تبلیغات
TV Comedy Series And Cinema of Comedy - مطالب ابر پرویز فنی زاده
سینمای كمدی و طنزهای تلویزیونی و مطبوعاتی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:دوستان ما

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید

چت روم

سه شنبه 28 تیر 1390-10:13 ق.ظ



نزدیک به چهل سال از ساخت فیلم رگبار بهرام بیضایی می گذرد، اما هنوز با فیلمی روبرو هستیم که تاثیرگذار و زنده است. ماجرای ساخته شدن فیلم رگبار شنیدنی است. باربد طاهری که در انگلیس فیلمبرداری آموخته بود، در صحبتهایش با احمدرضا احمدی از یک معلم حرف زده بود و بهرام بیضایی نیز یک سناریو درباره زندگی یک معلم داشت.

  بنابراین هر سه کنار هم جمع شده و سناریو را خواندند. ساخت فیلم رگبار یکی از عجایب هفتگانه زمین بود. به دلیل عدم امکانات مالی فیلم روز به روز ساخته می شد. معلوم نبود روز بعد خبری از دوربین و یا نگاتیو باشد. در واقع  این فیلم بی شباهت با دزد دوچرخه دسیکا نیست که می گویند در آن10 نوع نگاتیو مصرف شده است.

اما فارغ از بحث ساخته شدن فیلم، رگبار از یک جهت دیگر حائز اهمیت است و آن این است که رگبار آغاز درخشش یک هنرمند بود که تابحال تکرارنشدنی خوانده شده است، پرویز فنی زاده از هشت سال قبل تر در سینما و تئاتر فعال بود اما این رگبار بیضایی بود که مسیر هنری او را هموار و مشخص گردانید.

پرویز فنی زاده در سال 1316 متولد شد. قبل از آغاز فعالیت هنری، حروف چین و مصحح روزنامه اطلاعات بود. در سال 1337 به کلاس های هنرهای دراماتیک رفت و با گروهی از دوستانش گروه « تئاتر گل سرخ » را تشکیل داد، و در سال1340 به عضویت گروه « گروه تئاتر پازارگاد » درآمد.

از این پس در مقام بازیگر حرفه ای تئاتر به فعالیت هایش ادامه داد و کار در روزنامه اطلاعات را رها کرد و به اجرای نقش هایی در صحنه و تلویزیون پرداخت. فنی زاده در سال 1345 به استخدام اداره هنرهای دراماتیک (اداره برنامه های تئاتر) درآمد و استعداد خود را در ایفای نقش های طنزآمیز نشان داد.

او در همین سال با هایده غیوری ازدواج کرده و تا پایان عمر با او زندگی کرد. از این سال به بعد در تئاترهای بسیاری ایفای نقش نمود که می توان به اینها اشاره کرد : در منطقه جنگی، مستأجر، فرانسوا، پرواربندان، وای بر مغلوب، یک نوکر و دو ارباب،‌ حسن کچل، خوشا به حال بردباران، مرده های بی کفن و دفن،‌ باغ وحش شیشه ای، استثنا و قاعده،‌ سرگذشت مرد خسیس، سرباز لاف زن، خبرچین، استحاله، دست بالای دست،‌ جعفرخان از فرنگ برگشته، جایی که صلیب گذاشته اند،‌ آی بی کلاه آی با کلاه، چوب به دست های ورزیل،‌ پست خانه، مترسکی در شب، قطار سریع السیر سانتیاگو، مسافران، گرگ ها و شش شخصیت در جست و جوی نویسنده.

استعداد و انعطاف فنی زاده در بازیگری پای او را به سینما باز کرد. ایفای نقش یک روشن فکر پرحرف و مخالف خوان در خشت و آینه (1344) ساخته ابراهیم گلستان نخستین حضور فنی زاده در جلو دوربین فیلمبرداری است. فنی زاده پس از بازی کوتاه دیگری در فیلم گاو (داریوش مهرجویی، 1348) که نتوانست استعداد او را عیان سازد، در فیلم رگبار (بهرام بیضائی، 1350) و سپس تنگسیر (امیر نادری، 1352) به ایفای نقش پرداخت. بازی فنی زاده به نقش آقای حکمتی (رگبار) و اسماعیل (تنگسیر) یکی از ویژگی های بارز او را نشان داد: نگاه نافذ. بسیاری او را با همین نگاه نافذ ستودند و فنی زاده با همین نگاه نافذ به ایفای نقش های مؤثری در فیلم های گوزن ها ( مسعود کیمیایی1354) و بوف کور (کیومرث درم بخش، 1354) پرداخت. فنی زاده در پنجمین دوره جشنواره سپاس ( 1352) باری بازی در فیلم رگبار جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را دریافت کرد.

رگبار داستان آقای حکمتی (پرویز فنی زاده)، معلم جدید مدرسه ای در جنوب شهر است که در آغاز ورود به کلاس درس یکی از شاگردانش به نام مصیب (عباس دسترنج) را از کلاس اخراج می کند. آتیه (پروانه معصومی)، خواهر مصیب، به اعتراض نزد آقای حکمتی می رود و حکمتی به او ابراز علاقه می کند. آقارحیم (منوچهر فرید)، قصاب محله، نیز به خواهر مصیب علاقه دارد. از طرف دیگر آقای ناظم (محمدعلی کشاورز) و همسرش (پروین میرسلیمانی) مایلند دختر خود (فرخنده بارور) را به عقد آقای حکمتی درآورند؛ اما حکمتی اعتنایی به دختر ناظم ندارد. حکمتی برای پر کردن اوقات فراغت خود تصمیم می گیرد به تنهایی تالار نمایش ویران و متروک مدرسه را مرمت کند.

چند بار آقارحیم برای این که آقای حکمتی را از میدان عشق به در کند او را تهدید می کند، اما رابطه ی حکمتی با آتیه عمیق تر می شود. تالار نمایش مدرسه با یک برنامه ی نمایشی افتتاح می شود، و پس از آن حکم انتقال حکمتی به او ابلاغ می شود، و او به ناچار مدرسه و محله را ترک می کند. بازی ای که فنی زاده در رگبار ارائه داده است تا ان زمان در سینمای ما امتحان نشده بود. او باید نقش معلمی گوشه نشین و خجول را بازی می‌کرد که دل در گرو زنی بسته است. فنی‌زاده با بازی خود تمام حس انزوا‌طلبی و ضعف معلم را به خوبی عیان می‌سازد. صحنه درگیری او را با منوچهر فرید بیاد بیاورید.  بازی او در زمانی به چشم امد که پرده سینماها در تسخیر چشمان نافذ محمد علی فردین‌، لوده‌گی‌های بیک ایمان‌وردی و انتقام‌جویی‌های قیصر بود. بعد از بازی چشم‌گیرش در رگبار برای بار سوم نقشی فرعی را بر می‌گزیند نقش شاگرد مشروب فروشی، اسماعیل. بازی او در سکانسی که زارممد را مقابل خود می بیند بی شک در ذهن تمام سینما دوستان نقش بسته است. او نقشهای این چنینی در کارنامه‌اش بسیار دارد. بازی زیبای او در گوزن‌ها، ساخته مسعود کیمیایی که پس از فرار از دست ماموران به اتاق قدرت می اید و با چشمانی که هراس و ترس از انها جاری‌ست حس تعلیق را به خوبی به تماشاگرش القا می کند. بازیگری که بخواهد این‌چنین بازی از خود ارائه دهد باید دنیایی از تجربه و دانش را با خود داشته باشد. پرویز فنی‌زاده به قول معروف خاک صحنه خورده بود، او استادان بزرگی داشته ولی هیچ کدام انها استانیسلاوسکی نبوده اند، ولی بازی‌یی که از او می‌بینیم از جنس بازی تعلیم دیده‌های اکتورز استودیو است. بازی و نقش جزء ذات وجودی اوست.  شاید غلو نکرده باشم اگر بازی او را همسنگ بزرگان سینمای جهان قرار دهم.



ادامه مطلب را مطالعه فرمایید

تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 5 خرداد 1391 09:29 ب.ظ