TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب تیر 1390
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

چهارشنبه 15 تیر 1390-09:29 ق.ظ



 جدی امید روحانی، هالوبودن منشی ساختمان با بازی شقایق دهقان و از آن طرف، شخصیت‌های بینابینی مثل بیژن بنفشه‌خواه و هومن برق‌نورد، تعادل خوبی.... ساختمان پزشكان

نقش‌های اجتماعی جدی زیر تیغ طنز
هر وقت نام قاسم خانی‌ها به عنوان فیلمنامه‌نویس در مجموعه‌ای طنز مطرح می‌شود، نمی‌توان آن را نادیده گرفت، حتی اگر كارگردانی مثل سروش صحت در «ساختمان پزشكان» نیز نتواند فیلمنامه قابل قبول این دو برادر را كامل اجرا كند. ضعف در كارگردانی، جایی كه فیلمنامه خوبی در كار باشد تا حدود زیادی پوشیده می‌ماند یا مورد اغماض قرار می‌گیرد.
ساختمان پزشكان اگرچه یك مجموعه طنز آپارتمانی است، اما فضاسازی، نوع شخصیت‌پردازی و شیوه‌ای كه در روایت قصه و نوع داستان برگزیده است، شمایل متفاوتی از طنزهای متداول تلویزیون در سال‌های اخیر ترسیم كرده كه شاید خیلی نوآورانه نباشد، اما دست‌كم تكراری نیست. ساختار كمدی ساختمان پزشكان را از نظر دراماتیك و توجه به عناصر داستانی می‌توان به 3 مولفه و عنصر اصلی تقسیم كرد. این ویژگی‌ها را در واكاوی عنوان سریال هم می‌توان جستجو كرد. یعنی این سریال از یك‌سو مبتنی بر مكان و لوكیشن ثابت است و بستر اصلی اتفاقات و ماجراهای آن در ساختمان و مناسبات آن می‌گذرد و دوم این‌كه، محوریت قصه بر مبنای یك گروه شغلی و مناسبات حرفه‌ای آنها بنا شده است. در عین حال، ساختمان پزشكان شخصیت‌محور است و داستان‌های آن حول شخصیت اصلی یعنی دكتر افشار روایت می‌شود. این شخصیت محوری بعد عمیق‌تری هم دارد. به این معنا كه طنز ماجرا در نوع شخصیت‌ها و ویژگی‌های رفتاری آنها ریشه دارد كه در قصه می‌بینیم. به عبارت دیگر، خود ساختمان به عنوان شیء و لوكیشن اصلی، صنف پزشكی با رفتارشناسی خاص خود و شخصیت و پرسوناژهای درام به عنوان 3 عنصر اصلی نمایشی و كمیك در ساختمان پزشكان برجسته شده و ساختار كمدی سریال مبتنی بر آنها شكل گرفته است.

اگر بخواهیم فرم و شكل روایی ساختمان پزشكان را بازنمایی كنیم باید به ساختار اپیزودیك آن اشاره شود. این سویه اپیزودیك به واسطه تنوع سوژه و پیام‌های اجتماعی پنهان در آن صورت‌بندی شده و در نسبت با شخصیت‌های ثابتی كه در قصه می‌بینیم، وحدت و یگانگی آن حفظ شده است. از آنجا كه سوژه‌های قصه بیشتر پیام‌ها و مسائل اخلاقی، اجتماعی و خانوادگی هستند شخصیت اصلی آن یك دكتر روان‌شناس انتخاب شده تا بهانه منطقی و دراماتیك برای پرداختن به این مشكلات فراهم شود. تاكید قصه بر روان‌شناس بودن دكتر افشار و تمایز او از كتی به عنوان یك روانپزشك، مبتنی بر این تاویل هوشمندانه صورت گرفته است، هرچند به شكل تلویحی می‌تواند به برخی تصورات غلط و كلیشه‌ای در این‌باره كه در جامعه وجود دارد نیز دامن بزند. هم به دلیل جدایی دكتر افشار از همسر سابقش كتی ـ كه یكی روان‌شناس و دیگری روانپزشك است ـ و هم به واسطه شخصیت‌پردازی دكتر افشار با بازی بهنام تشكر احتمالا به این تصور دامن بزند كه روا‌‌ن‌شناسان خودشان بیش از دیگران مشكل دارند. از ابتدا هم می‌توان حدس زد كه این سریال نیز با اعتراض‌ها و انتقادات صنفی از جامعه پزشكی مواجه شود. و این یكی از دشواری‌های كار كمدی در ایران است.
واقعیت این است كه ساختمان پزشكان اگرچه یك طنز شخصیت‌محور و صنفی است، اما از حیث محتوایی می‌توان آن را موضوع محور نیز دانست. به این دلیل كه در هر قسمت یك سوژه و رفتار اجتماعی همچنین مسائل فردی و جمعی، دستمایه روایت قرار گرفته و همه اجزاء و عناصر درام در خدمت بازنمایی آن قرار می‌گیرند، مثلا بی‌اعتمادی زن و شوهر به هم، بی‌توجهی همسران به یكدیگر و فراموشی، بدبینی و سوءتفاهم، وسواس و... هركدام از این سوژه‌ها هم به واسطه نسبت نزدیك، عمیق و ملموسی كه با زندگی روزمره و مسائل عینی مخاطب دارند و هم به دلیل ارتباط موضوعی‌شان با روان‌شناسی یا مسائل پزشكی، در نسبتی هماهنگ و منطقی با ساختار كلی سریال قرار می‌گیرند. نویسندگان این مجموعه سعی كرده‌اند در بستر همین واقعیت‌های روزمره، قصه خود را روایت كنند و ظرفیت‌های كمدی و طنز ماجرا را نیز از دل همین موقعیت بیرون بكشند و پرورش دهند. این شیوه موجب می‌شود مخاطب هم از لحظات مفرح و كمیك سریال لذت ببرد و سرگرم شود و هم به واسطه همذات‌پنداری با سوژه و شخصیت‌ها احساس نزدیكی بیشتری با آن كند. ضمن این‌كه تلاش شده وجوه طنازانه سریال در نهایت به سویه راهبردی و فرآیند حل مساله پیوند بخورد و در نهایت مخاطب نه فقط از قصه لذت ببرد، بلكه راهكاری نیز برای حل مسائل خود بیابد. به همین دلیل شاید این مجموعه بهتر از برنامه‌های تركیبی و گفت‌وگومحور در حوزه‌های روان‌شناسی تاثیرگذار باشد و مخاطب را اقناع كند. به عبارت دیگر می‌توان نمونه‌ای كوچك از هنردرمانی را در ساختار روایی ساختمان پزشكان ردیابی كرد كه مسائل تلخ و بغرنج را با زبان طنز، هم به تصویر می‌كشد و روایت می‌كند و هم راه‌حل ارائه می‌دهد.

تركیب بازیگران ساختمان پزشكان نیز قابل تامل است و سعی شده از چینش تكراری و همیشگی در مجموعه‌های طنز استفاده نشود. درواقع یك نوع آشنایی‌زدایی در انتخاب بازیگران اتفاق افتاده كه تازگی بیشتری به این مجموعه داده است. بهنام تشكر به عنوان بازیگر نقش اول این مجموعه، هم برای مخاطبان چهره تازه‌ای است و هم شخصیت جدیدی در كمدی تلویزیونی ارائه كرده كه شباهت كمی به پرسوناژهای طنز تلویزیونی دارد. جدیت در چهره و صدا همراه ملاحت و شیرینی‌ای كه در رفتار و نوع بازی‌اش به چشم می‌خورد، شخصیت دكتر افشار را دوست‌داشتنی كرده است. از نریشن با صدای او در سویه جدی سریال، آنجا كه قرار است پیام و مفهوم اجتماعی ـ اخلاقی قصه به مخاطب منتقل شود استفاده شده است. در ضمن نویسندگان تلاش كرده‌اند با تركیبی متضاد در شخصیت‌پردازی، پارادوكس طنازانه‌ای خلق كنند كه ظرفیت كمیك بالایی داشته باشد. شخصیت جدی امید روحانی، هالوبودن منشی ساختمان با بازی شقایق دهقان و از آن طرف، شخصیت‌های بینابینی مثل بیژن بنفشه‌خواه و هومن برق‌نورد، تعادل خوبی در شخصیت‌پردازی به وجود آورده كه قابلیت روایت طنز را نیز در خود می‌پروراند. این توازن دراماتیك در شخصیت‌پردازی زنان مجموعه نیز رعایت شده است. به این معنی كه از یك سو شخصیت ساده منشی ساختمان را داریم و از سوی دیگر، شخصیت جدی و مقتدر كتی یا نازنین تا ناعدالتی جنسیتی نیز در این بازنمایی اتفاق نیفتد و مورد انتقاد قرار نگیرد. این توازن از آن طرف درباره شخصیت‌های مرد قصه نیز برقرار است تا تعادلی منطقی در این میان برقرار شود.
طنز سریال ساختمان پزشكان را در وضعیتی بین طنز كلامی و فانتزی می‌توان قرار داد كه البته كمدی شخصیت نیز در آن برجسته شده است؛ اما بیش از اینها باید نوعی طنز مفهومی را در این مجموعه جستجو كرد؛ یعنی ساختار كمیك قصه بیش از هر چیز مبتنی بر مفاهیم و مسائلی است كه دستمایه طنز قرار گرفته و نگاه نامتعارف و ساختارشكنانه به آنها كه خنده‌ای با تامل را برای مخاطب به همراه می‌آورد.
به عبارت دیگر در ساختمان پزشکان، با یك نوع كمدی اصلاحگرایانه مواجه هستیم كه نقد رفتارهای آدمی را در ماهیت درونی خود دارد و در كسوتی طنازانه ارائه می‌كند. ساختمان پزشكان، روایت و تصویر نامتعارفی از جامعه و انسان‌هایش به نمایش می‌گذارد، اما لحنی تلخ و توهین‌آمیز ندارد و می‌توان آن را به عنوان یك طنز اجتماعی مطرح كرد.



منبع: jamejamonline.ir/ سیدرضا صائمی




تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 13 تیر 1390-03:48 ب.ظ



آیا بالاخره کارگردانی پیدا می شود که بتواند کتاب بوف کور مشهورترین اثر صادق هدایت  را به فیلمی در خور توجه و شاهکار تبدیل کند؟ این سوالی بود که سالهای سال پدرم از خود می پرسید، همیشه فکر می کردم جوابش ساده است اما حقیقت این است که تابحال هیچ کس موفق به این کار نشده است و بعید هم می دانم که در آینده ای نزدیک این اتفاق بیفتد. بد نیست بدانید که تابحال بیش از ده فیلم در سینمای ایران از روی این کتاب ساخته شده است که می توان به بوف کور با بازی پرویز فنی زاده و گفتگو با سایه ساخته خسرو سینایی و تعدادی فیلم کوتاه و بلند ساخته حسن هدایت اشاره کرد. حتی در سینمای اروپا نیز تلاش هایی شده است و بخصوص چند فیلم مشهور در فرانسه بر اساس این کتاب ساخته شده است که البته هیچ کدام موفق به ایجاد یک برداشت مناسب و گیرا از کتاب نشده اند. لازم به ذکر است که لحظات کوتاهی در فیلم های معروفی همچون سینما پارادیزو و دیوداس وجود دارد که بیننده را به یاد این کتاب می اندازد و این فکر را در ذهن می پروراند که اگر یک کارگردان کار درست که اساس داستان و استعاره های بوف کور را درک کرده است، روزی برای ساخت این فیلم همت گمارد، این اتفاق مبارک خواهد افتاد. بدین منظور، در این متن کمی از بوف کور صحبت خواهیم کرد. بوف کور در واقع رمانی به سبک فراواقع است و تک‌گویی یک راوی است که دچار توهم و پندارهای روانی است. این کتاب تاکنون از فارسی به چندین زبان از جمله انگلیسی و فرانسه ترجمه شده‌است.

تمامی رمان از زاویه دید اول شخص روایت می‌شود و از دو بخش نسبتاً مستقل تشکیل شده‌است. این دو بخش گاه با استفاده از شباهت توصیف‌ها و اشاره‌ها به هم مربوط می‌شوند.

کتاب با این جملات مشهور آغاز می‌شود «در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند -زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی به‌وسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس که تأثیر این گونه داروها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد میافزاید». در این بخش (که ساکن خانه‌ای در بیرون خندق شهر ری است) به شرح یکی از این دردهای خوره‌وار می‌پردازد که برای خودش اتفاق افتاده. وی که حرفهٔ نقاشی روی قلمدان را اختیار کرده‌است به طرز مرموزی همیشه نقشی یکسان بر روی قلمدان می‌کشد که عبارتست از دختری در لباس سیاه که شاخه‌ای گل نیلوفر آبی به پیرمردی که به حالت جوکیان هند چمباتمه زده و زیر درخت سروی نشسته‌است هدیه می‌دهد. میان دختر و پیرمرد جوی آبی وجود دارد.

ماجرا از اینجا آغاز می‌شود که روزی راوی از سوراخ رف پستوی خانه‌اش (که گویا اصلاً چنین سوراخی وجود نداشته‌است) منظره‌ای را که همواره نقاشی می‌کرده‌است می‌بیند و مفتون نگاه دختر (اثیری) می‌شود و زندگی‌اش به طرز وحشتناکی دگرگون می‌گردد تا اینکه مغرب‌هنگامی دختر را نشسته در کنار در خانه‌اش می‌یابد. دختر چندهنگامی بعد در رخت‌خواب راوی به طرز اسرارآمیزی جان می‌دهد. راوی طی قضیه‌ای موفق می‌شود که چشم‌های دختر را نقاشی و آن را لااقل برای خودش جاودانه کند. سپس دختر اثیری را قطعه قطعه کرده داخل چمدانی گذاشته و به گورستان می‌برد. گورکنی که مغاک دختر را حفر می‌کند طی حفاری، گلدانی می‌یابد که بعداً به راوی به رسم یادگاری داده می‌شود. راوی پس از بازگشت به خانه در کمال ناباوری درمی‌یابد که برروی گلدان یک جفت چشم درست مثل آن جفت چشمی که همان شب کشیده‌بود، کشیده شده‌است.

پس راوی تصمیم می‌گیرد برای مرتب کردن افکارش نقاشی خود و نقاشی گلدان را جلوی منقل تریاک روبروی خود گذاشته و تریاک بکشد. راوی بر اثر استعمال تریاک، به حالت خلسه می‌رود و در عالم رویا به سده‌های قبل باز می‌گردد و خود را در محیطی جدید می‌یابد که علی‌رغم جدید بودن برایش کاملاً آشنا است.


ادامه مطلب را مطالعه فرمایید

تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 13 تیر 1390-10:11 ق.ظ



 بازیگر خوش شانسی که در اولین گام‌های فعالیت جدی‌اش، سوپراستاری چون خسرو شکیبایی را در نقش مقابل خود دید. تاثیر شگرفی که شکیبایی به‌عنوان راهنمای نقش فرید در «خانه سبز» روی او گذاشت  



بنویسیم خوش شانس، بخوانیم بدسلیقه
نگاهی به كارنامه رامبد جوان در مقام كارگردان و بازیگر به مناسبت اكران «ورود آقایان ممنوع» و «دختر شاه پریون»
رامبد جوان در سینما و تلویزیون ایران یک استثناست. شخصیتی که با فعالیت‌های تصویری گسترده خود، هم بازیگری در سینما را با جدیت دنبال کرده و هم در تلویزیون بازی می‌کند. هم کارگردانی سینمایی انجام می‌دهد و هم کارگردان سریال‌های تلویزیونی است. این روزها هم همزمان در سه نقش مختلف ظاهر شده: در «ورود آقایان ممنوع» كارگردان است، بازیگر «دختر شاه پریون» و كارگردان سریال «توطئه فامیلی» هم هست.
در وهله اول، رامبد جوان را باید یک بازیگر تلویزیونی دانست. بازیگر خوش شانسی که در اولین گام‌های فعالیت جدی‌اش، سوپراستاری چون خسرو شکیبایی را در نقش مقابل خود دید. تاثیر شگرفی که شکیبایی به‌عنوان راهنمای نقش فرید در «خانه سبز» روی او گذاشت تا به امروز نیز با همان شدت و حدت خود را نشان می‌دهد. حتی سریال ناموفق «سرزمین سبز» با آنکه دیده نشد اما جایگاه تثبیت شده جوان را زیر سوال نبرد. رامبد جوان بعد از «خانه سبز» فیلم‌های ضعیفی همچون «سرزمین سبز» یا «اسپاگتی در هشت دقیقه» را کار کرد. چند اثر خیلی ضعیف سینمایی هم بازی کرد و در مقطعی، تقریبا به دست فراموشی سپرده شد اما محبوبیت نقش طلایی فرید صباحی خیلی زود به سراغش آمد و او را پس از مدت‌ها با «پسر آدم، دختر حوا» احیا نمود. فروش 900 میلیونی این فیلم تنها در تهران، سبب شد تا تهیه‌کنندگان آثار سینمایی، روی گزینه رامبد جوان به‌عنوان یک کارگردان بفروش، سرمایه‌گذاری کنند. گیشه بسیار پرزرق و برق «ورود آقایان ممنوع» نیز تاكید دیگری است بر این فرضیه که رامبد در عالم کارگردانی نیز باید به جایگاه تثبیت شده و محبوب كاراكتر فرید در عالم بازیگری دست یابد.

ورود آقایان ممنوع؛ خوش شانسی از نوع دیگر
«ورود آقایان ممنوع» یک کمدی موقعیت است که با اهرم بازیگران و البته ایده قابل توجهش، توانسته یک طنز سالم و دوست‌داشتنی را به تصویر بکشد.کارگردانی در این فیلم اصلا ملموس نیست و صد البته نمره قبولی را دریافت می‌کند. اصولا نقش کارگردان در ساخت چنین آثاری به تنهایی جلوه نمی‌کند. سیالی نوشته، برگ برنده ساخت چنین آثاری است. حال به این روان بودن سناریو، چند بازیگر خلاق و کاربلد را نیز اضافه کنید، نتیجه معلوم می‌شود. اگر ساختار یک طنز خوب را در سه مولفه تبحر نویسنده در پیدایش سوژه‌ای بکر و تحلیل دقیق آن، بازیگران فرصت‌طلب در بال و پر دادن به اخلاقیات شخصیت‌هایشان و کارگردانی استادانه در این حوزه خلاصه کنیم، «ورود آقایان ممنوع» دارای هر سه پارامتر می‌باشد. تجمیع این سه رکن نکته بسیار مهمی است که نمونه‌اش در طنزهای دهه هشتاد به هیچ عنوان دیده نشد؛ حتی «سن پطرزبورگ» نیز با وجود اشتراکات فردی که با این فیلم دارد در جایگاهی پایین‌تر از «ورود آقایان ممنوع» قرار می‌گیرد.
آن خوش شانسی بزرگی که در ابتدای متن نیز بدان اشاره شد، این‌بار نیز در لوای سناریو و بازیگران به سراغ رامبد آمد و سبب شد کار کارگردانی وی در این فیلم به راحت‌ترین شکل ممکن صورت پذیرد.

توطئه فامیلی؛ رامبد سینمایی جلوتر از رامبد تلویزیونی
اگرچه موفقیت‌های جوان بیشتر مرهون نقش آفرینی‌های خوبش در تلویزیون است اما «توطئه فامیلی» آن چیزی نیست که از رامبد جوان انتظار داشتیم. جنس کمدی «توطئه فامیلی»، آن جنس همیشگی ساخته‌های رامبد نیست. جوان از دنیای کمدی می‌آید که در آن، موقعیت‌ها به کاراکترها تحمیل می‌شوند و به همین دلیل رفلکس‌هایی را در آن فضاهای بخصوص می‌بینیم که برای همه دوست‌داشتنی و لذتبخش است. عنصری که در «توطئه فامیلی» به هیچ عنوان دیده نمی‌شود. چون کلا اصل داستان کمی غیرقابل باور است و این یکی از آن دلایلی است که ادعا می‌کنیم این سوژه نه چندان جالب، نمی‌تواند خود را با دنیای سراسر کمیک رامبد وفق دهد. ضمن اینکه ما در این سریال با لایه‌ای سطحی از نقش‌آفرینی بازیگرانی مواجهیم که در گذشته، نقش‌های اینچنینی را ایفا نموده و در این سریال فقط در حال تکرار ضعیف همان نقش‌ها هستند.در چنین حالتی حتی تعدد پرسوناژ و ایجاد فضاسازی‌های متفاوت و متعدد نیز نمی‌تواند راه نجاتی برای سریال باشد.
البته باید اذعان نمود که در شکل اجرایی، رامبد نمره قابل قبولی را دریافت می‌کند اما از جمیع جهات نمی‌توان به وی در این سریال نمره قبولی داد که این نقصان به شخص رامبد باز می‌گردد و تقویت این شائبه که جوان، کارگردانی است متکی به فیلمنامه‌نویسش. اگر نوشته خوبی به دستش برسد آن را پرمخاطب و منحصر به فرد می‌سازد و اگر متنی عادی باشد، نمی‌تواند به نحوی مطلوب روی آن مانور دهد. از نکات خیلی خوب و اخلاقی کارگردانی جوان این است که حتی یک دیالوگ فیلمنامه‌اش را بدون حضور نویسنده تغییر نمی‌دهد اما اینکه بخواهد در انتخاب متن‌هایش سلیقه‌ای یا سفارشی عمل کند نمی‌تواند به آن موفقیت دنیای بازیگری‌اش برسد.کارگردانی که متن خوب و قابل توجهی چون «ورود آقایان ممنوع» را کارگردانی می‌کند، در ساخته بعدی‌اش باید به دنبال متن قوی تری باشد که جایگاه کارگردانی وی را تقویت نماید. طبیعتا وظیفه یک کارگردان، تنها قرار گرفتن در پشت دوربین و هدایت عوامل کار نیست. در وهله اول، کارگردان با انتخاب متن، سطح سلیقه مخاطب خود را نشانه می‌گیرد. انتخاب متن «توطئه فامیلی» یک عقبگرد آشکار برای رامبد جوان در عرصه کارگردانی محسوب می‌شود.
با تمام این تفاسیر، نحوه کارگردانی در «توطئه فامیلی» را می‌توان از حیث دیگری نیز مورد عتاب قرار داد و آن ترکش‌های انتخاب متن ضعیف است. متن ضعیف این سریال نه تنها کارگردان، بلکه بازیگر خوبی چون امیر جعفری را نیز در نوع بروز هیجانات کاراکترش به چالش می‌کشاند. تا به امروز امیر جعفری را در کدام‌یک از کارهایش اینگونه خشک و غیرقابل انعطاف دیده بودید؟!حتی نقش کوتاه وی در «قارچ سمی» که فیلمی به شدت جدی است، بسیار کمیک‌تر از آن چیزی است که در «توطئه فامیلی» که سریالی کمدی است، می‌باشد.

دختر شاه پریون؛ پسرفت در بازی
اینکه رامبد جوان در آبان 89 و در اثنای ضبط «توطئه فامیلی» به گروه سازنده «دخترشاه پریون» می‌پیوندد، همه را به این فكر می‌اندازد که باید نقشی ویژه برای وی در این فیلم نوشته شده باشد اما «دختر شاه پریون» زنجیره‌ای دنباله‌دار و البته کمی آبرومند تنها برای حسین فرحبخش محسوب می‌شود، چون هم کامران قدکچیان را در مقامی نازل‌تر از فیلم قبلی‌اش، «فاصله» قرار می‌دهد و هم رامبد جوان را نسبت به «پسر آدم، دختر حوا» در موقعیت پایین‌تری به لحاظ بازی به تصویر می‌کشد. حتی با وجود پررنگ تر شدن نقش رامبد در «دختر شاه پریون»، بداهه‌ها و رگه‌های کمیک وی در همان حضور کوتاه در «پسر آدم، دختر حوا» بیشتر به چشم می‌آید.
این نکته، همان مقوله‌ای است که مجددا به انتخاب وی باز می‌گردد. مطمئنا بازیگری مانند رامبد با پیشنهادات سینمایی فراوانی مواجه است اما اینکه چرا وی با وجود تعدد پیشنهادها باز حاضر می‌شود در فیلم‌های اینچنینی بازی کند، خود موردی عجیب و قابل تامل است. البته نقصان رامبد در این فیلم نوع انتخاب است آن هم برای نقشی که جای هیچ انعطاف‌پذیری و خلاقیت فردی ندارد. شاید این فیلم برای نیوشا ضیغمی رهاورد جالب و جدیدی داشته باشد اما برای رامبد جوانی که خود در سینمای کمدی ایران، صاحب سبک است، بازی در فیلم‌های اینچنینی نمی‌تواند انتظارات طرفداران میلیونی وی را فراهم آورد.

کدام‌یک موفق‌ترند: رامبد بازیگر یا رامبد کارگردان؟!
این یادداشت رامبد جوان را در سه موقعیت مختلف بررسی كرد. رامبد جوان در مقام کارگردان فیلم سینمایی، در مقام کارگردان تلویزیونی و در مقام بازیگر سینمایی. با توجه به همزمانی نمایش و پخش سه اثر وی، چه جایگاه کلی را برای وی در عرصه دنیای کمدی، در آغازین سال دهه 90 می‌توان در نظر گرفت؟ رامبد در «ورود آقایان ممنوع» با همکاری نویسنده فیلمنامه و بازیگرانش، یک کارگردانی شکیل و شسته رفته‌ای را از خود به نمایش می‌گذارد که مخاطب، متوجه حضور کارگردان در سکانس‌های فیلم نمی‌شود، در «توطئه فامیلی» شکل خوب اجرایی رامبد، قربانی انتخاب بد سناریو می شود و در انتها باز هم این انتخاب بد در «دختر شاه پریون» دامن وی را می‌گیرد و او را درگیر بازی می‌کند که در شان کارگردان میلیاردی سینما و بازیگر قدیمی تلویزیون نیست.
رامبد جوان دارای سبک منحصر به فردی است که رگه‌های آن، هم در نوع بازیگری‌اش مشخص است و هم در نوع کارگردانی‌اش. در آثار رامبد جوان باید همه چیز جفت و جور شود تا وی بتواند به اوج هنرنمایی خاص خود دست یابد. در تمامی آثار خوب وی، همه از فیلمنامه‌نویس بگیرید تا بازیگر و تدوینگر و حتی آهنگساز، بهترین كارهایشان را ارائه داده‌اند. کافی است یک پای قضیه بلنگد تا تمام این معادلات به هم بریزد.

یک راهکار: رامبد جوان باید کمی سختگیرانه‌تر عمل کند. بازیگری که در دنیای پرتزلزل سینمای کمدی ایران، جایگاه تثبیت شده و قابل قبولی از سوی مردم و منتقدان دارد، نباید در قبال فیلمنامه‌های معرفی شده اینگونه عمل نماید.
در خبرها آمده بود که وی قراردادی با شبکه دوم سیما برای حضور در یک کار گروه کودک و نوجوان امضا کرده است! از این شاخه به آن شاخه پریدن‌های جوان در عرصه‌های مختلف تصویری، همان ضربه‌ای است که شیرازه تمرکز او را به هم می‌ریزد و اجازه ارتقا در یک شاخه را به او نمی‌دهد. کارگردانی که با «پسر آدم،دختر حوا» گیشه‌ای بالغ بر 900 میلیون را در تهران به دست آورده و با «ورود آقایان ممنوع» این رقم را از مرز چند میلیارد می گذراند باید از هم اکنون در اندیشه فیلمی به مراتب بهتر از «ورود آقایان ممنوع» باشد.م طمئنا بازی در فیلم‌هایی چون «دختر شاه پریون» یا کارگردانی سریال هایی چون «توطئه فامیلی» یا حتی قرار گرفتن در دنیای کودکان نمی‌تواند زمینه‌های این ارتقای همه جانبه را برای او فراهم سازد.





منبع:  مجتبی اردشیری  


تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 13 تیر 1390-10:02 ق.ظ



فروش فیلم‌های روی پرده آخرین روز هفته تقریباً مثل روز پنجشنبه بود.













در این میان البته یكی دو فیلم جدول اكران كمتر از روز جمعه فروختند. فیلم‌هایی مثل «ورود آقایان ممنوع»، «قصه پریا» و «پایان نامه» كمتر از روز جمعه تماشاگر داشتند

و در عوض «دختر شاه پریون» حدود سیصدهزار تومان افزایش فروش داشت. فیلم رامبد جوان آخرین روز هفته فروشی معادل 72 میلیون تومان داشت و موفق شد مجموع فروش‌اش را به مرز 720 میلیون تومان برساند. «قصه پریا» در هفدهمین روز نمایش‌اش 13 میلیون تومان فروخت. فیلم فریدون جیرانی كه 14 سینما در اختیار دارد تاكنون 143 میلیون فروخته است قرار است در پایان اكران «قصه پریا» در گروه آزادی، «شبانه‌روز» روی پرده برود. «جرم» به اندازه روز قبلش تماشاگر داشت. فروش 10 میلیونی این فیلم در روز جمعه مجموع فروش فیلم كیمیایی را به مرز 475 میلیون تومان رساند. فروش «جرم» تا پایان این هفته در تهران به مرز نیم میلیارد تومان می‌رسد.
«دختر شاه پریون» با 21 سینما در هفته سوم نمایش‌اش قرار دارد. فیلم قدكچیان موفق شده بعد از 17 روز نمایش تنها
به فروش یكصدمیلیون تومان نزدیك شود. «پایان نامه» بدون سینمای سرگروه افت فروش پیدا كرده. این فیلم كه 7 سینما در اختیار دارد آخرین روز هفته فروشی معادل 5/7 میلیون داشت. «سیزده 59» هم هنوز نتوانسته همه سینماهایش را در اختیار بگیرد. مجموع فروش این فیلم با احتساب گیشه 5/4 میلیونی‌اش بعد از 3 روز 5/11 میلیون شده است.




تاریخ آخرین ویرایش:- -




  • تعداد صفحات :8
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات