلم را نبینند چه فرقی دارد چگونه به نمایش درآید؟ چرا خودمون رو گول  بزنیم؟ این مسئله من را خیلی دلسرد كرد و نتوانستم به تماشای فیلم های دیگر هم بنشینم. نه اینكه بخل داشته باشم ولی مثل این است كه به فرزند شما اجازه تحصیل داده نشود و بعد به شما بگویند برای بچه های دیگر كه نمره 20 گرفتند دست بزنید و این واقعاً از من برنمی آمد. فقط كار آقای مهرجویی را دیدم. الآن این شكل اكران سومین ضربه را به فیلم زد و انگیزه من را برای ساخت فیلمنامه ام و بازی در آن بیشتر کرد.

*‌ در مورد بازی شما نظرات متفاوت بود. ولی بیشتر منتقدان بازی شما در «یكی از ما دو نفر» را ضعیف ارزیابی كردند. نظر شما در این مورد چیست؟

- واقعاً؟ خب نظرشان این بوده. هر كسی می تواند نظری داشته باشد ولی برای من مهم این است كه تمام تلاشم را كردم. شناخت من از این كاراكتر و نظرات كارگردان ما را به این نتیجه رساند كه « سارا » باید اینگونه باشد. استقبال مردم هم خیلی خوب بود. در كل خودم از بازی ام در این فیلم راضی هستم.

* ‌قبول دارید كه خوش شانس هم بودید؟ چون تجربه همكاری با کارگردانانی چون ابوالحسن داوودی یا همبازی شدن با خسرو شكیبایی را هم پیدا كردید ؟

- خوش شانس بودم؟ نه والله خوش شانس نبودم! مثلاً به من می گویند چرا كم كاری؟ دلیل كم كاری ام خب همین است برای اینكه خب دوست دارم با آقای داوودی كار كنم. دلم میخواهد با خانم میلانی كار كنم. دلم میخواهد به قول شما در فیلمی باشم كه خسرو شكیبایی هست و این دلیل كم كاری ام هست. اگر خوش شانس بودم مطمئناً پركارتر از این می شدم. شاید این راهی كه در 9 سال رفتم ،‌ توی مدت زمان كوتاه تری میتوانستم طی کنم. شاید فقط دو تا كار بوده كه رضایت كامل از آنها نداشتم ولی بعد از این تجربیاتی كه داشتم فكر كردم كه خوب بوده واقعاً آدم فیلمنامه ای را بازی كند كه دوستش دارد. چون اگر آن انرژی را برای فیلمنامه ای كه دوستش ندارم بگذارم،‌ نه آن انرژی واقعی می شود و نه كار من خوب می شود و نه مردم خوششان می آید و دیگر به شما اعتماد نمی كنند.

* ‌كدوم نقشی را كه بازی كردید بیشتر دوست دارید ؟

- «سارا» در «یكی از ما دو نفر» و در «‌ تسویه حساب »‌ هم مریم را خیلی دوست دارم.

* ‌نظرتان در مورد برنامه « هفت »‌ چیست؟

- برنامه « هفت »‌ را كه دیدم خیلی تعجب كردم چون فكر می كنم آقای فراستی فیلم را ندیده بودند. دانستن اسم كاراكترها حداقل احترامی است كه می شود به سازندگان یك فیلم گذاشت كه یعنی من فیلم را به دقت دیدم و شخصیت ها را كاملاً شناختم. وقتی كسی قصد نقد فیلمی را دارد، باید فیلم را دقیق دیده باشد و چیزی كه خیلی تعجب كردم این بود كه می گفتند كاراكتر «‌ سارا »  اصول ندارد!‌ هر كسی به تماشای این فیلم بنشیند انتهایش می گوید «این یه آدم با اصوله» ،‌ با پرنسیبه. وقتی كه شخصیت غرور دارد،  برای خودش ارزش قائل است. اصولی هست كه این آدم برای خودش تعریف كرده. البته برنامه جذاب بود به خاطر اینكه به نظر من خانم میلانی علاوه بر اینكه كارگردان خوبی هستند،  آرتیست خیلی خوبی هم هستند و همیشه حرف هایی كه می زنند دلنشین تر است، جذاب تر و مهمتر از سوالاتی است كه از ایشان می پرسند. فكر می كنم آقای فراستی یک جبهه گیری منفی برای خودشان درست كرده بودند. مردم هم در فیس بوك برای من كلی پیام گذاشتند و به نظرم اصلاً نقد درستی نبود. جملاتی هم كه آقای فراستی به كار می بردند خیلی شلخته بود و لبخندهای آقای جیرانی هم برایم عجیب بود و نمی دانستم به چه چیزی می خندند!

* در مجموع به نظرتان وجود برنامه « هفت »‌ به سینمای ایران كمك می كند؟

- به نظر من كمك می كند. برای فیلم هایی مثل فیلم ما كه هیچ امكاناتی برای تبلیغش نیست و هیچ حمایتی نمی شود، مفید است، حتی در طول كار قرار بود میراث فرهنگی به ما كمك كند ولی متأسفانه حمایتی نشد. چنین برنامه ای به این دلیل مفید است و خب خیلی ها كه علاقه مند و پیگیر شدید سینما نیستند نمی دانند كه فیلم جدیدی از خانم میلانی اكران شده و «هفت» می تواند مخاطبان بیشتری را به سینمای ایران جذب كند ولی با امكان 10 سالن، باز هم تفاوت چندانی نخواهد داشت.

*‌ به دنبال تحصیل آكادمیك در رشته كارگردانی هم هستید ؟

- من همزمان با تحصیل، مدرك معادل تئاتر دانشگاه تهران را هم گرفتم. كنكور نداشت ولی دوره هایی داشت كه مدرك معادل می دادند. البته آن جا تمركزم بیشتر روی بازیگری بود ولی الان كه كارشناسی ام در حال تمام شدن است، خیلی به این فكر افتادم كه برای فوق لیسانس بخواهم كارگردانی بخوانم. فكر می كنم می تواند خیلی به من كمك كند.

*  خواهرتان تمایل به بازیگری داره یا ایشان هم گرایشات كارگردانی دارد؟

-  خواهر من (الناز)‌ رشته اش كامپیوتر است و بازیگری را دوست دارد ولی خب چون بیشتر گرفتار كارش است و كارش هم ثابت است خیلی كمتر وقت می گذارد. ولی خب او هم به نقش خوب تمایل دارد.

* شما تجاربی هم در رشته «کاراته» دارید. گویا از آنها در بازیگری تان هم بهره می برید؟

- من رشته ورزشی اصلی ام كاراته است و از 14 سالگی سبك «كیوكوشین» را دنبال کردم و كمربند مشكی دارم. بعد از دو کار آخر بازیگری ام تصمیم گرفتم حرفه ای تر این رشته را دنبال كنم. چون خیلی دوست دارم نقش یك دختر دزد و كسی كه بتواند از كاراته اش استفاده بكند و اكشن باشد را بازی كنم. بازی كاراته من در «تسویه حساب» و‌«یكی از ما دو نفر» هر كدام مفهوم خاصی داشتند. در كاراكتر « مریم »‌ این كاراته بازی «پررویی» این شخصیت بود و جنبه نمایشی داشت ولی در  «‌یكی از ما دو نفر» نشان دهنده رابطه قدیمی با مهرداد بود یعنی انگار یك وصله ارتباطی دوست عمیق بین اینها بود كه برای پدر مهرداد شكل می گرفت.
http://www.dooorbin.com/index.php?option=com_content&view=article&id=233:elsa&catid=77:slide




تاریخ آخرین ویرایش:- -




  • تعداد صفحات :9
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic