TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب ابر كمدی سیاه
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

دوشنبه 21 تیر 1389-03:21 ب.ظ



درباره فیلم "هیچ" ساخته عبدالرضا كاهانی

نوشته مهرداد نعیمی

به نظر من فیلم هیچ بهترین فیلم جشنواره سال 88 بود . شاید به این دلیل كه با وجود فضای كاملا رئال فیلم ، لحنی كمدی داشت و جزء معدود آثار سینمای ایران بود كه توانسته بود تا حدی به ژانر دشوار كمدی سیاه نزدیك شود . اگر 2 یا 3 ایراد مهم در این فیلم وجود نداشت ، به راحتی می شد این فیلم رو جزء ده فیلم برتر تاریخ سینمای ایران قرار داد . من سعی می كنم نگاه متفاوتی به این فیلم داشته باشم . اكثر منتقدها بیش از سایر شخصیتها روی شخصیت نادر سیاه دره ای فوكوس می كنند اما به نظر من داستان فیلم هیچ مربوط به چهار زوج است كه در یك خانه جنوب شهری زندگی می كنند و فصل مشترك این چهار زوج فقر و نكبت است  . زوج اول نادر (مهدی هاشمی) و عفت ( نیره فراهانی) هستند . عفت یك كارگر و نادر بی كار هستند . در پاسخ به اینكه چرا اینها ازدواج می كنند ، به تنهایی و فقر عفت می رسیم . او دوست دارد در این شرایط مردی داشته باشد تا لااقل زندگیش بهتر شود اما می خورد به پست نادر . نادر یك حسن و یك عیب دارد . حسنش این است كه عمه اش حاضر است ماهی 400 هزار تومان به او پول تو جیبی بدهد و عیبش این است كه آن قدر می خورد كه كل 400 هزار تومان را باید خرج خودش بكنند . بعلاوه اینكه همین میزان پرخوری عملا باعث شده است كه كسی به او كار هم ندهد . نادر هر چه هست ، قطعا نمی تواند زنی را خوشبخت كند بخصوص كه آن زن مشكلات عفت را هم داشته باشد .

زوج دوم بیك ( مهران احمدی) و محترم ( پانته آ بهرام) هستند .شغل بیك باربری با وانت است و عایدی او تنها آن قدری است كه به فقر مطلق دچار نباشند . محترم هم در اثر داد زدن زیادی نیمه لال شده است . دلیل لال شدن او هر چه هست ، نشان می دهد كه او در كنار بیك خیلی هم خوشبخت نبوده و وجود دو سه بچه قد و نیم قد هم به سختی و ناراحتی های زندگی آنها می افزاید . سر آخر هم دو اتفاق بد برای محترم كافی است تا زندگی آنها از بین برود . اولی این خبر كه صدای او خوب نخواهد شد و دومی كه مهمتر هم هست آنكه بیك به زن دیگری نزدیك شده و قصد ازدواج دارد .

زوج سوم یكتا ( باران كوثری) و عادل ( احمد مهران فر) هستند . یكتا حامله است و یكبار هم قبلا حامله بوده اما بچه اش را انداخته است . عادل در ورزشگاه ها ساندویچ و امثال آن می فروشد پس مشخص است كه او هم نه درس خوانده است و نه درامد زیادی دارد . اما اینها تنها چیزهایی نیستند كه یكتا را آزار می دهد . یكتا كافیست كه به زندگی بیك و محترم نگاه كند تا از زندگی خودش هم سیر شود . بیك و محترم همان زندگی این دو را چند سال جلوتر آغاز كرده و زندگی نكبت باری دارند . یكتا به راحتی خودش را در چند سال آینده در قالب محترم می بیند . انتهای فیلم یكتا خودكشی می كند . شاید بتوان گفت كه این پایان خیلی منطقی نیست اما آن قدر هم ناممكن و عجیب نیست كه بخواهیم ارزش فیلم رو زیر سوال ببریم . به نظر من این اشتباه را عبدالرضا كاهانی دقیقا در بیست هم تكرار كرده است . در هر دو فیلم ، یك اتفاق بسیار مهم در سكانس انتهایی اتفاق می افتد آنهم با كمترین توضیحات و در زمان بسیار كوتاهی داستان كنفیكن می شود و بعد تیتراژ دیده می شود . این پایان چیزی نیست كه بیننده را راضی كند . نه بخاطر اینكه ناراحت كننده و منفی است بلكه بخاطر اینكه پس زمینه كمی برای این رویداد در نظر گرفته شده است .

اما زوج چهارم لیلا ( نگار جواهریان) و نیما ( صابر ابر) هستند . معصوم ترین و دوست داشتنی ترین شخصیتهای این فیلم این دو هستند اما به دلایلی لیلا در انتهای فیلم ترجیح می دهد آرایش كند و به خیابانها پناه ببرد اما با نیمای معصوم ازدواج نكند . دلیل این كار مشخص است . لیلا دارد اطرافیانش را می بیند . او نمی خواهد با یك پسر هرچقدر خوب كه نه درس می خواند و نه پول دارد ازدواج كند . اوایل دلش به این خوش است كه لااقل نیما دارد درس می خواند و شاید او بتواند او را از این زندگی نجات دهد اما وقتی متوجه می شود كه نیما هم سراغ كار رفته ، او را از خود می راند . بسیاری از منتقدان گفته بودند كه این قسمت از فیلم نچسب است اما به نظر من خیلی هم دور از ذهن نبود . در اینجا لازمه از بازی روان و زیبای نگار جواهریان یاد كنم كه واقعا دوست داشتنی و دلنشین بازی می كند . بازی او در تنها دو بار زندگی می كنیم را هم خیلی دوست داشتم . همچنین صابر ابر كه مثل همیشه عالی است بخصوص در آن سكانس كه مادرش برای صحبت با لیلا آمده و نیما بیرون منتظر است اما وقتی سر و صدا را از داخل می شنود زنگ زده و وارد شده و با حالتی جالب و سینمایی از مادر می خواهد كه بیاید بروند . همچنین باید به بازی مهدی هاشمی هم اشاره كنم . اگر بهتر دقت كنید ، مهدی هاشمی در این فیلم نه دیالوگ خاصی دارد نه حركت اكشن یا جریان سازی دارد و نه هیچ چیز دیگر . او فقط حضور دارد و تنها بازی زیبای مهدی هاشمی است كه باعث شده است كه نقش او كمرنگ نشده و ناپدید نشود . همچنین درست است كه مهدی هاشمی در این فیلم دو بیماری تقریبا غیر ممكن را همزمان در خود دارد و این محال است اما واقعا این نكته آن قدر نیاز به واكنش منفی ندارد . خیال پردازی همیشه جزئی از  سینما بوده و در اینجا هم كاهانی با هوش فراوانش این دو بیماری را در دو نگاه جدا از هم آورده تا سرنوشت یك خانواده را در دو سو نشان دهد .

در انتها به یك ایراد مهم فیلم باید اشاره كنم و آن اینكه هر كاری هم بكنیم برایمان جا نمی افتد كه عفت ،  مشكلات روی داده در خانه را چرا سر نادر می اندازد . عفت می گوید "تو نبودی لااقل محترم بود ، نیما بود ." و این كاملا بی منطقی است . رفتن محترم و پس زدن نیما توسط لیلا اساسا هیچ ارتباطی به شخصیت نادر ندارد . به راحتی می توان حدس زد كه لابد خودكشی یكتا را هم سر نادر می خواهند بندازند و این درست نیست . شاید كارگردان می خواهد بگوید كه مردم روزمره این مسائل را به بدشگون بودن ربط می دهند اما با توجه به توضیحات كم، این موضوع جا نمی افتد .

  




تاریخ آخرین ویرایش:- -




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic