TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب تیر 1390
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

یکشنبه 12 تیر 1390-09:07 ب.ظ



دنیای این روزای من نوشته مهرداد نعیمی

غرض از مزاحمت اینکه تو ده روز گذشته سه تا مطلب نوشتم که البته هر 3 تارو پاره کردم. کلا به پوچی عجیبی رسیدم.

بنابراین در این مطلب قرار نیست پیوستگی رو رعایت کنم و هر چی به ذهنم رسید می نویسم. مثل قبلا ها....

بچه که بودم، وقتی پدرم می گفت درس بخون، تحصیل کرده باش، این جور می شه، اون جور می شه، تصویری تو ذهنم ساخته شده بود که خیلی رویایی بود. من تصور می کردم آدمهای تحصیل کرده یک سری آدم ویژه، با اخلاق، علمی، فهمیده، باهوش و متفکر هستند که سراسر روز رو مشغول آزمایش، محاسبه و نظریه پردازی هستند و برای پول، شمبلیله هم خورد نمی کنند. یا تصورم درباره هنرمند آدمایی مثل کمال الملک و علی حاتمی بودند که غرق در هنر و اخلاق هستند. مثلا همین امروز توی یه مهمونی بودم که حدود 500 مهندس حضور داشتند، اما واقعا هیچ کدوم این چیزا رو اونجا ندیدم. البته جای شکایتی نیست. کلا همه دنیا به این سمت کشیده شده. دیگه الان کمتر فوتبالیستی پیدا می کنید که تیمش  رو بر اساس دستمزدش انتخاب نکنه. الان اصلا تفاوتی بین تحصیل کرده و بی سواد و هنرمند و کاسب نیست. البته حرفم نه تنها شعاریه بلکه کهنه هم هست. خود علی حاتمی تو فیلم زیبای حسن کچل گفته بود؛ شاعر پول دار میره تاجر می شه، تاجر ورشکسته شاعر میشه.

در مورد مرگ بگم که با وجودیکه چاره خیلی چیزارو در مرگ می بینم و بسیار مژده داده شده که مرگ همه مارو آزاد خواهد کرد، اما واقعا از مرگ می ترسم، حداقل امیدوارم با هم نسل های خودم بمیرم.

درباره روشن فکرها هم دوست دارم چند جمله بگم، به نظر من ما اصلا روشن فکر نداریم، یه سری آدم داریم که افکار روشنی دارند و هیچ وقت هم خودشون رو روشن فکر نمی دونن و در مقابل عده زیادی روشن فکرنما داریم که فقط اینو می دونن که باید خدا رو زیر سوال ببرن، با جنس مخالف دست بدن و ادعای دموکراسی خواهی کنن. این دسته از آدما عموما در کارهای ساده روزمره هم حوصله نظر مخالف ندارن، البته اینها چیز جدیدی نیست، قدیم هم روشن فکر نداشتیم، اگر داشتیم که روزگارمون این نبود. بد نیست اینم بگم که در گذشته ما نه تنها روشن فکر نداشتیم که اساسا هیچ چیز دیگه ای هم نداشتیم، همون طور که الان نداریم. خیلی ها می گن کاش صد سال پیش به دنیا اومده بودیم، یا می گن یاد گذشته ها بخیر یا غیره، اما واقعیت اینه که اون قدیما شما با یه مشت آدم روبرو بودید که بدنشون و دهانشون به شدت بوی بد می داده و نه بهداشت معنی داشته و نه سلامتی، نود و نه درصد مردم فقط به قتل و پول و قدرت فکر می کردن و یه طرز تفکر بسیار سنتی با انواع خرافات احمقانه اون وسط وول می خورده .... چنان که الان هم هست فقط درصدش کمتر شده.

من خودم به شخصه دوست داشتم قرن ها بعد به دنیا بیام، یا دقیق ترشو بگم، دوست داشتم چهل سال قبل از پایان دنیا به وجود می اومدم و در محیطی کاملا عجیب و غریب و شگفت آور بزرگ می شدم.

راستی من که هر مزخرفی گفتم، اینم بگم که اساسا همه پسرها قصد ازدواج ندارن مگر وقتی که با یه دختر مناسب روبرو بشن.

شما تصور کنید آدمی مثل من بخواد زن بگیره و بچه دار هم بشه، از همین حالا دلم واسه اون بچه می سوزه. آخه وقتی خود من به هیچی حتی تحصیل کرده شدن ایمان ندارم چی می خوام یاد اون بچه بدم؟

راستی جدیدا خیلی تنبل شدم، نمی تونم به هیچ کاری مشغول بشم. حوصله آدمای خیلی کمی رو هم دارم. در مورد زندگی در خارج کشور یا داخل کشور هم تردید پیدا کردم و اینکه گاهی خودمم فراموش می کنم، دنیا رو فراموش می کنم، گاهی پیش می یاد که یک هفته نه تلویزیون می بینم نه خبری می خونم نه چیزی .... قبلا خیلی کم این جور می شدم. به قول داریوش دنیای این روزای من هم قد آغوشم شده ...

 

 

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -
سه شنبه 7 تیر 1390-10:05 ق.ظ



خداداد آرتیست می شود. « غزال تیزپای ملبورن» قرار است در اولین فیلم سینمایی به کارگردانی همشهری اش بازی کند.

رضا عطاران که بزودی اولین فیلم سینمایی اش را فیلمبرداری می کند درباره فیلمش می گوید:« اسم فیلمم قرار است هیچ کس فرشته نیست باشد.»

او می گوید خیلی از فوتبال سر در نمی آورد و برای مان مثالی می زند از رفتن سر تمرین تیم ملی قبل از اعزام به جام جهانی 2006 آلمان؛« با پژمان بازغی رفته بودیم تمرین تیم ملی . جالب بود که پژمان با همه رفیق بود اما من هیچ کس را نمی شناختم. راستش خیلی اهل فوتبال دیدن نیستم و چیزی هم از فوتبال سر در نمی آورم. البته با علی انصاریان رفیق هستم. یک خرده رفاقتی هم با علی کریمی و آرش برهانی دارم چون چند باری با آنها تلفنی صحبت کردم.»

او این ها را می گوید از این اتفاق خبر می دهد که در اولین فیلم سینمایی اش قرار است یک فوتبالیست حرفه ای بازی کند؛« ما یک پلان داشتیم که باید طبق فیلمنامه نقش آن را یک فوتبالیست بازی می کرد. خودم تصمیم گرفتم برای این نقش از یک بازیکن حرفه ای استفاده کنم. با چند نفری در این باره حرف زدیم. مثلا با علی کریمی حرف زدم. اما این شرایط فراهم نبود. گپی هم زدم با آرش برهانی که آن هم نتیجه بخش نبود تا اینکه...»

عطاران از این به بعدش سکوت می کند. تلاش مان برای دانستن نام هنرپیشه مورد نظر او  به جایی نمی رسد و فقط می گوید یک چهره سرشناس است که همشهری ام بوده. او می گوید چون قراردادی میان شان منعقد نشده ، نمی تواند اسمی از این دوست معروف و فوتبالیست بیاورد.

اصرار های مان بی نتیجه است اما با کدهایی که عطاران داده خیلی سخت نیست تا گزینه مورد نظرش را بتوان شناسایی کرد. او دست روی خداداد گذاشته. خداداد عزیزی که هم چهره ای سرشناس است و هم چهره ای فتوژنیک دارد. خداداد که قدیمی تر های تیم ملی در تیم 98 گاهی سر به سرش می گذاشتند و جکی چان صدایش می زدند. او که تا قبل از این هیچ وقت جلوی دوربین سینما نرفته تجربه ای جدید خواهد داشت تا شاید از این پس بتواند جکی چان سینمای ایران باشد.

قبل از خداداد ، فوتبالیست های مطرحی چون نیکبخت واحدی و علی انصاریان در طنزهای 90 شبی جلوی دوربین رفتند یا علی پروین و حمید استیلی در فیلمی سینمایی بازی کردند که خود استیلی در باره بازی اش در آن فیلم می گوید:« خیلی بد بودم. فهمیدم بازیگری چه کار سختی است و من برایش ساخته نشدم. » قبل از این هم باشگاه استقلال فیلمی را با بازی جوادزرینچه و محمد صالح اعلاء ساخته بود که باز هم تجربه ای ناموفق بود . ماه رمضان سال قبل هم بود که سریالی با محوریت فوتبال به اسم در مسیر زاینده رود ساخته شد که تعدادی از بازیکنان سرشناس چون کریم باقری ، آرش برهانی ، اسماعیل فرهادی ، فرشید طالبی و سید محمد حسینی در آن برای لحظاتی جلوی دوربین رفته بودند .

در میان تمام این تجارب سینمایی ، تنها شاید نقش کوتاه علی انصاریان در فیلم پاداش سکوت بود که با انتقاد اهالی سینما مواجه نشد.

حالا تجربه خداد که به نظر می رسد خیلی هم کوتاه باشد ، باید دید فتح بابی می شود تا شاید خداداد هم مثل بیک ایمان وردی و شادروان محمد علی فردین ، در پایان ورزش قهرمانی اش ، هنرپیشه شود؟

منبع: خبر آنلاین




تاریخ آخرین ویرایش:- -
یکشنبه 5 تیر 1390-10:32 ق.ظ



اشتباه بزرگی است كه فكر كنیم مهراب قاسم‌خانی زیر سایه برادر بزرگش، پیمان مانده و همیشه باید در كنار او تعریف شود.




اشتباه بزرگی است كه فكر كنیم مهراب قاسم‌خانی زیر سایه برادر بزرگش، پیمان مانده و همیشه باید در كنار او تعریف شود. مهراب پیش از این سال‌های اخیر كه با برادرش كار می‌كرد، تجربه‌ نویسندگی مستقل را داشته، اما به قول خودش وقتی روش كار گروهی جواب داده چرا باید آن را ترك كنند؟ مهراب بیشتر از 10 سال سابقه كار دیگر سلیقه مخاطب را شناخته و می‌داند چطور شخصیت‌ها را تعریف كند و چه شوخی‌هایی مخاطب را به خنده می‌اندازد. او یكی از نویسندگان ثابت مجموعه «ساختمان پزشكان» است، این كار را یكی از بهترین تجربه‌های كاری‌اش می‌داند. كار كردن در كنار كسانی كه بیشتر از آنكه همكار باشند، رفیق‌اند و این، همه چیز را دوست‌داشتنی‌تر كرده است.



از زندان تا ساختمان پزشكان

 نشستیم دور هم و درباره اینكه بتوانیم در قصه‏مان فضای محل كار را در كنار فضای خانه باهم داشته باشیم، صحبت كردیم. ابتدا قرار نبود، خیلی شغلی به ماجرا نگاه كنیم و بیشتر دیدمان اجتماعی بود. به چند فضای متفاوت فكر كردیم. مثلا به زندان، اما پرداختن به زندان سختی‏ها و دردسرهایی داشت كه ترجیح دادیم درگیرش نشویم. بعد به بیمارستان فكر كردیم كه پیدا كردن لوكیشن برای چند ماه سخت بود. تا رسیدیم به ساختمانی كه چند پزشك در آن مطب دارند اما روند كار كردن با تلویزیون به شكل دیگری هست. اصلا اینطور نیست كه ما مثلا بگوییم، بله این ایده را داریم و جلو برویم. در كار كردن با تلویزیون معمولا ماجرا برعكس است. یعنی تلویزیون می‌گوید ما فلان پروژه را می‌خواهیم. در كار با تلویزیون از ابتدا كار جدی و اجرایی است.



با سروش هم سلیقه‌ایم

وقتی سروش وارد پروژه شد، بعضی از قسمت‌ها آماده بود و خیلی از شخصیت‌ها را هم درآورده بودیم. بهتر است بگویم وقتی سروش وارد كار شد خیلی چیزها آماده بود. در طول ضبط بود كه براساس سلیقه سروش بعضی از شخصیت‏ها روتوش شدند اما در اصلاح مواد اولیه‏شان دست نخورده باقی ماند. من سروش را از ابتدا به‌عنوان فیلمنامه‌نویس شناختم. (با خنده) و اصلا او را به‌عنوان كارگردان قبول ندارم! حالا از شوخی گذشته فكر می‌كنم خود او هم همین نظر را داشته باشد. من نخستین كار را با او انجام دادم و سابقه همكاری ما به سال‌ها قبل برمی‎گردد و این با هم كار كردن‏مان را خیلی راحت‌تر كرده ‌است چون سلیقه همدیگر را می‌دانیم، نگاه هم را می‌شناسیم و نوع شوخی‌های همدیگر را می‌فهمیم. با تسلط و آشنایی كه سروش بر این‌جور كارها دارد حتما كارگردانی هم خیلی خوب انجام داده است.



شوخی در فضای فانتزی را دوست دارم

خیلی دوست دارم این آخرین كارم به این شكل باشد.
فكر می‏كنم دیگر برایم كافی است و باید تصاویر و فضاهای جدیدتری را تجربه كنم. شوخی در فضای فانتزی را دوست دارم اما سینمای مورد علاقه من اصلا كمدی نیست. شاید كمدی یا كمدین‌ها در 50 فیلم برگزیده‌ام هم نباشند؛ فیلم‏هایی مثل «جنگ ستارگان»، «ارباب حلقه‌ها» یا «نیش» را واقعا دوست دارم. می‌خواهم سریالی با فضای متفاوت را كار كرده و بیشتر تجربه كنم.



من و پیمان 10سالی می‌شود كه با هم كار می‌كنیم. سلیقه همدیگر را خوب می‌شناسیم. وقتی او چیزی را مطرح می‌كند من می‌دانم منظورش چیست یا برعكس. این‌طور بگویم كه اصلا حتی درباره دیالوگ‌ها هم صحبت نمی‌كنیم. 2 كلمه می‌گوید و ادامه‌اش را خودم می‌دانم یا اگر طرحی را من می‌گویم او هم دوستش دارد. من خیلی راحتم و این خیلی رابطه خوبی است



طنز آپارتمانی

من اصلا با طنز آپارتمانی مشكلی ندارم؛ خب در تمام دنیا هم می‌بینیم كه این طنزها ساخته می‌شود، خیلی هم مخاطب دارند. خب در هركدام از سریال‌های آپارتمانی شخصیت‌ها تغییر می‌كنند و این همه چیز را نو می‌كند. ما هم خیلی دنبال این نبودیم كه كار جدیدی به این شكل انجام بدهیم. به‌نظر من اصلا جدید بودن فضا نمی‌تواند ارتباطی به بهتر شدنش داشته باشد. در میان كارهای تلویزیونی كه در این سال‌ها انجام داده‌ام، ساختمان پزشكان را خیلی دوست داشتم و با فضای این كار خیلی خوب ارتباط برقرار كردم. در ضمن تهیه‌كننده این كار خیلی به كار ما كمك كرد. تعاملی كه بین ما و محسن‌چگینی بود چیزی فراتر از مسائل مالی بود، او در بیشتر جلسات طراحی حضور داشت، ایده می‌داد و خیلی به ما كمك كرد. محسن چگینی واقعا تهیه‌كننده كارهای این مدلی است و تمام سریال‌های كمدی خارجی را می‌بیند.



با بازیگران بداهه‌پرداز مشكل دارم

ویژگی‌های مجموعه ساختمان پزشكان این است كه بازیگرهای بسیار پخته‌ای دارد. من اساسا با حضور بازیگران بداهه‌پرداز مخالف هستم. مشكل این‌جاست كه در كار با بازیگران این‌چنینی داستان، فیلمنامه و فیلمنامه‌نویس رهبری بر جریان ندارند و بازیگرها هر كاری دوست دارند می‌كنند.

 برای بازیگرهای این‌چنینی مهم نیست كه نقش چه ویژگی‌هایی دارد و چه شكلی است. مثلا ویژگی‌های كلیشه‏ای دكترها در ذهن دارند كه هروقت لازم باشد، همان را اجرا می‌كنند. در نتیجه بعد از مدتی نویسنده می‌فهمد كه دارد دنبال بازیگر می‌رود. خوشحالی من در این كار این بود كه چنین بازیگرانی نداشتیم. ابتدای كار جلساتی با تهیه‌كننده و پیمان داشتیم كه بعد سروش هم به ما اضافه شد. به لیستی از بازیگران رسیدیم، حالا بعضی بازیگرها هم آمدند كه نقش را نگرفتند و من در برخی موارد این چنینی خوشحال هم شدم!

 سروش و پیمان از بهنام تشكر در تئاتر كاری دیده بودند و اصرار داشتند كه او نقش اول این كار باشد و الان فكر می‌كنم ‌بهنام تشكر در آینده از بازیگران بزرگ ما بشود، یا بیژن بنفشه‏خواه كه واقعا بازی خوبی داشت. بزرگ‌ترین ویژگی ساختمان پزشكان هم همین بازیگری‌های عالی است. دومین مسئله هم متن بود ما نسبت به كارهای قبلی‏مان پخته‏تر شدیم و تجربه بیشتری هم داریم. من هنوز بازخوردها را ندیده‏ام. خیلی هم با روز پخش‌بودن كار موافق نیستم ولی دوست داشتم كه مثلا بعد از ساختن قسمت بیستم، مردم این كار را ببینند اما تغییراتی كه در زمان پخش سریال اتفاق افتاد این امكان را از ما گرفت.





جریان من و مهران مدیری

درصد اینكه روزی دوباره با مهران مدیری كار كنم خیلی كم است. این را بدانید كه آن شرایط برای من خیلی سخت بود كه كار نكردم. من از میانه كار مرد «2هزار چهره» جدا شدم. من شخصیت مسعود شصت‏چی در «مرد هزار چهره» را دوست نداشتم. قبلا هم این را گفته بودم كه خیلی هم به مهران برخورده بود اما منظورم بازی او نبود منظور من شخصیت شصت‏چی بود و چون نتوانسته بودم با آن شخصیت ارتباط برقرار كنم، قسمت‌های طراحی شده توسط من، جزو بدترین كارهایم بود. هیچ دعوایی نبود و من فیلمنامه را گذاشتم و آمدم بیرون. خیلی هم مهران مدیری را دوست داشته و خیلی هم خاطرات خوبی با او دارم. در خلق و خو شاید با مهران سازگار نباشیم اما قبول دارم كه مهران مدیری پدیده است. بهترین بازیگری است كه من برایش نوشته‌ام. به‌عنوان كارگردان هم معتقدم كه كار او به شكلی است كه در این جنس از كار هیچ‌كس حتی از نزدیكش هم نمی‌تواند رد شود.


تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 3 تیر 1390-09:53 ب.ظ



زندگینامه حکیم امید خلمی به قلم مهرداد نعیمی

حکیم امید خلمی پزشک، شاعر، ادیب، دانشور، فیلسوف، دانشمند و یکی از پیشتازان مبارزۀ عصر حاضر به سال 1988 میلادی، دیده به جهان گشود. هنوز به پیچ و خم هستی خو نگرفته بود که به سال سیاه 2000 به دیار غربت و کشور شهید پرور هلند مهاجرت کرد. دلیل مهاجرتش جاهلین کور اصولگرای مذهبی وطن فروش خوانده شده است. پدرش بود قاضی و با مادرش هم بازی، مادرش معلمی نیز می کرد و یگانه طفلشان امیدشان بود. خاطرات خوبی دارد از باختر و کوه هایش، از دریا و میوه هایش، از چهارفصل زیبایش، خاطراتی که بهتر از خاطرات جدیدتر به ذهن دارد. از همان ابتدا علاقه وافری داشت به شعر و شاعری، به فلسفه و فلاسفه، به تفکرات زندگی پر درد جامعه، به غزل و غزلخوان، به آلام های پرشور غمین جهان، به صدای خوش سنتور و نی، به سفر خواه از هرات و بلخ گرفته تا ری، به یک زندگی آرام و بی جنجال. به دنیایی بی قیل و قال.

در روزگار غربت، یگانه دوستش میلاد بود و یگانه یاورش مادرش، دگر مردمی که دوست داشت دوستشان باشد، قبلا مرده بودند. از جمله اوشو، ریک اودریک، خیام، عشقری، ژان پل سارتر و افلاطون.

از آنجا که حوصله به دگر چیزها نبود، از ابتدا پزشکی را انتخاب کرد. او خود به ژنتیک نیز علاقه داشت اما از تغییر رشته میلاد از ژنتیک به پزشکی به نیکی یاد می کرد و در نهاد آن میل به کمک به خلق را می دید، بنابراین تخصص خود را در رشتۀ پزشکی بدست آورد، اما پس از چندی با علاقمندی که به علوم ادبی و علوم عقلی داشت، بدان علوم روی آورد و از استادان بزرگ زمان خود درس آموخت تا خود، به کمال و استادی رسید. درباره پدرش که بحث شود، خواهد گفت که مصروف است به کشتن خاطرات آن بخش از مغزش. پدرش اهل منبر بود. تحصیلات داشت در شریعت و حقوق، در 12 سالگی قرآن را از حفظ بود. به همان سن در مزارشریف نماز جماعت برپا می کرد. پدر فهمیده و زیرک بود لیکن اهل مباحثه نبود. امید از کودکی تردیدهایش را به پدر می گفت و هر بار با سیلی های او روبرو می شد. تا اینکه پس از مهاجرت، از پدر جدا شده و توسط میلاد به راه راست هدایت شد، پدر اکنون نیز در هلند سکونت دارد اما با دیگر همسرش روزگار می گذراند.

این بزرگ مرد صاحب فکر، در روزگاری که همگان  تصور می کردند از عشق ناامید گشته است، چنین گفته است : "نا امیدی از عشق نیست، از خود بشر است. انسانها رو باید اول به ترازوی اخلاق وزن کرد، پیش از آنکه خود را به دامشان اندازیم. در دوستی نیز باید چنین کرد." او در جایی دیگر چنین گفته است: "خلاصه بگویم، با هواپیما بروی یا دوچرخه، مقصد همان سانفرانسیسکو است." ... او همچنین جایی به زیرکی گفته است: "اینجا می نخور آنجا بخور بخور"

حکیم درباره علوم مختلف چنین گفته است: «به راستی علوم مختلف بهم وابسته اند. اما این فیزیک است که پدر، مادر و بلکه پسر عموی تمام علوم دگر است. بدون فیزیک هیچ معنایی نیست. اساس تمامی علوم در فیزیک نهفته است. ریاضیات تنها وسیله ای است برای درک فیزیک. درباره داروین باید گفت که او خودش طرفدار مولاناست، مولانا قبل از او به زمین آمده بود. حرفهای مولانا از قرن ۱۳ است. اما اینکه آدم و حوا چه می شوند، نمی فهمم، مولانا را متاسفانه نمی توان از نزدیک دید و با او صحبت کرد، اما هیچ فکر نمی کنم که او به انسان پرستی یا پرستش دیگر قانع بوده باشد. البته امکانش هست که مولانا به قدرتی باور داشت، چون همیش از یک نور صحبت می کرد و رابطه خود را با خدا مستقیم می دید، نه از طریق شخص یا لسان دیگر. در ادبیات نشاید هرچه استاد گفت، خواند، باید فکر کنم و نویسنده مورد پسند خودم باشد. از مدرسه خوشم نمی آید، آنها یک ماشین تولید می کنند نه یک شخص آزاد، چونکه روح آزاد را خطرناک می شناسند. درباره سعدی بگویم که بسیار مذهبی بود، گرچه در زمانش جور دیگر نمی شد بود، حافظ گاهی چپ می زد و گاهی راست اما مذهبی بودن فردوسی رو قبول نمی کنم، به یاد بیارید اون بیت رو که چو بخت عرب بر عجم چیره شد، همی بخت ساسانیان تیره شد، همان زشت شد خوب، شد خوب زشت، شده راه دوزخ پدید از بهشت، به ایرانیان زار و گریان شدم، ز ساسانیان نیز بریان شدم"

او درباره تاثیر محیط کشور هلند بر خود گفته است: « آن قدر این و آن دیده ام که دگر همه چیز بی اثر ماند. کشوری است پر از همه چیز، صوفی دارد و الکلی، با اخلاق دارد و حرامزاده، خلاصه می توان چنین گفت که انسانهای فاقد حرمت و اخلاق از دو چیز می آیند: عادت و نفرت. اگر عادت کردی، مثل آنها خواهی کرد و اگر عقل نکردی به بیراهه خواهی رفت. همچنین درباره الکل بگویم که نقص بسیار دارد. سبب صدها مرض می گردد که مبهم ترین و ناهویداترینشان فراموشی است. من باب مقایسه باید گفت که تریاک بهتر است چرا که تنها زیان به شش ها دارد. در ضمن روزی جهان آزاد می گردد که بدانیم بین خدا، دین و روحانی تفاوت بسیار است، همانطور که بین عشق، ازدواج و آمیزش تفاوت فراوان است. »


  

 


ادامه مطلب را مطالعه فرمایید

تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 3 تیر 1390 09:54 ب.ظ




  • تعداد صفحات :8
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات