TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب اكبر پور نظری
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

جمعه 13 خرداد 1390-09:34 ق.ظ



 

مدتها بود که تصمیم گرفته بودیم واسه ادامه تحصیل و کار بریم کانادا. تجربه خاطره انگیز حضور یک هفته ای مهرداد در کانادا و تعریف هاش منو مشتاق تر می کرد. تو این مدت کنکور دادن من و پایان نامه مهرداد سبب می شد که مدام رفتن را به تاخیر بندازیم، خلاصه دوشنبه مورخ نه خرداد نود دل رو زدیم به دریا، بدون خداحافظی از خانواده و جشن خداحافظی ساعت هفت صبح به مقصد کانادا راه افتادیم، مهرداد خواب آلود از انجام پروژه پایان ترم از شب گذشته آمده بود.  سوار اتوبوس شدیم به طرف ایستگاه مترو، چه هیجان انگیز بود، پیش بینی می شد تا چند ساعت دیگه در خاک کانادا باشیم.کرایه ها و هزینه ها چندا گران نبود، با نفری صد تومن رسیدیم به مترو، همه جاش شبیه اینجا بود، فکر کنم ایران رو آورده بودن خارج!!! متروهاشون چه سرعت شگفت انگیزی داشتن، یه سری شون که بهشون می گفتن سریع السیر مسیر چهل دقیقه ای رو تو سی دقیقه می رفتن، چیزی که ما تا حالا ندیده بودیم. البته اصلا به مزاق مهرداد خوش نیومد چون به متروی تهران کرج عادت کرده بود و دوست داشت که تو مسیر با زمان طولانی بخوابه.مهرداد قدری خوابید، ولی من کل راه داشتم به مسیر توجه می کردم و علامت می زدم که برگشتنی گم نشیم!!! خیلی زود رسیدم باید سوار قطارهای دورن شهری زیرزمینی می شدیم.اصلا ناراحت شلوغی متروی های اینجا نباشین،اونجا هم متروهاش شلوغ بود ومردمشون مث ما از سیستم هل دادن استفاده می کردن، مردم اونجا هم دست به کار آفرینی در مترو زده بودن و تو متروهاشون چیز میز می فروختن مثل مسواک، لواشک، حتی لباس زیر زنانه هم در بخش بانوان از تولید به مصرف عرضه می شد. در ایستگاه مورد نظر پیاد شدیم،اونجور که میگفتن مردمش مرفه و بی درد نبودن آخه من تو مسیر چند تایی گدا و متکدی دیدم. یواش یواش داشتم ضعف می کردم. یه بیسکویت ساقه طلایی گرفتیم و شروع کردیم به خوردن. دنبال خیابون سرافراز بودم، از آقای پلیسشون پرسیدم این کانادا که میگن کجاست؟ گفت برین خیابون بالا سمت چپ، احساس تشنگی عجیبی تو گرمای هوا و ناشی از خوردن بیسکویت داشتم، رفتیم تو یکی از شعب بانک مهر نزدیک کانادا یه آب خوردیم جیگرمون حال اومد. آرام و قرار نداشتیم، دو دقیقه دیگه کانادا بودیم، رسیدیم و رسیدم، چه آب و هوایی، یه پا ایران بود واسه خودش، عجب ساختماهای سر به فلک کشیده ای، چه برج میلادی، جاتون خالی سر از پا نمی شناختم، دم در کانادا یه آقا واستاده بود که نمی ذاشت هر کسی بره تو.

ما بودیم و کانادا و آن بت بنده نواز

از ما همه لابه بود و از او همه ناز

روز رفت و پای ما به داخل کانادا نرسید

روز را چه گنه قصه ما بود دراز

چه اخلاق گندی هم داشت، ولی من و مهرداد هر کسی نبودیم، پروژه عظیم هزوس در دست داشتیم و کفشهای کتانی به پا. بزور گذاشتن رو صندلی های دم در کانادا بشینیم و گذر عمر ببینیم، بشدت دعا می کردیم راهمون بدن تو، خلاصه آقا بده در کانادا رو باز کرد و ما هم از دور یه نظاره ای کردیم. حیف، از دست این مهرداد هی می گفت زود باش بریم دانشگاه تهرانشون چند صفحه از پایان نامه مونده و با استاد رهنمام قرار دارم، از دستش کلافه شده بودم، تو این شرایط هوس برگ زردآلو هم کرده بود!!! خلاصه سرتون رو به درد نیارم، مهرداد رفت دانشگاه تهرانشون، منم رفتم پژوهشکده اچ اس ایی.

اکبر پورنظری

89/3/13 

 




تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 13 خرداد 1390 01:17 ب.ظ
سه شنبه 17 اسفند 1389-02:55 ب.ظ



روزای خیلی طلایی یادته؟

روزای خیلی طلایی یادته؟ روز ترس از جدایی، یادته؟

روز تمرین اشاره یادته؟ شب چیدن ستاره یادته؟

شعرای کتاب درسی یادته؟ یادته گفتی می ترسی ،یادته؟

عکسمون تو قاب عکس و ، یادته؟ بله بدون مکث و یادته؟

دستمون تو دست هم بود یادته؟ غصه هامون کم کم بود، یادته؟

چشم نازت مال من بود یادته؟ دیدن من غدغن بود یادته؟

روزگار قهر و آشتی یادته؟ هیچ کس و جز من نداشتی ، یادته؟

رویاهای آسمونی ،یادته؟ قول دادی پیشم بمونی، یادته؟

روزای بی غم و غصه یادته؟ ببینم اول قصه یادته؟

عصر ابراز علاقه یادته؟ خبر خوش کلاغه ،یادته

دست گرمت تو زمستون یادته؟ شونه من زیر بارون یادته؟

واسه خنده اجازه یادته؟ اونا که می گفتی رازه ؛ یادته؟

یادته فال های حافظ تو حیاط ؟ یادته قسم جون شاخه نبات؟

گل سرخا رو نچیدیم یادته؟ یه روزی هم و ندیدیم ؛ یادته؟

 
شرط هامون سر صداقت یادته؟ تو ، تو مجازات خیانت ، یادته؟

پنهونی سر قرارا ، یادته؟ تأخیرات توی بهارا یادته؟

گوش ندادیم به نصیحت، یادته؟ گشتنت دنبال فرصت یادته؟

دستات و میخوام بگیرم یادته؟ راستی تو ، بی تو می میرم یادته؟


ادامه مطلب

تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 20 اسفند 1389 10:49 ق.ظ
یکشنبه 15 اسفند 1389-09:04 ب.ظ



I Love You in Different Languages

Chinese:
Wo ie ni (Manderin)

Dutch:
Ik hou van jou

French:
Je t’aime

German:
Ich liebe Dich
I mog Di ganz arg

Italian:
Ti amo

Japanese:
Kimi o ai shiteru
Sukiyo

Latin:
Te amo
Vos amo

Portuguese:
Eu te amo

Pakistani:
Mujhe tumse muhabbat hai

Russian:
Ya lyublyu tebya
Ya vas lyublyu

Thai:
Phom Rak Khun
Ch’an Rak Khun

Indian Languages:
In Bengali :
Ami tomake bhalobashi

Gujarati:
Tane Prem Karoo Choo

Hindi:
Mein Tumse Pyar Karta Hoon (boy to girl)
Mein Tumse Pyar Karti Hoon (girl to boy)

Kannada:
Naanu ninnanu preethisuthene
Naanu ninnanu mohisuthene

Malayalam:
Njyaan ninne’ preetikyunnu
Njyaan ninne’ mohikyunnu

Marathi:
Me tujhashi prem karto (boy to girl)
Me tujhashi prem karte (girl to boy)

Punjabi:
Main tainu pyar karda haan (boy to girl)
Mai taunu pyar kardi haan (girl to boy)

Tamil:
Naan Unnai Kadhalikiren

Telugu:
Neenu ninnu pra’mistu’nnanu
Nenu ninnu premistunnanu





تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 20 اسفند 1389 10:49 ق.ظ
چهارشنبه 11 اسفند 1389-03:35 ب.ظ



سلام بر عزیزانم،من با شعر زیر با مدونا آشنا شدم،خیلی هم این آهنگ رو دوست دارم،چند روز پیش اجرای این آهنگ رو از "الی زی" شنیدم،هرچند به مدونا علاقه خاصی دارم ولی اجرای"الی زی" هم زیبا بود و  منو یاده خاطراتم با این آهنگ انداخت،لذا ترجمش کردم و تقدیمش میکنم به شما بزرگواران،بعضی ترجمه‏ها تو شعر اصلی نیست و دریافت و احساس خودم نسبت بهش هست،که امیدوارم  سبب رنجش خاطرتون نشه.شاد باشید.

اکبر پورنظری

La isla bonita lyrics by madona & Alizee

Last night I dreamt of san pedro

دیشب خواب سن پدرو رو می‏دیدم

Just like I'd never gone, I knew the song

با اینکه هرگز به آنجا نرفته بودم ، اون آهنگ رو میشناختم

A young girl with eyes like the desert

دختری جوان با چشم هایی شبیه آن دشت(به زیبایی و  و سعت آن دشت)

It all seems like yesterday, not far away

انگار همه چیز همین دیروز بود ، نه دورتر

Tropical the island breeze

نسیم خنکی از این سرزمین گرمسیری می‏وزه

All of nature wild and free

همه آفرینش شیفته ‌و دیوانه‌ و آزاد هستن

This is where I long to be

اینجا همون جاییکه آرزو دارم در آن باشم

La isla bonita

And when the samba played

و وقتی آهنگ رقص سامبا نواخته میشه

The sun would set so high

خورشید هم دلش میخاد از اون بلندی غروب کنه(بشینه و آهنگ رو گوش بده)

Ring through my ears and sting my eyes
Your spanish lullaby 

لالایی اسپانیاییت در گوشم طنین مینداخت و به چشم هام زخم می‏زد(منو با تمام وجود در برگرفته بود)

I fell in love with san pedro

عاشق سن پدرو شدم

Warm wind carried on the sea, he called to me

باد گرم بر آب دریا صداش رو حمل می‏کرد ، او مرا صدا می زد

Te dijo te amo

من تو رو دوست دارم(به زبون اسپانیولی)

I prayed that the days would last

دعا می کردم آن روزها همیشگی باشن

They went so fast

ولی خیلی زود گذشتند

I want to be where the sun warms the sky

می خوام جایی باشم که خورشید آسمان را گرم می کنه

When it's time for siesta you can watch them go by

موقع خواب نیمروز می تونی رفتن اینایی رو که گفتم ببینی

Beautiful faces, no cares in this world

در این دنیا چهره زیبا ارزش نیست

 Where a girl loves a boy, and a boy loves a girl

اونجایی(که گفتم) جاییکه یه دختر عاشق یک پسر میشه و یه پسر به یه دختر عشق می‏ورزه





تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 20 اسفند 1389 10:49 ق.ظ




  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات