TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب فرشاد نعیمی
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

چهارشنبه 15 تیر 1390-10:35 ق.ظ



فیلمنامه نویس ستاره

 

::  پیمان قاسم خانی  ::

 

 

فیلم نیوز: فیلمنامه هایی که پیمان قاسم خانی نوشته، همانند هر فیلمنامه و اثری هنری، هیچکدام بدون ایراد نیستند و گاه از سطح انتظارهای پدید آمده از او نیز پایین تر بوده اند. اما مرور کلی کارنامه پیمان قاسم خانی و میزان استقبالی که از کارهایش شده، ثابت می کند که او به عنوان یکی از اندک فیلمنامه نویسان مستقل سینمای ایران بیش از دیگر همتایان خود نزد تولیدکنندگان فیلم ها و مجموعه ها محبوب است و البته در میان عامه مخاطبان فیلم بین ایرانی نیز به عنوان چهره ای با ذوق شناخته می شود.

در چند دهه گذشته با نگاه به بالا رفتن سطح کیفی کارگردانی، فیلمبرداری، تدوین، ساخت موسیقی متن، استفاده از صدای سر صحنه و حتی رفتن به سوی بهره گیری از جلوه های ویژه دیداری مطابق با حداقل استانداردهای روز و نیز مهم شدن موضوع بازیگری در سینمای ما، این ادعا و باور بسیاری از کارشناسان و منتقدان که "دلیل مهم نرسیدن سینما و تلویزیون ایران به سطح استانداردهای جهانی همواره ضعف در فیلمنامه بوده و هست" روز به روز رنگ و بویی جدی تر به خود می گیرد.

اگر آثار سینمای تجاری را در برهه های زمانی گوناگون کنار بگذاریم، متاسفانه می بینیم که بسیاری از فیلمهای مهم و شاخص سینمای ایران، با فیلمنامه ای از خود کارگردانانشان جلوی دوربین رفته اند که این به درک نادرست بسیاری از همان فیلمسازان از "نگره مولف" بازمی گردد. با این وجود در یکی دو دهه اخیر فیلمنامه نویسان مستقل و حرفه ای کم کم توانسته اند جایگاه فن/ هنر فیلمنامه نویسی را در سینما و حتی تلویزیون ایران جا بیندازند; هرچند که هنوز بانیان تولید فیلم و سریال در ایران به فیلمنامه به چشم یک کودک سر راهی و عنصر نه چندان مهم نگاه می کنند و دستمزدی هم که برای آن می پردازند، گاه رقمی در حد شوخی است.

اما اگر بخواهیم اندک فیلمنامه نویسان موفق سینما و تلویزیون کشورمان را در یکی دو دهه اخیر معرفی کنیم، بدون تردید پیمان قاسم خانی یکی از گزینه های اصلی است.

در نیمه نخست دهه هفتاد خورشیدی کمتر کسی از پیگیران و کارشناسان سینمای ایران گمان می کرد که فیلمنامه نویس کارهای آن دوره ابوالحسن داوودی همانند "من زمین را دوست دارم" (1372) و "بوی خوش زندگی" (1373)، یک دهه بعد به چهره شناخته شده این عرصه تبدیل شود؛ به گونه ای که خیلی از سینماروهای ایرانی دوست داشته باشند برای کارهایی که از روی فیلمنامه های او ساخته می شوند، در گیشه پول بپردازند و به سالن های سینما بروند.

هم "بوی خوش زندگی" و هم "من زمین را دوست دارم" که در ردیف دیگر کارهای فانتزی/ کمیک داوودی در آن سالها ("سفر جادویی" و "جیب برها به بهشت نمی روند") قرار می گرفتند، فیلم هایی نبودند که قاسمخانی را به عنوان یک فیلمنامه نویس بااستعداد معرفی کنند. هرچند که می شد ردپای شیطنت های همیشگی قاسم خانی در استفاده از موقعیت های ناب و ویژه کمیک/ فانتزی را در برخی جزییات داستانی این دو اثر سینمایی پیدا کرد.

پیمان قاسم خانی پس از یک تجربه بازیگری نه چندان موفق در "عاشقانه" (علیرضا داوودنژاد، 1374) با نگارش فیلمنامه "دختری با کفش های کتانی" (رسول صدر عاملی، 1377) جایگاه خود را به عنوان یک فیلمنامه نویس حرفه ای تثبیت کرد. با اینکه در مرحله نگارش فیلمنامه "دختری با کفشهای کتانی" صدرعاملی از فریدون فرهودی خواست که نسخه ای جدید بر فیلمنامه قاسم خانی بنویسد و بخش هایی را به داستان بیفزاید، اما نتیجه کم و بیش کاری یک دست از آب درآمد که برای زمان خودش فیلمی جسورانه به شمار می رفت و البته الگویی برای سازندگان فیلم های تین ایجری شد که در ظاهر داعیه اجتماعی بودن داشتند، اما هدفشان بیشتر فتح گیشه بود.

"نان و عشق و موتور هزار" (ابوالحسن داوودی، 1380)، به عنوان یکی از موفق ترین کمدی های یک دهه گذشته، نشان داد که فیلمنامه های قاسمخانی جدا از رعایت حداقل استانداردهای ژانر کمدی و دوری از لودگی های معمول، می تواند عامه مخاطبان را نیز به سینماها بکشاند.

"نان و عشق و موتور هزار" با بهره گیری از مولفه های حاکم بر فیلمفارسی ها، خود فیلمفارسی ها را دست می انداخت و جدا از آن نگاهی تازه و بسیار کمیک نسبت به رویدادهای سیاسی و اجتماعی دوران خودش داشت; نگاهی بسیار دلنشین تر از فیلم های جدی ساخته شده در آن برهه که سازندگانشان گمان می کردند با آنها دارند برگی جدید در سینمای سیاسی کشورمان ورق می زنند.

"مارمولک" (کمال تبریزی، 1382)، که بی شک یکی از فیلمهای جنجالی دهه هشتاد خورشیدی بود، قاسم خانی را تا جایگاه یک ستاره در میان فیلمنامه نویسان مستقل سینمای ایران بالا برد.

در زمان اکران "مارمولک" جنجال هایی قابل پیش بینی پیرامونش پدید آمد؛ زیرا بسیاری فیلم و شوخی هایش را گذری جسورانه از خط قرمزها می پنداشتند.
اما اکنون که ده سال از زمان ساخت فیلم گذشته و از آن هیاهوها دور شده ایم، می توان ادعا کرد که "مارمولک" در خدمت همان نگاه سفارشی حاکم ساخته شد و اتفاقا برخلاف آن ادعاها لحن و پایانی محافظه کارانه داشت و پا را از دایره موضوعه ای ممنوع فراتر نگذاشته بود.

با این وجود دلیل موفقیت فیلم تبریزی نزد عامه تماشاگران نخست به نقش آفرینی درخشان پرویز پرستویی بازمی گشت و سپس ریشه در فیلمنامه قاسم خانی داشت که به خوبی مولفه های کمدی کلام را با کمدی موقعیت در هم آمیخته بود. هرچند که فیلمنامه از دید حجم بالای رویدادهای تصادفی و نیز برقراری یک منطق علی و معلولی میان برخی موقعیت هایش کاستی هایی نیز داشت.

"پوکر" نخستین فیلمنامه جدی پیمان قاسم خانی بود که بسیاری آن را بهترین فیلمنامه تاریخ سینمای ایران می دانستند. اما این فیلمنامه پس از چند بار دست به دست شدن میان کارگردان های نام آشنای سینما، به کاظم راست گفتار رسید و او نیز با تغییراتی فراوان آن را با نام "نقاب" جلوی دوربین برد و روانه اکران کرد.

با اینکه فیلم در همان سر و شکل تغییر یافته فیلمنامه اش با کاستی هایی روایی همراه بود، اما همچنان داستانی مخاطب پسند و جاندار داشت. هرچند که خود قاسم خانی هنوز هم از به هدر رفتن آن فیلمنامه سخن می گوید. "سن پترزبورگ" (بهروز افخمی، 1388) و "ورود آقایان ممنوع" (رامبد جوان، 1389) دیگر فیلمنامه های قاسم خانی در نیمه دوم دهه هشتاد خورشیدی بودند که سطح کیفی خوبشان باز هم ثابت کرد که او بهترین گزینه برای نوشتن فیلمنامه هایی کمدی در بدنه سینمای ایران است.

پیمان قاسم خانی که فیلمنامه "سن پترزبورگ" را با همکاری برادرش، محراب نوشته بود، در این فیلم بار دیگر به طبع آزمایی در زمینه بازیگری دست زد و در کنار محسن تنابنده قرار گرفت. آن دو در کنار هم مکمل خوبی شدند و یکی از بهترین زوج های مردانه سینمای ایران در این سال ها را تشکیل دادند.

"سن پترزبورگ" از آن ایده های قاسم خانی وار داشت (نوه تزار از کار درآمدن یک دزد آسمان جل) که البته در اجرا نتوانسته بود تمام قابلیت های دراماتیک و ایده های بامزه فیلمنامه قاسمخانی را به خوبی پیاده کند.

"ورود آقایان ممنوع" به مدد فیلمنامه قاسم خانی که از همان الگوی کلیشه ای اما همیشه جذاب رویارویی دو شخصیت متضاد با هم در یک مکان بهره گرفته، به کاری قابل قبول و البته نه بدون ایراد در زمینه سینمای کمدی از کار درآمده و می تواند نمونه ای باشد در برابر به اصطلاح کمدی های سخیفی که این روزها پرده سینماها را اشغال کرده اند.

به همین دلیل بسیاری، از هم اکنون سومین تجربه سینمایی رامبد جوان را از بخت های نخست رسیدن به صدر جدول فروش اکران امسال می دانند.
البته قاسم خانی به جز "ورود آقایان ممنوع" فیلم دیگری را هم در جدول اکران سال جاری خواهد داشت و آن "شش و بش"، نخستین کار سینمایی بهمن گودرزی است که فیلمنامه اش را محمدرضا گلزار نوشته و قاسم خانی آن را بازنویسی کرده و باز روی این فیلم نیز مانور تبلیغاتی خوبی برای کسب بالاهای جدول فروش امسال شده است.

این روزها نیز خبر می رسد که پیمان قاسم خانی مشغول نگارش فیلمنامه "سن پترزبورگ 2" است که با این حساب باید گفت او پرکارترین دوران حرفه ای خود را در دو سال گذشته تجربه کرده است.

اما دامنه موفقیت های قاسمخانی تنها به بدنه سینما محدود نمی شود. او در تلویزیون نیز به همان اندازه موفق بوده است. پیمان قاسم خانی پس از نگارش چند قسمت از مجموعه "هتل" (مرضیه برومند، 1377) با نوشتن فیلمنامه "خانه ما" (مسعود کرامتی، 1379) بود که توانست در میان مجموعه سازان تلویزیون نیز خودی نشان دهد و به عنوان فیلمنامه نویسی پر از ایده های خوب و مخاطب پسند شناخته شود. اما بدون شک آشنایی او با مهران مدیری، یکی از بزرگترین اتفاق های عرصه مجموعه سازی کمدی در تلویزیون ایران بود.

قاسم خانی با همراهی یک تیم موفق که برادرش نیز در آن حضور داشت، آدم های غریب اما دوستداشتنی مجموعه "پاورچین" (1380) را پدید آورد که بدون اغراق هنوز هم بهترین مجموعه کمدی تلویزیون در چند دهه گذشته است.

تیپ/ کاراکترهای معرکه این مجموعه که چند نفرشان از ناکجاآبادی به نام "برره" آمده بودند، چکیده ای از بیشتر خصلت ها و رفتارهای ناپسند ایرانی ها بودند که به دلیل قرار گرفتن در موقعیت هایی ملموس اما تا آن زمان کار نشده، همدلی مخاطب را به شدت برمی انگیختند؛ به گونه ای که عنوان "تولد یک ملت" را که یکی از نشریه های سینمایی شناخته شده به "پاورچین" داد، شاید بتوان بهترین نام برای این مجموعه درخشان دانست که بخشی مهم از موفقیت اش را مدیون متنهای قاسمخانی و گروه نویسنده اش بود.

پس از آن هر زمان که مدیری، با پیمان قاسم خانی کار نکرد و یا قاسمخانی به سراغ دیگر مجموعه سازان عرصه کمدی تلویزیونی رفت، نتیجه چندان چنگی به دل نزد.

برای نمونه می توان به مجموعه "نقطه چین" (1383) و "قهوه تلخ" (1389- 90) اشاره کرد که قاسم خانی نقشی در نگارش متنهای آن نداشت و یا باید از مجموعه های "کمربندها را ببندیم" (مهدی مظلومی، 1383) و "مسافران" (رامبد جوان، 1388) یاد کرد که نتوانستند اعتباری برای قاسم خانی به شمار بیایند. اما برای نمونه ترکیب مدیری/ قاسم خانی در "شبهای برره" یکی دیگر از تجربه های درخشان کارنامه هر دو آنها شد که با وجود الگو گرفتن از کاراکترها و گویشهای بدیع "پاورچین" توانست از زیر سایه موفقیت آن مجموعه بیرون بیاید و به کاری ممتاز تبدیل شود. "باغ مظفر" (1385) که به راستی یکی از کمدی های آوانگارد تلویزیونی بود، با وجود اینکه در میانه های راه تولیدش از پخش بازماند، اما توانست مخاطبان ویژه خودش را هم پیدا کند.

"مرد هزار چهره" (1387) با تکیه بر همفکری درست مدیری/ قاسم خانی در تیپ سازی و البته این بار قصه گویی به شکلی کلاسیک و جذاب و نه به آن شکل آیتمی اش، موفق شد با انبوه مخاطبان تلویزیون یک پیوند تنگاتنگ ذهنی برقرار کند و حتی بسیاری از منتقدان را که با برخی جلوه های آماتوری کارهای پیشین مدیری مشکل داشتند، به ستایش وادارد. "مرد دو هزار چهره" (1388) نیز در ادامه موفقیت قسمت پیشین با فیلمنامه ای از گروه نویسندگان پیمان قاسمخانی ساخته و پخش شد که البته نتوانست انتظارها را آنچنان که باید برآورده کند و به یک دنباله سازی موفق همانند "پاورچین"/ "شبهای برره" تبدیل شود.

بدون آن که توانایی های فیلمنامه نویسان موفق یکی دو دهه اخیر زیر سوال برود، می توان ادعا کرد که بهترین فیلمنامه های پیمان قاسمخانی که در ژانر کمدی طبقه بندی می شود، یک "آن" ویژه دارند که مخاطب را دنبال خود می کشاند و در هوشمندی او برای بازی با رفتارها، هنجارها و مناسبات حاکم بر جامعه ایرانی ریشه دارد. با این وضعیت اگر بگوییم قاسم خانی یک ستاره در عرصه فیلمنامه نویسی است، اغراق نکرده ایم.
..........................
امیررضا نوری پرتو




تاریخ آخرین ویرایش:- -
چهارشنبه 15 تیر 1390-09:29 ق.ظ



 جدی امید روحانی، هالوبودن منشی ساختمان با بازی شقایق دهقان و از آن طرف، شخصیت‌های بینابینی مثل بیژن بنفشه‌خواه و هومن برق‌نورد، تعادل خوبی.... ساختمان پزشكان

نقش‌های اجتماعی جدی زیر تیغ طنز
هر وقت نام قاسم خانی‌ها به عنوان فیلمنامه‌نویس در مجموعه‌ای طنز مطرح می‌شود، نمی‌توان آن را نادیده گرفت، حتی اگر كارگردانی مثل سروش صحت در «ساختمان پزشكان» نیز نتواند فیلمنامه قابل قبول این دو برادر را كامل اجرا كند. ضعف در كارگردانی، جایی كه فیلمنامه خوبی در كار باشد تا حدود زیادی پوشیده می‌ماند یا مورد اغماض قرار می‌گیرد.
ساختمان پزشكان اگرچه یك مجموعه طنز آپارتمانی است، اما فضاسازی، نوع شخصیت‌پردازی و شیوه‌ای كه در روایت قصه و نوع داستان برگزیده است، شمایل متفاوتی از طنزهای متداول تلویزیون در سال‌های اخیر ترسیم كرده كه شاید خیلی نوآورانه نباشد، اما دست‌كم تكراری نیست. ساختار كمدی ساختمان پزشكان را از نظر دراماتیك و توجه به عناصر داستانی می‌توان به 3 مولفه و عنصر اصلی تقسیم كرد. این ویژگی‌ها را در واكاوی عنوان سریال هم می‌توان جستجو كرد. یعنی این سریال از یك‌سو مبتنی بر مكان و لوكیشن ثابت است و بستر اصلی اتفاقات و ماجراهای آن در ساختمان و مناسبات آن می‌گذرد و دوم این‌كه، محوریت قصه بر مبنای یك گروه شغلی و مناسبات حرفه‌ای آنها بنا شده است. در عین حال، ساختمان پزشكان شخصیت‌محور است و داستان‌های آن حول شخصیت اصلی یعنی دكتر افشار روایت می‌شود. این شخصیت محوری بعد عمیق‌تری هم دارد. به این معنا كه طنز ماجرا در نوع شخصیت‌ها و ویژگی‌های رفتاری آنها ریشه دارد كه در قصه می‌بینیم. به عبارت دیگر، خود ساختمان به عنوان شیء و لوكیشن اصلی، صنف پزشكی با رفتارشناسی خاص خود و شخصیت و پرسوناژهای درام به عنوان 3 عنصر اصلی نمایشی و كمیك در ساختمان پزشكان برجسته شده و ساختار كمدی سریال مبتنی بر آنها شكل گرفته است.

اگر بخواهیم فرم و شكل روایی ساختمان پزشكان را بازنمایی كنیم باید به ساختار اپیزودیك آن اشاره شود. این سویه اپیزودیك به واسطه تنوع سوژه و پیام‌های اجتماعی پنهان در آن صورت‌بندی شده و در نسبت با شخصیت‌های ثابتی كه در قصه می‌بینیم، وحدت و یگانگی آن حفظ شده است. از آنجا كه سوژه‌های قصه بیشتر پیام‌ها و مسائل اخلاقی، اجتماعی و خانوادگی هستند شخصیت اصلی آن یك دكتر روان‌شناس انتخاب شده تا بهانه منطقی و دراماتیك برای پرداختن به این مشكلات فراهم شود. تاكید قصه بر روان‌شناس بودن دكتر افشار و تمایز او از كتی به عنوان یك روانپزشك، مبتنی بر این تاویل هوشمندانه صورت گرفته است، هرچند به شكل تلویحی می‌تواند به برخی تصورات غلط و كلیشه‌ای در این‌باره كه در جامعه وجود دارد نیز دامن بزند. هم به دلیل جدایی دكتر افشار از همسر سابقش كتی ـ كه یكی روان‌شناس و دیگری روانپزشك است ـ و هم به واسطه شخصیت‌پردازی دكتر افشار با بازی بهنام تشكر احتمالا به این تصور دامن بزند كه روا‌‌ن‌شناسان خودشان بیش از دیگران مشكل دارند. از ابتدا هم می‌توان حدس زد كه این سریال نیز با اعتراض‌ها و انتقادات صنفی از جامعه پزشكی مواجه شود. و این یكی از دشواری‌های كار كمدی در ایران است.
واقعیت این است كه ساختمان پزشكان اگرچه یك طنز شخصیت‌محور و صنفی است، اما از حیث محتوایی می‌توان آن را موضوع محور نیز دانست. به این دلیل كه در هر قسمت یك سوژه و رفتار اجتماعی همچنین مسائل فردی و جمعی، دستمایه روایت قرار گرفته و همه اجزاء و عناصر درام در خدمت بازنمایی آن قرار می‌گیرند، مثلا بی‌اعتمادی زن و شوهر به هم، بی‌توجهی همسران به یكدیگر و فراموشی، بدبینی و سوءتفاهم، وسواس و... هركدام از این سوژه‌ها هم به واسطه نسبت نزدیك، عمیق و ملموسی كه با زندگی روزمره و مسائل عینی مخاطب دارند و هم به دلیل ارتباط موضوعی‌شان با روان‌شناسی یا مسائل پزشكی، در نسبتی هماهنگ و منطقی با ساختار كلی سریال قرار می‌گیرند. نویسندگان این مجموعه سعی كرده‌اند در بستر همین واقعیت‌های روزمره، قصه خود را روایت كنند و ظرفیت‌های كمدی و طنز ماجرا را نیز از دل همین موقعیت بیرون بكشند و پرورش دهند. این شیوه موجب می‌شود مخاطب هم از لحظات مفرح و كمیك سریال لذت ببرد و سرگرم شود و هم به واسطه همذات‌پنداری با سوژه و شخصیت‌ها احساس نزدیكی بیشتری با آن كند. ضمن این‌كه تلاش شده وجوه طنازانه سریال در نهایت به سویه راهبردی و فرآیند حل مساله پیوند بخورد و در نهایت مخاطب نه فقط از قصه لذت ببرد، بلكه راهكاری نیز برای حل مسائل خود بیابد. به همین دلیل شاید این مجموعه بهتر از برنامه‌های تركیبی و گفت‌وگومحور در حوزه‌های روان‌شناسی تاثیرگذار باشد و مخاطب را اقناع كند. به عبارت دیگر می‌توان نمونه‌ای كوچك از هنردرمانی را در ساختار روایی ساختمان پزشكان ردیابی كرد كه مسائل تلخ و بغرنج را با زبان طنز، هم به تصویر می‌كشد و روایت می‌كند و هم راه‌حل ارائه می‌دهد.

تركیب بازیگران ساختمان پزشكان نیز قابل تامل است و سعی شده از چینش تكراری و همیشگی در مجموعه‌های طنز استفاده نشود. درواقع یك نوع آشنایی‌زدایی در انتخاب بازیگران اتفاق افتاده كه تازگی بیشتری به این مجموعه داده است. بهنام تشكر به عنوان بازیگر نقش اول این مجموعه، هم برای مخاطبان چهره تازه‌ای است و هم شخصیت جدیدی در كمدی تلویزیونی ارائه كرده كه شباهت كمی به پرسوناژهای طنز تلویزیونی دارد. جدیت در چهره و صدا همراه ملاحت و شیرینی‌ای كه در رفتار و نوع بازی‌اش به چشم می‌خورد، شخصیت دكتر افشار را دوست‌داشتنی كرده است. از نریشن با صدای او در سویه جدی سریال، آنجا كه قرار است پیام و مفهوم اجتماعی ـ اخلاقی قصه به مخاطب منتقل شود استفاده شده است. در ضمن نویسندگان تلاش كرده‌اند با تركیبی متضاد در شخصیت‌پردازی، پارادوكس طنازانه‌ای خلق كنند كه ظرفیت كمیك بالایی داشته باشد. شخصیت جدی امید روحانی، هالوبودن منشی ساختمان با بازی شقایق دهقان و از آن طرف، شخصیت‌های بینابینی مثل بیژن بنفشه‌خواه و هومن برق‌نورد، تعادل خوبی در شخصیت‌پردازی به وجود آورده كه قابلیت روایت طنز را نیز در خود می‌پروراند. این توازن دراماتیك در شخصیت‌پردازی زنان مجموعه نیز رعایت شده است. به این معنی كه از یك سو شخصیت ساده منشی ساختمان را داریم و از سوی دیگر، شخصیت جدی و مقتدر كتی یا نازنین تا ناعدالتی جنسیتی نیز در این بازنمایی اتفاق نیفتد و مورد انتقاد قرار نگیرد. این توازن از آن طرف درباره شخصیت‌های مرد قصه نیز برقرار است تا تعادلی منطقی در این میان برقرار شود.
طنز سریال ساختمان پزشكان را در وضعیتی بین طنز كلامی و فانتزی می‌توان قرار داد كه البته كمدی شخصیت نیز در آن برجسته شده است؛ اما بیش از اینها باید نوعی طنز مفهومی را در این مجموعه جستجو كرد؛ یعنی ساختار كمیك قصه بیش از هر چیز مبتنی بر مفاهیم و مسائلی است كه دستمایه طنز قرار گرفته و نگاه نامتعارف و ساختارشكنانه به آنها كه خنده‌ای با تامل را برای مخاطب به همراه می‌آورد.
به عبارت دیگر در ساختمان پزشکان، با یك نوع كمدی اصلاحگرایانه مواجه هستیم كه نقد رفتارهای آدمی را در ماهیت درونی خود دارد و در كسوتی طنازانه ارائه می‌كند. ساختمان پزشكان، روایت و تصویر نامتعارفی از جامعه و انسان‌هایش به نمایش می‌گذارد، اما لحنی تلخ و توهین‌آمیز ندارد و می‌توان آن را به عنوان یك طنز اجتماعی مطرح كرد.



منبع: jamejamonline.ir/ سیدرضا صائمی




تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 13 تیر 1390-10:11 ق.ظ



 بازیگر خوش شانسی که در اولین گام‌های فعالیت جدی‌اش، سوپراستاری چون خسرو شکیبایی را در نقش مقابل خود دید. تاثیر شگرفی که شکیبایی به‌عنوان راهنمای نقش فرید در «خانه سبز» روی او گذاشت  



بنویسیم خوش شانس، بخوانیم بدسلیقه
نگاهی به كارنامه رامبد جوان در مقام كارگردان و بازیگر به مناسبت اكران «ورود آقایان ممنوع» و «دختر شاه پریون»
رامبد جوان در سینما و تلویزیون ایران یک استثناست. شخصیتی که با فعالیت‌های تصویری گسترده خود، هم بازیگری در سینما را با جدیت دنبال کرده و هم در تلویزیون بازی می‌کند. هم کارگردانی سینمایی انجام می‌دهد و هم کارگردان سریال‌های تلویزیونی است. این روزها هم همزمان در سه نقش مختلف ظاهر شده: در «ورود آقایان ممنوع» كارگردان است، بازیگر «دختر شاه پریون» و كارگردان سریال «توطئه فامیلی» هم هست.
در وهله اول، رامبد جوان را باید یک بازیگر تلویزیونی دانست. بازیگر خوش شانسی که در اولین گام‌های فعالیت جدی‌اش، سوپراستاری چون خسرو شکیبایی را در نقش مقابل خود دید. تاثیر شگرفی که شکیبایی به‌عنوان راهنمای نقش فرید در «خانه سبز» روی او گذاشت تا به امروز نیز با همان شدت و حدت خود را نشان می‌دهد. حتی سریال ناموفق «سرزمین سبز» با آنکه دیده نشد اما جایگاه تثبیت شده جوان را زیر سوال نبرد. رامبد جوان بعد از «خانه سبز» فیلم‌های ضعیفی همچون «سرزمین سبز» یا «اسپاگتی در هشت دقیقه» را کار کرد. چند اثر خیلی ضعیف سینمایی هم بازی کرد و در مقطعی، تقریبا به دست فراموشی سپرده شد اما محبوبیت نقش طلایی فرید صباحی خیلی زود به سراغش آمد و او را پس از مدت‌ها با «پسر آدم، دختر حوا» احیا نمود. فروش 900 میلیونی این فیلم تنها در تهران، سبب شد تا تهیه‌کنندگان آثار سینمایی، روی گزینه رامبد جوان به‌عنوان یک کارگردان بفروش، سرمایه‌گذاری کنند. گیشه بسیار پرزرق و برق «ورود آقایان ممنوع» نیز تاكید دیگری است بر این فرضیه که رامبد در عالم کارگردانی نیز باید به جایگاه تثبیت شده و محبوب كاراكتر فرید در عالم بازیگری دست یابد.

ورود آقایان ممنوع؛ خوش شانسی از نوع دیگر
«ورود آقایان ممنوع» یک کمدی موقعیت است که با اهرم بازیگران و البته ایده قابل توجهش، توانسته یک طنز سالم و دوست‌داشتنی را به تصویر بکشد.کارگردانی در این فیلم اصلا ملموس نیست و صد البته نمره قبولی را دریافت می‌کند. اصولا نقش کارگردان در ساخت چنین آثاری به تنهایی جلوه نمی‌کند. سیالی نوشته، برگ برنده ساخت چنین آثاری است. حال به این روان بودن سناریو، چند بازیگر خلاق و کاربلد را نیز اضافه کنید، نتیجه معلوم می‌شود. اگر ساختار یک طنز خوب را در سه مولفه تبحر نویسنده در پیدایش سوژه‌ای بکر و تحلیل دقیق آن، بازیگران فرصت‌طلب در بال و پر دادن به اخلاقیات شخصیت‌هایشان و کارگردانی استادانه در این حوزه خلاصه کنیم، «ورود آقایان ممنوع» دارای هر سه پارامتر می‌باشد. تجمیع این سه رکن نکته بسیار مهمی است که نمونه‌اش در طنزهای دهه هشتاد به هیچ عنوان دیده نشد؛ حتی «سن پطرزبورگ» نیز با وجود اشتراکات فردی که با این فیلم دارد در جایگاهی پایین‌تر از «ورود آقایان ممنوع» قرار می‌گیرد.
آن خوش شانسی بزرگی که در ابتدای متن نیز بدان اشاره شد، این‌بار نیز در لوای سناریو و بازیگران به سراغ رامبد آمد و سبب شد کار کارگردانی وی در این فیلم به راحت‌ترین شکل ممکن صورت پذیرد.

توطئه فامیلی؛ رامبد سینمایی جلوتر از رامبد تلویزیونی
اگرچه موفقیت‌های جوان بیشتر مرهون نقش آفرینی‌های خوبش در تلویزیون است اما «توطئه فامیلی» آن چیزی نیست که از رامبد جوان انتظار داشتیم. جنس کمدی «توطئه فامیلی»، آن جنس همیشگی ساخته‌های رامبد نیست. جوان از دنیای کمدی می‌آید که در آن، موقعیت‌ها به کاراکترها تحمیل می‌شوند و به همین دلیل رفلکس‌هایی را در آن فضاهای بخصوص می‌بینیم که برای همه دوست‌داشتنی و لذتبخش است. عنصری که در «توطئه فامیلی» به هیچ عنوان دیده نمی‌شود. چون کلا اصل داستان کمی غیرقابل باور است و این یکی از آن دلایلی است که ادعا می‌کنیم این سوژه نه چندان جالب، نمی‌تواند خود را با دنیای سراسر کمیک رامبد وفق دهد. ضمن اینکه ما در این سریال با لایه‌ای سطحی از نقش‌آفرینی بازیگرانی مواجهیم که در گذشته، نقش‌های اینچنینی را ایفا نموده و در این سریال فقط در حال تکرار ضعیف همان نقش‌ها هستند.در چنین حالتی حتی تعدد پرسوناژ و ایجاد فضاسازی‌های متفاوت و متعدد نیز نمی‌تواند راه نجاتی برای سریال باشد.
البته باید اذعان نمود که در شکل اجرایی، رامبد نمره قابل قبولی را دریافت می‌کند اما از جمیع جهات نمی‌توان به وی در این سریال نمره قبولی داد که این نقصان به شخص رامبد باز می‌گردد و تقویت این شائبه که جوان، کارگردانی است متکی به فیلمنامه‌نویسش. اگر نوشته خوبی به دستش برسد آن را پرمخاطب و منحصر به فرد می‌سازد و اگر متنی عادی باشد، نمی‌تواند به نحوی مطلوب روی آن مانور دهد. از نکات خیلی خوب و اخلاقی کارگردانی جوان این است که حتی یک دیالوگ فیلمنامه‌اش را بدون حضور نویسنده تغییر نمی‌دهد اما اینکه بخواهد در انتخاب متن‌هایش سلیقه‌ای یا سفارشی عمل کند نمی‌تواند به آن موفقیت دنیای بازیگری‌اش برسد.کارگردانی که متن خوب و قابل توجهی چون «ورود آقایان ممنوع» را کارگردانی می‌کند، در ساخته بعدی‌اش باید به دنبال متن قوی تری باشد که جایگاه کارگردانی وی را تقویت نماید. طبیعتا وظیفه یک کارگردان، تنها قرار گرفتن در پشت دوربین و هدایت عوامل کار نیست. در وهله اول، کارگردان با انتخاب متن، سطح سلیقه مخاطب خود را نشانه می‌گیرد. انتخاب متن «توطئه فامیلی» یک عقبگرد آشکار برای رامبد جوان در عرصه کارگردانی محسوب می‌شود.
با تمام این تفاسیر، نحوه کارگردانی در «توطئه فامیلی» را می‌توان از حیث دیگری نیز مورد عتاب قرار داد و آن ترکش‌های انتخاب متن ضعیف است. متن ضعیف این سریال نه تنها کارگردان، بلکه بازیگر خوبی چون امیر جعفری را نیز در نوع بروز هیجانات کاراکترش به چالش می‌کشاند. تا به امروز امیر جعفری را در کدام‌یک از کارهایش اینگونه خشک و غیرقابل انعطاف دیده بودید؟!حتی نقش کوتاه وی در «قارچ سمی» که فیلمی به شدت جدی است، بسیار کمیک‌تر از آن چیزی است که در «توطئه فامیلی» که سریالی کمدی است، می‌باشد.

دختر شاه پریون؛ پسرفت در بازی
اینکه رامبد جوان در آبان 89 و در اثنای ضبط «توطئه فامیلی» به گروه سازنده «دخترشاه پریون» می‌پیوندد، همه را به این فكر می‌اندازد که باید نقشی ویژه برای وی در این فیلم نوشته شده باشد اما «دختر شاه پریون» زنجیره‌ای دنباله‌دار و البته کمی آبرومند تنها برای حسین فرحبخش محسوب می‌شود، چون هم کامران قدکچیان را در مقامی نازل‌تر از فیلم قبلی‌اش، «فاصله» قرار می‌دهد و هم رامبد جوان را نسبت به «پسر آدم، دختر حوا» در موقعیت پایین‌تری به لحاظ بازی به تصویر می‌کشد. حتی با وجود پررنگ تر شدن نقش رامبد در «دختر شاه پریون»، بداهه‌ها و رگه‌های کمیک وی در همان حضور کوتاه در «پسر آدم، دختر حوا» بیشتر به چشم می‌آید.
این نکته، همان مقوله‌ای است که مجددا به انتخاب وی باز می‌گردد. مطمئنا بازیگری مانند رامبد با پیشنهادات سینمایی فراوانی مواجه است اما اینکه چرا وی با وجود تعدد پیشنهادها باز حاضر می‌شود در فیلم‌های اینچنینی بازی کند، خود موردی عجیب و قابل تامل است. البته نقصان رامبد در این فیلم نوع انتخاب است آن هم برای نقشی که جای هیچ انعطاف‌پذیری و خلاقیت فردی ندارد. شاید این فیلم برای نیوشا ضیغمی رهاورد جالب و جدیدی داشته باشد اما برای رامبد جوانی که خود در سینمای کمدی ایران، صاحب سبک است، بازی در فیلم‌های اینچنینی نمی‌تواند انتظارات طرفداران میلیونی وی را فراهم آورد.

کدام‌یک موفق‌ترند: رامبد بازیگر یا رامبد کارگردان؟!
این یادداشت رامبد جوان را در سه موقعیت مختلف بررسی كرد. رامبد جوان در مقام کارگردان فیلم سینمایی، در مقام کارگردان تلویزیونی و در مقام بازیگر سینمایی. با توجه به همزمانی نمایش و پخش سه اثر وی، چه جایگاه کلی را برای وی در عرصه دنیای کمدی، در آغازین سال دهه 90 می‌توان در نظر گرفت؟ رامبد در «ورود آقایان ممنوع» با همکاری نویسنده فیلمنامه و بازیگرانش، یک کارگردانی شکیل و شسته رفته‌ای را از خود به نمایش می‌گذارد که مخاطب، متوجه حضور کارگردان در سکانس‌های فیلم نمی‌شود، در «توطئه فامیلی» شکل خوب اجرایی رامبد، قربانی انتخاب بد سناریو می شود و در انتها باز هم این انتخاب بد در «دختر شاه پریون» دامن وی را می‌گیرد و او را درگیر بازی می‌کند که در شان کارگردان میلیاردی سینما و بازیگر قدیمی تلویزیون نیست.
رامبد جوان دارای سبک منحصر به فردی است که رگه‌های آن، هم در نوع بازیگری‌اش مشخص است و هم در نوع کارگردانی‌اش. در آثار رامبد جوان باید همه چیز جفت و جور شود تا وی بتواند به اوج هنرنمایی خاص خود دست یابد. در تمامی آثار خوب وی، همه از فیلمنامه‌نویس بگیرید تا بازیگر و تدوینگر و حتی آهنگساز، بهترین كارهایشان را ارائه داده‌اند. کافی است یک پای قضیه بلنگد تا تمام این معادلات به هم بریزد.

یک راهکار: رامبد جوان باید کمی سختگیرانه‌تر عمل کند. بازیگری که در دنیای پرتزلزل سینمای کمدی ایران، جایگاه تثبیت شده و قابل قبولی از سوی مردم و منتقدان دارد، نباید در قبال فیلمنامه‌های معرفی شده اینگونه عمل نماید.
در خبرها آمده بود که وی قراردادی با شبکه دوم سیما برای حضور در یک کار گروه کودک و نوجوان امضا کرده است! از این شاخه به آن شاخه پریدن‌های جوان در عرصه‌های مختلف تصویری، همان ضربه‌ای است که شیرازه تمرکز او را به هم می‌ریزد و اجازه ارتقا در یک شاخه را به او نمی‌دهد. کارگردانی که با «پسر آدم،دختر حوا» گیشه‌ای بالغ بر 900 میلیون را در تهران به دست آورده و با «ورود آقایان ممنوع» این رقم را از مرز چند میلیارد می گذراند باید از هم اکنون در اندیشه فیلمی به مراتب بهتر از «ورود آقایان ممنوع» باشد.م طمئنا بازی در فیلم‌هایی چون «دختر شاه پریون» یا کارگردانی سریال هایی چون «توطئه فامیلی» یا حتی قرار گرفتن در دنیای کودکان نمی‌تواند زمینه‌های این ارتقای همه جانبه را برای او فراهم سازد.





منبع:  مجتبی اردشیری  


تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 13 تیر 1390-10:02 ق.ظ



فروش فیلم‌های روی پرده آخرین روز هفته تقریباً مثل روز پنجشنبه بود.













در این میان البته یكی دو فیلم جدول اكران كمتر از روز جمعه فروختند. فیلم‌هایی مثل «ورود آقایان ممنوع»، «قصه پریا» و «پایان نامه» كمتر از روز جمعه تماشاگر داشتند

و در عوض «دختر شاه پریون» حدود سیصدهزار تومان افزایش فروش داشت. فیلم رامبد جوان آخرین روز هفته فروشی معادل 72 میلیون تومان داشت و موفق شد مجموع فروش‌اش را به مرز 720 میلیون تومان برساند. «قصه پریا» در هفدهمین روز نمایش‌اش 13 میلیون تومان فروخت. فیلم فریدون جیرانی كه 14 سینما در اختیار دارد تاكنون 143 میلیون فروخته است قرار است در پایان اكران «قصه پریا» در گروه آزادی، «شبانه‌روز» روی پرده برود. «جرم» به اندازه روز قبلش تماشاگر داشت. فروش 10 میلیونی این فیلم در روز جمعه مجموع فروش فیلم كیمیایی را به مرز 475 میلیون تومان رساند. فروش «جرم» تا پایان این هفته در تهران به مرز نیم میلیارد تومان می‌رسد.
«دختر شاه پریون» با 21 سینما در هفته سوم نمایش‌اش قرار دارد. فیلم قدكچیان موفق شده بعد از 17 روز نمایش تنها
به فروش یكصدمیلیون تومان نزدیك شود. «پایان نامه» بدون سینمای سرگروه افت فروش پیدا كرده. این فیلم كه 7 سینما در اختیار دارد آخرین روز هفته فروشی معادل 5/7 میلیون داشت. «سیزده 59» هم هنوز نتوانسته همه سینماهایش را در اختیار بگیرد. مجموع فروش این فیلم با احتساب گیشه 5/4 میلیونی‌اش بعد از 3 روز 5/11 میلیون شده است.




تاریخ آخرین ویرایش:- -




  • تعداد صفحات :11
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات