تبلیغات
TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب كمدی رفتاری
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390-10:49 ق.ظ



کمدین بزرگی که با خنده بیگانه بود

بازی باورپذیر وی در فیلم «روشنایی‌های صحنه» تحسین برانگیز است. تا بدان جا که «چارلی چاپلین» ناچار شد برای حفظ برتری و شهرت خویش، بسیاری از نماهایی را که «کیتون» در آن بازی داشت، از فیلم حذف کند....

alt کمدی «اسلپ استیک» با آمدن صدا به عرصه سینما، به تدریج رنگ باخت و آزادی عمل را تا حدی، برای کمدین‌های سینما محدود کرد. پس از این اتفاق و به سبب به تصویر کشیدن موضوعات و سوژه‌های جدید، بازیگران بسیاری پا به عرصه سینمای کمدی گذاشتند. کمدین‌هایی چون «لورل و‌هاردی»، «سه کله پوک»، «برادران مارکس»، «ابوت و کاستلو» و... یکی از بازیگران مطرح دوره‌های نخست سینمای کمدی، «باستر کیتون» است که به سبب شیرین کاری‌ها، شوخ طبعی‌ها، بدل کاری‌ها و به ویژه چهره بی روح، سنگی و سردش به شهرت جهانی رسید. جشنواره فیلم لندن نیز امسال در مراسم بزرگداشتی از مقام سینمایی کیتون تجلیل می‌کند. به نوشته «فیلم کامنت»، «باستر کیتون» نخست در نمایش‌های موسیقایی و تئاتر نقش آفرینی داشت. بعدها نیز بیشتر با «روسس آربوکل»، ستاره استودیو «کی. استون» هم بازی بود. «کیتون» سال ۱۹۷۱ و در ۲۱ سالگی با ایفای نقش‌های مکمل، به عرصه فیلم سازی گام نهاد. پس از آن نیز شرکت فیلم سازی اش را تاسیس کرد. وی در بسیاری از ساخته‌هایش، به بازیگری و نقش آفرینی پرداخت. «باستر کیتون»، در برخی کشورهای جهان، هرگز به شهرت و محبوبیت «چارلی چاپلین» نرسید. این در حالی است که شخصیت و پرسونای کمدی وی، از تمامی ‌کمدین‌های سینمای صامت خنده آورتر، جذاب‌تر و دوست داشتنی‌تر بود. اما یک تفاوت بزرگ و اساسی، میان او و «چارلی چاپلین» وجود دارد. «کیتون» هیچ گاه درصدد انتقاد از شرایط و وضعیت اجتماعی- سیاسی، به سخره و نیشخند گرفتن طبقات مختلف جامعه و برانگیختن عواطف تماشاگرانش نیست. او سینمای کمدی را به عنوان راهی برای گذران زندگی انتخاب کرد و هدف اصلی این گونه سینمایی را، خنداندن تماشاگر می‌دانست. وی در فیلم‌هایش هرگز از داستان‌های رمانتیک و تراژدی بهره نگرفت. مضمون و دستمایه بیشتر آثار کیتون، در حد یک شوخی است. وی در فیلم‌هایش تلاش داشت رضایت و خشنودی مخاطب را کسب کند. به همین سبب در مواجهه با بدبیاری‌های عجیب، غریب و سرشار از خنده و شوخ طبعی اش، یک تنه مبارزه می‌کند. در نهایت نیز با توانایی‌هایی باورناپذیر، بر این بدبیاری‌ها پیروز می‌شود. منحصر به فردترین ویژگی فیلم‌های «کیتون»، شوخی‌های لحظه ای اوست. البته این شوخی‌ها هیچ گاه، ساز مخالف و جداگانه ای با کلیت اثر نمی‌زند. طنز موقعیت در آثارش هم چون قطعات یک پازل در ساختمان اصلی جای می‌گیرد. تا بدان حد که داستان را به تدریج پیش می‌برد تا شوخی اساسی فیلم را خلق کند. کمدی «اسلپ استیک» را به «کمدی بزن و بکوب» و «هرج و مرج طلبی» تفسیر و تعبیر کرده اند. اما بی تردید این مفهوم دست کم درباره سینمای «باستر کیتون» و سبک آثار وی، همخوانی چندانی ندارد. او همواره تلاش دارد وضعیتی پرآشوب را، به مرزی از ثبات و منطق برساند. «کیتون» در جهانی پرهرج و مرج، دقیق و موشکاف است. همیشه اصرار دارد مطابق منطق خودش رفتار کند. به عنوان مثال دو پایش را روی میز می‌گذارد و سپس به زمین می‌خورد. یا برای گرفتن قطار به سرقت رفته اش، در پی آن می‌دود. گاه نیز با گاری از میان یک مراسم رسمی، رژه می‌رود. یا با نارنجکی که به سمتش پرتاب می‌شود، سیگارش را روشن می‌کند. «کیتون» در فیلم «ازدواج از سر لجبازی» در نهایت شوخ طبعی بر دیوار خانه اش که نمی‌تواند از تخریب آن جلوگیری کند، تابلوی «به فروش می‌رسد» را نصب می‌کند. وی معتقد بود که در زندگی شخصی اش «یک بدبیار تمام عیار» است. بدبیاری‌هایش در زندگی، بی شباهت به یکی از صحنه‌های فیلمش نیست. در یکی از سکانس‌های فیلم «خانواده جونز در‌ هالیوود»، هنگام سفر با همسرش، خودرواش روی ریل قطار، خراب می‌شود. درست در همین زمان، صدای سوت قطار به گوش می‌رسد. «کیتون» با شتاب می‌گریزد اما ناگهان بازمی‌گردد و همسر و چمدان‌هایش را از خودرو خارج می‌کند. در همین لحظه نیز قطار سر می‌رسد اما از روی ریل کناری می‌گذرد. او و همسرش سالم می‌مانند و نفسی از سر راحتی می‌کشند. اما درست در همان لحظه، باز قطار دیگری از سمت مقابلش می‌آید. خودرو «کیتون» را زیر می‌گیرد و آن را خرد می‌کند. بازی باورپذیر وی در فیلم «روشنایی‌های صحنه» تحسین برانگیز است. تا بدان جا که «چارلی چاپلین» ناچار شد برای حفظ برتری و شهرت خویش، بسیاری از نماهایی را که «کیتون» در آن بازی داشت، از فیلم حذف کند. حضور «کیتون» در بیشتر آثارش، از جمله «یک هفته»، «ژنرال»، «سفر به غرب» و... خنده آور و سرشار از حس زندگی و شادی است. بدون آن که رنج‌های بزرگ زندگی اش را، در خاطر خود و تماشاگرانش زنده کند. چهره بی روح و سنگی «کیتون» با وجود تکیدگی سال‌های پایانی زندگی اش، هم چنان سرد و خشک بود. بیشتر منتقدان بر این باورند که «کیتون» تنها کمدین بزرگ و صاحب نامی ‌است که در تمام طول زندگی حرفه ای، حتی در فیلم‌هایش، هرگز نخندید. او بازیگری است که دیگران را می‌خنداند اما انگار خودش با خنده و خندیدن بیگانه بود. چین و چروک عمیقی که بر چهره وی نقش بسته بود، با حرکات خنده آورش در تضاد است. بیشتر کمدین‌های سینما به «کیتون» عنوان «ذره ای از هیچ» را داده اند. این عبارت ویژه افرادی است که به لحاظ شخصیتی به بلوغی خاص می‌رسند. بلوغی که نصیب هر بازیگری نمی‌شود. به گفته بیشتر کارگردانان، بازیگران و منتقدان سینمای کمدی، نمی‌توان «باستر کیتون» را توضیح داد یا او را توصیف کرد. زیرا جنس کمدی‌هایش به گونه ای نیست که بتوان مطابق برداشت‌ها، مفاهیم یا معانی رایج سینما درباره آن سخن گفت. چنان چه قرار است «کیتون» را درک کرد، باید هم چون خود او بود، تنها در این صورت می‌توان به این نتیجه رسید که برخی از حوادث مضحکی که برایش رخ می‌دهد، بارها در زندگی هر کدام از ما، به گونه و شکلی متفاوت اتفاق افتاده است. «باستر کیتون» در یادداشت‌های شخصی اش نوشته است: «هرگز سال‌های سخت و دشواری را که در زندگی پشت سر گذاشته ام، فراموش نمی‌کنم. می‌دانید! من آن گونه ای تربیت نشده ام که فکر کنم زندگی آسان است. همیشه برای به دست آوردن پول، به سختی کار کرده ام. یاد گرفته ام خواستار چیزی نباشم که استحقاق و شایستگی اش را ندارم. به باور من سال‌های دشوار و سخت زندگی کوتاه است. شاید فقط یک آدم نازک نارنجی و نازپرورده که طعم رنج را نچشیده ممکن است از دشواری‌های زندگی شکوه و شکایت کند. پزشکم می‌گوید می‌توانم صد سال زندگی کنم. خیال چنین کاری را هم دارم. چه کسی آرزو ندارد صد سال در جهانی زندگی کند که مردم بسیاری با قدرشناسی و احساس ناب انسانی، مردی کوچک با چهره ای سرد، سنگی و یخ زده به نام «باستر کیتون» را به خاطر می‌آورند. مردی که سال‌ها پیش وقتی جوان بودند، یک ذره آن‌ها را می‌خنداند اما خودش با خنده بیگانه بود و با آن میانه ای نداشت. همین برایم کافی است!» باستر کیتون در بیشتر سال‌های فعالیتش در عرصه سینمای کمدی، با شرایط بسیار دشوار و سختی دست و پنجه نرم کرد. اما اجازه نداد این تجربه‌های اندوهبار و تراژیک در آثارش بازتاب داشته باشد. بیشتر منتقدان به باستر کیتون عنوان «کمدین صورت سنگی» داده اند. زیرا تا پایان عمرش در زندگی و هیچ یک از فیلم‌هایش هرگز نخندید. «کیتون» نمی‌خندید چون به باور خودش دلیلی در جهان برای خندیدن نمی‌دید. به گفته «اورسن ولز» در چهره اش رازی پنهان بود که هرگز فاش نشد. بسیاری از منتقدان برجسته سینما، امروزه جایگاه «باستر کیتون» را در سینمای کمدی، فراتر از کمدین‌های مشهوری چون «برادران مارکس»، «هارولد لوید»، «چارلی چاپلین» و «لورل و‌هاردی» می‌دانند. فیلم‌های کوتاه و بلند به جا مانده از «باستر کیتون» حکم گنجینه‌هایی را دارند که با سپری شدن زمان، قدر و ارزش آن‌ها بیشتر آشکار می‌شود. «باستر کیتون» سال ۱۹۶۶ و در سن ۷۱ سالگی، بر اثر بیماری سرطان درگذشت.

منبع: khorasannews.com/ احمد صبریان




تاریخ آخرین ویرایش:- -
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390-10:48 ق.ظ



بازیگران کمدی امریکا - 1

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

altبا بازی در فیلم جالب و مجذوب کننده ای مانند «درخشش ابدی یک ذهن پاک» تجربه جدیدی را داشت و به همگان ثابت کرد که نه تنها در ژانر کمدی بهترین است بلکه.... 
 


بعضی از بازیگران هستند که در ابتدا با بازی در نقش‌های کمدی وارد سینما شدند ولی بعد‌ها و با پیشنهادهای بهتری که دریافت کردند، کاملا از نقش‌های کمدی دور شدند.
 
به نقل از مجله فرانسوی ستاره‌ها: بسیاری از بازیگران‌ هالیوودی هستند که با نقش‌های کمدی وارد سینما شده اند اما کمی‌بعد و با استعدادهایی که در بازیگری از خود نشان دادند به نقش‌های بهتری دعوت شدند و اکنون کاملا از نقش‌های اولیه شان فاصله گرفته اند و بیشتر در ژانرهای غیر کمدی بازی می‌کنند.
اکنون به معرفی این بازیگران می‌پردازیم:

رابین ویلیامز:
رابین ویلیامز، بازیگر و کمدین مشهوری است که در شیکاگو به دنیا آمد. او با بازی در فیلم مورک غریبه به اوج شهرت رسید.
 

 alt
او در تئاتر، سینما، تلویزیون بازی می‌کند. اما باید قبول کرد که فیلم‌های کمدی بسیار سخت و طاقت فرسا هستند زیرا خنداندن و فیلمی‌ که باعث خنده دیگران شود نیاز به بازی و حرکاتی فوق العاده دارد.
 
ژان دوژاردن:
ژان یک هنرمند فرانسوی است که با بازی در فیلم‌های کمدی فعالیت حرفه ای خود را آغاز کرد.
به عنوان مثال، عموم مردم فراسنه کمدی‌های مضحکی که با بازی ژان دوژاردن ساخته می‌شود را کمدی‌های واقعی فرانسه می‌نامند زیرا او بسیار در این نوع ژانر فیلم قابل می‌باشد. فیلم‌هایی مانند مرد برایسی، لوک خوش شانس، او اس اس 117.
 


اما در برابر این ژانر او به بازی در فیلم‌هایی مانند: "صدای جرینگ یخ" با بازی فوق العاده "ژان دوژاردن" که در قالب زندگی یه رمان نویس مشهور است که دچار بیماری سرطان می‌شود و به مشکلاتی که برای این نویسنده پیش می‌آید می‌پردازد.

بن استیلر:
بن، بازیگری امریکائی است که در فیلم‌های کمدی شناخته شده است. علاوه بر بازیگری، کارگردان و تهیه کننده فیلم‌های امریکایی نیز می‌باشد و تا کنون جوایز بسیاری مانند جایزه امی ‌را از آن خود کرده است.
با فیلم‌های مانند "تندر گرمسیری" "شب در موزه" و... مشهور شد اما با بازی در فیلم "پدربزرگ و من" به ژانر دیگری گروید.
 


جیم کری:
بازیگری کانادایی است که به عنوان یک کمدین مشهور شناخته می‌شود.
با بازی در فیلم "احمق و احمق تر" به شهرت بسیاری دست یافت. با بازی در فیلم جالب و مجذوب کننده ای مانند "درخشش ابدی یک ذهن پاک" تجربه جدیدی را داشت و به همگان ثابت کرد که نه تنها در ژانر کمدی بهترین است بلکه در سایر ژانر نیز می‌تواند به عنوان بهترین مطرح باشد.
 

    alt
جیم کری با دو چهره متفاوت یکی طنز و دیگری درام و ملو درام و حرکات مخصوصی که از خود نشان می‌دهد توانسته است به ستاره ای محبوب تبدیل شود و از او به عنوان ستاره ای محبوب یاد شود.

میشل لاروک:
میشل به بازی در ژانرهای کمدی شهرت بسیاری دارد، زیرا در ابتدا کار خود را با این سبک آغاز کرده بود.
در فیلم‌هایی مانند: پلاکارد، بحران و... به ایفای نقش پرداخته است اما امروز با نقشی که در ابتدا داشت و به کمک آن وارد سینما شده بود، فاصله نسبتا زیادی گرفته است.
 


استیو کارل:
کمدین، بازیگر، تهیه کننده، فیلمنامه نویس مشهور امریکائی است. استیو نیز کارش را با بازی در فیلم‌هایی کمدی آغاز کرد و به سمت فیلم‌هایی که متفاوت از ژانر اولیه بودند، پیش رفت.

alt
 
 

 جنیفر آنیستون:
جنیفر انیستون، که با بازی در مجموعه دوستان به شهرت رسید. او در فیلم‌هایی مانند: پولی و من، خانواده بسیار مدرن و... بازی کرده است و به عنوان یک بازیگر کمدین شناخته شده بود تا به فیلم‌هایی که ژانر متفاوتی از کمدی داشتند، دعوت شد.
 

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -
پنجشنبه 30 دی 1389-07:23 ب.ظ



كمدی و انواع آن ؛
 
 


كمدی محصول تفكر انتزاعی انسان و تقلید او از اعمال مذموم اجتماعی است كه گاه برای سرگرمی و گاه نگاهی اصلاح گرایانه و انتقادی به روابط اجتماعی نوع بشر دارد.




انسان به عنوان موجودی اندیشه خواه و اندیشه ورز از دیرباز همواره به دنبال تنوع در لایه های زندگی اجتماعی خود بوده و در این راه برای گریز از تكرار و خمودگی و تنوع بخشی به زندگی خود، همواره از ابزارهای خاصی استفاده كرده است.
نمایش در تعریفی كلی به معنی تقلید از اعمال و كردار محیط پیرامون نوع بشر برای اصلاح امور اجتماعی است. اما حس تقلید از اعمال و كردار همنوعان، حیوانات، پرندگان و آدمیان و تلفیق آن با مسایل اجتماعی بعدها انسان را در شرایطی قرار داد تا به سمت نمایش هایی حركت كند كه یا بار خنده در آنها مدنظر بود و به عنوان نمایشهای "كمدی" شناخته می شدند و یا بار غم و اندوه داشت كه با عنوان "تراژدی".

ادامه مطلب را مطالعه فرمایید

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 4 بهمن 1389 05:35 ب.ظ
یکشنبه 30 خرداد 1389-12:42 ب.ظ



  

درباره طنز، فکاهی و کمدی بسیار گفته و نوشته اند. متأسفانه در فرهنگ ما پرداختن به مسایل تئوریک زیاد جدی گرفته نشده، و همین امر موجب شده است تا ما در این عرصه، بیش تر مصرف کننده آرا و فرضیات محققان دیگر کشورها درباره مبانی فرهنگی خودمان باشیم.
این بنده در طرح این مقال، قصد آن دارد تا درحد مقدمات و ایجاد زمینه برای طرح بحث، نکاتی را یادآور شود تا شاید زمانی اهل قلمی با فراغتی و سوادی بایسته تر و شایسته تر آن را پی گیرد.
می گویند مرحوم غلامحسین خان درویش، نوازنده زبردست تار، غالباً در مجالس و محافل، دست به ساز نمی برد. دوستان او برای تحریکش به نواختن، ترفندی اندیشیده بودند: در حضور او، تار را به دست نوازنده ناواردی می دادند تا بنوازد. درویش خان که نمی توانست این بدنوازی و غلط نوازی را تحمل کند، برمی خاست، تار را از فرد ناوارد می گرفت و می گفت، «این طور باید زد!» و خودش بنا می کرد به نواختن!
امیدواریم بدنوازی و غلط نوازی ما نیز موجب تحریک استادان عرصه فرهنگ و ادب و هنر شود!

تعاریف
شوخ طبعی در فرهنگ و ادب فارسی، سابقه ی دیرینه دارد و نمونه های مطایبه را در متون کهن فارسی نظیر «درخت آسوریک» نیز می توان دید. پیش از این در جایی دیگر، تعریف خود را از شوخ طبعی و شاخه های منشعب از آن به تفصیل آورده ام و در این مقال، مجال ذکر مجدد آن همه نیست.
با قدری تسامح و به اجمال، می توان گفت که شوخ طبعی به چهار شکل در شعر و نثر، ظهور پیدا می کند: هزل، هجو، فکاهه و طنز.
هزل سخن بیهوده ای است که از آن اراده جد کنند و به تعبیر «ابن رشیق قیروانی»، ابوالهلال عسکری و تفتازانی: «چنین است که چیزی به حسب ظاهر بر سبیل لعب و مطایبه ذکر شود و به حسب حقیقت، غرض از آن امر صحیحی باشد.»
هجو در کلام عرب، به معنی دشنام دادن، بد گفتن، سرزنش کردن و زشت شمردن. لازم به ذکر است که بعضاً هجو را زیرمجموعه شوخ طبعی نمی دانند، مع هذا بدان جهت که در این شیوه، بسیاری از شگردهای طیبت آمیز مورد استفاده قرار می گیرد، برخی دیگر معتقدند که هجو نیز زیرمجموعه شوخ طبعی است.
فکاهه، رایج ترین شاخه شوخ طبعی است. غالب لطایف در تعریف فکاهه می گنجند. فکاهه عبارتی است از شوخی، مزاح، خوش مزگی و یا هر کلام دیگری که صرفاً موجب خنده شنونده یا خواننده و انبساط خاطر او شود.
طنز بیان انتقاد تلخ به زبان شیرین، کنایی و نشاط آور است که در آن عفت و انصاف رعایت شود. متأسفانه امروزه تمامی شاخه ها و زیرمجموعه های شوخ طبعی را به نام طنز می شناسند و معرفی می کنند و همین امر موجب شده است تا مخاطبان طنز در بازشناسی آن از دیگر شاخه های شوخ طبعی دچار سردرگمی شوند.
شاید این سؤال پیش بیاید که تعاریف فوق در عرصه ادب نوشتاری، اعم از نظم یا نثر، کاربرد دارد. ارتباط این تعاریف با هنر کمدی در چیست؟ در جواب عرض می کنیم که یکی از راه های بازشناسی انواع کمدی ازهم، آشنایی با تعاریفی است که از هزل، هجو، فکاهه و طنز ارائه شد.
به اجمال می توان گفت که کمدی از واژه یونانی komodia ریشه گرفته و این واژه، ظاهراً شکل تغییر یافته کوموس komos است، جشنی که در مراسم کهن دیونوسی همراه با آوازهای شادی بخش و عیش و نوش اجرا می شده است.

ارسطو در«فن شعر»، کمدی را نقطه مقابل تراژدی می داند و می گوید: «کمدی تقلید اطوار شرم آوری است که موجب ریش خند و استهزا می شود.»
با بازشناسی اولین متون کمدی و تحقیق در موضوعاتی که کمدی آن روزگار بدان ها می پرداخته، می توان دریافت که کمدی های اولیه، پا از دایره هزل و هجو بیرون نمی گذاشته اند و صرفاً انگیزه تفریح و خنده و لودگی داشته اند.
کمدی در سیر تکاملی خود، براساس نوع اجرا، موضوع، توالی تاریخی، موقعیت جغرافیایی، شیوه بیان و نوع نگاه به تقسیمات مختلف رسیده و امروزه قریب به صد نوع کمدی شناخته شده در جهان وجود دارد. (برای آشنایی بیش تر با انواع کمدی رک به: فرهنگواره داستان و نمایش، دکتر ابوالقاسم رادفر، انتشارات اطلاعات، چاپ اول 1366، صص 239 تا 246 ، همچنین: فرهنگ اصطلاحات ادبی، سیما داد، مروارید، چاپ دوم 1375، صص 244 تا 250.)
همان طور که قبلاً‌ گفتیم کمدی در بدو پیدایش غالباً در لودگی و تمسخر افراد فرادست و فرودست اجتماع خلاصه می شود و به همین جهت علی رغم اقبال عمومی از آن، معمولاً کسی مقوله کمدی را جدی نمی گرفت. فیلسوفانی مانند«سیسرو»( Cicero ) تلاش فراوان کردند تا به این نمایش که در آن زمان به شکل نفس گیری مشمئزکننده بود، معنا ببخشند و برای آن اعتباری کسب کنند. به همین جهت اعلام کردند که کمدی درواقع پرمعناتر از آن است که به نظر می رسد و از نظر ارزشی با تراژدی برابری می کند. به نظر آن ها، از زمان نمایش های «آریستوفان»، نقش کلاسیک کمدی عبارت بوده است از: «اصلاح کارهای غیرمنطقی و غیراخلاقی نادانان.»
با عنایت به شیوه دفاع فلاسفه ای نظیر «سیسرو» از کمدی، می توان دریافت که ایشان از نوعی از کمدی دفاع می کرده اند که تا حدود زیادی دربردارنده ابعاد انتقادی و اصلاح جویانه طنز بوده اند.

خنده
خنده عبارت است از واکنش، انبساط و رها شدگی ناشی از رضایت یا عدم رضایت جسم، در برابر عوامل فیزیکی، شیمیایی، فکری و عصبی.
ما در بخش آتی این نوشته، به معرفی علل خنده و راه های بهره گیری از آنها در ایجاد فضای کمیک خواهیم پرداخت.


 


ادامه مطلب رامطالعه فرمایید

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 30 خرداد 1390 12:43 ب.ظ




  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2