TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب رضا طهماسب
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

دوشنبه 30 خرداد 1390-03:00 ب.ظ



اولویتی به نام سریال طنز

محمود گبرلو معتقد است: در حال حاضر تلویزیون نسبت به پتانسیل، تعداد شبكه‌ها و مخاطبان گسترده‌اش در سطح كشور، فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی كمدی كمی تولید می‌كند.

یك منتقد سینما و تلویزیون در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس تلویزیون خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، عنوان كرد: اگر بخواهیم برنامه‌های كمدی تلویزیون را بررسی كنیم، باید به ظرفیت تلویزیون و پتانسیل آن برای جذب مخاطب توجه كنیم. تلویزیون بر خلاف سینما یك وسیله‌ی سرگرمی برای اعضای خانواده است. طبیعتا وقتی همه اعضای خانواده در كنار هم پای تلویزیون می‌نشینند، نوع برنامه‌ها باید به گونه‌ای باشد كه تمام مخاطبان لذت ببرند و از یك برنامه تلویزیونی راضی باشند.

وی ادامه داد: به همین دلیل تلویزیون با یك فیلم سینمایی كه برای قشر خاصی ساخته می‌شود، متفاوت است. وقتی همه‌ی اعضای خانواده یك برنامه تلویزیونی را در كنار هم می‌بینند نوع ساختار این برنامه بسیار متفاوت با یك فیلم سینمایی است؛ بنابراین در قضاوت‌هایمان ابتدا باید ببینیم چه چارچوب‌هایی را برای كمدی تلویزیونی قائل هستیم، سپس بر اساس آن تحلیل و ارزیابی كنیم.

این كارشناس سینما و تلویزیون با اعتقاد بر اینكه تلویزیون آثار كمدی كمی تولید می‌كند، افزود: مردم در شرایطی هستند كه با خستگی روزمره وارد خانه می‌شوند و دوست دارند كمی استراحت كنند. طبیعتا برنامه‌های طنز تلویزیون می‌تواند به رفع خستگی مردم كمك كند و در كنار آن بتواند برخی مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی جامعه را هم از این طریق منتقل كند.

گبرلو ادامه داد: نكته‌ی مهمی كه به عنوان آفت در این میان وجود دارد، این است كه برخی سازندگان سریال‌های‌ كمدی، دور از شأن سینما و حتی خودشان گام برمی‌دارند و آثاری را خلق می‌كنند كه سطحی و ضعیف هستند. این اشكال جدی به خود سازندگان برمی‌گردد.

وی تاكید كرد: این اشكال به مدیران تلویزیون برنمی‌گردد، این مدیران به برخی از برنامه‌سازان بر اساس سابقه‌ای كه دارند اطمینان می‌كنند و سوژه‌ای را پس از تصویب در اختیارشان قرار می‌دهند اما آنها متاسفانه سعی نمی‌كنند تلاش جدی انجام دهند تا یك طنز موثر و حرفه‌یی را ارائه دهند. به همین دلیل گاهی اوقات شاهد سریال‌های طنز بسیار سطحی و سخیف در تلویزیون هستیم.

این كارشناس سینما و تلویزیون در ادامه اظهار كرد: معتقدم تعداد خیلی كمی سریال‌ساز طنز در تلویزیون داریم. هر كسی نمی‌تواند كار طنز انجام دهد. چون تعداد كارگردان‌ها و برنامه‌سازهای ما محدود است، تلویزیون هم این ریسك را نمی‌كند كه سرمایه‌اش را در اختیار كارگردانانی قرار دهد كه تا به حال سابقه كار طنز نداشته‌اند.

وی بار دیگر تاكید كرد: چون تعداد سازندگان و كارگردان‌های سریال طنز در ایران محدود است، تلویزیون مجبور است به آنها بسنده كند. این افراد گاهی در یك اثر موفق می‌شوند و گاه در یك اثر موفق نمی‌شوند. در این جا در وهله‌ی اول مدیران تلویزیون را مقصر نمی‌دانم. البته اگر ما بتوانیم كارگردان‌های حرفه‌یی سینما و تلویزیون را به سمت كارهای كمدی طنز تشویق كنیم، خیلی خوب است، اما چون بضاعتمان كم است مجبوریم به همین تعداد بسنده كنیم.

گبرلو در پایان به این نكته اشاره كرد كه برای یك مدیر ریسك بسیار خطرناكی است كه سوژه و سرمایه‌ای را در اختیار یك كارگردان قرار دهد كه تا به حال كار طنز انجام نداده است.




تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 2 خرداد 1390-11:10 ق.ظ



 

درام «درخت زندگی»‌ به کارگردانی ترنس مالیک کارگردان تکرو آمریکایی جایزه نخل طلای شصت و چهارمین دوره جشنواره فیلم کن را دریافت کرد.alt


 مراسم اختتامیه این دوره جشنواره فیلم کن یکشنبه شب برگزار شد و «درخت زندگی» جایزه اصلی را برد.

این درام با بازی براد پیت، شان پن و جسیکا جاستین داستان خانواده‌ای در جنوب آمریکا در دهه 1950 را روایت می‌کند. براد پیت در «درخت زندگی» نقش پدر سخت‌گیر سه پسر  از خانواده‌ای متوسط را بازی می‌کند که می‌خواهد به آنها یاد بدهد منظم و سرسخت باشند.

مالیک در 40 سال فعالیت تنها پنج فیلم بلند ساخته است. «برهوت»، «روزهای بهشت»، «خط قرمز باریک» و «دنیای نو» دیگر فیلم‌های او هستند. همان طور که انتظار می‌رفت مالیک در مراسم اختتامیه شرکت نکرد. او در مراسم فرش قرمز و نمایش «درخت زندگی» برای رسانه‌ها هم حاضر نبود.

در همین حال، نیکلاس ویندینگ رفن برای فیلم آمریکایی «Drive» با بازی رایان گاسلینگ جایزه بهترین کارگردانی جشنواره کن 2011 را دریافت کرد. جایزه بزرگ هیئت داوران به طور مشترک به «روزی روزگاری در آنتالیا» ساخته نوری بیلگه جیلان از ترکیه و فیلم فرانسوی «پسری با دوچرخه» به کارگردانی لوک و ژان پی‌یر داردن اعطاء شد. برادران فیلمساز بلژیکی پیش از این دو بار برنده جایزه نخل طلای کن شده‌اند.

کرستن دانست برای فیلم «ملانکولیا» تولید مشترک دانمارک، سوئد، فرانسه و آلمان جایزه بهترین بازیگر زن را برد. این در حالی است که لارس فون تریر کارگردان دانمارکی این فیلم هفته پیش به خاطر اظهار نظر درمورد هیتلر و ابراز همدردی با او از کن اخراج شد.

دانست و شارلوت گنزبورگ در «ملانکولیا» نقش دو خواهر با خلق و خوی کاملا متفاوت را بازی می‌کنند که با دو شیوه مختلف به فاجعه قریب‌الوقوع برخورد سیاره‌ای بزرگ به نام ملانکولیا با زمین واکنش نشان می‌دهند.

ژان دوژاردن برنده جایزه بهترین بازیگر مرد برای فیلم فرانسوی «هنرمند»

ژان دوژاردن برای بازی در فیلم فرانسوی «هنرمند» جایزه بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد. داستان این فیلم به کارگردانی میشل هازاناویسیوس در دهه 1920 و سال‌های پیش از ورود صدا به سینما روی می‌دهد و دوژاردن در آن تقش یک قهرمان فیلم‌های صامت را دارد که با رونق گرفتن سینمای ناطق همه چیز خود را از دست می‌دهد. 

«پلیس» ساخته مای‌ون از فرانسه جایزه هیئت داوران را گرفت. «پلیس» با بازی جویی استار، ستاره رپ فرانسوی درباره یک گروه پلیس آبدیده است که در نبرد با کودک‌آزاری و بزهکاری نوجوانان در کنار هم قرار می‌گیرند. جایزه بهترین فیلمنامه نیز به جوزف سدار از اسرائیل برای فیلم «پانویس» رسید.

کمدی «لو آور» به کارگردانی آکی کوریسماکی فیلمساز فنلاندی و تریلر اسپانیایی «پوستی که در آن زندگی می‌کنم» ساخته پدرو آلمودوار که از بخت‌های اصلی برای دریافت جوایز این دوره جشنواره کن بودند، مراسم اختتامیه را دست خالی ترک کردند.

رابرت دنیرو بازیگر آمریکایی که در «راننده تاکسی» و «ماموریت مذهبی»، دو فیلم برنده جایزه نخل طلای جشنواره کن بازی کرده، ریاست هیئت داوران بخش مسابقه اصلی جشنواره کن 64 را به عهده داشت.

جود لاو بازیگر بریتانیایی، اوما تورمن بازیگر آمریکایی، جانی تو کارگردان هنگ کنگی، نانسون شی تهیه‌کننده چینی، اولیویه آسایاس کارگردان فرانسوی، مارتینا گاسمن تهیه‌کننده و بازیگر آرژانتینی، لین اولمان منتقد فیلم نروژی و محمدصالح هارون فیلمساز اهل چاد دیگر اعضای هیئت داوران این بخش بودند.

در همین حال، فیلم «Las Acacias» به کارگردانی پابلو جورجلی تولید مشترک آرژانتین و اسپانیا جایزه دوربین طلایی (بهترین فیلم اول) این دوره جشنواره کن را برد و جایزه نخل طلای بهترین فیلم کوتاه به «Cross- Country» ساخته مارینا ورودا اعطاء شد. «مایو 46» ساخته وانس دستوپ هم جایزه هیئت داوران این بخش را گرفت.

برناردو برتولوچی فیلمساز سرشناس ایتالیایی و خالق فیلم‌هایی چون «آخرین تانگو در پاریس» و «آخرین امپراتور» در مراسم افتتاحیه جشنواره امسال به خاطر مجموعه آثار خود نخل طلای افتخاری جشنواره کن را دریافت کرد.

شصت و چهارمین جشنواره فیلم کن 11 مه (21 اردیبهشت) با نمایش کمدی رومانتیک «نیمه‌شب در پاریس» ساخته وودی آلن در ساحل ریویرا در جنوب شرقی فرانسه آغاز شد و 22 مه (اول خرداد) با درام رومانتیک «محبوب» به کارگردانی کریستوف اونوره فیلمساز فرانسوی به پایان رسید.

------------------------

منبع : خبرآنلاین




تاریخ آخرین ویرایش:- -
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390-10:49 ق.ظ



کمدین بزرگی که با خنده بیگانه بود

بازی باورپذیر وی در فیلم «روشنایی‌های صحنه» تحسین برانگیز است. تا بدان جا که «چارلی چاپلین» ناچار شد برای حفظ برتری و شهرت خویش، بسیاری از نماهایی را که «کیتون» در آن بازی داشت، از فیلم حذف کند....

alt کمدی «اسلپ استیک» با آمدن صدا به عرصه سینما، به تدریج رنگ باخت و آزادی عمل را تا حدی، برای کمدین‌های سینما محدود کرد. پس از این اتفاق و به سبب به تصویر کشیدن موضوعات و سوژه‌های جدید، بازیگران بسیاری پا به عرصه سینمای کمدی گذاشتند. کمدین‌هایی چون «لورل و‌هاردی»، «سه کله پوک»، «برادران مارکس»، «ابوت و کاستلو» و... یکی از بازیگران مطرح دوره‌های نخست سینمای کمدی، «باستر کیتون» است که به سبب شیرین کاری‌ها، شوخ طبعی‌ها، بدل کاری‌ها و به ویژه چهره بی روح، سنگی و سردش به شهرت جهانی رسید. جشنواره فیلم لندن نیز امسال در مراسم بزرگداشتی از مقام سینمایی کیتون تجلیل می‌کند. به نوشته «فیلم کامنت»، «باستر کیتون» نخست در نمایش‌های موسیقایی و تئاتر نقش آفرینی داشت. بعدها نیز بیشتر با «روسس آربوکل»، ستاره استودیو «کی. استون» هم بازی بود. «کیتون» سال ۱۹۷۱ و در ۲۱ سالگی با ایفای نقش‌های مکمل، به عرصه فیلم سازی گام نهاد. پس از آن نیز شرکت فیلم سازی اش را تاسیس کرد. وی در بسیاری از ساخته‌هایش، به بازیگری و نقش آفرینی پرداخت. «باستر کیتون»، در برخی کشورهای جهان، هرگز به شهرت و محبوبیت «چارلی چاپلین» نرسید. این در حالی است که شخصیت و پرسونای کمدی وی، از تمامی ‌کمدین‌های سینمای صامت خنده آورتر، جذاب‌تر و دوست داشتنی‌تر بود. اما یک تفاوت بزرگ و اساسی، میان او و «چارلی چاپلین» وجود دارد. «کیتون» هیچ گاه درصدد انتقاد از شرایط و وضعیت اجتماعی- سیاسی، به سخره و نیشخند گرفتن طبقات مختلف جامعه و برانگیختن عواطف تماشاگرانش نیست. او سینمای کمدی را به عنوان راهی برای گذران زندگی انتخاب کرد و هدف اصلی این گونه سینمایی را، خنداندن تماشاگر می‌دانست. وی در فیلم‌هایش هرگز از داستان‌های رمانتیک و تراژدی بهره نگرفت. مضمون و دستمایه بیشتر آثار کیتون، در حد یک شوخی است. وی در فیلم‌هایش تلاش داشت رضایت و خشنودی مخاطب را کسب کند. به همین سبب در مواجهه با بدبیاری‌های عجیب، غریب و سرشار از خنده و شوخ طبعی اش، یک تنه مبارزه می‌کند. در نهایت نیز با توانایی‌هایی باورناپذیر، بر این بدبیاری‌ها پیروز می‌شود. منحصر به فردترین ویژگی فیلم‌های «کیتون»، شوخی‌های لحظه ای اوست. البته این شوخی‌ها هیچ گاه، ساز مخالف و جداگانه ای با کلیت اثر نمی‌زند. طنز موقعیت در آثارش هم چون قطعات یک پازل در ساختمان اصلی جای می‌گیرد. تا بدان حد که داستان را به تدریج پیش می‌برد تا شوخی اساسی فیلم را خلق کند. کمدی «اسلپ استیک» را به «کمدی بزن و بکوب» و «هرج و مرج طلبی» تفسیر و تعبیر کرده اند. اما بی تردید این مفهوم دست کم درباره سینمای «باستر کیتون» و سبک آثار وی، همخوانی چندانی ندارد. او همواره تلاش دارد وضعیتی پرآشوب را، به مرزی از ثبات و منطق برساند. «کیتون» در جهانی پرهرج و مرج، دقیق و موشکاف است. همیشه اصرار دارد مطابق منطق خودش رفتار کند. به عنوان مثال دو پایش را روی میز می‌گذارد و سپس به زمین می‌خورد. یا برای گرفتن قطار به سرقت رفته اش، در پی آن می‌دود. گاه نیز با گاری از میان یک مراسم رسمی، رژه می‌رود. یا با نارنجکی که به سمتش پرتاب می‌شود، سیگارش را روشن می‌کند. «کیتون» در فیلم «ازدواج از سر لجبازی» در نهایت شوخ طبعی بر دیوار خانه اش که نمی‌تواند از تخریب آن جلوگیری کند، تابلوی «به فروش می‌رسد» را نصب می‌کند. وی معتقد بود که در زندگی شخصی اش «یک بدبیار تمام عیار» است. بدبیاری‌هایش در زندگی، بی شباهت به یکی از صحنه‌های فیلمش نیست. در یکی از سکانس‌های فیلم «خانواده جونز در‌ هالیوود»، هنگام سفر با همسرش، خودرواش روی ریل قطار، خراب می‌شود. درست در همین زمان، صدای سوت قطار به گوش می‌رسد. «کیتون» با شتاب می‌گریزد اما ناگهان بازمی‌گردد و همسر و چمدان‌هایش را از خودرو خارج می‌کند. در همین لحظه نیز قطار سر می‌رسد اما از روی ریل کناری می‌گذرد. او و همسرش سالم می‌مانند و نفسی از سر راحتی می‌کشند. اما درست در همان لحظه، باز قطار دیگری از سمت مقابلش می‌آید. خودرو «کیتون» را زیر می‌گیرد و آن را خرد می‌کند. بازی باورپذیر وی در فیلم «روشنایی‌های صحنه» تحسین برانگیز است. تا بدان جا که «چارلی چاپلین» ناچار شد برای حفظ برتری و شهرت خویش، بسیاری از نماهایی را که «کیتون» در آن بازی داشت، از فیلم حذف کند. حضور «کیتون» در بیشتر آثارش، از جمله «یک هفته»، «ژنرال»، «سفر به غرب» و... خنده آور و سرشار از حس زندگی و شادی است. بدون آن که رنج‌های بزرگ زندگی اش را، در خاطر خود و تماشاگرانش زنده کند. چهره بی روح و سنگی «کیتون» با وجود تکیدگی سال‌های پایانی زندگی اش، هم چنان سرد و خشک بود. بیشتر منتقدان بر این باورند که «کیتون» تنها کمدین بزرگ و صاحب نامی ‌است که در تمام طول زندگی حرفه ای، حتی در فیلم‌هایش، هرگز نخندید. او بازیگری است که دیگران را می‌خنداند اما انگار خودش با خنده و خندیدن بیگانه بود. چین و چروک عمیقی که بر چهره وی نقش بسته بود، با حرکات خنده آورش در تضاد است. بیشتر کمدین‌های سینما به «کیتون» عنوان «ذره ای از هیچ» را داده اند. این عبارت ویژه افرادی است که به لحاظ شخصیتی به بلوغی خاص می‌رسند. بلوغی که نصیب هر بازیگری نمی‌شود. به گفته بیشتر کارگردانان، بازیگران و منتقدان سینمای کمدی، نمی‌توان «باستر کیتون» را توضیح داد یا او را توصیف کرد. زیرا جنس کمدی‌هایش به گونه ای نیست که بتوان مطابق برداشت‌ها، مفاهیم یا معانی رایج سینما درباره آن سخن گفت. چنان چه قرار است «کیتون» را درک کرد، باید هم چون خود او بود، تنها در این صورت می‌توان به این نتیجه رسید که برخی از حوادث مضحکی که برایش رخ می‌دهد، بارها در زندگی هر کدام از ما، به گونه و شکلی متفاوت اتفاق افتاده است. «باستر کیتون» در یادداشت‌های شخصی اش نوشته است: «هرگز سال‌های سخت و دشواری را که در زندگی پشت سر گذاشته ام، فراموش نمی‌کنم. می‌دانید! من آن گونه ای تربیت نشده ام که فکر کنم زندگی آسان است. همیشه برای به دست آوردن پول، به سختی کار کرده ام. یاد گرفته ام خواستار چیزی نباشم که استحقاق و شایستگی اش را ندارم. به باور من سال‌های دشوار و سخت زندگی کوتاه است. شاید فقط یک آدم نازک نارنجی و نازپرورده که طعم رنج را نچشیده ممکن است از دشواری‌های زندگی شکوه و شکایت کند. پزشکم می‌گوید می‌توانم صد سال زندگی کنم. خیال چنین کاری را هم دارم. چه کسی آرزو ندارد صد سال در جهانی زندگی کند که مردم بسیاری با قدرشناسی و احساس ناب انسانی، مردی کوچک با چهره ای سرد، سنگی و یخ زده به نام «باستر کیتون» را به خاطر می‌آورند. مردی که سال‌ها پیش وقتی جوان بودند، یک ذره آن‌ها را می‌خنداند اما خودش با خنده بیگانه بود و با آن میانه ای نداشت. همین برایم کافی است!» باستر کیتون در بیشتر سال‌های فعالیتش در عرصه سینمای کمدی، با شرایط بسیار دشوار و سختی دست و پنجه نرم کرد. اما اجازه نداد این تجربه‌های اندوهبار و تراژیک در آثارش بازتاب داشته باشد. بیشتر منتقدان به باستر کیتون عنوان «کمدین صورت سنگی» داده اند. زیرا تا پایان عمرش در زندگی و هیچ یک از فیلم‌هایش هرگز نخندید. «کیتون» نمی‌خندید چون به باور خودش دلیلی در جهان برای خندیدن نمی‌دید. به گفته «اورسن ولز» در چهره اش رازی پنهان بود که هرگز فاش نشد. بسیاری از منتقدان برجسته سینما، امروزه جایگاه «باستر کیتون» را در سینمای کمدی، فراتر از کمدین‌های مشهوری چون «برادران مارکس»، «هارولد لوید»، «چارلی چاپلین» و «لورل و‌هاردی» می‌دانند. فیلم‌های کوتاه و بلند به جا مانده از «باستر کیتون» حکم گنجینه‌هایی را دارند که با سپری شدن زمان، قدر و ارزش آن‌ها بیشتر آشکار می‌شود. «باستر کیتون» سال ۱۹۶۶ و در سن ۷۱ سالگی، بر اثر بیماری سرطان درگذشت.

منبع: khorasannews.com/ احمد صبریان




تاریخ آخرین ویرایش:- -
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390-10:48 ق.ظ



بازیگران کمدی امریکا - 1

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

altبا بازی در فیلم جالب و مجذوب کننده ای مانند «درخشش ابدی یک ذهن پاک» تجربه جدیدی را داشت و به همگان ثابت کرد که نه تنها در ژانر کمدی بهترین است بلکه.... 
 


بعضی از بازیگران هستند که در ابتدا با بازی در نقش‌های کمدی وارد سینما شدند ولی بعد‌ها و با پیشنهادهای بهتری که دریافت کردند، کاملا از نقش‌های کمدی دور شدند.
 
به نقل از مجله فرانسوی ستاره‌ها: بسیاری از بازیگران‌ هالیوودی هستند که با نقش‌های کمدی وارد سینما شده اند اما کمی‌بعد و با استعدادهایی که در بازیگری از خود نشان دادند به نقش‌های بهتری دعوت شدند و اکنون کاملا از نقش‌های اولیه شان فاصله گرفته اند و بیشتر در ژانرهای غیر کمدی بازی می‌کنند.
اکنون به معرفی این بازیگران می‌پردازیم:

رابین ویلیامز:
رابین ویلیامز، بازیگر و کمدین مشهوری است که در شیکاگو به دنیا آمد. او با بازی در فیلم مورک غریبه به اوج شهرت رسید.
 

 alt
او در تئاتر، سینما، تلویزیون بازی می‌کند. اما باید قبول کرد که فیلم‌های کمدی بسیار سخت و طاقت فرسا هستند زیرا خنداندن و فیلمی‌ که باعث خنده دیگران شود نیاز به بازی و حرکاتی فوق العاده دارد.
 
ژان دوژاردن:
ژان یک هنرمند فرانسوی است که با بازی در فیلم‌های کمدی فعالیت حرفه ای خود را آغاز کرد.
به عنوان مثال، عموم مردم فراسنه کمدی‌های مضحکی که با بازی ژان دوژاردن ساخته می‌شود را کمدی‌های واقعی فرانسه می‌نامند زیرا او بسیار در این نوع ژانر فیلم قابل می‌باشد. فیلم‌هایی مانند مرد برایسی، لوک خوش شانس، او اس اس 117.
 


اما در برابر این ژانر او به بازی در فیلم‌هایی مانند: "صدای جرینگ یخ" با بازی فوق العاده "ژان دوژاردن" که در قالب زندگی یه رمان نویس مشهور است که دچار بیماری سرطان می‌شود و به مشکلاتی که برای این نویسنده پیش می‌آید می‌پردازد.

بن استیلر:
بن، بازیگری امریکائی است که در فیلم‌های کمدی شناخته شده است. علاوه بر بازیگری، کارگردان و تهیه کننده فیلم‌های امریکایی نیز می‌باشد و تا کنون جوایز بسیاری مانند جایزه امی ‌را از آن خود کرده است.
با فیلم‌های مانند "تندر گرمسیری" "شب در موزه" و... مشهور شد اما با بازی در فیلم "پدربزرگ و من" به ژانر دیگری گروید.
 


جیم کری:
بازیگری کانادایی است که به عنوان یک کمدین مشهور شناخته می‌شود.
با بازی در فیلم "احمق و احمق تر" به شهرت بسیاری دست یافت. با بازی در فیلم جالب و مجذوب کننده ای مانند "درخشش ابدی یک ذهن پاک" تجربه جدیدی را داشت و به همگان ثابت کرد که نه تنها در ژانر کمدی بهترین است بلکه در سایر ژانر نیز می‌تواند به عنوان بهترین مطرح باشد.
 

    alt
جیم کری با دو چهره متفاوت یکی طنز و دیگری درام و ملو درام و حرکات مخصوصی که از خود نشان می‌دهد توانسته است به ستاره ای محبوب تبدیل شود و از او به عنوان ستاره ای محبوب یاد شود.

میشل لاروک:
میشل به بازی در ژانرهای کمدی شهرت بسیاری دارد، زیرا در ابتدا کار خود را با این سبک آغاز کرده بود.
در فیلم‌هایی مانند: پلاکارد، بحران و... به ایفای نقش پرداخته است اما امروز با نقشی که در ابتدا داشت و به کمک آن وارد سینما شده بود، فاصله نسبتا زیادی گرفته است.
 


استیو کارل:
کمدین، بازیگر، تهیه کننده، فیلمنامه نویس مشهور امریکائی است. استیو نیز کارش را با بازی در فیلم‌هایی کمدی آغاز کرد و به سمت فیلم‌هایی که متفاوت از ژانر اولیه بودند، پیش رفت.

alt
 
 

 جنیفر آنیستون:
جنیفر انیستون، که با بازی در مجموعه دوستان به شهرت رسید. او در فیلم‌هایی مانند: پولی و من، خانواده بسیار مدرن و... بازی کرده است و به عنوان یک بازیگر کمدین شناخته شده بود تا به فیلم‌هایی که ژانر متفاوتی از کمدی داشتند، دعوت شد.
 

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -




  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات