TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب نوشته های شخصی نویسنده
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

جمعه 6 آبان 1390-12:59 ق.ظ



چرت و پوچ نوشته مهرداد نعیمی

 

مثل متن های کتاب مدرسه
همه حرفات همش چرت و پوچه

قصه هایی که میخوای بگی به من
جاش توی روزنامه های چاچوچه


وقتی پای زندگی میون میاد
همیشه صحبت غصه و غمه


آدم روانی، زود به من بگو
همه ی حرفات چرا مثل همه؟

روزای اول که تازه اومدی
همش از آزادی و آبادی می گی


همش از یه خونه ی گرم و بزرگ
همش از چیزای مجانی می گی


ولی فردا می دونم چی پیش میاد
آخر دنیا یه جوره همیشه


همه ی بهانه ها مثل همه
همه ی سالها یه جور تموم میشه

 

تو میگی بدون تو، دنیا حتما یه جاش می لنگه
من میگم بگو عزیزم تو دروغاتم قشنگه


تو میگی بدون تو، دنیا مثل زندون تنگه
من میگم بگو عزیزم تو دروغاتم قشنگه





تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 6 آبان 1390-12:57 ق.ظ



  یاد مرگ، شعری از مهرداد

اول صبح با یاد مرگ، از خواب ناز بیدار میشم
اول صبح با یاد مرگ، از خواب ناز بیدار میشم
به عشق دیدن عزرائیل، راهی روزگار میشم
راهی روزگار می شم.

سر دلو باز می کنم، گریه رو آواز می کنم
سر دلو باز می کنم، گریه رو آواز می کنم
با رسم بدرنگ بودن، روزمو آغاز می کنم
روزمو آغاز می كنم.

بارون می یاد، برف می باره، از آسمون سنگ می باره
سیل می یاد، طوفان می شه، زمونه تیره و تار میشه

هر چی می شه، همش غمه، یه شادی پیدا نمی شه  
هر چی كه هست، همش خره، یه آدم پیدا نمی شه  
این دل پاک و عاشق و، فدای چشماش بكنم.
فدای چشماش بكنم.

بارون می یاد، برف می باره، از آسمون سنگ می باره
سیل می یاد، طوفان می شه، زمونه تیره و تار میشه

رو نرده ی ایوونمون، کفترا آروم می رینن،
نگاه به دستام می کنن، یه پوزخند هم می زنن.
می گن اگه كه بمیری، شاید كه لبخندی زدیم،
شاید به سوی کهکشون، تو رو همراه ببریم
تو رو همراه ببریم.  

انقدر بریم كه این زمین، قد یه لپه بشه
انقدر بریم كه از زمین، تا كه می شه دور بشیم.
بریم به اون دنیایی كه، اگه باشه یا نباشه
بهتر از این دنیا باشه، بهتر از این دنیا باشه   

موخره :  (این قدر می ریم می ریم می ریم،
خدا رو پیدا می كنیم.
هر چی كه عشقمون كشید
به اون و فرشته ها می گیم. )






تاریخ آخرین ویرایش:- -
پنجشنبه 28 مهر 1390-11:24 ب.ظ



قضیه فرمول عشق (شماره 4 ) نوشته مهرداد نعیمی

 

كتابهای زیادی كه خوندم، به من ثابت كرده كه عشق ورزی از سخت ترین كارهای دنیاست. كسانی كه می گن عشق وجود نداره، خیلی هم حرف اشتباهی نمی زنن اما ایراد كار اینجاست كه عشق وجود داره اما افراد بسیار كمی در دنیا، به عشق واقعی مبتلا هستند. خیلی ها فكر می كنن لازمه عاشق بودن وجود معشوقه، اما واقعیت اینه كه عشق یك استعداد درونیه، یك توانایی برای روح، نشانه بارز عشق، عمق ارتباط متقابله. نكاتی كه در این متن خواهم آورد، تمامش نیاز به تفكر داره، هیچ كدوم رو از خودم نساختم، به همه این موارد ایمان دارم، بنابراین امیدوارم كه درصدی هرچند ناچیز، در دیدگاه شما تغییر بوجود بیاره. در ادامه، ده جنبه اصلی عشق رو ذكر می كنم. هر نوع رابطه ای كه حتی یكی از این ده مورد رو همراهش نداره، اسمش عشق نیست. احتمالا یكی رابطه دوستی، محبت، مهرورزی، جاذبه جسمانی، جاذبه روحانی، هوس و یا حتی ترس از تنهایی است، اما هر چی هست، عشق نیست:

1 . عشق و رنج :

عشق و رنج دو مقوله جدایی ناپذیرند، آدم چیزی رو دوست داره كه برای به دست آوردنش رنج برده باشه، مشخصا، چیزی كه راحت به دست بیاد، راحت هم از دست می ره، آدما نمی تونن چیزی رو كه به سختی و با رنج به دست آوردن، راحت از دست بدن، عشق به شكلی است كه شخص، بدون وجود معشوق، نمی تونه به زندگی ادامه بده، بنابراین، با كوچكترین مشكلی كه در معشوق یا ارتباط بوجود بیاد، دچار رنج میشه، ارتباطی كه رنج نداره، عشق نیست!

2 . عشق و دلسوزی و توجه:

از این لحاظ می شه عشق رو با رابطه مادر و كودك تصویرسازی كرد، توجهی كه مادر به كودكش داره، به تندرستی، به خواب و بیداری، به غذا، به همه چیز كودك اهمیت خاصی می ده، مادر با كوچكترین صدای گریه كودكش از خواب بیدار می شه، درحالیكه صداهایی خیلی بلندتر، اهمیتی برای اون نداره، در هر ارتباطی كه دو شخص، بی وقفه و بدون انتظار، به هم دلسوزی و توجه ندارند، عشق وجود نداره.

3 . عشق و احترام :

اگر بین دو طرف عشق، احترام متقابل وجود نداشته باشه، عشق به سلطه جویی و یا میل به تملك دیگری سقوط می كنه، منظور از احترام، توانایی درك طرف مقابل، آنچنان كه هست، و قبول آن و دوست داشتن آن است. احترام مهمترین تفاوت عشق و هوس است، هر نوع رابطه ای كه در اون، احترام وجود نداره، وجود عشق غیرممكنه.

4 . عشق و آزادی:

عشق فرزند آزادیه، عشق یعنی بخواهی طرف مقابلت، در راه خودش به شكوفایی كامل برسه، عاشق به هیچ عنوان معشوق رو محدود نمی كنه، لازمه این كار اعتماد كامل به معشوقه، بنابراین هر نوع ارتباطی كه در اون، دو طرف شروع به ایجاد محدودیت و وضع قانون می كنن، اثری از عشق وجود نداره، این نكته به خوبی دلیل همه جدایی ها، شكست ها و طلاق ها رو نشون می ده، چون بشخصه كمترین ارتباطی رو دیدم كه در اون، دو طرف بطور كامل همدیگر رو آزاد بزارن!!

5 . عشق و شادی:

در تمامی عشق ها، شادی وجود داره، اساسا عشق با خودش شادی فراوانی میاره، دو طرف از همه چیز حتی از رنج عشق هم شاد می شن، عشقی صحیح هست كه هر دو طرف اون، از لحظه لحظه ارتباط شاد باشن و لذت فراوانی نصیبشون بشه! لازمه كه اینو هم بگم كه عشق برای سرگرمی و تفنن نیست، باید در برابر عشق، احساس مسئولیت داشت. عاشق از محبت كردن شاد می شه نه از توجه گرفتن و مورد محبت قرار گرفتن!!!!!

6 . عشق و صبر :  

برای آموختن هر هنری، صبر فراوانی لازمه، برای یادگیری یك ویولون، سالها نیاز به تمرین هست، عشق از همه هنرها، به صبر و تحمل بیشتری نیاز داره، عشق آرام به وجود میاد، عشقی كه به سرعت بوجود بیاد حتما یه نقصی داره، آموختن عشق، عاشق شدن و ابراز عشق، همه نیاز به بردباری فراوانی دارن.

در ضمن، در عشق به جای حرف زدن، باید شنید، در دنیای امروز، آدما بدون اینكه به كسی گوش بدهند، شروع به نصیحت كردن هم می كنند، عشق نیاز به شنیدن و بردباری داره!

7 . عشق و شباهت :

عاشق، معشوق رو شبیه به خود می بینه، ممكه دو طرف تفاوتهای فاحشی داشته باشند، شباهت ها اولین دلایل جذب شدن دو آدم بهم دیگر هستند اما خیلی زود، سر و كله تفاوتها پیدا می شه، اما وقتی عشق بوجود میاد، بدون اینكه تغییری در شخصیت دو طرف بوجود بیاد، دیگه تفاوتی دیده نمی شه، عاشق باید مرتبا خود و شخصیت خود رو تجزیه و تحلیل كنه، اساسی ترین شرط عشق اینه كه برخود فریفتگی پیروز بشیم. مهمترین سرمایه هر آدم و محكم ترین پایه قدرت هر آدم، چیزی جزء شخصیت اون آدم نیست، انسان واقعی هیچ وقت، شخصیت خود رو نمی فروشه، عاشق واقعی، هیچ وقت سعی نمی كنه شخصیت طرف مقابل خود را متلاشی كنه یا تغییری بده.

8 . عشق و تنهایی:

برای یادگیری عشق، نیاز به تمركز فراوانی هست، برای یادگیری تمركز، نیاز به تنهایی و سكوت هست، تنهایی و سكوتی كه ازش لذت ببرید، بگذارید اینجوری بگم، اگر عشق شما به این شكل باشه كه از سر تنهایی، به كسی وابستگی پیدا كنید، در واقع عشق نیست، فقط كسی توانایی عاشقی داره كه توانایی لذت بردن از تنهایی رو داشته باشه، اون شیفتگی و علاقه ابتدایی كه دو طرف بهم نشون می دن، در واقع میزان دلخوری اونها از تنهایی سابقشون رو نشون می ده، این اصل بسیار پیچیده و مهمیه!!

9 . عشق و خرد:

عشق واقعی نیاز به خرد داره، خرد همون واقع بینی در فكر كردن و اندیشیدنهف مثلا فروتنی یكی از نشانه های خرد هست، خود شیفتگی نشانه دقیق بی خردیست، راستگویی یكی دیگه از نشانه های واقعی خرد حساب می شه، به نظر من، بخش مهمی از هنر عشق، واقع بینی و راستگویی است، هر وقت ارتباطی دیدید كه دو آدم بی خرد، با بی خردی تمام، جذب همدیگر شده اند، بدونید عشقی بین اونا برقرار نیست و هر چی هست، یك حماقت و یا یك نمایش ابلهانه اس( و یا هر دو).

10 . عشق و ایمان :

عشق نیاز به ایمان داره، ایمان به اینكه همه زیبایی ها در معشوق وجود داره، ایمان به اینكه كاملا بیدار و فعال هستید، ایمان به اینكه شرط تكامل انسان، عشق ورزی و همبستگی با دیگرانه، ایمان به تنهایی فلسفی همه انسانها، ایمان به اینكه در وجود معشوق میشه همه دنیا رو دید، با دوست داشتن معشوق میشه همه رو دوست داشت، با دوست داشتن معشوق می شه خودت رو هم دوست داشته باشی، به قول اریش فروم : "در حین عشق ورزدین و نثار كردن خود، و در حین نفوذ در شخص مقابل است كه خود را می یابم و كشف می كنم."

 

موخره 1 : نیچه می گه بشر رو می شه از ظرفیتی كه برای قول دادن داره، شناخت!!

موخره 2 : اریش فروم می گه دوست داشتن حالتی است كه انسان خود رو بدون هیچ ضمانتی، بطور كامل تسلیم معشوق كنه، فقط و فقط به این امید كه شاید عشق او، در معشوق ایجاد عشق متقابل كنه!!!

موخره 3 : تابحال برای هیچ متنی این قدر وقت نگذاشتم، برای این متن، بیش از چهل كتاب رو خوندم و چندین مقاله رو ورق زدم، به متنی كه نوشتم اعتماد كامل دارم، بنابراین از شما توقع دارم كه نظر واقعی خودتون رو به من بگید.

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -
سه شنبه 26 مهر 1390-10:15 ق.ظ



کی گفته دل از تو شکایت داره نوشته مهرداد نعیمی

 

1 .

تال مو یار عزیزم مویتم هشت بهشت

غیر یارم که جهویه، دیگه هر چی که هس زشت

چه مگت های نگار های نگار های نگار

تن و جونم به فدایت که تویی پاک سرشت

دیدن یه دوست قدیمی همیشه پر از جذابیته، ولی من با کمال میل حاضرم قید این موهبت رو بزنم، اولین باری که به شکلی خانمان سوز، یکی از دوستان دوره دبستانم رو دیدم، مقدار انبوهی ضرر کردم فقط برای اینکه نمی دونستم این رفیق عزیز، در حال حاضر، جزء عزیزان انگل جامعه تشریف دارند. تو این مدت انواع و اقسام این دیدارها بود تا اینکه دو شب پیش، یکی دیگه از این شاخ شمشادها رو سوار بر موتور در حالی دیدم که مادر محترمشون هم تلاش می کردند سوار ترک موتور بشن، بناچار رفتم جلو و احوالپرسی کردم. پیرزن انگاری منو نشناخت، گفتم یادتونه حاج خانوم، زیاد می دیدیدن منو، شما یه جمله گفتید که هنوزم به درد من می خوره، گفتید آقا مهرداد، شما از اون دسته آدما هستید که در نگاه اول هیچ جذابیتی ندارید و نچسب هستید، حتی ممکنه طرف ازت بدش بیاد و در حد دربی ال کلاسیکو، حالش ازت بهم بخوره، اما با گذشت زمان ممکنه بهت علاقمند هم بشه، یادتونه؟ پیرزن هم سری تکون داد. گفتم یادتونه یه بار منو از طرف مادرم کتک زدید، بزنم به تخته تکون نخوردید، همون جوری موندید، اصلا پیر نشدید، خلاصه، داشتم از این حرفا می زدم که یهو پسره شاکی شد و از موتور پیاده شد و دو تا سیلی خوابوند زیر گوشم و یقه مو گرفت و آروم گفت:« ازگل خان، این مادر منه؟ حالا منو دست می اندازی؟ ابله خان، این پیرزنه به من شبی بیست هزار می ده تا باهاش روابط عاطفی صمیمانه برقرار کنم، از قیافه اش تابلوئه که چی کاره اس، با مادر من اشتباه گرفتیش؟»

خلاص .....  

2 .

کی گفته دل از تو شکایت داره

یا گله های بی نهایت داره

باور نکن هر چی می گن دروغه

چشمهای تو خیلی حکایت داره

نمی گم ضرب المثل خوب وجود نداره، اما اکثر ضرب المثل ها در حدی نیستن که تا این حد تحویلشون بگیریم. مثلا کی می گه، عاقل گوشت می خوره، بی عقل بادمجان؟ خاک بر سر سازنده این ضرب المثل کنن. یا کی گفته جوجه رو آخر پاییز می شمرن؟ بنده اخیرا متوجه شدم که اصولا جوجه رو هر روز می شمرن، جدیدا هم با رشد صاعقه ای قیمت تخم مرغ، جوجه ها و تخم مرغ ها ساعتی شمرده می شه، جالبه که قبلا هم آخر پاییز شمرده نمی شده، اصلا در طول تاریخ، هیچ دوره ای نبوده که جوجه آخر پاییز شمره بشه.

یا آیا این ضرب المثل ها با هم تناقض ندارند: دندون اسب پیشکشی رو نمی شمرند، پول رو از زمین هم پیدا کردی بشمر!

یا این دو تا: دوری و دوستی، هر آنکه از دیده رود از دل رود.

یا کی گفته هر چیزی ارزش یک بار امتحان کردن رو داره؟ اگر واقعا به این جمله اعتقاد دارید ممکنه بلا ملاهای وحشتناکی سرتون بیادا!

یا اصلا چه معنی داره که گر صبر کنی، ز غوره حلوا سازی؟ این حرفها مال قدیم بود، الان اگه هزار سال هم برای **** صبر کنی، ***** هم بهت نمی دن!!!

یا مثلا این قدر گفتن چوب معلم گله، هر کی نخوره خله، که کار به جایی رسید که معلم ها لطف کرده و به خودشون حق می دن که بصورت کاملا فیزیکال، چوب در آستین شاگردها کنن و یا **** رو استادش کنن.

یا آیا واقعا بچه بادومه و نوه مغز بادومه؟ لطفا با آنالیزی دقیق این جمله جفنگ رو اثبات کنید(1.5 نمره)

ماهی رو هر وقت از آب بگیری ممکنه تازه باشه، اما این دلیل نمی شه یه پیرزن هشتاد ساله بره کنکور پزشکی شرکت کنه، آخه فرضا که تو کنکور هم قبول شدی، جای تشویق بسیار داره اما واقعا قراره چه غلطی بکنی باهاش؟ ( از این مثالها زیاد هست)

همون نوش داروی پس از مرگ سهراب هم مثال خوبیه، آیا همچنان تازه بود؟ آیا فایده ای داشت ؟ (هر چیزی باید به موقع انجام بشه، نه دیرتر و نه زودتر. )    یکی از ضرب المثلهای فوق العاده مزخرف، خواستن توانستن استه، یا کار نشد نداره! تا حالا شما کدوم چیز عجیب و غریب رو خواستید و بهش رسیدید، مردم چیزهای خیلی ساده می خوان و خبری نیست، چه برسه به اینکه، مثلا عمه بنده بخوان صاحب یه فضاپیما بشن یا ابوی محترمم بخوان  3000 میلیارد تومان پول رو یه جا ببینن. کار نشدنیه،

یا اون مال قدیما بود که قد شتر نشسته از خر ایستاده بلندتر بود، الان خرها پیشرفت خوبی کردن و به درجات متعالی و بلندی رسیدن و گاهی از زرافه هم قد بلندتر هستن.   

یا اگه قبول کنیم که فرزند یکی یه دونه، یا خله یا دیوونه، پس بلانسبت آقای **** و یا خانم **** هم دیوونه هستند دیگه، چینی ها هم که دیگه کلهم همه دیوونه تشریف دارن!!

یا در حال حاضر دیگه این جوری نیست که مال بد بیخ ریش صاحابش باشه، امروز آدما با هر ترفندی که شده اون مال بد رو می اندازن به یک آدم احمق و ساده و یا یه آدم پدرسوخته دیگه، این قدر موردهای عملی در اطرافم وجود داره که نیازی به توضیح بیشتر نمی بینم.

زنی که جهاز نداره، اینهمه ناز نداره! یعنی فقط پول و بقیه موارد کشک، خیلی هم ممنون.

کدوم ابلهی گفته عقد پسرعمو و دختر عمو در آسمان بسته شده، آخه آدم نفهم بی شخصیت این شر و ورهارو از کجات در آوردی؟، اصلا آدم بی ادبیات مگه تو آسمون دکان محبت و مودت وجود داره که عقدشون رو اونجا بستن؟ استغفراللله.

الان دیگه اینجورا نیست که صداش صبح دربیاد، گاهی همون لحظه درمیاد، گاهی تا ابد هم صدایی در نمیاد.

یا حدس بزنید آیا اون آدم الاغی که گفته"دختر همسایه هر چی چل تر، برای ما بهتر" چه هدفی داشته؟ چه برنامه ای برای اون دختر همسایه طفلکی ترتیب داده بوده ؟  یا واقعا عجله کار شیطونه؟ شیطون هیچ وقت کارهاشو عجله ای انجام نمی ده، همیشه هم ریلاکس و آرومه.

چند تا ضرب المثل هم هست که به حدی مزخرفه که توی دسته بدون شرح قرار می گیرن :

هیچ دوئی نیست که سه نشه؛ از دبه کسی ضرر ندیده؛ امان از دوغ لیلی، آبش کم بود ماستش خیلی، جواب ابلهان خاموشیست،

اما همون طور که گفتم، ضرب المثل خوب هم وجود داره که چندتایی بعنوان نمونه ذکر می شه که امیدوارم براتون مفید باشه :

آدم بد حساب دو بار می ده، اون ممه رو لولو برد، دود از کونده بلند می شه، اکبر ندهد، خدای اکبر می دهد، اگر خدا بخواهد، نر هم می دهد، این حرفها برای فاطی تنبون نمی شه، آخر کار منشی کاه کشی است، کدخدا رو ببین و ده رو بچاپ، بده بمیر و بده، برو کشکتو بساب، سوراخ دعا رو گم کرده، این همه خر هست و ما پیاده می ریم.

3 .

دل فراری نهد از تو بی تو زنده ای
اشتباه بود اشتباه
لاشه زن  مسافر حاشیه جاده ای
اشتباه بود اشتباه

تا قبل از اینکه به چشمم ببینم، فکر می کردم فقط یه جوکه، تا اینکه با مردی روبرو شدم که با آرامش تمام، مشغول طرح ریزی یک قتل هوشمندانه و بدون نقص برای کشتن همسرش بود. گویا همسر ایشون حدود 1000 سکه مهریه داشتند و این موضوع باعث شده بود تا این آقا، روابط گرمی با خانم برقرار کنه تا در صورت موفقیت در قتل احتمالی، کاملا غیر عمد به نظر بیاد. البته کاش شعار دیه ارزون تر از مهریه اس، تنها اتفاقی بود که در این ارتباط می دیدیم. یه آقای دیگه رو می شناسم که قانونی پیدا کرده که بهش اجازه می ده که در صورت از بین رفتن قیافه ظاهری همسرش، دیه خیلی کمتری بپردازه، ایشون هم به این فکر افتاده تا دو نفر رو اجیر کنه تا روی صورت همسرش اسید بپاشن. موارد وحشتناک دیگه ای هم هست که گفتنش جایز نیست و اگه احیانا در حال ازدواج هستید، پیشنهاد می کنم خودتون تحقیق کنید. یه سر هم حتما به دفترخانه های طلاق بزنید و ببینید که زن و مردهایی که همین چند وقت پیش با کلی عشق و علاقه ازدواج کرده اند، چه جوری از خجالت هم در میان و چه تصاویر زشت و کریهی از هم می سازن، جوری که آدم به این فکر می افته که آخه زن حسابی، اگه این مرد تا این حد دیوسیرت هست، چرا باهاش ازدواج کردی و چرا به زندگی ادامه دادی و از همه بدتر اینکه چرا ازش یک یا چند توله پس انداختی؟ 

 

موخره 1 : تقدیم به مسعود مرعشی که گفت: من از خود الاغت، بیشتر نگران زندگیت هستم!!

موخره 2: شعرها به طور عمد جابجا شده است.




تاریخ آخرین ویرایش:- -




  • تعداد صفحات :32
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic