TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب كمدی كلامی
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

پنجشنبه 30 دی 1389-06:23 ب.ظ



كمدی و انواع آن ؛
 
 


كمدی محصول تفكر انتزاعی انسان و تقلید او از اعمال مذموم اجتماعی است كه گاه برای سرگرمی و گاه نگاهی اصلاح گرایانه و انتقادی به روابط اجتماعی نوع بشر دارد.




انسان به عنوان موجودی اندیشه خواه و اندیشه ورز از دیرباز همواره به دنبال تنوع در لایه های زندگی اجتماعی خود بوده و در این راه برای گریز از تكرار و خمودگی و تنوع بخشی به زندگی خود، همواره از ابزارهای خاصی استفاده كرده است.
نمایش در تعریفی كلی به معنی تقلید از اعمال و كردار محیط پیرامون نوع بشر برای اصلاح امور اجتماعی است. اما حس تقلید از اعمال و كردار همنوعان، حیوانات، پرندگان و آدمیان و تلفیق آن با مسایل اجتماعی بعدها انسان را در شرایطی قرار داد تا به سمت نمایش هایی حركت كند كه یا بار خنده در آنها مدنظر بود و به عنوان نمایشهای "كمدی" شناخته می شدند و یا بار غم و اندوه داشت كه با عنوان "تراژدی".

ادامه مطلب را مطالعه فرمایید

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 4 بهمن 1389 04:35 ب.ظ
یکشنبه 30 خرداد 1389-12:42 ب.ظ



  

درباره طنز، فکاهی و کمدی بسیار گفته و نوشته اند. متأسفانه در فرهنگ ما پرداختن به مسایل تئوریک زیاد جدی گرفته نشده، و همین امر موجب شده است تا ما در این عرصه، بیش تر مصرف کننده آرا و فرضیات محققان دیگر کشورها درباره مبانی فرهنگی خودمان باشیم.
این بنده در طرح این مقال، قصد آن دارد تا درحد مقدمات و ایجاد زمینه برای طرح بحث، نکاتی را یادآور شود تا شاید زمانی اهل قلمی با فراغتی و سوادی بایسته تر و شایسته تر آن را پی گیرد.
می گویند مرحوم غلامحسین خان درویش، نوازنده زبردست تار، غالباً در مجالس و محافل، دست به ساز نمی برد. دوستان او برای تحریکش به نواختن، ترفندی اندیشیده بودند: در حضور او، تار را به دست نوازنده ناواردی می دادند تا بنوازد. درویش خان که نمی توانست این بدنوازی و غلط نوازی را تحمل کند، برمی خاست، تار را از فرد ناوارد می گرفت و می گفت، «این طور باید زد!» و خودش بنا می کرد به نواختن!
امیدواریم بدنوازی و غلط نوازی ما نیز موجب تحریک استادان عرصه فرهنگ و ادب و هنر شود!

تعاریف
شوخ طبعی در فرهنگ و ادب فارسی، سابقه ی دیرینه دارد و نمونه های مطایبه را در متون کهن فارسی نظیر «درخت آسوریک» نیز می توان دید. پیش از این در جایی دیگر، تعریف خود را از شوخ طبعی و شاخه های منشعب از آن به تفصیل آورده ام و در این مقال، مجال ذکر مجدد آن همه نیست.
با قدری تسامح و به اجمال، می توان گفت که شوخ طبعی به چهار شکل در شعر و نثر، ظهور پیدا می کند: هزل، هجو، فکاهه و طنز.
هزل سخن بیهوده ای است که از آن اراده جد کنند و به تعبیر «ابن رشیق قیروانی»، ابوالهلال عسکری و تفتازانی: «چنین است که چیزی به حسب ظاهر بر سبیل لعب و مطایبه ذکر شود و به حسب حقیقت، غرض از آن امر صحیحی باشد.»
هجو در کلام عرب، به معنی دشنام دادن، بد گفتن، سرزنش کردن و زشت شمردن. لازم به ذکر است که بعضاً هجو را زیرمجموعه شوخ طبعی نمی دانند، مع هذا بدان جهت که در این شیوه، بسیاری از شگردهای طیبت آمیز مورد استفاده قرار می گیرد، برخی دیگر معتقدند که هجو نیز زیرمجموعه شوخ طبعی است.
فکاهه، رایج ترین شاخه شوخ طبعی است. غالب لطایف در تعریف فکاهه می گنجند. فکاهه عبارتی است از شوخی، مزاح، خوش مزگی و یا هر کلام دیگری که صرفاً موجب خنده شنونده یا خواننده و انبساط خاطر او شود.
طنز بیان انتقاد تلخ به زبان شیرین، کنایی و نشاط آور است که در آن عفت و انصاف رعایت شود. متأسفانه امروزه تمامی شاخه ها و زیرمجموعه های شوخ طبعی را به نام طنز می شناسند و معرفی می کنند و همین امر موجب شده است تا مخاطبان طنز در بازشناسی آن از دیگر شاخه های شوخ طبعی دچار سردرگمی شوند.
شاید این سؤال پیش بیاید که تعاریف فوق در عرصه ادب نوشتاری، اعم از نظم یا نثر، کاربرد دارد. ارتباط این تعاریف با هنر کمدی در چیست؟ در جواب عرض می کنیم که یکی از راه های بازشناسی انواع کمدی ازهم، آشنایی با تعاریفی است که از هزل، هجو، فکاهه و طنز ارائه شد.
به اجمال می توان گفت که کمدی از واژه یونانی komodia ریشه گرفته و این واژه، ظاهراً شکل تغییر یافته کوموس komos است، جشنی که در مراسم کهن دیونوسی همراه با آوازهای شادی بخش و عیش و نوش اجرا می شده است.

ارسطو در«فن شعر»، کمدی را نقطه مقابل تراژدی می داند و می گوید: «کمدی تقلید اطوار شرم آوری است که موجب ریش خند و استهزا می شود.»
با بازشناسی اولین متون کمدی و تحقیق در موضوعاتی که کمدی آن روزگار بدان ها می پرداخته، می توان دریافت که کمدی های اولیه، پا از دایره هزل و هجو بیرون نمی گذاشته اند و صرفاً انگیزه تفریح و خنده و لودگی داشته اند.
کمدی در سیر تکاملی خود، براساس نوع اجرا، موضوع، توالی تاریخی، موقعیت جغرافیایی، شیوه بیان و نوع نگاه به تقسیمات مختلف رسیده و امروزه قریب به صد نوع کمدی شناخته شده در جهان وجود دارد. (برای آشنایی بیش تر با انواع کمدی رک به: فرهنگواره داستان و نمایش، دکتر ابوالقاسم رادفر، انتشارات اطلاعات، چاپ اول 1366، صص 239 تا 246 ، همچنین: فرهنگ اصطلاحات ادبی، سیما داد، مروارید، چاپ دوم 1375، صص 244 تا 250.)
همان طور که قبلاً‌ گفتیم کمدی در بدو پیدایش غالباً در لودگی و تمسخر افراد فرادست و فرودست اجتماع خلاصه می شود و به همین جهت علی رغم اقبال عمومی از آن، معمولاً کسی مقوله کمدی را جدی نمی گرفت. فیلسوفانی مانند«سیسرو»( Cicero ) تلاش فراوان کردند تا به این نمایش که در آن زمان به شکل نفس گیری مشمئزکننده بود، معنا ببخشند و برای آن اعتباری کسب کنند. به همین جهت اعلام کردند که کمدی درواقع پرمعناتر از آن است که به نظر می رسد و از نظر ارزشی با تراژدی برابری می کند. به نظر آن ها، از زمان نمایش های «آریستوفان»، نقش کلاسیک کمدی عبارت بوده است از: «اصلاح کارهای غیرمنطقی و غیراخلاقی نادانان.»
با عنایت به شیوه دفاع فلاسفه ای نظیر «سیسرو» از کمدی، می توان دریافت که ایشان از نوعی از کمدی دفاع می کرده اند که تا حدود زیادی دربردارنده ابعاد انتقادی و اصلاح جویانه طنز بوده اند.

خنده
خنده عبارت است از واکنش، انبساط و رها شدگی ناشی از رضایت یا عدم رضایت جسم، در برابر عوامل فیزیکی، شیمیایی، فکری و عصبی.
ما در بخش آتی این نوشته، به معرفی علل خنده و راه های بهره گیری از آنها در ایجاد فضای کمیک خواهیم پرداخت.


 


ادامه مطلب رامطالعه فرمایید

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 30 خرداد 1390 12:43 ب.ظ
شنبه 4 اردیبهشت 1389-12:49 ب.ظ



  نگاهی گذرا به طنز در عصر مشروطیت
شاید بتوان گفت انقلاب ها و دگرگونی های سیاسی بر ساختار ادبیات، فرهنگ و هنر، تأثیر فراوان دارند. حتی شاید بتوان مدعی شد كه پیدا آمدن مكاتب مختلف فلسفی و هنری نیز، به نوعی متأثر از ساختار و فضای سیاسی ملت های مبدع این مكاتب هستند. طنز هم به‌عنوان یك گونه (ژانر) هنری و ادبی در ادوار مختلف تاریخ، از رویدادهای سیاسی و اجتماعی زمان خود تأثیر پذیرفته است. نمی‌توان تأثیر حمله مغول و تبعات آن را بر طنز شیرین و دلنشین سعدی نادیده گرفت و رندیهای حافظ و طنازی های عبید زاكانی را وامدار شرایط سخت سلطه مغولان و ایلخانان ندانست.

شاید بتوان گفت انقلاب ها و دگرگونی های سیاسی بر ساختار ادبیات، فرهنگ و هنر، تأثیر فراوان دارند. حتی شاید بتوان مدعی شد كه پیدا آمدن مكاتب مختلف فلسفی و هنری نیز، به نوعی متأثر از ساختار و فضای سیاسی ملت های مبدع این مكاتب هستند.

طنز هم به‌عنوان یك گونه (ژانر) هنری و ادبی در ادوار مختلف تاریخ، از رویدادهای سیاسی و اجتماعی زمان خود تأثیر پذیرفته است. نمی‌توان تأثیر حمله مغول و تبعات آن را بر طنز شیرین و دلنشین سعدی نادیده گرفت و رندیهای حافظ و طنازی های عبید زاكانی را وامدار شرایط سخت سلطه مغولان و ایلخانان ندانست.

حق‌آن است كه طنز و آزادی بیان، نسبت معكوس دارند. هرجا آزادی های مدنی به شهروندان اجازه داده است كه بی‌واهمه به نقد عملكرد قدرت سیاسی و اجتماعی بپردازند، طنز و شوخ‌طبعی، جای خود را به انتقادات تلخ و تند داده است و هرگاه حاكمان خودشیفته مانع طرح مشكلات از زبان مردم شده‌اند، طنزپردازان بار انتقال انتقادات شهروندان را بر دوش كشیده‌اند. صد البته بوده است ادواری از تاریخ كه برخی طنزآوران در شرایط آزاد، پا به میدان گذاشته ‌اند ولی از آنجا كه جامعه، جسارتی بیش از منتقدان عادی از آنان توقع داشته، قلم طنزپردازان، بعضاً به هزل و هجو گراییده است. [نگاه كنید به بسیاری از مطالب و طرح های نشریات طنز و فكاهی در میانه سالهای 1320 تا 1332 هجری شمسی[.

***

انقلاب مشروطیت، هم از نظر شكلی و هم از نظر ماهوی، یكی از عجیب ‌ترین و قابل تأمل‌ ترین رخدادهای تاریخ ایران است. برای شناخت برخی از ابعاد این رویداد بزرگ، بزرگ ‌ترها ما را به خواندن منابع ارزشمند تاریخ این دوره، امر می‌ كردند (چه نیكو آمرانی كه آن بزرگواران بودند و چه بد مأمورانی كه ما بودیم!). برخی از آن منابع، عبارت بودند از: تاریخ مشروطه ایران نوشته احمد كسروی، تاریخ بیداری ایرانیان نوشته ناظم ‌الاسلام كرمانی، خاطرات و خطرات نوشته مهدیقلی‌خان هدایت و...

و هزار البته، نه من آن كمال و وجهه را دارم كه تاریخ مشروطه بگویم و نه این مقاله آن قدر مجال و پهنه دارد كه لااقل در حد رونویسی از آثار آن بزرگواران بتوان داد معنی داد. اصل مطلب و جان معنی شاید این باشد كه سفركردگان به ممالك راقیه آن روزگار، از طریق مشاهده و ساكنان ممالك محروسه (یعنی ایرانیان داخل كشور) از طریق مطالعه جراید و نشریات، دانستند كه در بلاد مترقی، گرفتن تصمیمات اساسی، صدور احكام، اخذ مالیات و... تنها به نظر پادشاه و حكام ولایات باز بسته نیست بلكه در آن ولایات، قانون و عدالتخانه حكمفرماست و در، بر پاشنه‌ای دیگر می ‌چرخد. هم از این رو بود كه به یكباره، عارف و عامی، همصدا شدند كه: ما هم آزادی و قانون و عدالتخانه می‌ خواهیم.

تحقق این خواسته به آسانی صورت نپذیرفت ولی در نهایت مظفرالدین شاه قاجار در واپسین ساعات عمر به خواست رعایا تن داد و فرمان مشروطیت را امضا كرد. این پایان ماجرا نبود چرا كه اختلافات داخلی و زیر بار نرفتن حكام كه مشروطه مانع بسط قدرت و اعمال سلیقه شخصی ایشان می‌شد، موجب شد تا مشروطه غنچه‌سوز شود و خیرخواهان و دلسوزان، شعار «رحمه‌الـله علی‌مشروطه» سر دهند.

آشنایی با مفاهیم جدیدی چون قانون، دموكراسی، اراده ملی، آزادی و... موجب افزایش سطح توقع مردم آن روزگار شد و از آنجا كه مشروطه نوپا هنوز آن قدر جان نگرفته بود كه مردم با استناد و تكیه بر آن، بتوانند خواست ها و انتقادهایشان را به حكام- كه كماكان لب می‌ دوختند و به توپ می ‌بستند و طناب می ‌انداختند و...- منتقل كنند، اهالی فرهنگ و ارباب جراید، خاصه طنزآوران این مهم را بر عهده گرفتند. گستره فعالیت طنزپردازان از سالهای آغازین ورود صنعت چاپ و انتشار جراید تا سالها پس از صدور فرمان مشروطیت را دربرمی ‌گیرد و منظور ما از «طنز عصر مشروطه»، مشمول این گستره زمانی است و اگر از حق نگذریم، ادبیات طنز و كاریكاتور روزگار ما – لااقل در بخش ژورنالیستی – كماكان تحت تأثیر و دنباله‌رو شیوه نگاه و نوع زبان طنز عصر مشروطه است.

***

طنز مشروطه هم از جهت سیاق بیانی و هم از حیث موضوع و مبانی واجد خصایصی است كه پرداختن به تمامی این ویژگی ها نیازمند مجال و حال دیگری است ولی به اختصار می‌ توان برخی از این شاخصها را برشمرد.

-1واژگان طنز در دوره‌ای كه ما آن را عصر مشروطه می ‌نامیم، به تبع سایر شقوق ادبی، دستخوش تحولات بسیار نسبت به دوره‌های پیش است. نمی‌ توان برای عموم نویسندگان این عصر، نسخه‌ای واحد پیچید چرا كه بسته به گرایشات فكری و سیاسی، لغات به‌كار رفته در آثار طنزپردازان این دوره، معجون و آمیزه‌ای است از فارسی، عربی، فرانسوی، روسی (خاصه پس از انقلاب اكتبر و شكل‌گیری ادبیات كارگری)، تركی (به ویژه بعد از ورود نشریه طنز ملانصرالدین به مدیریت جلیل محمدقلی‌زاده– متولد به سال 1869 و متوفی به سال 1932 میلادی-). در آثار هر نویسنده، بسته به تأثیرپذیری ‌اش از مرام فكری یا علقه ادبی، میزان و نسبت به‌كارگیری این لغات متفاوت است.

-2 همان طور كه یحیی آرین‌پور به درستی در جلد دوم كتاب ارجمندش (از صبا تا نیما) اشاره كرده است، تا پیش از عصر مشروطه – یا به تعبیر او: عصر آزادی – جز در موارد معدود، «كمتر به آثار طنزآمیز كه هدف آنها اصلاح و تربیت باشد، برمی‌ خوریم.» [اظهارنظر آرین‌پور درباره طنز عصر مشروطه و اصولاً تعریف او از طنز بسیار خواندنی و آموزنده است. او هفتاد صفحه ازكتاب خود را به موضوع طنزنویسی در دوره مشروطه اختصاص داده است و گزاف نیست اگر بگوییم تا به امروز كسی به اندازه او- كمی و كیفی – به طنز عصر مشروطه نپرداخته است[.

عصر مشروطه را می‌توان سرآغاز رویكرد جدی طنزپردازان به مسائل سیاسی و اجتماعی قلمداد كرد. تا پیش از این دوره، كمتر می‌توان از طنزهای سیاسی و اجتماعی سراغ گرفت.

-3 طنز دوران اغتشاش و خفقان، برخلاف طنز عصر ثبات، پرخاشگر و برانداز است و از همین رو، لحن و شیوه بیان در آن، به هجو گرایش دارد. پس بی‌دلیل نیست اگر در طنز روزگار مشروطه، طعن و گزندگی بسیار می ‌بینیم

-4 آثار طنز تا پیش از عصر مشروطه، عمدتاً و غالباً منظوم بودند. اگر نوشته‌های میرزافتحعلی آخوندزاده، طالبوف و ترجمه‌های درخشان میرزا حبیب اصفهانی (از جمله كتابهای حاجی بابای اصفهانی و سرگذشت ژیل بلاس سانتیلانی) را بتوان از زیرساختهای ادب مشروطه دانست، باید اذعان كرد كه عصر مشروطه، یكی از ادوار مهم شكوفایی نثر طنزآمیز است. به‌عنوان نمونه مشخص، باید از علی‌اكبر دهخدا نام برد كه با نام مستعار «دخو» در نشریه «صوراسرافیل» ستون طنزآمیز «چرند و پرند» را می‌نوشت. دهخدا در طنز شیوه‌ای را بنیان گذاشت كه تا امروز پیروان و علاقه‌مندان بسیار داشته است و دارد.

-5 طنز عصر مشروطه، علاوه بر دغدغه‌های همیشگی، نظیر فقر و مشكلات معیشتی، بیشتر رنگ و بوی آزادیخواهانه و استبدادستیزانه دارد و بیانگر مطالبات مشروطه‌خواهان است. از همین روست كه ما در طنز این دوره با یك فرهنگ‌واژه جدید سیاسی روبه‌روییم. به دیگر عبارت، طنز مشروطه به كارگیری اصطلاحات سیاسی را جایز می ‌شمارد.

***

كاش ممكن بود تا با ارائه نمونه‌هایی از طنز این دوره، خواننده بزرگوار این مقاله را بیشتر با خود همراه كنم. مع‌الوصف علاقه‌مندان را برای آشنایی بیشتر با زیرساخت های فكری و نمونه‌ های عینی طنز مشروطه به این منابع ارجاع می‌دهم: كلیات نسیم شمال سروده سید اشرف ‌الدین حسینی، دیوان میرزاده عشقی، دیوان عارف قزوینی، دیوان فرخی یزدی، دیوان ایرج میرزا، چرند و پرند نوشته علی‌ اكبر دهخدا، سوسمار الدوله نوشته رحیم رضازاده ملك، تمثیلات نوشته میرزا فتحعلی‌خان آخوندزاده به ترجمه محمدجعفر قراجه‌داغی، دیوان ابوالقاسم لاهوتی، خاطرات حاج سیاح محلاتی، خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی و...

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -




  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات