TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب رضا طهماسب
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

چهارشنبه 17 فروردین 1390-09:26 ق.ظ






براساس داستانی از پیمان و مهراب قاسم‌خانی توسط سروش صحت ساخته شد + تست گریم بازیگران سریال

 

 
سینمای ما- سریال طنز «ساختمان پزشكان» به كارگردانی «سروش صحت»
 از روز شنبه 21 فروردین ماه روی آنتن شبكه سه می‌رود.مجموعه
 تلویزیونی «ساختمان پزشكان» به كارگردانی «سروش صحت» از روز
 شنبه 21 فروردین ماه روی آنتن شبكه سه می‌رود.
بنابراین گزارش، این سریال هر روز به جز روزهای جمعه ساعت 20 روی
 آنتن این شبكه می‌رود. مجموعه «ساختمان پزشكان» كاری از گروه فیلم
 و سریال شبكه سه سیماست و در خلاصه داستان آن آمده است:
نیما افشار، روانشناس شهرستانی الاصل در كنار همسرش كه بیمار
سابقش است در همسایگی والدینش زندگی می‌كند. داستان‌های مجموعه
 به زندگی پر درد سر نیما می‌پردازد. در میان مشكلاتش با بیماران مختلف و
 گرفتاری‌های مالی ناشی از پرداخت اجاره خانه، اقساط مختلف، مهریه همسر
 سابقش، تلاش دائمی برای حفظ آرامش و صلح بین والدین بی‌ملاحظه و همسر
وسواسی‌اش دارد
این سریال در 60 قسمت 40 دقیقه‌ای به تهیه‌كنندگی محسن چگینی ساخته
شده و بهنام تشكر، بیژن بنفشه‌خواه، شقایق دهقان، هومن برق‌نورد، فرناز رهنما،
هوشنگ حریرچیان، پروین قائم مقامی، رضا كریمی، امید روحانی، اصغر حیدری،
 نعیمه نظام دوست، مونا فرجاد، مهدی محمدزاده، مجید شهریاری، میثاق جمشیدی
 و محمد شیری در آن ایفای نقش می‌كنند.
لیست عوامل تولید مجموعه تلویزیونی «ساختمان پزشكان» عبارتند از:
تهیه كننده: محسن چگینی، گروه كارگردانی:كارگردان: سروش صحت،
كارگردان تلویزیونی: محمود رضایی، دستیار اول و برنامه‌ریز: میلاد نعیمی،
 دستیاران: كیوان جمالی، ابوالفضل قربانی، منشی صحنه: گل كوشان،
 امور اداری:یاسمن غفاری، گروه تولید: مدیر تولید: حمید مهین دوست،
 جانشین تولید: رضا كریمی، گروه تصویر: تصویربرداران: زین الدین علامه،
 محمدرضا كاظمی، دستیاران: رضا كرد، حسین خداپناه، داوود فلاح‌پور،
گروه صدا: صدابردار: علیرضا نوروزیان، دستیاران: محمد امیری مهر، سعید حسین‌پور،
گروه نور: نورپرداز: حسن زارع، دستیاران: ولی سپهر،‌ گروه گریم:
 طراح: حمید مهین دوست،‌ مجریان: وحید مهین دوست، شهره ربیعی،
 گروه صحنه: طراحان: محراب قاسم خانی، مانی صدرایی،
دستیاران: پرستو صدرایی، امیرحسین حاجی‌زاده، فرهاد ابراهیمی،
گروه لباس: طراح: لیدا نوبخت، دستیار: گلاره دربندی، خیاط: منیره اصغرزاده،
گروه تداركات: مدیر تداركات: بهرام دانایی، دستیار اول تداركات: مهدی عباسی‌پور،
دستیاران: عباس علی اصغری، مهدی عباسی، مجید رنجبر، مصطفی عبدلی،
محسن پورجعفری، جعفر حجار، محمد سجاد كماسایی، سعید سریع كار،
علی بابوند، جوادجعفری، گروه تدوین: تدوین‌گر: پرستو جنیدی،
دستیار: شقایق عرفی‌نژاد، گروه نویسندگان:
 سرپرست نویسندگان: پیمان قاسم خانی، نویسندگان: محراب قاسم‌خانی،
مانی صدرایی، علیرضا ناظرفصیحی، حمید برزگر، امیر برادران، ایمان صفایی


بهنام تشکر نعیمه نظام دوست
  • بهنام تشکر
  • نعیمه نظام دوست


  • مونا فرجاد
  • مونا فرجاد
  •  



    هوشنگ حریرچیان شقایق دهقان
  • هوشنگ حریرچیان
  • شقایق دهقان


  • هومن برق نورد بیژن بنفشه خواه
  • هومن برق نورد
  • بیژن بنفشه خواه


  • فرناز رهنما
  • فرناز رهنما
  • پروین قائم مقامی




    تاریخ آخرین ویرایش:- -
    سه شنبه 9 فروردین 1390-03:18 ب.ظ



    چاوشی با حریص به خودش آمد

    "چاوشی برگشت"بازگشت رویایی"این چاوشی همان چاووشی است"اینها تیترهای مناسبی برای نوشته ی من نیستند،چراکه حریص را با تمام زیبایی هایش،نقطه اوج چاوشی نمی دانم! بهتر است بگویم چاوشی با حریص به خودش آمد. حریص قطعا نقطه ی امید پر رنگی در پرونده ی خواننده ای ست که در دو آلبوم قبلی اش نتوانسته بود آن طور که باید و شاید رضایت مخاطبانش را جلب کند! لحن مناسب او در این آلبوم تازه شروع همان شروعی ست که خودش از آن دم می زد. می خواهم باور کنم ژاکت پایان کابوس من بود و عمیق ترین نقطه ی نزول چاوشی! دوست دارم بعد از حریص که مرا تقریبا به روزهای قبل بازگردانده، به روزهای بهتری برسم.

    لازم بر خود می دانم که در همین ابتدای کار به محسن چاوشی برای حریص خسته نباشید بگویم. تلاش او برای موفق شدن و بازگشتن به خودش در این آلبوم آنقدر مشهود هست که بخواهم بیشتر از نگاه دوم بگویم. مهمترین اتفاق حریص در مورد لحن رویداده است که تا حد زیادی به ایده آل نوستالژی بازانش نزدیک شده است. ایده آلی که کم کم رسیدن به آن رویا شده بود و آن را فقط در صفحات قبلی جستجو می کردم! اما حالا می توانم امیدوار باشم به کسی که می خواهد بازهم خاطره های مرده را زنده کند و در پیچ و خم ابرهای پاییزی آسمان خراش شبهای خشک باشد.


    می خواهم زنده بمانم! می توان این جمله ی هرچند کلیشه ای را فریادی برای حذف ناله ها دانست. ناله هایی که کُفر خیلی ها را در آورده بود و به تدریج می رفت تا از او فقط خاطره ای شیرین در روزهای زیر زمینی اش باقی بگذارد. او با این آلبوم به نوعی ثابت کرد با وجود تمام ممیزها و سانسورها می توان ترانه های فاخری خواند و در دل مردم جا داد.

    در حریص فقط یک ترانه سرا به جمع قبلی اضافه شده و مابقی ترانه ها از همان هایی ست که او بیشتر دوست می دارد! پا فشاری او روی استفاده از صفا و ارجینی این بار و برخلاف انتظار، تا حد بسیاری جواب داد. نکته ی جالب در ترانه ها رونمایی و تزریق کلمات جدید و البته ناب است،جایی که کلمات و اصطلاحاتی نظیر: چمدون،پروانه ها،سیل،بوف کور،تنور،اهل قبور،حریص،چه مرگته،باد بادک،الک دولک،کافه و... به جذابیت ترانه ها می افزایند.


    حریص آلبومی ست با ایرادات قابل اصلاح در آلبوم های بعدی! و نقاط قوت و البته امیدوار کننده ی بسیار. حریص به مراتب ماندگار تر، متنوع تر،دل نشین تر و قوی تر ا یه شاخه و ژاکت است و این ها کافی اند تا باور کنم محسن چاوشی تمام نشده و هنوز حرف ها برای گفتن دارد. در فضایی که موسیقی روزهای فرسایشی اش را می گذارند، حریص هرچند با متاسفم فاصله داشته باشد اما می تواند نزدیک ترین دارت مجاز به متاسفم باشد! مهم ترین دلیلم برایت تمجید از حریص تلاش بی اندازه ی محسن ببرای حذف ناله ها در آهنگها و نشستن صدایش به بهترین وجه ممکن روی ملودی ست.

    حریص ترانه های به مراتب پر معناتر و دارای دایره موضوع وسیع تر نسبت به سایر آثار مجاز و همچنین تنظیم های گیراتری دارد. برای ملودی ها هم مشخص است که زمان و وسواس بیشتری صرف شده است. البته به نظرم محسن می تواند همچنان موضوعات دیگری را بررسی کند نه اینکه  فقط زاویه دید را تغییر دهد. برخی کلمه ها خوب ادا نمی شوند و برخی تنظیم ها زیادی شلوغند و از همه مهم تر اینکه لحن هنوز هم می تواند دل نشین تر باشد.


    و نکته آخر در مورد صدابرداری آلبوم که  انصافا در سطح بالایی انجام شده است و در بالا بردن کیفیت آلبوم تاثیر زیادی دارد. حریص از این حیث می تواند به عنوان بهترین آلبوم چاوشی تا به امروز مطرح باشد.


    http://s1.picofile.com/file/6421845070/greedy_20_2001_1_.gif


    چمدون

    تنظیم خوب کوشان حداد و ملودی متفاوت و البته لحن محسن چاوشی در آن، آنقدر گوش نواز هستند که نخواهم از چمدون ایرادی بگیرم و آن را یک سر آلبومی مناسب و با پرستیژ بدانم. معمولا در ایران سر آلبومی ها با ریتم تند (در سبک های مختلف) آغاز می شوند و حریص با چمدون از این قاعده مستثنی نیست. لحن در " باید برمو" همون" بهم میگه" وابسته"و... در همین ابتدای کار خبر از حرکت به سمت مخالف ژاکت می دهد و در مقابل نقطه ی کور آهنگ شاید تلفظ نسبتا ناله دار"منتظرت" باشد. در اواخر آهنگ چاوشی با صدایش افکت بازی می کند که خاطره ی گذشته ها را برایم زنده می کند. تا یادم نرفته بگویم " دیگه هیشوخت به دیدنت نیام" از آن اداهای دوست داشتنی ست! امیر ارجینی چمدون را در این آهنگ کُد جدایی، بی وفایی و نارضایتی از شرایط قرار می دهد،ترانه ساده در نهایت زیبایی. برخلاف دو آلبوم مجاز قبلی این آلبوم خوب شروع می شود.


    پروانه ها

    تنظیم بی نظیر محسن در این آهنگ،بیشتر تنظیم های غیر مجازش را یادآوری می کند تا ژاکت را! لحن استثنایی و چاوشیایی اصل در این آهنگ هر روز با گوشهایم بازی می کند. تنظیم ابتدای آهنگ و استفاده از ساز بادی،شباهت بسیار زیادی با ابتدای غدیر خون دارد و اینجا برخلاف غدیر خون خیلی به مضمون آهنگ ربطی ندارد که این می تواند تنها ضعف این آهنگ زیبا تلقی شود. تمام کلمه ها تقریبا به بهترین وجه ممکن ادا می شوند،در این بین می توان برای نمونه از "گریه بارونه"پروانه ها"سوختن"تقدیرم"می میرم"محبوب من"و... نام برد. آن پوزخند قبل از "پاییزم"هم اوج بازی کردنهای دل نشین مرد زخمی ست،انگار که زخمش دوباره سر باز کرده باشد! در قسمت دوم صدای رعد و بارش باران به همراه گیتار الکتریک جایگزین ساز بادی شده و  بیشتر با قسمت  های اول ترانه سنخیت دارد. زیر صدای آخر کار هم که معرکه است. در آهنگ یه شاخه نیلوفر هم این زیر صدا را می شنیدیم اما چون صدای رو صدای ملتمسانه ای بود،خیلی به دل نمی نشست!


    غیر معمولی

    باز هم یک قطعه 6/8 از محسن که البته این بار می تواند با سلیقه ی مخاطبان بیشتری جو در بیاید و من آن را به بازار خرمشهر ترجیح می دهم! ترانه ای نسبتا خوب از علی بحرینی که ظاهرا قرار است در هر آلبوم نقش پر رنگ تری ایفا کند! البته در قیاس با سایر ترانه ها شاید در سطح پایین تری قرار داشته باشد. تلفظ "حساسم" و بازهم تلنگر چاوشی به گوش ها و نوازش آن ها! یک ضعف عمده در این آهنگ این است که ملودی  و تنظیم یا گام بالاتر از صداست و به مین خاطر آهنگ روی صدا سوار است تا صدای روی آهنگ!خلاقیت و تنوع زیادی را در ریتم آهنگ حس نمی کنم،یکنواختی صدای بیساز ابتدا تا انتها را نمی پسندم،با این همه به جهت اینکه صدا لایه ی زیبایی را جلوه می دهد و زاویه ی دید ترانه نسبتا متفاوت تر از سایر ترانه هاست،به سلیقه ی استاد و مخاطبان این آهنگ احترام می گذارم. نکته ی حائز اهمیت دیگر اینکه غیر معمولی به طرز هوشمندانه ای بین دو آهنگ اسلو یعنی پروانه ها و بوف کور قرار گرفته،تا از یکنواختی فضا و ریتم جلوگیری کند. در مجموع بیشتر ارضای احساس مورد توجه قرار گرفته استو این آهنگ به نوعی خودش را فدای درک زیبایی های آن دو می کند. (نکته ای که در یه شاخه نیلوفر تقریبا در هیچ کجای آلبوم رعایت نشده بود و این وسواس روی ترتیب آهنگها و حتی انتخاب ترانه های آلبوم را تایید می کند که در این آلبوم تقریبا به صورت قابل قبولی صورت گرفته است)


    بوف کور

    یک ترانه ی فاخر از ارجینی،در حد روزهای صبوری و خوش گذشته! که هرچه از زیبایی اش بگویم کم گفته ام. ترانه ای مملو از اصلاحات ناب در قیاس با سایر ترانه های امروزی،که به زیبایی هرچه تمام تر سروده شده،ضمن اینکه نام ترانه وام گرفته از اثر معروف صادق هدایت،نویسنده و مترجم به نام معاصر می باشد. تنظیم متفاوت و خاص سرگزی که مورد پسند خیلی ها قرار گرفته،در خیلی از لحظات برخلاف انتظار،خاص و البته دل نشین پیش می رود. استفاده از ویلن در این آهنگ بسیار به جا بوده و با فضای کار متناسب است. بوف کور را می توانم سنگین ترین آهنگ آلبوم بنامم که در دورهای اول خیلی نتوانستم با آن ارتباط برقرار کنم ولی رفته رفته جایگاه خاصی برایم پیدا کرد. از آن دست آهنگ هایی ست که حالا حالا با آن کار دارم! گاهی لحن به سمت ژاکت می رود اما محسن هوشمندانه عمل می کند و از ناله جلوگیری می کند!"دردی که از تو با منه مرد می خوادو" دیوانه وار خوانده می شود!"غباری که از تو نشسته..."خاطره انگیز است و تلفظ "طفلی"از ترکش های باقی مانده ی ژاکت چاوشی ست. "سنگ صبوره"اهل قبوره"از دیر لحظات شیرین این آهنگ دوست داشتنی هستند. شاید مهمرتین پوسئن بوف کور این باشد که با وجود اینکه ترانه قابلیت این را دارد که به یک آهنگ ناله دار چرب! تبدیل شود اما محسن مثل گویی قلتان در وسط صفحه حرکت می کند،گاهی نزدیک خط قرمز می شود اما با درایت خاصی صدا را رها کرده و به مرکز میدان باز می گردد. " غباری که از تو نشسته روی قلبم"این همان صلابتی ست که تا پیش از این در بین ضجه ها دنبالش می گشتم!


    غم و شادی

    تک نوازی گیتار در ابتدای آهنگ فضا را به سمت خاصی سوق می دهد. تنظیم اسپنیش شهاب البته با چاشنی ترکی! و شعر خوب امیر و از همه مهمتر صدای متفاوت محسن در این آهنگ که هیچگاه این طور از آن استفاده نکرده بود، پرده ای را پس می زنند که دلم می خواهد گوش هایم را تسلیم شنیدنش کنم. احتمال سفارشی بودن ترانه را تزدیک به صفر می دانم و اینجاست که می توانم این آهنگ را نقطه مقابل چا دیواری بدانم! پس استاد اگر بخواهد، می تواند ملودی و ریتمی به این خاصی خلق کند و لازم نیست به اجرای چاردیواری که ماکت آهنگی در آن سوی مرزهاست، تن دهد. محسن چاوشی در هر موردی تا امروز نزول داشته باشد، افت در آهنگسازی شامل حالش نمی شود. "تو که نیستی" در اواسط آهنگ در جایی که محسن اوج گرفته خیلی مناسب تلفظ نمی شود، بر خلاف تو که نیستی ابتدایی! "متروکه"مضنونم"زندونیم زندونم"شادش کن"بخت خوابیده" از لحظات گوش نواز و "تا ابد"آوارش کن" لحظات ویران کننده ای را برای شنونده رقم می زنند! در کل آهنگی ست که تقریبا با اکثر سلایق جور در می آید. لازم به ذکر است که بعد از کاشکی، این دومین باری بود که استاد در آهنگ هایش از گروه کر استفاده کرد.


    حریص

    بهترین تنظیم کوشان حداد در فضای هاوس در این آهنگ به خوبی با صدای محسن هماهنگ است. در تنظیم و ملودی از ثانیه ی اول تا آخر همه چیز هماهنگ و دقیق پیش می رود و زینت هایی که کوشان به سلیقه خودش در جاهای مختلف به آهنگ داده، فوق العاده هستند. فقط ای کاش او در تنظیم هایش از ساز طبیعی هم استفاده می کرد.

    ترانه تم گذشته ها را دارد، شاید تنها ایراد آن، کوتاه بودن متنش باشد، به اعتقاد من این ترانه می توانست قسمت سومی هم داشته باشد. خوشبختانه محسن زیرکانه عمل کرد و حریص را سر آلبومی قرار نداد تا دستش در همان ابتدای کار رو نشود. لحن از گلویی می آید که گویی تیر در مرکز آن فرو رفته است! این همان زخمی ست که خیلی ها دنبالش بودند. ( البته چیزی شبیه لایه روی صدا حس می شود که هنوز نمی دانم چیست!) تلفظ قسمت کلیدی آهنگ یعنی "حریص کیه" از آن دست بازی های محسن است که هر شنونده ای را به وجد می آورد. از دیگر تلفظ های دل نشین این آهنگ می توان" دلخور نکن"تصور"نفرت انگیز" را نام برد. لحن یاغی در "خیانت از سر تا پای تو می ریزه" نیز شنیدن ها دارد. اگر در قسمت دوم اقتدار بیشتری در صدای محسن حس می شد، کار بهتری از آب در می آمد که برای این کار لازم بود ترانه بلند تر و تنظیم متفاوت تر باشد.


    پرنده ی غمگین

    آهنگی که در آلبوم یه شاخه نیلوفر به دلیل عدم دریافت مجوز، از انتشار باز ماند و همان روزها قسمتی از ترانه اش روی جلد مجله ی چلچراغ رفت،خیلی بیشتر از اینها می توانست سرو صدا کند. آهنگی که مدتها انتظار شنیدنش را می کشیدم، با توجه به ترانه ی فوق العاده اش قابلیت ستاره شدن در این آلبوم را داشت اما لحن محسن در این آهنگ همانند سایر آهنگهای این آلبوم نیست و این تصور را به وجود می آورد که اجرا همان اجرای یه شاخه است، فقط تنظیم مجددا صورت گرفته است. ناله در این آهنگ در بعضی قسمت ها هرچند کم ولی حس می شود. البته من تنظیم این آهنگ را بسیار قوی می دانم و معتقدم سافت راک حجت واقعا خوب از آب در آمده است. فضا سازی ابتدای آهنگ با گیتار الکتریک و پیانو حس چاوشی بازی را بر می انگیزد، لحن و ریتم در قسمت هایی به سمت "عصا" در یه شاخه می روند، به خوص در این قسمت" هنوز منتظری بیاد و یار توشه..." با این حال نقطه ی اوج آهنگ را از "نگاه به آینه بکن...چه مرگته دل من چرا نمی خوابی" می دانم.


    زیبایی

    واقعا اینجا باید از محسن پرسید، این صدا در دو آلبوم قبلی کجا بود؟ اقتدار خاص او در این آهنگ آنقدر به دل نشستنی ست، که هرچند هنوز نتوانسته ام خیلی با ترانه اش ارتباطی برقرار کنم  وبه قولی آن طور که باید مرا نگرفته! اما آن را جزو کارهای شاخص آلبوم بدانم. تنظیم در برخی قسمت ها زیادی شلوف می شود و کوشان می خواهد یک کارهایی کرده باشد اما در برخی قسمت ها هم صداهای جذاب  و جدید نظیر آژیر آمبولانس و خنده را می شنویم که نمونه اش را در کارهای ایرانی کمتر شنیده ایم و این جای تحسین دارد. در این آهنگ که فاقد کوچکترین ناله ای است، ترانه طوری با صدای محسن همراه می شود که گویی او یقه ی مخاطب را گرفته و او را به دیوار چسبانده است و مدام شل کن سفت کن در می آورد، طوری که مثلا در ابتدای آهنگ باید برای طرز تلفظ کلمه ی "نفرت" برای چاوشی لب به تحسین گشود. این مخاطب می تواند حتی شنونده آهنگ باشد که با این لحن به او خیلی چیزها ثابت شود! " زیبایی"درک کنه"تقدیره" می گیره" از دیگر تلفظ هایی ست که در آلبوم های مجاز خبری از آنها نبود!

    این ترانه ضعیف ترین ترانه موجود در آلبوم حریص است که خیلی سخت می توان با آن ارتباط برقرار کرد، البته در کفه ی دیگر ترازو، لحن استاد آنقدر رویایی ست که ضعیفی ترانه را تا حد زیادی بپوشاند و زیبایی را زیباتر از آنچه هست، جلوه دهد.


    بادبادکای رنگی

    بهترین تنظیم در این آلبوم در این آهنگ انجام شده است. تزئین هایی که شهاب اکبری در نقاط مختلف این آهنگ با توجه به ترانه و موضوعش و حتی ملودی مورد نظر محسن انجام داده، هرکس را به دوران بچگی خودش می کشاند. استفاده ی به جا از سولوی ویولن در کنار حقیقت های تلخ  و شیرین حاضر در ترانه ی فوق العاده ی ارجینی که انگار او هم به خودش بازگشته است، آن قدر به دل می نشیند که بخواهم این آهنگ را بعد از پروانه ها بهترین آهنگ آلبوم نام گذاری کنم. البته در این بین صدا و لحن   بسیار مناسب چاوشی تاثیر همه چیز را صدا چندان می کند. به جرات می توانم بگویم محسن در این آهنگ حتی یک اشتباه هم ندارد و نمونه ی بارز یک آهنگ قابل قبول و به قول خودمان چاوشیایی را اجرا کرده است. شاید تنها خورده ای که می توانم به آن بگیرم، هم ریتم نبودن "بچه که بودم آسمون آبی بود" با ملودی باشد. به نظر می رسد کلمه ی "که" (که البته در ترانه به درستی به کار گرفته شده) به زور در آهنگ جا می شود و همچنین کلمه ی  "بچه" در همین قسمت خیلی خوب ادا نمی شود.

    "خاطره های خوش رو دست من مرد" دیوانه ی قسمتم! لحن و ادا بی نظیر است، بی نظیر.


    کافه های شلوغ

    دیگر آهنگی که توسط خود چاوشی تنظیم شده، باز هم ترانه اش را جسین صفا سروده است! تقریبا محسن این آهنگ را هم مثل پروانه ها خوب تنظیم کرده و همچنین سعی کرده با جاوه های ویژه اش د مورد تنظیم خصوصا در قسمت اول فضای تگزاسی یک کافه ی شاد و کابویی! و خیاببان های شلوغ اما دل انگیز را در ذهن شنونده به وجود بیاورد و در قسمت دوم به خوبی می تواند همان کافه و همان خیابان ها را در اثر اتفاقاتی که در ترانه روی می دهد، سو و کور و پر از تنهایی جلوه دهد. در این آهنگ محسن تلفیقی از لحن متاسفم و یه شاخه را به اجر می گذارد البته عاری از هرناله ای! و  این برای منی که ژاکت را شنیده و تجمل کرده ام! قابل قبول است. البته بی انصافی ست اگر نگوییم در لحظه هایی که به یکباره فریاد سر می دهد مثل " گوش دادن به صدات،گرفتن دستات،چقدر ادامه بدم" آنقدر دل نشین هستند که بعدها از کافه های شلوغ به عنوان خاطره ای خوش، در اذهان یاد شود و بتوان لحظات دل انگیزی را با آن تجربه کرد. نکته ی جالب این است که در جاهایی که او صدایش را می کِشد، نه ناله ای خلق می شود و  نه گوشی خراشیده! چیزی که در دور آخر خلاف آن را شنیده بودیم. ترانه هم مثل همیشه با صفاست. صدای حسین در این آهنگ هرچند در کوتاه ترین حد ممکن باشد، اما شاید بتواند "کم تحمل" اثر ویران کننده ی محسن در متاسفم را در ذهن ها متبلور کند.


    "تو کافه های شلوغ گوش دادن به صدات، چه لذتی داره

    تو خلوت کوچه گرفتن دستات، چه لذتی داره"

    ریتم ترانه و شیوه ی خوانش مرا به این قسمت به یاد ماندنی ا زخم می برد:

    "تنها بودن یه کابوسه شومه، عزیزم

    کار دل نباشی تمومه، عزیزم"


    دلم تنهاس
    با وجود سپردن تنظیم آهنگهایی با ریتم و ملودی نزدیک به هم به شهاب اکبری، او باز هم از عهده ی وظیفه اش به نحو احسن بر می آید. همراه شودن پیانو با صدای محسن در ابتدای آهنگ و استفاده از سه تار  در ادامه کاملا با حس و مضمون موجود در آهنگ همخوانی دارد. فضایی نوستالژیک را به وجود آورده و ما بار دیگر شاهد تنظیم های وقت بَر و ریز شهاب که انصافا برای هر آهنگ حوصله ی زیادی خرج می کند، هستیم. این آهنگ را هرکس به جز او تنظیم می کرد اینی که می شنوید از آب در نمی آمد. با این حال من به محسن بابت این طور استفاده کردن از شهاب خرده می گیرم. بهترین ترنس چاوشی از ابتدا تاکنون او تنظیم کرده! (نتخاب خیانتِ متاسفم به عنوان بهترین ترنس استاد فکر نمی کنم کار چندان سختی باشد)   آن وقت اینکه محسن می گوید: شهاب فقط در اسلو تخصص دارد، باز هم از ان حرفهاست. (آقای چاوشی، واضح بگویم شهاب اکبری بهترین تنظیم کننده ی شما تا به امروز بوده است، اگر خواننده ی این مطلب هستی، روی این یک خطش اندکی تامل کن! شاید در پر رنگ کردن حضور شهاب در آلبوم های بعدی تاثیر کم رنگی داشته باشد. اگر سه آهنگی که او تنظیم کرده را از این آلبوم بگیریم، فضا خیلی تکراری می شود) لحن محسن با وجود غم موجود در ترانه، اقتدار خودش را از دست نمی دهد و این همان چیزی ست که در یه شاخه و ژاکت خبری از آن نبود! ترانه ی ارجینی با وجود کوتاه بودنش همه ی چیزی که می خواهد را می رساند. " تو می دونی، تو خیلی وقته می دونی" از آن دست ابتکارات امیر در ترانه است که در این عین ساده بودنش، عجیب شنونده را درگیر می کند.
    و در آخر اینکه بر خلاف دو آلبوم مجاز قبلی، این آلبوم پایان خوبی دارد.


    http://s1.picofile.com/file/6421841046/M_20_20haris_1_.jpg


    کاور
    از دیدگاه کلی کاور حریص جایگاه خوب و قابل قبولی دارد. ترکیب رنگ های سفید-مشکی و آبی-خاکستری، حس سردی و بی وفایی خیانت را که به نام آلبوم و ترک حریص مربوط می شود، القا می کند. نقطه ی عطف آن هم استفاده از فونت هایی ست که در عین متفاوت بودن، به خوبی یک خانواده نوشتاری را به وجود آورده اند.

    روی جلد: بالاخره محسن چاوشی هم تن به عکس آتلیه ای داد! البته با یک ژست غیر معمولی که توانسته روح عطش نا پذیرش را برای متفاوت بودن تا حدودی سیراب کند! به شخصه با دین عکس تقریبا  نیم رخ او، یاد متاسفم افتادم! و این تمایل خواننده را برای تداعی کردن متاسفمی دیگر، در ذهن شونده قبل از شنیدن آلبوم، نشان می دهد! فونت حریص بی نهایت به معنای شعر و موضوع می آید. یک حریص خشک و شکسته با زنگ سرد خیانت! اما هم چنان سناریوی تکراری لوگو تایپ  شخصی محسن چاوشی برقرار است.همان"محسن چاوشی" یه شاخه نیلوفر (منهای یک واو شبه انگیز و هم چنین تغییر زنگ و مکان نقطه ی "ن" در محسن که این دومی تغییر چندان جالبی نیست) که البته امیدوارم حضور این لوگو تایپ در آلبوم های بعدی تدوام داشته باشد و تغییر لوگو وابسته به تغییر طراح نباشد.

    متن ترانه ها: بدون شک استفاده از فونت خوب و متناسب، از نکات اساسی و تاثیر گذار در طراحی است، که خوشبختانه هم فونت عنوان ها و هم متن ترانه ها مقبول و خواناست. البته ای کاش عنوان ها هم یک اندازه بودند تا این شلختگی اندک به وجود نمی آمد.
    اما نکته ی غیر قابل چشم پوشی، اشکال تایپی در متن ترانه هاست. شاید یکی دوتا اشکال به چشم نیاید، اما این موضوع در یک مجله ی صد صفحه ای صدق می کند، نه یک آلبوم سه صفحه ای که باید درصد اشکالش صفر باشد! (حتی اگر خود چاوشی هم قبل از انتشار، آلبوم را یک بار می دید و می خواند، کافی بود!)

    این نیز بگذرد... :به احتمال زیاد به احوالات درونی خودش باز می گردد...
    (تبلیغ تجاری این صفحه به شدت توی ذوف می زند!!)

    عکس داخل کاور: با دیدن این عکس می توان به حرفه ای بودن محسن عسگری پی برد. و این که او بیشتر از آنکه طراح خوبی باشد، عکاس خوبی ست. حالت چهره، دائما ابیات آخر "حریص" را در ذهنم تداعی می کند، انگار که با آن نگاه سرد و صورت نفوذ نا پذیرش، می خواهد حساب کشی کند! و آن Greedy درشت و سفید رنگ هم مهر تاییدی ست بر آن.


    پشت جلد: پشتِ زمینه ی کار با آن حروف درشت و خاکستری رنگ، بیش از هرچیزی توجه بیننده را جلب و چشم ها را نواش می کند. اما متاسفانه این صفحه بر خلاف صفحات دیگر، بیش از اندازه شلوغ است. معرفی گروه و لیست تشکر می توانست در صفحه ی داخلی و در کنار آدرس سایت جدید چاوشی درج شود. درشت کردن نام طراح هم در بین آن همه اسامی، اعتماد به نفس بالایی می خواهد!!
    پ ن: جای خالی نام "هواداران" باز هم لبخند تلخی بر لبهایمان نشاند.
    با تشکر از وبلاگ : محسن چاوشی ، فقط همین





    تاریخ آخرین ویرایش:- -
    سه شنبه 24 اسفند 1389-09:47 ق.ظ



    نگاهی به دیالوگ‌‌ها و نماهای كلیدی «جدایی نادر از سیمین»

    نگاهی به دیالوگ‌‌ها و نماهای كلیدی «جدایی نادر از سیمین»

     

    ترس، دروغ، شك و (...) به روایت فرهادی

    «جدایی نادر از سیمین» روایت فرهادی از ترس، دروغ و شك است كه او قصد دارد مخاطب راجع به آن قضاوت كند. او سعی كرده با استفاده از صحنه های حاشیه ای مثل پرسیدن سوال درسی از ترمه، حرف هایش را بزند.

    «جدایی نادر از سیمین» فیلمی از اصغر فرهادی است كه تاكنون جوایز بسیاری از جشنواره های برلین، فجر و آسیاپاسیفیك دریافت كرده است.

    داستان این فیلم درباره زن و شوهری (نادر و سیمین) است كه قصد دارند پس از 14 سال از هم جدا شوند. نادر و سیمین نمایندگانی از طبقه متوسط به بالای جامعه هستند. پدر نادر كه مبتلا به آلزایمر است، نیاز به مراقبت دارد و آن ها راضیه (ساره بیات) را برای انجام نگهداری پدر به خانه می آورند.

    راضیه كه فردی متدین است روزی برای رفتن به دكتر، دست پدر نادر را می بندد تا وقتی برمی گردد تكان نخورد و مشكلی برایش پیش نیاید. از قضا آن روز نادر زود به خانه می آید و چند بار در می زند ولی كسی در را باز نمی كند. در نهایت به داخل خانه می رود و با پدرش كه از روی تخت افتاده ، مواجه می شود.

    نادر پس از تیمار كردن پدرش با راضیه مواجه می شود و با او بحث می كند و به او تهمت دزدی از كشوی داخل اتاق می زند. تماشاگر در ابتدای فیلم دیده است كه پول های داخل اتاق را سیمین به جهت حساب كردن پول كارگرها برداشته بود.

    در ادامه راضیه می گوید من دزدی نكردم و اگر دزدی كرده بودم الان اینجا حضور نداشتم. كشمكش ادامه می یابد تا این كه نادر، راضیه را -كه حامله است - به بیرون از خانه هل می دهد.

    پس از این حركت به نادر خبر می دهند كه راضیه حامله بوده و بچه اش در اثر ضربه تو سقط شده است.

    كار به شكایت و دعوا می رسد و حجت، همسر راضیه (شهاب حسینی) كه شخصی بدهكار است، بارها با نادر دعوا می كند.

    پس از شكایت راضیه از نادر، نادر هم از راضیه به دلیل بستن دست پدرش شكایت می كند.

    در این بین «ترمه» فرزند نادر و سیمین (با بازی سارینا فرهادی) شاهد كل ماجراست و به نوعی می خواهد تصمیم گیری كند.

    داستان ادامه می یابد تا اینكه نادر به حرف خود درباره آسیب دیدن پدرش توسط راضیه شك می كند و راضیه هم به سقط شدن بچه اش با ضربه نادر شك می كند. (راضیه روز قبل از حادثه با یك ماشین تصادف كرده بود و نادر هم برای بیرون آوردن پدرش از دستشویی به درب دستشویی ضربه زد).

    سیمین با همسر راضیه صحبت می كند تا مبلغی را بگیرند و ماجرا ختم شود.

    نادر كه در ابتدا راضی به این كار نمی شود و می گوید من پول زور به هیچ كس نمی دهم، به همراه همسر و فرزند خود به خانه راضیه و حجت می رود. طلب كارهای حجت هم نشسته اند و نادر می گوید من پول را می دهم ولی قبل از آن راضیه باید روی قرآن دست بگذارد و بگوید من باعث سقط شدن بچه او هستم. راضیه هم این كار را نمی كند و حجت متوجه ماجرا می شود و از خانه بیرون می رود.

    سكانس پایانی فیلم را هم یا دیده اید و یا خواهید دید.

    «اصغر فرهادی» در «جدایی نادر از سیمین» سعی كرده با استفاده از صحنه های حاشیه ای مثل پرسیدن سوال درسی از ترمه، حرف هایش را بزند.

    فیلم او با «درباره الی...» فاصله های زیادی دارد. در فیلم قبلی صحنه های اضافه دیده نمی شود ولی در این فیلم نماهای اضافه مثل سوار كردن پدر به ماشین یا بالا آوردن او و یا حضور ترمه در ماشین و نماهای بسیار دیگر می توانست حذف شود تا ریتم فیلم تند شود. با این كه موضوع فیلم، مخاطب را تا انتها سر صندلی سینما نگه می دارد ولی وجود صحنه های زاید، مخاطب را خسته و كلافه می كند.

    نكته دیگر در مورد این فیلم، عدم استفاده از موسیقی است كه در برخی صحنه ها به شدت احساس می شود. البته پخش موسیقی های غیرمستقیم فیلم، یكی در داخل ماشین و از طریق ضبط و دو موسیقی دیگر از طریق رادیوی خانه نادر تا حدودی از این فضای كلافه كننده و عصبی تلطیف می كند كه البته كافی نیست.

    با تمام این تفاصیل، نمی توان از دوربین روی دست های خوب محمود كلاری، فیلمنامه و كارگردانی قوی فرهادی چشم پوشی كرد ولی همه موافقان و مخالفان این فیلم تا رسیدن به «درباره الی...» فاصله ها دارد.

    در ادامه این یادداشت شما را با برخی دیالوگ ها و نماهای كلیدی فیلم آشنا می كنم تا زمان تماشای فیلم توجه بیشتری به آن ها كنید و درباره موضوع و مضمون فیلم قضاوت كنید.

    - تیتراژ این فیلم با صحنه كپی از صفحات شناسنامه برای ارائه به دادگاه آغاز می شود و نادر (پیمان معادی) و سیمین (لیلا حاتمی) در دادگاه درباره اختلافات شان صحبت می كنند.

    - در سكانس ابتدایی فیلم در دادگاه، دلیل سیمین برای جدایی، رفتن به خارج از كشور است كه در این رابطه می گوید: «من ترجیح می دهم دخترم در این شرایط بزرگ نشود».

    - پس از پایان دادگاه، سیمین وسایلش را جمع می كند تا به خانه مادرش برود. لحظه رفتن سی دی شجریان را می برد و وقتی نادر به او می گوید هر كدام را كه می خوای ببر، می گوید: من فقط همین را می برم.

    - در نمایی از فیلم، «ترمه» در پمپ بنزین به ماشین پدرش بنزین می زند. وقتی كه داخل ماشین می شود، می گوید «همه نگاه می كنن». پدر هم می گوید: «بذار نگاه كنن». نادر از دخترش می پرسد بقیه پول را گرفتی، ترمه می گوید نه، بقیه اش انعام است. پدر می گوید «زمانی انعام می دهند كه خود طرف بنزین بزند». در نهایت او را مجبور می كند بقیه پول را پس بگیرد و در نهایت مابقی پول را هم به خود او می دهد. نادر با این كار به دخترش یاد می دهد حق اش را بگیرد.

    - در قسمتی از فیلم راضیه به دخترش می گوید كیسه آشغال ها را بیرون ببر. كیسه آشغال ها پاره و راه پله كثیف می شود. همسایه آن ها از راضیه تقاضا می كند آشغال ها را با سطل بیرون ببرد كه راضیه می گوید ببخشید سرم گیج رفت و كیسه آشغال ها پاره شد. این دروغ كوچك جلوتر و در زمانی كه قرار است همسایه ها شهادت دهند، برایش مشكل ساز می شود.

    - در نمای مهمی از فیلم كه گویی فرهادی می خواهد شعار بدهد، نادر معنی لغاتی را از ترمه می پرسد. اولین كلمه «نهضت» است كه ترمه «جنبش» معنا می كند. كلمه دوم «بادیه» است كه ترمه به اشتباه می گوید «باد تند» و نادر آن را با واژه «بیابان» اصلاح می كند.

    كلمه سوم «گارانتی» است كه ترمه می گوید «ضمانت». نادر می گوید ضمانت عربی است و باید بگویی «پشتیبان». ترمه می گوید معلم مان گفته است. نادر هم می گوید: چیزی كه غلطه، غلطه! حالا هر كی می خواد گفته باشه یا هر جا می خواد نوشته باشه.

    - نادر زمانی كه وارد خانه مادرزنش می شود، مردی در حال تنظیم شبكه های ماهواره است و در بك گراند آن فردی در حال نماز خواندن.

    - وقتی معلم خصوصی ترمه، خانم قرایی (با بازی مریلا زارعی) برای شهادت دادن به دادگاه می آید، با سیمین برخورد می كند و از او می پرسد من چه چیزی باید بگویم. سیمین به او می گوید: «به نظرم واقعیت را بگویید.»

    -در نمای دیگری وقتی مادر سیمین از ترمه سوال درسی می پرسد، ترمه در جواب می گوید: «در زمان ساسانیان، مردم به دو دسته اشراف و بزرگان و مردم عادی تقسیم می شدند».

    - حجت (شهاب حسینی) به مامور دادگاه می گوید: «من رو از حبس می ترسونی، برو از خدا بترس. حرف نزنم كه چی، كه حقمُ بخورن».

    - زمانی كه نادر قصد دارد به همسایه شان زنگ بزند، ترمه از او می پرسد «چرا می خوای زنگ بزنی؟» نادر در جواب می گوید: «برای اینكه حواسش باشه برای تحقیقات میان». ترمه در ادامه می گوید: «اگه قراره راستش رو بگه، چرا باید حواسش باشه».

    - در جریان جر و بحث نادر و سیمین، نادر خطاب به او می گوید: «بچه تو باید همین جا بزرگ بشه كه مثل تو ترسو بار نیاد. تو می ترسی اینجا وایسی».

    - ترمه كه حواسش به همه چیز است، از پدرش می پرسد اگر نمی دانستی راضیه حامله است، از كجا فهمیدی خانم معلم به او شماره دكتر داده است.

    - نادر به دخترش می گوید: «قانون این چیزا حالیش نیست. میگه می دونستی یا نمی دونستی».

    - در صحنه ای، «ترمه» بچه كوچكی را با حسرت نگاه می كند كه به راحتی روی پای مادرش خوابیده است.




    تاریخ آخرین ویرایش:- -
    دوشنبه 11 بهمن 1389-09:24 ب.ظ



    سازگاری امریكایی
    درباره سینمای كمدی رمانتیك





        شاید آسان ترین و البته پردردسرترین تعریف برای جریان كمدی رمانتیك در سینمای كلاسیك امریكا، بسنده كردن به این باشد: تلفیق كمدی و رمانس. اگرچه می توانیم با قدری دست و دلبازی در عرصه ژانر، تاریخ این شكل سینمایی را به «روشنایی های شهر» (چاپلین) گسترش دهیم ولی بهتر است كمی مراقبت بیشتری لحاظ كنیم و ظهور این جریان را تا «یك شب اتفاق افتاد» (فرانك كاپرا) به تعویق اندازیم چرا كه «روشنایی های شهر» بیشتر از آنكه تلفیقی هم نهادین از كمدی و رمانس باشد، رمانسی با لحظاتی كمیك در روایت است.
    ادامه مطلب را مطالعه فرمایید

    تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 12 بهمن 1389 02:52 ب.ظ




    • تعداد صفحات :4
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic