TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب فرشاد نعیمی
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

چهارشنبه 1 تیر 1390-10:32 ق.ظ



وقتی رضا عطاران اشتباهی حامی زندگی ویشکا آسایش شد


ویشکا آسایش بازیگر فیلم «ورود آقایان ممنوع» روایت جالبی از دریافت سمیرغ بلورین بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم فجر دارد.

او که به همراه رضا عطاران، منیژه حکمت و ستاره پسیانی مهمان کافه خبر بود، گفت:« برای بازی در فیلم «ورود آقایان ممنوع» نامم در بین نامزد​ها بود، و تصمیم گرفته بودم اگر سیمرغ بهترین بازیگری زن را گرفتم، روی صحنه از همسرم تشکر کنم.»

آسایش افزود:« روی سن که رفتم، دوستان از جمله رامبد جوان خوشحالی شان را نشان دادند و من هم ابتدا از عوامل فیلم تشکر کردم، و گفتم که از همه عوامل مثل تهیه کننده، کارگردان، خانم حکمت و...متشکرم . آخرش هم گفتم که از رضای عزیز هم متشکرم که حامی و پشتیبان زندگی من​ است.»

این بازیگر ادامه داد:«خواهرم که مراسم را به صورت زنده از رادیو می​شنید، بعد از برنامه به من زنگ زد و گفت؛مجری برنامه بلافاصله بعد از تشکر تو گفته که منظور ویشکا آسایش از رضا، همبازی​اش در این فیلم یعنی رضا عطاران بوده​است.»

او اظهار داشت:« روز بعد هم روزنامه​ها همین را نوشتند، در صورتی که منظور من از رضا همسرم بود، چون اسم همسر من هم رضاست، اما این تشکر به نام رضا عطاران ثبت شد و کسی هم از خودش نپرسید که اگر منظور من عطاران بود چرا گفتم پشتیبان و حامی زندگی​ام.»

مشروح نشست با بازیگران و مجری طرح فیلم «ورود آقایان ممنوع» به زودی منتشر می​شود.




تاریخ آخرین ویرایش:- -
چهارشنبه 1 تیر 1390-10:25 ق.ظ



سارا سالار، نویسنده رمان دوست‌داشتنی «احتمالا گم شده‌ام»، همسر نازنین سروش صحت و مادر مهربان «سورنا» که قبل از هرچیزی یک فرشته دوست‌داشتنی بود.



صحبت‌ها  که تمام شد، پر از انرژی بودیم، اتفاقی که در این روزها خیلی کم می‌افتد. خانم سالار، نویسنده رمان دوست‌داشتنی «احتمالا گم شده‌ام»، همسر نازنین سروش صحت و مادر مهربان «سورنا» که قبل از هرچیزی یک فرشته دوست‌داشتنی بود. بانویی سرشار از وقار و آرامش در خانه‌ای که با معجزه دست‌های هنرمند خودش تزیین شده بود. ما دوست داشتیم ساعت‌ها بنشینیم و او بگوید و ما فقط گوش کنیم. به صحبت‌هایی که هر کدام از ما را به یاد دنیای خودمان و سرگشتگی‌هایش می‌انداخت. دنیایی که در داستان او خیلی خوب به تصویر کشیده شده. کتابی که پیشنهاد می‌کنیم خواندن آن را به هیچ‌وجه از دست ندهید.



داستان زندگی همه آدم‌ها

خیلی‌ها فکر می‌کنند داستان کتاب «احتمالا گم شده‌ام» زندگی شخصی من است، چون راوی داستان خودم بودم اما اینطور نیست داستان من اصلا واقعی نیست، حتی برای اطرافیانم هم اتفاق نیفتاده. ماجرا این است که من یک ذهنیتی داشتم که این ذهنیت من را با خودش همیشه درگیر می‌کرد، دو شخصیتی که با هم تفاوت دارند هم خیلی همدیگر را دوست دارند و هم از همدیگر متنفر هم هستند و این به خاطر ضعف‌ها و قدرت‌هایی است که دارند. دوست داشتم این ذهنیت را به شکل داستان در بیاورم ولی وقتی شروع به نوشتن می‌کنم، قطعا نمی‌توانم از خودم و آدم‌های دور و برم و تجربیاتشان تاثیر نگیرم و از آنها نمونه‌برداری نکنم. بعضی وقت‌ها این نمونه‌ها ممکن است آمیزه‌ای باشد از چند شخصیت.
حتی بعضی از خوانندگان رمان من سوال می‌کنند: «این داستان حدیث نفس بوده؟» اینطور نیست. این داستان ساخته و پرداخته ذهن من است.



ماجرایی که با آن هم‌ذات پنداری می‌کنید

همه ما، کلا بشر امروز که در این جامعه زندگی می‌کنیم، سرگشتگی‌ها، درگیری‌های ذهنی، گمشدگی‌هایی به شکل‌های مختلف داریم و من سعی کردم این حس را صادقانه راجع به شخصیت داستانم منتقل کنم و همین امر شاید باعث شده بیشتر از آن که تصور می‌کردم خواننده‌ها هم همین حس گم شدگی را با خواندن رمان داشته باشند. الان می‌فهمم بهترین کاری که موقع نوشتن می‌شود کرد این است که تا حد امکان صادقانه و از ته وجود حرف بزنی.
باخورد و استقبال خواننده‌ها واقعا خارج از توقع من بود، اصلا فکرش را هم نمی‌کردم کتابم چند بار تجدید چاپ بشود.



کار سخت نوشتن داستان دوم

نوشتن کار دومم خیلی برایم سخت‌تر از کار اول بود، با وجود اینکه نمی‌خواستم به قضاوت بقیه در مورد کارم فکر کنم اما بعد از کار اول ناخودآگاه این مساله آزارم می‌داد و من را می‌ترساند.
در داستان دومم برخلاف کار قبلی‌ام که قهرمان داستان با شوهرش ارتباط معنوی نداشت، قهرمان داستان زنی است که یک جورهایی عاشق شوهر‌اش است و در حالی‌که می‌تواند به یک زندگی امن و بدون مشکل در کنار شوهرش ادامه بدهد به دلیل ترس از روزمرگی و از بین رفتن عشق و ندیدن شدن تصمیم می‌گیرد از شوهرش جدا شود هر چند که باید داستان را خواند و دید چقدر این تصمیم واقعی است و چه قدر...



باید عاشق این کار باشی

بعضی‌ها فکر می‌کنند نوشتن فقط ذاتی است و بعضی‌ها هم فکر می‌کنند اصلا ربطی به ذات و استعداد ندارد و فقط از طریق آموزش می‌شود نوشت. من فکر می‌کنم نه آن به تنهایی درست است و نه این. فکر کنم برای نوشتن به هر دو احتیاج است.
نوشتن به خصوص، نوشتن رمان به نظر من یعنی عشق، انگیزه، تلاش و تداوم.
حتما باید تئوری‌ها را خواند اما باید موقع نوشتن آنها را فراموش کرد. باید از خودآگاه به ناخودآگاه سفر کرد به جایی که اگر موقع نوشتن به آن دست پیدا کنی حتما می‌توانی عمق آدم را آنجا پیدا کنی.





یک زندگی خوب در کنار «سروش»

بعضی‌ها از من سوال می‌کنند زندگی با یک هنرپیشه، کارگردان و نویسنده برایم سخت نیست؟ بلاخره زندگی مشترک با هر کسی در کنار لذت‌ها، سختی‌ها و مشکلات خودش را دارد و خب با یک هنرپیشه، کارگردان و نویسنده هم لذت‌هایش بیشتر است و هم سختی‌ها و مشکلاتش. با این حال تا حالا که خوب با هم دوام آوردیم و کارهای همسرم با وجود فشردگی زیاد تاثیر چندانی روی رابطه‌مان نداشته.



مادر شدن دنیای من را تغییر داد

بعد از 8 سال زندگی مشترک صاحب فرزند شدم بچه‌دار شدنم باعث شد مدتی نتوانم هیچ‌کاری بکنم البته آدم تنبل دنبال بهانه هم می‌گردد. 4-3 سال را کاملا کنار پسرم گذراندم و الان از این قضیه راضی هستم چون وقتی که برای پسرم گذاشتم نتیجه خوبی گرفتم. پسر من الان دنیای نوشتن  سال‌اش است و مادرها می‌دانند که مشکل نداشتن با یک پسر10 ساله چه نعمتی است. با به دنیا آمدن پسرم ذهنیت من برای نوشتن به شدت تغییر کرد انگار با به دنیا آمدنش بعدی دیگر به من اضافه شد انگار از دنیای دو بعدی به دنیای سه بعدی آمدم. واقعا بچه‌دار شدن با تمام سختی‌ها و مسوولیت‌هایش احساس عمق بیشتری به آدم می‌دهد. بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم داشتن مادری که می‌نویسد برای بچه ظلم است، چون موقع نوشتن وضع روحی متغیری دارم و از اینکه بچه‌ام تحملم می‌کند احساس شرمندگی می‌کنم.



کتابم را بیشتر خانم‌ها می‌خوانند

حس عجیبی بود برای من که سال‌ها داستان کوتاه نوشته بودم و کاملا ناامید بودم. بعد از تجربه کار سخت ترجمه فهمیدم این کاره نیستم. فهمیدم وقتی شروع کنی به نوشتن دیگر نمی‌توانی به راحتی از آن دست بکشی و به هر شکلی می‌آید و گریبانت را می‌گیرد. بعد از چاپ رمان وقتی اولین کتاب را در دستم گرفتم حس‌اش مثل حس مادری بود که بعد از زایمان روی تخت بیمارستان است و بچه‌اش را می‌دهند دست‌اش.
بیشترین خوانندگان رمان من خانم‌ها هستند، گرچه نقدهای بسیار خوبی از آقایان در وبلاگ‌ها خوانده‌ام.



فیلمنامه‌نویسی را تمرین می‌کنم

من خودم سینما را خیلی دوست دارم. شاید یک روزی توانستم یک فیملنامه سینمایی بنویسم و آن را بسازم. تا حالا هم یکی دو تا فیلم‌نامه سینمایی نوشتم ولی ساخته نشده‌اند.



5 کتاب به پیشنهاد سارا سالار:

  • ابله /  داستایوفسکی:
ترجمه آقای سروش حبیبی شاهکاری که چنان نوشته شده که هنوز بعد از این همه سال دوباره خواندن‌اش لذت بخش است.

  • شیشه /  سیلویا پلات:
این تنها رمانی است که سیلویا پلات شاعر نوشته، داستان زندگی خودش که به شدت تاثیرگذار است.

  • وقتی از دو حرف می‌زنم، از چه حرف می‌زنم /  موراکامی:
دونده ماراتن خیلی قشنگ دوندگی و نویسندگی را کنار هم قرار داده است.

  • عامه پسند /  بوکوفسکی
نویسنده توانسته با تخیلی عجیب  و زیبا، جدی را به شوخی بگیرد.

  • زندگی در پیش‌رو /  رومن گاری
ترجمه خانم لیلی گلستان. اصولا کارهای رومن‌گاری را خیلی دوست دارم. در کارهایش پر است از تناقضاتی که در زندگی  وجود دارد. اما با این حال زندگی در پیش رو است.

  مجله اینترنتی Bartarinha.ir




تاریخ آخرین ویرایش:- -
سه شنبه 31 خرداد 1390-10:23 ق.ظ



بهناز جعفری و سروش صحت در نمایش جدید داود رشیدی

بهناز جعفری و سروش صحت به نمایش جدید داود رشیدی «آقای اشمیت کیه» پیوستند.

رشیدی این روزها مشغول تمرین جدیدترین نمایش خود است که قرار است از نیمه دوم تیرماه در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به صحنه برود.

پیش از این حضور رضا بابک به عنوان یکی از بازیگران اصلی این نمایش قطعی شده بود و بهناز جعفری، سروش صحت و اشکان خیل‌نژاد دیگر بازیگرانی هستند که در «آقای اشمیت کیه» به ایفای نقش می‌پردازند.

این نمایش که نوشته سباستین تیری نویسنده فرانسوی است، مایه‌هایی از کمدی‌های ابزورد را در خود دارد و قدری هم به گروتسک پهلو می‌زند. «آقای اشمیت کیه» را شهلا حائری ترجمه کرده است.

در این اثر نمایشی ایرج رامین‌فر به عنوان طراح صحنه، لباس، پوستر و بروشور، رشیدی را همراهی می‌کند. همچنین محمدرضا اصلی دستیار کارگردان و امین عظیمی مشاور رسانه‌ای هستند.

داستان این نمایش درباره زن و مردی است که در سکوت شب در خانه‌شان شام می‌خورند، تلفن به صدا درمی‌آید و آنها از وحشت خشک می‌شوند.

داود رشیدی پارسال نمایش «منهای دو» را در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر به صحنه برد.




تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 30 خرداد 1390-11:57 ق.ظ



  تاملی کوتاه در باب کمدی و روش‌های ایجاد فضای کمیک

درباره طنز، فکاهی و کمدی بسیار گفته و نوشته اند. متأسفانه در فرهنگ ما پرداختن به مسایل تئوریک زیاد جدی گرفته نشده، و همین امر موجب شده است تا ما در این عرصه، بیش تر مصرف کننده آرا و فرضیات محققان دیگر کشورها درباره مبانی فرهنگی خودمان باشیم.
این بنده در طرح این مقال، قصد آن دارد تا درحد مقدمات و ایجاد زمینه برای طرح بحث، نکاتی را یادآور شود تا شاید زمانی اهل قلمی با فراغتی و سوادی بایسته تر و شایسته تر آن را پی گیرد.
می گویند مرحوم غلامحسین خان درویش، نوازنده زبردست تار، غالباً در مجالس و محافل، دست به ساز نمی برد. دوستان او برای تحریکش به نواختن، ترفندی اندیشیده بودند: در حضور او، تار را به دست نوازنده ناواردی می دادند تا بنوازد. درویش خان که نمی توانست این بدنوازی و غلط نوازی را تحمل کند، برمی خاست، تار را از فرد ناوارد می گرفت و می گفت، «این طور باید زد!» و خودش بنا می کرد به نواختن!
امیدواریم بدنوازی و غلط نوازی ما نیز موجب تحریک استادان عرصه فرهنگ و ادب و هنر شود!

تعاریف
شوخ طبعی در فرهنگ و ادب فارسی، سابقه ی دیرینه دارد و نمونه های مطایبه را در متون کهن فارسی نظیر «درخت آسوریک» نیز می توان دید. پیش از این در جایی دیگر، تعریف خود را از شوخ طبعی و شاخه های منشعب از آن به تفصیل آورده ام و در این مقال، مجال ذکر مجدد آن همه نیست.
با قدری تسامح و به اجمال، می توان گفت که شوخ طبعی به چهار شکل در شعر و نثر، ظهور پیدا می کند: هزل، هجو، فکاهه و طنز.
هزل سخن بیهوده ای است که از آن اراده جد کنند و به تعبیر «ابن رشیق قیروانی»، ابوالهلال عسکری و تفتازانی: «چنین است که چیزی به حسب ظاهر بر سبیل لعب و مطایبه ذکر شود و به حسب حقیقت، غرض از آن امر صحیحی باشد.»
هجو در کلام عرب، به معنی دشنام دادن، بد گفتن، سرزنش کردن و زشت شمردن. لازم به ذکر است که بعضاً هجو را زیرمجموعه شوخ طبعی نمی دانند، مع هذا بدان جهت که در این شیوه، بسیاری از شگردهای طیبت آمیز مورد استفاده قرار می گیرد، برخی دیگر معتقدند که هجو نیز زیرمجموعه شوخ طبعی است.
فکاهه، رایج ترین شاخه شوخ طبعی است. غالب لطایف در تعریف فکاهه می گنجند. فکاهه عبارتی است از شوخی، مزاح، خوش مزگی و یا هر کلام دیگری که صرفاً موجب خنده شنونده یا خواننده و انبساط خاطر او شود.
طنز بیان انتقاد تلخ به زبان شیرین، کنایی و نشاط آور است که در آن عفت و انصاف رعایت شود. متأسفانه امروزه تمامی شاخه ها و زیرمجموعه های شوخ طبعی را به نام طنز می شناسند و معرفی می کنند و همین امر موجب شده است تا مخاطبان طنز در بازشناسی آن از دیگر شاخه های شوخ طبعی دچار سردرگمی شوند.
شاید این سؤال پیش بیاید که تعاریف فوق در عرصه ادب نوشتاری، اعم از نظم یا نثر، کاربرد دارد. ارتباط این تعاریف با هنر کمدی در چیست؟ در جواب عرض می کنیم که یکی از راه های بازشناسی انواع کمدی ازهم، آشنایی با تعاریفی است که از هزل، هجو، فکاهه و طنز ارائه شد.
به اجمال می توان گفت که کمدی از واژه یونانی komodia ریشه گرفته و این واژه، ظاهراً شکل تغییر یافته کوموس komos است، جشنی که در مراسم کهن دیونوسی همراه با آوازهای شادی بخش و عیش و نوش اجرا می شده است.

ارسطو در«فن شعر»، کمدی را نقطه مقابل تراژدی می داند و می گوید: «کمدی تقلید اطوار شرم آوری است که موجب ریش خند و استهزا می شود.»
با بازشناسی اولین متون کمدی و تحقیق در موضوعاتی که کمدی آن روزگار بدان ها می پرداخته، می توان دریافت که کمدی های اولیه، پا از دایره هزل و هجو بیرون نمی گذاشته اند و صرفاً انگیزه تفریح و خنده و لودگی داشته اند.
کمدی در سیر تکاملی خود، براساس نوع اجرا، موضوع، توالی تاریخی، موقعیت جغرافیایی، شیوه بیان و نوع نگاه به تقسیمات مختلف رسیده و امروزه قریب به صد نوع کمدی شناخته شده در جهان وجود دارد. (برای آشنایی بیش تر با انواع کمدی رک به: فرهنگواره داستان و نمایش، دکتر ابوالقاسم رادفر، انتشارات اطلاعات، چاپ اول 1366، صص 239 تا 246 ، همچنین: فرهنگ اصطلاحات ادبی، سیما داد، مروارید، چاپ دوم 1375، صص 244 تا 250.)
همان طور که قبلاً‌ گفتیم کمدی در بدو پیدایش غالباً در لودگی و تمسخر افراد فرادست و فرودست اجتماع خلاصه می شود و به همین جهت علی رغم اقبال عمومی از آن، معمولاً کسی مقوله کمدی را جدی نمی گرفت. فیلسوفانی مانند«سیسرو»( Cicero ) تلاش فراوان کردند تا به این نمایش که در آن زمان به شکل نفس گیری مشمئزکننده بود، معنا ببخشند و برای آن اعتباری کسب کنند. به همین جهت اعلام کردند که کمدی درواقع پرمعناتر از آن است که به نظر می رسد و از نظر ارزشی با تراژدی برابری می کند. به نظر آن ها، از زمان نمایش های «آریستوفان»، نقش کلاسیک کمدی عبارت بوده است از: «اصلاح کارهای غیرمنطقی و غیراخلاقی نادانان.»
با عنایت به شیوه دفاع فلاسفه ای نظیر «سیسرو» از کمدی، می توان دریافت که ایشان از نوعی از کمدی دفاع می کرده اند که تا حدود زیادی دربردارنده ابعاد انتقادی و اصلاح جویانه طنز بوده اند.

خنده
خنده عبارت است از واکنش، انبساط و رها شدگی ناشی از رضایت یا عدم رضایت جسم، در برابر عوامل فیزیکی، شیمیایی، فکری و عصبی.
ما در بخش آتی این نوشته، به معرفی علل خنده و راه های بهره گیری از آنها در ایجاد فضای کمیک خواهیم پرداخت.


 


ادامه مطلب

تاریخ آخرین ویرایش:- -




  • تعداد صفحات :11
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic