TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب تیر 1390
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

پنجشنبه 16 تیر 1390-02:35 ب.ظ



نامه به همسرم، بیتای بی همتا نوشته مهرداد نعیمی

اولین بار که تلاش کردم در یک کار هنری شانس خودم رو امتحان کنم، بعد از پایان دبیرستان بود. به لندن رفته بودم و یه سال تموم به عکاسی مشغول بودم، اما نتیجه کار بسیار مفتضحانه بود. بعد از بازگشت به خانه، در کنار پدرم مشغول به کار شدم. گرچه کاری بود کاملا بی ربط با احوالات و درونیاتم اما به کمک فیلم دیدن های بسیار، تحمل می کردم. تقریبا می تونم بگم هفته ای بیست سی فیلم می دیدم. فیلمهایی از تارانتینو، ژان لوک گدار، جیم جارموش یا وودی آلن. همچنین فیلم های موج نوی فرانسه و ایتالیا تاثیر زیادی روی من داشت و چنان برایم خاص بودند که با بهت و احترام تماشا می کردم. من با تماشای فیلم ها یاد می گرفتم که یه فیلم اجتماعی چگونه باید حقیقت چیزی رو بیان کنه.

می دونید، وقتی شما عشق فیلم هستید و از شغلتان نیز ناراضی، و از سوی دیگه عشق دختر خیلی خوبی کلافه و دیوونه تون کنه، اوضاع خیلی پیچیده می شه.  برای همینه که همیشه می گم بیتا ریسک عجیبی کرد که همسر من بودن رو قبول کرد. بعد از ازدواج با بیتا، به کالج شهرمون رفتم و به پیشنهاد بیتا در کلاسهای تدوین ثبت نام کردم اما خیلی زود از اونجا هم اومدم بیرون. اونجا هم منو راضی نمی کرد و هنر مورد علاقه من نبود.

این بیتا بود که برای رفتن به هالیوود منو تشویق کرد، یه روز که از سر کار برمی گشتم خونه، با دستاش صورت منو گرفت و به چشمام زل زد و گفت:  «تاسیسات؟ ........ تو واسه این کار ساخته نشدی مهرداد، تو باید بری هالیوود، باید بری دنبال آرزوهات، منم ازت حمایت می کنم، تمام وقت کار می کنم و نمی زارم بی پول بمونیم.»

خلاصه من و بیتا وارد هالیوود شدیم، من در کنار تلاش هایم در نوشتن، عصرها در یک فست فود کار می کردم و بیتا هم مطابق قولی که داده بود، همه جوره حمایتم می کرد. چهار یا پنج سال به همین منوال گذشت تا اینکه تونستم اولین فیلمنامه ام رو به فروش برسونم. اون وقتها دو نویسنده بزرگ به نام های استفان کینگ و پل هگیس به من لطف زیادی داشتند و چیزهای زیادی به من آموختند. در واقع در همون سال بود که فهمیدم اگه واقعا قصد نوشتن دارید، باید به درونتان رجوع کنید و ببینید چه دغدغه هایی دارید. اونها به من آموختند که نوشتن باید روی یه چیز تمرکز داشته باشه و همون مسیر رو ادامه بده. بعد از اون دیگه طرز فکرم عوض شده بود، با خودم می گفتم :«می خوام فیلمنامه ای بنویسم که اگه حتی به فروش هم نرسید، برای خودم معنایی داشته باشه و دل مشغولی خودم باشه»

اون موقع من 40 ساله بودم و باید بگم که باز این بیتا بود که زندگی منو عوض کرد. بیتای بی همتا منو تشویق کرد و گفت حالا که به بلوغ رسیدی وقتشه که یکی دو سال بشینی و فقط بنویسی. منم همین کار رو کردم و فیلمنامه های more thank you please و I am just a shilang رو نوشتم و با وجودیکه برای دل خودم نوشته بودم در آینده هر دو ساخته شدند و این نقطه چرخش زندگی من بود. باید بگم که در این دو فیلمنامه همه شخصیت های مرد در واقع خودم و همه شخصیت های زن از روی بیتا بودند و این یعنی هر چه می نویسم، خود من است. در واقع نوشتن برای توصیف خودم به خودم است. یادم می یاد که در روزگاری که اون دو فیلمنامه رو نوشته بودم، آدمای زیادی تو پارامونت، فوکس قرن بیستم و غیره می گفتند اینها فیلمنامه های خوبیه ولی کسی اونا رو نخواهد ساخت. هر دو فیلمنامه از طرف همه کمپانی ها و استودیوهای فیلمسازی برگشت خورد و من و بیتا عملا در طی پنج سال سراغ صدها تهیه کننده رفتیم تا عاقبت برای هر فیلمنامه یه نفر رو پیدا کردیم. مطمئنا تموم چیزی که من می خواستم در این متن بگم این بود که تموم چیزی که شما نیاز دارید، فردی است که شما رو باور داره و برای من همه این کارها رو بیتا کرد.

 

موخره 1 : این نامه رو تا نمی زنم حتی اگه تو پاکت جا نشه.    

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -
پنجشنبه 16 تیر 1390-09:52 ق.ظ



بهاره رهنما می‌گوید: بازی ویشکا آسایش برای ایفای نقش اصلی «ورود آقایان ممنوع» پیشنهاد من بود چون با توانایی‌های وی آشنا بودم و می‌دانستم از پس بازی در این نقش برمی‌آید.
بهاره رهنما از آن دسته هنرمندانی است که اگرچه در یک حیطه تخصصی به نام بازیگری فعال است اما به اندازه بازیگری تجربیات خاصی هم در نویسندگی و روزنامه‌نگاری دارد

 و هستند بسیاری از مخاطبان مطبوعات که خاطرات خوبی از یادداشت‌های جذابی دارند که او  طی سالهای اخیر در تعدادی از نشریات معتبر نوشته‌است. رهنما که از ابتدای دهه هفتاد و با بازی در یکی از بهترین اکشن‌های تاریخ سینمای ایران یعنی «افعی» به عرصه بازیگری حرفه‌ای وارد شد طی دو دهه بعد در آثار سینمایی متفاوتی به ایفای نقش پرداخت؛ آثاری نظیر «عاشقانه»، «نان عشق و موتور 1000»، «شبانه»، «دایره زنگی» و «سن‌پطرزبورگ» که اگرچه اغلب آنها کمدی هستند اما ایفای نقش رهنما در بیشتر این کارها حد کاملی از استانداردهای بازیگری را دارا بوده است. رهنما که نوروز امسال «زنها شگفت‌انگیزند» را روی پرده داشت، به تازگی با یک کمدی خوب به نام «ورود آقایان ممنوع» به سینماها آمده است؛ ویژگی اصلی این کمدی فیلمنامه متفاوت آن است که نویسنده این فیلمنامه هم کسی نیست به جز پیمان قاسم‌خانی همسر بهاره رهنما. رهنما در گفتگو با شبکه ایران درباره روند همکاری در «ورود آقایان ممنوع» سخن گفته است:
 
به واسطه اینکه همسرتان سناریوی «ورود آقایان ممنوع» را نوشته‌اند، احتمالا بعد از پیمان اولین کسی که فیلمنامه این کار را خواند، خودِ شما بودید. اینطور نیست؟
همین طور است. اولین کسی بودم که فیلمنامه را خواندم و از فضای متفاوت این کار لذت بردم.
 
بازیگر اصلی کار یعنی ویشکا آسایش را هم شما به گروه تولید معرفی کردید؟
به هر حال من در این فیلم فقط یکی از بازیگران کار بودم اما اصولا به مقوله کستینگ (انتخاب بازیگر) هم علاقه دارم. در مورد این فیلم نیز هم پیمان قاسم‌خانی و هم رامبد جوان درباره انتخاب بازیگران و به خصوص نقش خانم دارابی، تقریبا از همه بچه‌ها مشورت خواستند، من هم ویشکا آسایش را پیشنهاد دادم چون با توانایی‌هایش آشنا بودم و می‌دانستم از پس بازی در این نقش برمی‌آید.
 
گویی همکاری در فیلم کاظم راست‌گفتار بود که شما را متوجه توانایی‌های ویشکا آسایش کرد؟
هنگام کار در فیلم «زنان ونوسی مردان مریخی» که در این کار ویشکا آسایش طراح لباس بود، پیشنهاد بازی در «ورود آقایان ممنوع» را به ویشکا ارائه کردم. واقعیت این است کسی فکر نمی‌کرد ویشکا آسایش بتواند کار کمدی انجام دهد اما من این تشخیص را دادم که ایشان قادر به انجام این کار می‌باشد. من به شهود بازیگری ویشکا اعتماد داشتم و می‌دانستم ایشان از پس ایفای نقش برمی‌آیند.
 
چقدر از دلیل موفقیت «ورود آقایان ممنوع» را برآمده از فیلمنامه غنی و پرمحتوای آن می‌دانید؟
یکی از نقاط قوت این فیلم، سناریوی آن است که به هر حال کار نویی است و حرف تازه‌ای برای گفتن دارد. به نوعی یک کمدی متفاوت است و مرز بین یک کار بفروش مخاطب‌پسند و یک کار جدی باکیفیت را به درستی می‌پیماید.
 
ایده اصلی فیلمنامه از کجا آمد؟ آیا ناشی از یک اتفاق حقیقی بود؟
نه، ایده اولیه فیلمنامه کاملا ذهنی بود و ساخته و پرداخته ذهن فیلمنامه‌نویس آن پیمان قاسم‌خانی.
کمتر پیش می‌آید که در فیلمهای کمدی ایرانی شخصیت‌پردازی کاراکتر‌های مکمل به اندازه شخصیت‌های اصلی درست صورت گیرد اما در «ورود آقایان ممنوع» در کنار دو بازیگر اصلی کار، از تعدادی بازیگر مکمل هم استفاده شده که انصافا بازی تمام این شخصیت‌ها خیلی خوب به چشم می‌آید.
 
فکر می‌کنید این وجه مثبت از کجا ناشی شده؟
جدا از اینکه دیالوگهای فیلم درست نوشته شده بود و مفهوم اصلی داستان به درستی پرداخت شده بود، از نقش موثر کارگردان کار هم نباید گذشت که هم به لحاظ روحی بازیگران را درست هدایت می‌کرد و هم به واسطه اینکه خودش بازیگر موفقی است می‌توانست بهترین بازی را از بازیگرانش بگیرد.
 
یکی از بازیگران مکمل این کار مانی حقیقی است که به لحاظ شخصیتی آدمی خشک و جدی است. همکاری با حقیقی را چطور دیدید؟
به نظرم انتخاب مانی حقیقی، انتخاب خیلی خوبی بود. به هر حال مانی حقیقی هنرمند معتبری است، او فیلمهای خوب می‌سازد و ایده‌های خوبی هم برای فیلمنامه‌هایش انتخاب می‌کند. ارتباط وی با بچه‌های گروه هم خوب و برمبنای نوعی تعامل دوسویه بود.
 
به عنوان یکی از عوامل تولید «ورود آقایان ممنوع» فکر می‌کنید دلیل اصلی استقبال مخاطبان از این فیلم و فروش خوب آن چه بوده است؟
«ورود آقایان ممنوع» حاصل یک کار تیمی خوب است؛ مثلثی بین عوامل اجرا، داستان فیلم و کارگردان آن شکل گرفته بود و هر کدام از این سه ضلع این مثلث به اندازه خود در کیفیت کاری بالای فیلم نقش داشتند. تیم ورک خوب باعث شد که کار خیلی خوب پیش رفته و حاصل کار مخاطبان را به وجد آورد.
 
 

منبع:  حـــامد مظفـــری
 




تاریخ آخرین ویرایش:- -
چهارشنبه 15 تیر 1390-02:27 ب.ظ



سایت سینمایی سینمابوک ( دوربین) افتتاح گردید.

همراهان در این مجموعه عبارتند از :
مجید روشنی (مدیر فنی و انفورماتیک) سید احسان نقیبیان (سردبیر) مهرداد نعیمی (سرپرست نویسندگان) علی دریاکناری (دبیرعکس) ایمان اشراقی (نویسنده و مترجم)

آدرس سایت : WWW.CINEMABOOK.IR

و یا :  WWW.DOOORBIN.COM




تاریخ آخرین ویرایش:- -
چهارشنبه 15 تیر 1390-10:35 ق.ظ



فیلمنامه نویس ستاره

 

::  پیمان قاسم خانی  ::

 

 

فیلم نیوز: فیلمنامه هایی که پیمان قاسم خانی نوشته، همانند هر فیلمنامه و اثری هنری، هیچکدام بدون ایراد نیستند و گاه از سطح انتظارهای پدید آمده از او نیز پایین تر بوده اند. اما مرور کلی کارنامه پیمان قاسم خانی و میزان استقبالی که از کارهایش شده، ثابت می کند که او به عنوان یکی از اندک فیلمنامه نویسان مستقل سینمای ایران بیش از دیگر همتایان خود نزد تولیدکنندگان فیلم ها و مجموعه ها محبوب است و البته در میان عامه مخاطبان فیلم بین ایرانی نیز به عنوان چهره ای با ذوق شناخته می شود.

در چند دهه گذشته با نگاه به بالا رفتن سطح کیفی کارگردانی، فیلمبرداری، تدوین، ساخت موسیقی متن، استفاده از صدای سر صحنه و حتی رفتن به سوی بهره گیری از جلوه های ویژه دیداری مطابق با حداقل استانداردهای روز و نیز مهم شدن موضوع بازیگری در سینمای ما، این ادعا و باور بسیاری از کارشناسان و منتقدان که "دلیل مهم نرسیدن سینما و تلویزیون ایران به سطح استانداردهای جهانی همواره ضعف در فیلمنامه بوده و هست" روز به روز رنگ و بویی جدی تر به خود می گیرد.

اگر آثار سینمای تجاری را در برهه های زمانی گوناگون کنار بگذاریم، متاسفانه می بینیم که بسیاری از فیلمهای مهم و شاخص سینمای ایران، با فیلمنامه ای از خود کارگردانانشان جلوی دوربین رفته اند که این به درک نادرست بسیاری از همان فیلمسازان از "نگره مولف" بازمی گردد. با این وجود در یکی دو دهه اخیر فیلمنامه نویسان مستقل و حرفه ای کم کم توانسته اند جایگاه فن/ هنر فیلمنامه نویسی را در سینما و حتی تلویزیون ایران جا بیندازند; هرچند که هنوز بانیان تولید فیلم و سریال در ایران به فیلمنامه به چشم یک کودک سر راهی و عنصر نه چندان مهم نگاه می کنند و دستمزدی هم که برای آن می پردازند، گاه رقمی در حد شوخی است.

اما اگر بخواهیم اندک فیلمنامه نویسان موفق سینما و تلویزیون کشورمان را در یکی دو دهه اخیر معرفی کنیم، بدون تردید پیمان قاسم خانی یکی از گزینه های اصلی است.

در نیمه نخست دهه هفتاد خورشیدی کمتر کسی از پیگیران و کارشناسان سینمای ایران گمان می کرد که فیلمنامه نویس کارهای آن دوره ابوالحسن داوودی همانند "من زمین را دوست دارم" (1372) و "بوی خوش زندگی" (1373)، یک دهه بعد به چهره شناخته شده این عرصه تبدیل شود؛ به گونه ای که خیلی از سینماروهای ایرانی دوست داشته باشند برای کارهایی که از روی فیلمنامه های او ساخته می شوند، در گیشه پول بپردازند و به سالن های سینما بروند.

هم "بوی خوش زندگی" و هم "من زمین را دوست دارم" که در ردیف دیگر کارهای فانتزی/ کمیک داوودی در آن سالها ("سفر جادویی" و "جیب برها به بهشت نمی روند") قرار می گرفتند، فیلم هایی نبودند که قاسمخانی را به عنوان یک فیلمنامه نویس بااستعداد معرفی کنند. هرچند که می شد ردپای شیطنت های همیشگی قاسم خانی در استفاده از موقعیت های ناب و ویژه کمیک/ فانتزی را در برخی جزییات داستانی این دو اثر سینمایی پیدا کرد.

پیمان قاسم خانی پس از یک تجربه بازیگری نه چندان موفق در "عاشقانه" (علیرضا داوودنژاد، 1374) با نگارش فیلمنامه "دختری با کفش های کتانی" (رسول صدر عاملی، 1377) جایگاه خود را به عنوان یک فیلمنامه نویس حرفه ای تثبیت کرد. با اینکه در مرحله نگارش فیلمنامه "دختری با کفشهای کتانی" صدرعاملی از فریدون فرهودی خواست که نسخه ای جدید بر فیلمنامه قاسم خانی بنویسد و بخش هایی را به داستان بیفزاید، اما نتیجه کم و بیش کاری یک دست از آب درآمد که برای زمان خودش فیلمی جسورانه به شمار می رفت و البته الگویی برای سازندگان فیلم های تین ایجری شد که در ظاهر داعیه اجتماعی بودن داشتند، اما هدفشان بیشتر فتح گیشه بود.

"نان و عشق و موتور هزار" (ابوالحسن داوودی، 1380)، به عنوان یکی از موفق ترین کمدی های یک دهه گذشته، نشان داد که فیلمنامه های قاسمخانی جدا از رعایت حداقل استانداردهای ژانر کمدی و دوری از لودگی های معمول، می تواند عامه مخاطبان را نیز به سینماها بکشاند.

"نان و عشق و موتور هزار" با بهره گیری از مولفه های حاکم بر فیلمفارسی ها، خود فیلمفارسی ها را دست می انداخت و جدا از آن نگاهی تازه و بسیار کمیک نسبت به رویدادهای سیاسی و اجتماعی دوران خودش داشت; نگاهی بسیار دلنشین تر از فیلم های جدی ساخته شده در آن برهه که سازندگانشان گمان می کردند با آنها دارند برگی جدید در سینمای سیاسی کشورمان ورق می زنند.

"مارمولک" (کمال تبریزی، 1382)، که بی شک یکی از فیلمهای جنجالی دهه هشتاد خورشیدی بود، قاسم خانی را تا جایگاه یک ستاره در میان فیلمنامه نویسان مستقل سینمای ایران بالا برد.

در زمان اکران "مارمولک" جنجال هایی قابل پیش بینی پیرامونش پدید آمد؛ زیرا بسیاری فیلم و شوخی هایش را گذری جسورانه از خط قرمزها می پنداشتند.
اما اکنون که ده سال از زمان ساخت فیلم گذشته و از آن هیاهوها دور شده ایم، می توان ادعا کرد که "مارمولک" در خدمت همان نگاه سفارشی حاکم ساخته شد و اتفاقا برخلاف آن ادعاها لحن و پایانی محافظه کارانه داشت و پا را از دایره موضوعه ای ممنوع فراتر نگذاشته بود.

با این وجود دلیل موفقیت فیلم تبریزی نزد عامه تماشاگران نخست به نقش آفرینی درخشان پرویز پرستویی بازمی گشت و سپس ریشه در فیلمنامه قاسم خانی داشت که به خوبی مولفه های کمدی کلام را با کمدی موقعیت در هم آمیخته بود. هرچند که فیلمنامه از دید حجم بالای رویدادهای تصادفی و نیز برقراری یک منطق علی و معلولی میان برخی موقعیت هایش کاستی هایی نیز داشت.

"پوکر" نخستین فیلمنامه جدی پیمان قاسم خانی بود که بسیاری آن را بهترین فیلمنامه تاریخ سینمای ایران می دانستند. اما این فیلمنامه پس از چند بار دست به دست شدن میان کارگردان های نام آشنای سینما، به کاظم راست گفتار رسید و او نیز با تغییراتی فراوان آن را با نام "نقاب" جلوی دوربین برد و روانه اکران کرد.

با اینکه فیلم در همان سر و شکل تغییر یافته فیلمنامه اش با کاستی هایی روایی همراه بود، اما همچنان داستانی مخاطب پسند و جاندار داشت. هرچند که خود قاسم خانی هنوز هم از به هدر رفتن آن فیلمنامه سخن می گوید. "سن پترزبورگ" (بهروز افخمی، 1388) و "ورود آقایان ممنوع" (رامبد جوان، 1389) دیگر فیلمنامه های قاسم خانی در نیمه دوم دهه هشتاد خورشیدی بودند که سطح کیفی خوبشان باز هم ثابت کرد که او بهترین گزینه برای نوشتن فیلمنامه هایی کمدی در بدنه سینمای ایران است.

پیمان قاسم خانی که فیلمنامه "سن پترزبورگ" را با همکاری برادرش، محراب نوشته بود، در این فیلم بار دیگر به طبع آزمایی در زمینه بازیگری دست زد و در کنار محسن تنابنده قرار گرفت. آن دو در کنار هم مکمل خوبی شدند و یکی از بهترین زوج های مردانه سینمای ایران در این سال ها را تشکیل دادند.

"سن پترزبورگ" از آن ایده های قاسم خانی وار داشت (نوه تزار از کار درآمدن یک دزد آسمان جل) که البته در اجرا نتوانسته بود تمام قابلیت های دراماتیک و ایده های بامزه فیلمنامه قاسمخانی را به خوبی پیاده کند.

"ورود آقایان ممنوع" به مدد فیلمنامه قاسم خانی که از همان الگوی کلیشه ای اما همیشه جذاب رویارویی دو شخصیت متضاد با هم در یک مکان بهره گرفته، به کاری قابل قبول و البته نه بدون ایراد در زمینه سینمای کمدی از کار درآمده و می تواند نمونه ای باشد در برابر به اصطلاح کمدی های سخیفی که این روزها پرده سینماها را اشغال کرده اند.

به همین دلیل بسیاری، از هم اکنون سومین تجربه سینمایی رامبد جوان را از بخت های نخست رسیدن به صدر جدول فروش اکران امسال می دانند.
البته قاسم خانی به جز "ورود آقایان ممنوع" فیلم دیگری را هم در جدول اکران سال جاری خواهد داشت و آن "شش و بش"، نخستین کار سینمایی بهمن گودرزی است که فیلمنامه اش را محمدرضا گلزار نوشته و قاسم خانی آن را بازنویسی کرده و باز روی این فیلم نیز مانور تبلیغاتی خوبی برای کسب بالاهای جدول فروش امسال شده است.

این روزها نیز خبر می رسد که پیمان قاسم خانی مشغول نگارش فیلمنامه "سن پترزبورگ 2" است که با این حساب باید گفت او پرکارترین دوران حرفه ای خود را در دو سال گذشته تجربه کرده است.

اما دامنه موفقیت های قاسمخانی تنها به بدنه سینما محدود نمی شود. او در تلویزیون نیز به همان اندازه موفق بوده است. پیمان قاسم خانی پس از نگارش چند قسمت از مجموعه "هتل" (مرضیه برومند، 1377) با نوشتن فیلمنامه "خانه ما" (مسعود کرامتی، 1379) بود که توانست در میان مجموعه سازان تلویزیون نیز خودی نشان دهد و به عنوان فیلمنامه نویسی پر از ایده های خوب و مخاطب پسند شناخته شود. اما بدون شک آشنایی او با مهران مدیری، یکی از بزرگترین اتفاق های عرصه مجموعه سازی کمدی در تلویزیون ایران بود.

قاسم خانی با همراهی یک تیم موفق که برادرش نیز در آن حضور داشت، آدم های غریب اما دوستداشتنی مجموعه "پاورچین" (1380) را پدید آورد که بدون اغراق هنوز هم بهترین مجموعه کمدی تلویزیون در چند دهه گذشته است.

تیپ/ کاراکترهای معرکه این مجموعه که چند نفرشان از ناکجاآبادی به نام "برره" آمده بودند، چکیده ای از بیشتر خصلت ها و رفتارهای ناپسند ایرانی ها بودند که به دلیل قرار گرفتن در موقعیت هایی ملموس اما تا آن زمان کار نشده، همدلی مخاطب را به شدت برمی انگیختند؛ به گونه ای که عنوان "تولد یک ملت" را که یکی از نشریه های سینمایی شناخته شده به "پاورچین" داد، شاید بتوان بهترین نام برای این مجموعه درخشان دانست که بخشی مهم از موفقیت اش را مدیون متنهای قاسمخانی و گروه نویسنده اش بود.

پس از آن هر زمان که مدیری، با پیمان قاسم خانی کار نکرد و یا قاسمخانی به سراغ دیگر مجموعه سازان عرصه کمدی تلویزیونی رفت، نتیجه چندان چنگی به دل نزد.

برای نمونه می توان به مجموعه "نقطه چین" (1383) و "قهوه تلخ" (1389- 90) اشاره کرد که قاسم خانی نقشی در نگارش متنهای آن نداشت و یا باید از مجموعه های "کمربندها را ببندیم" (مهدی مظلومی، 1383) و "مسافران" (رامبد جوان، 1388) یاد کرد که نتوانستند اعتباری برای قاسم خانی به شمار بیایند. اما برای نمونه ترکیب مدیری/ قاسم خانی در "شبهای برره" یکی دیگر از تجربه های درخشان کارنامه هر دو آنها شد که با وجود الگو گرفتن از کاراکترها و گویشهای بدیع "پاورچین" توانست از زیر سایه موفقیت آن مجموعه بیرون بیاید و به کاری ممتاز تبدیل شود. "باغ مظفر" (1385) که به راستی یکی از کمدی های آوانگارد تلویزیونی بود، با وجود اینکه در میانه های راه تولیدش از پخش بازماند، اما توانست مخاطبان ویژه خودش را هم پیدا کند.

"مرد هزار چهره" (1387) با تکیه بر همفکری درست مدیری/ قاسم خانی در تیپ سازی و البته این بار قصه گویی به شکلی کلاسیک و جذاب و نه به آن شکل آیتمی اش، موفق شد با انبوه مخاطبان تلویزیون یک پیوند تنگاتنگ ذهنی برقرار کند و حتی بسیاری از منتقدان را که با برخی جلوه های آماتوری کارهای پیشین مدیری مشکل داشتند، به ستایش وادارد. "مرد دو هزار چهره" (1388) نیز در ادامه موفقیت قسمت پیشین با فیلمنامه ای از گروه نویسندگان پیمان قاسمخانی ساخته و پخش شد که البته نتوانست انتظارها را آنچنان که باید برآورده کند و به یک دنباله سازی موفق همانند "پاورچین"/ "شبهای برره" تبدیل شود.

بدون آن که توانایی های فیلمنامه نویسان موفق یکی دو دهه اخیر زیر سوال برود، می توان ادعا کرد که بهترین فیلمنامه های پیمان قاسمخانی که در ژانر کمدی طبقه بندی می شود، یک "آن" ویژه دارند که مخاطب را دنبال خود می کشاند و در هوشمندی او برای بازی با رفتارها، هنجارها و مناسبات حاکم بر جامعه ایرانی ریشه دارد. با این وضعیت اگر بگوییم قاسم خانی یک ستاره در عرصه فیلمنامه نویسی است، اغراق نکرده ایم.
..........................
امیررضا نوری پرتو




تاریخ آخرین ویرایش:- -




  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic