TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب طنزهای مطبوعاتی
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

سه شنبه 8 شهریور 1390-02:23 ب.ظ



کنکور سینما شماره (1) - نوشته مهرداد نعیمی

داوطلبین گرامی، با توجه به اینکه غلط زدن تنها یک تست، می تواند شما را از یک مهندس عالی رتبه به یکی حمال بی خاصیت تبدیل کند، هر تست را چند بار با دقت بخوانید و سپس پاسخ دهید :

1 . با توجه به بیانات عجیب و غریب فرج الله سلحشور، کدامیک از موارد زیر در سخنرانی بعدی او وجود نخواهد داشت؟

الف) عباس کیارستمی یک تروریست بی عقبه است.

ب) وقتی ناصر تقوایی به دیب دمینی می گفت دیب دمینی، من فیلم می ساختم.

ج) بهرام بیضایی مروج فرهنگ غیر ایرانی است.

د) یوسف پیامبر در هالیوود درخشیده است.

ه) مفاهیم پایه ای اخراجی ها هزاران بار والا تر از جدایی نادر از سیمین بود.

2 . با توجه به اینکه ورود آقایان ممنوع زد تو پوز اخراجی ها، عواقب احتمالی ناشی از آن چیست ؟

الف) ساخت اخراجی ها 4 با بودجه ده میلیاردی

ب) اعدام پیمان قاسم خانی در ملاء عام

ج) ساخت فیلم ورود اخراجی ها ممنوع

د) انحلال قانون تفکیک جنسیتی

ه) برخورد جدی با عوامل آشوب در ورود آقایان ممنوع

3 . جواد شمقدری را می دیدید، چه می گفتید ؟

الف ) من رو انتخاب کن معاونت، کارتان تمام است.

ب) یه کاری بکنید، یعنی که چه ؟

ج) اخراجی ها مناسبه مراسم اسکاره، به خدااااا

د) یه فیلم بساز یه کم حالشو ببریم داداش

ه) جلوی اهانت ها به اهالی سینما را بگیر

4 . نام فیلم بعدی نیکی کریمی چه می تواند باشد ؟

الف) ز مثل زن

ب) اسلوموشن

ج) چند شب بعد، آغاز دوباره

د) خداجون، یه تهیه کننده برسون

ه) یک فیلم کسل نکننده

5) نظرتان درباره فرضیه نعیمی درباره دماغ جنیفر لوپز چیست ؟

الف) تو یه ....... تمام عیاری، کمتر ...... بنویس برادر

ب) همه چیز به یه ...... ختم می شه، جون تو

ج) گربه دستش به گوشت نمی رسه، روش خاک می ریزه

د) آخرین بار که حالت خوب بوده، کی بوده برادر ؟

ه) اینا چی بود آوردی؟ گندشو در آوردی !

6) می گویند خدا از هر کس، نعمت یا توانایی خاصی را بگیرد، به او استعداد دیگری در زمینه دیگر می دهد، نظر به اینکه من این همه نویسنده خوبیم، به نظر شما خدا کدام توانایی را از من گرفته است ؟

الف) نمک و مزه در گفتار

ب) قوای جنسی اینجانب

ج) اعتقاد به آرمانها

د) ادب و نزاکت

ه) همه موارد صحیح نیست.

تذکر: نظر به اینکه، اینجانب نه موبایل دارم، نه فاکس، نه ایمیل و نه فیس بوک، جوابهای سوالات را در ذهنتان نگه دارید و حضوری به خودم بگویید .

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 4 شهریور 1390-01:51 ب.ظ



به همه گفتیم ما زدیم مهرداد نعیمی

قصه اش درازه، نمی دونم از كجا شروع كنم، من بودم، صابر ابر، رضا دونیرو، حاجی پرویز، آره و اینا، خیلی بودیم، جواد آقامونم بود، جواد آق شمقدری بابا، می شناسیش، همون كه می تونه همه فیلمها رو توی قیف كنه ولی فقط یه سری اش رو می كنه، آره، از ما نه از اونا آره، كه چی؟ بریم فیلمساز بشیم، تو نمیری، به موت قسم من اصلا تو نخش نبودم، اصلا من كجا و فیلمساز شدن كجا، امون از دست این عباس كیارستمی و داش مهرجویی خودمون كه با این فیلماشون منو هوسی كرده بودن، آره، نه، آره، نه، دوربین، میكروفون، صدا، دوربین، حركت، دم در هتل بهارستان اومدیم پایین، یه نگاه به چپ، یه نگاه به راست، یه نگاه بالا، یه نگاه پایین، ساختمون وزارت ارشاد رو دیدیم، همه دوستان آقا جواد هم جمع بودن، از سلج فلحشور بگیر تا آقاشون روستانمكی، وارد اتاق نظارت شدم، با خودم چهار تا فیلمنامه داشتم، اولیو نشونش دادم، به سلامتی آقا جواد، حالمونو حسابی گرفتن، دومی رو نشونشون دادم، به سلامتی آقا افتخاری، اوضاعم حسابی بی ریخت شد، سومی رو كه اومدم نشونشون بدم، شیفت عوض شد و آ شیخ خلیل سرآشپز مسئول نظارت شد، گفت چی كارا كردی تا حالا، ما دو تا قبلی رو نشونش دادیم، گفت به سلامتی دوستان، شما كاراتون اصلا تو نخ مورد توجه ما نیست، جمع كن برو دنبال كارت، تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم، این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی، خودكارم اومد بیرون، اومدم بنویسم زدن خودكارمو شكستن نامردا، از ساختمون اومدم بیرون، رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن. اومدم دم کوچه وزراء بقل این فیلم فروشی آزادی. یه پسره هیکل میزون واستاده بود، منو كه دید اومد جلو، یكی زد تو سینم افتادم تو جوب. گفتم هتته. گفت گفتی فیلم؟، گفتم آره. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومیش رو از اولیش قایمتر زد. دست کردم تو جیبم که برم و بیام چشام باز کردم دیدم مریض خونه ام. آش و لاش شده بودم، حافظه ام رو هم به جزء نیم ساعت آخر پاك كرده بودن، حالا ما به همه گفتیم زدیم، شومام بگین زده. آره، خوبیت نداره

موخره 1 : دم بهمن مفید و مسعود كیمیایی گرم

موخره 2: دیروز دیدم یكی از جملاتی كه تو متن چند سال پیشم بود تو یكی از این پیج های فیس بوك نوشته شده بود، خیلی حال كردم ولی حیف به اسم یكی دیگه بود، اینه متنش : می دونستید اگه عاشق دوست دخترتون بشید، محمدرضا گلزار می یاد خواستگاریش؟

موخره 3 : حالم بده، به آقایی خودتون ببخشین




تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 28 مرداد 1390-03:18 ب.ظ



تذکره پیر ما رضا عطاران!

آن هنرمند مشهدی، آن سازنده قطار ابدی، آن متخصص ساختن سریال های ماه رمضان، آن پایه گزار تیم فوتبال هنرمندان، آن کمدین بی چون و چند، آن رفیق مهرداد میناوند، آن نقاش مجسمه ساز، آن خطاط طناز، آن با حال،آن عاشق فوتبال، آن نویسنده محبوب نسل جوان، پیر ما رضا عطاران،کارگردانی با صفا بود و بهترین بازیگر طنز دومین جشنواره فیلم کمدی گل آقا بود.
گویند که پیوسته عطر زدی و از عطاری به عطاری دیگر رفتی و از این احوال بود که "عطاران"اش گفتند!
نقل است که چون از مادر بزاد سیخی به دست داشت پس ده پرستار بر او مجتمع شدند و هر فعلی کردند تا سیخ از دست او رها کنند نتوانستند ، پیش گویی سر به زنگاه بر او ظاهر شد و گفت:«در سنه 1387 با این سیخ در سریال بزنگاه جنجالی به پا کند که بیا و ببین!»
نقل است که چون به اونیورسیته هنرهای زیبای دانشگاه تهران اندر شد علم طراحی صنعتی آموخت پس کارگردانی ،فیلم نامه نویسی و بازیگری چنان خامش کرد که در سنه 1360 پا به صحنه تئاتر گذاشت و در حوزه غیر کمیک به نقش آفرینی پرداخت و سال ها در محضر مولانا" حسن حامد "شاگردی بکرد و در سنه 1373با "ساعت خوش" به تلوزیون آمد و تعداد زیادی فیلم و سریال کمیک بساخت و پس از چندی روی پرده سینما رفت و دیگر پایین نیامد!





تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 5 خرداد 1391 09:28 ب.ظ
جمعه 28 مرداد 1390-03:16 ب.ظ



تذکره پیر ما داریوش کاردان-حفظه الله-
آن زاده ابهر،آن هنرمند پر شور و شر ،آن موصوف به باحالی،آن مجری جنجالی،آن گوینده سردماغ،آن صاحب صندلی داغ،آن کارگردان خاص،آن استاد خُرناس،آن محبوب این و آن ،پیر ما داریوش کاردان-حفظه الله-مجری تیلوزیون بودی و گوینده و نویسنده رادیو بودی و برنامه زنده اجرا کردی و کارگران برنامه های طنز بودی و در جرآید طنز نبشتی و با این همه ادعای شعر و شاعری نیز داشتی و جز این عیبی نداشتی!
نقل است که چون در جمع مریدان بود نو مریدی بدو بگفت:« به تازگی دریافته ام که شاعری حافظ نام از زبان پیر ما گوید:«دوش با من گفت پنهان «کاردانی» تیز هوش/وز شما پنهان نشاید کرد سرّ می فروش»پس سرّ این بیت به ما بگو.پیر ما رو به او بگفت:«نادان مریدا که تو باشی که ما خود حافظ هستیم!و سال هاست به این نام تخلص می کنیم»نو مرید بگفت:«وامصیبتا که این بیت غلط وزنی داشت و این خبط و خطا ها از پیر ما بعید می نماید!»
پس پیر ما داریوش کاردان در حال بگفت:«همه عمر بر ندارم سر از این خمار و مستی/بابا تو دیگه کی هستی/که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی/بابا تو دیگه کی هستی»پس مریدان جملگی با شنیدن این حکمت به وجد آمدند و یک صدا بگفتند:«بابا تو دیگه کی هستی!»
مولانا مهران مدیری ،هم درباره او گوید که چون ما پا به تلویزیون گذاشتیم جز داریوش کاردان طنز را پایگاه و جایگاهی نبود که او نیز جانب شعر و شب شعرهای طنز گرفت و ما ماندیم و جای خالی آن بزرگوار و میلیون ها طرفدار و هوادار!
گویند که مهندس قامپیوتر بود لیک از قامپیوتر جز قلوپ(کلوپ!) هواداران هیچ ندانستی و از کرامات پیر ما این بود.
نقل است که چون خواست فوت کند عزرائیل بر او ظاهر بشد پس عزرائیل بگفت :«آرزویی کن »پیر ما بگفت :«خواهم که پیش از آنکه جانم را بستانی جملگی اشعارم را برایت بخوانم» پس عزرائیل گفت:« بخوان»گویند که قرن هاست پیر ما داریوش کاردان در محضر ملک الموت شعر همی خواند و تا امروز زنده است-حفظه الله-



تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 5 خرداد 1391 09:28 ب.ظ




  • تعداد صفحات :19
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات